سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مشاهده RSS Feed

آيه هاي انتظار

▐♣*♣▐یوسف آل طاهاویاسین* ویژه نامه ولادت فرخنده حضرت علی اکبر(ع) * ▐♣*♣▐

به این مطلب امتیاز بدهید




▐♣*♣▐یوسف آل طاهاویاسین ▐♣*♣▐
ویژه نامه ولادت فرخنده حضرت علی اکبر علیه السلام





مروارید در صدف

قد دلجویش به شاخه شمشاد می ماند؛ سایه گستر و پربار.
جام چشم هایش چون شط شراب است، زلال و درخشنده تر از آفتاب.


کمال ابروانش به رعد شباهت دارد؛ به ستیغ کوه.
طره مشکین گیسوانش، شاخه طوبی را به یاد می آورد؛ سبک و رها چون موج.


حُسن یوسف در مقابل توفان زیبایی اش، پیراهن درید و شاهدان عالم قرب،
از شکوه وجودش، پای در گل ماندند و خوبرویان دل بُرده از جهان،
انگشت حیرت خویش را به بهای ترنج بریدند.

اما این زیبایی صورت، حجابی است تا آن سر غیبیه، مکتون بماند
و این ظاهر خَلقی، آن باطن خُلقی را پرده داری می کند.


صدف را دیده اید که با همه زیبایی و شگفتی اش، محزون مروارید است؟
تا صدف را نگشایید، کجا می توانید به آن گوهر پنهانی وجود دست یابید؟!


این کوثرنشان حیدری نسب، در جمال لم یزلی اش،
آیینه داری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را می کند،
اما تو در تعلق و تعیین این جلوه و جذبه ظاهری نمان.


پشت این آیینه هزار جلوه، وجود صیقل یافته ای است که بیش از همه،
بر حقیقت پنهان محمدیه صلی الله علیه و آله نزدیک است.

بی جهت علی اکبر صلی الله علیه و آله را پیامبر دوباره آل اللّه ننامیده اند؛
تو بهانه این نسبت را در ظهور عینی او جست وجو می کنی،
اما دلیل، در حضور غیبی اوست.


چاره ای نیست! تو نیز برای یافتن آن نور پشت دریاها،
باید در وجود حضرتش غرق شوی!


نزهت بادی







می‌آیی و لیلا شده مجنون عطر و بوی تو
دستی به رویت می‌کشد، یک دست بر گیسوی تو


نه بر نمی‌دارد کسی یک لحظه چشم از روی تو

یک چشم زینب بر حسین آن چشم دیگر سوی تو


هم باده نوش کوثری، هم مست از جام علی
باز، ای محمد! می‌رسی، این بار با نام علی


یا رب و یارب ساغرت، یا حق و یا حق باده‌ات
از مستی لب‌های تو میخانه شد سجاده‌ات

یک دم علی گل می‌کند در آن لباس ساده‌ات
یک دم محمد می‌رسد با زلف تاب افتاده‌ات


می‌آید از در مصطفی امشب که مستم با علی!

حالا که تو هر دو شدی پس یا محمد! یا علی!


تسبیح زیبایت دل روح الامین را می‌برد
آن قد و بالایت دل اهل زمین را می‌برد


ناز قدمهایت دل سلطان دین را می‌برد
موج نگاهت کشتی اهل یقین را می‌برد


غرقند قایق‌های ما در بهت اقیانوس تو
بال ملک می‌سوزد از «یا نور و یا قدوس» تو


وقتی رجز خوان می‌شوی، انگار حیدر می‌رسد

یک لافتای دیگر از نسل علی سر می‌رسد


ای نسخه دوم! ـ که با اصلش برابر می‌رسد
پیش تو می‌لرزد زمین، گویی که محشر می‌رسد


صف می‌کشد یک شهر تا شاید تماشایت کند

مه می‌رسد تا یک نظر در صبح سیمایت کند


شهزاده! دل را می‌بری از شهر با یک گوشه لب
ای مرد! تو یا یوسفی یا احمدی، یا للعجب!


چشم انتظارت کوچه‌ها، ای ماه زیبای عرب!

صبح یتیمان می‌رسد تا می‌رسی تو نیمه شب


دستان تو میراثی از دست کریم مجتبی
اصلا تو گلچینی شدی از گلشن آل عبا

تا پرده‌های خیمه را ماه جوان وا می‌کنی

هم دشمن و هم دوست را غرق تماشا می‌کنی


با شرم و خواهش یک نظر در چشم بابا می‌کنی
از او چه می‌خواهی؟ چرا این پا و آن پا می‌کنی؟


ای کربلایی این تو و این لحظه‌ی دلخواه تو
ای شیر مست هاشمی اینجاست جولانگاه تو

می‌خواستت در خاک و خون اصلا خدای کربلا
اصلا سرشتت از گِلی خونین برای کربلا


تا باز باشی بهترین، در روضه‌های کربلا
اما در این توفان امان از ناخدای کربلا


با خواهش چشمان تو تا اذن میدان می‌دهد

با رفتنت آرام جان! دارد پدر جان می‌دهد


قاسم صرافان


در کوچه باغ‏های کهنسال زمین،
آسمانی‏ ترین عاشقانه‏ های یک جوان است

که جاری است و در جسم خاموش شب،
یاد دوباره‏ای از خورشیدِ مهرانگیز پیامبر است که روان.

نگاه تقویم‏ها پر از بهار می‏شود، دلاویز؛
و کتاب خاطرات دنیا، بوستانی می‏شود عطرافشان.

گنجایش هستی از این بیش نیست
و این همه از نام اوست در مدینه.


به رنگ همیشه می‏آید تا گام‏های جوا
ن امّا جامانده را به خدا بکشاند

و دست‏های پر تحرّک امّا درمانده را
به دامان سبزنیایش برساند.


تا رعناییِ خویش را به پای برترین محبّت نهد
و دور از خوشایندِ این سرا و ستایش‏های پوچ،
شکفتگی خویش را فدای والاترین عشق نماید.

سر نهادن او به دُرّ واژه‏های پدر،
ترسیم واقعی ادب و درس مهمّی از احترام است.


او آمده تا به موازات همین سپاسگزاری،
پا در رکاب پدر،فضای بسته شب را به مذلّت بیفکند،
تا تشعشعی دلنواز وزیدن بگیرد.

آمده تا ندای سبز عرفان را در شریان‏های زیست بپراکند
و رگه ‏های شفاف قرآن را حتّی از سکوتش بشنویم.

در این تفرجِ همه گیر و مراسم برانگیخته از شور نوزا،
چه تبسّم‏هایِ شیرینی تعارف می‏شود!

در این ناگهان پر از شادباش،
چه خاک‏های خشکی که بَر می‏دهند


و همین طور میوه‏های کال ذهن است
که به روشنیِ پر رنگ می‏رسد.

محمد کاظم بدرالدین








فعالیتهای فرهنگی - هنری


یوسف آل طاها و یاسین *ویژه نامه ولادت حضرت علی اکبر(ع) *(سال 92)
ماه تابان آل طه { ویژه نامه ولادت حضرت علی اکبر *ع*} (سال 91)

ويژه نامه ولادت سرو قامت آل ياسين،حضرت علي اکبر (ع)(سال 90)

آسماني ترين جوان(ويژه نامه ولادت حضرت علي اكبر (ع)( سال 89)

پيامک هاي تبريک ولادت حضرت علي اکبر و گراميداشت روزجوان

مجموعه سخنرانی ها پیرامون جوان و نوجوان

تصاویر ویژه ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام

مولودي شب ميلاد حضرت علي اکبر علیه السلام

حضرت علي اكبر در آئينه نگاه شاعران






مقالات و مطالب مرتبط

علي اکبر (ع)؛ الگوي ايمان و ادب و شجاعت

حضرت علی اکبر (ع) در کلام امام خمینی

اعتراف معاویه به شایستگی علی اکبر (ع)

فضائل حضرت علی اکبر علیه السلام

ويژگي هاي حضرت علي اکبر (ع)

زندگي نامه حضرت علي اكبر(ع)

سیمای حضرت علی اکبر (ع)

يك علي از علي هاي حسين

پيامبر دوباره اهل بيت

جوانی به رنگ نبیّ

از شباهت تا سعادت


الگوي برتر جوانان


جوانه خورشید




نظرات