سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مشاهده RSS Feed

آيه هاي انتظار

╣◄*►╣ لحظه های ناب عشق و نیایش* ویژه نامه روز بیست و چهارم ماه رمضان *╣◄*►╣

به این مطلب امتیاز بدهید

╣◄*►╣
لحظه های ناب عشق و نیایش ╣◄*►╣

*** ویژه نامه روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان
***




دعاى روز بیست و چهارم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم


اللهمّ إنّی أسْألُکَ فیه ما یُرْضیکَ
وأعوذُ بِکَ ممّا یؤذیک
وأسألُکَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَکَ ولا أعْصیکَ

یا جَوادَ السّائلین.


خدایا من از تو میخواهم
در آن آنچه تو را خوشنود کند
و پناه مى برم بتو ازآنچه تو را بیازارد
واز تو توفیق می خواهم در آن
براى اینکه فرمانت برم
ونافرمانى تو ننمایم

اى بخشنده سائلان










تلاوت ترتیل جزء بیست و چهارم
قرآن کریم



برای شنیدن تلاوت قرآن بر روی تصویر بالا کلیک کنید



24-بهار مومنان


قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)


الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه
و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:


زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى ‏اش براى شب
زنده ‏دارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مى ‏گيرد.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3.





من کیم؟ عبد گنه کار الهی العفو
من کیم؟ بنده ی سربار الهی العفو

منم آن کس که نمک خورد و نمکدان بشکست
نه که یک مرتبه، بسیار الهی العفو


نفس من ول کُنِ من نیست! خدایا چه کنم؟
خسته ام زین همه آزار الهی العفو

با گناهی که ز من سر زده، بین من و تو
چیده شد این همه دیوار الهی العفو


من زمین خورده ام و آمده ام توبه کنم
با چنین وضع اسفبار الهی العفو

بزنی یا نزنی مال تواَم جان علی
پس بیا رحم کن این بار الهی العفو


چیزی از سوختن من که نصیبت نشود
پس نجاتم بده از نار الهی العفو

مهربانی کن و این بار مرا نیز ببخش
ذوالکرم! حضرت غفّار! الهی العفو


زیر چتر کرمت آمده ام ربّ کریم
با علی ـ حیدر کرّار ـ الهی العفو

ای خدای علی و فاطمه! ای رحمت محض!
می زنم در همه جا جار الهی العفو


ذکر من بعد سلامی به حسین بن علی
می شود لحظه ی افطار: الهی العفو





بارالها !بر مم منت گذار و در کار بخشش خود سخت میگر
از گناهم در گذر و مرا را از عذاب خود رهایی ده
که مرا طاقت عدل تو نیست
و بی بخشایش تو امیدی به نجات نباشد



بار خدایا !ای بی نیاز بی نیازان
اینک این منم که باسری افکنده در پیشگاه توام
سرافکنده و روسیاه مستغفر و توبه خواه



مهربانا !من از همه به تو محتاج ترم
پس به توانگری خویش تهی دستی ما را چاره ای ساز
و احسان خویش را از ما دریغ مدار
آن گونه که نومید گردیم


خدواندا !اگر ازمنروی بگردانی
آن کسی که از تونیک بختی خواسته بد بخت شود
و آن کس که چشم بخشش ازتو داشته تهی دست ماند



با چنین حال نومیدی پیش چه کسی روم ؟!
و روی نیاز به کدامین درگاه برم ؟!


رئوفا !تو منزهی و من از جمله بیچاره گانم
که بر آوردن خواست ایشان را واجب کرده ای
و ازجلمه رنج دیدگانیم که
برداشتن رنج ایشان را وعده فرموده ای



الهی ! آن دم که از شیطان فرمانبری کردم و از تو نافرمانی
شیطان به شادی پرداخت
و اینک که من او را برای خاطر تو رها کرده ام
و به سوی تو آمده امدیگر به گناه کردن من شادش مکن



بار الها!خواست تو را سزاوار تر و بزرگی تو را شایسته تر ان است
که بر خواستار خود رحمت خود رحمت آوری
و آن کس را که از تو یاری طلبد فریاد رس باشی
پس بر زاری و نیاز من رحمت آور
و اکنون که خویشتن را بر آستان تو افکنده ام
جز از خودبی نیازم فرما


امین یا رب العالمین





معارفی از جزء بیست و چهارم قرآن کریم

دو شرط بهشت و تنها شرط جهنم

رفتار عجیبی که منکران قیامت دارند


وَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالاَْخِرَةِ وَ إِذَا ذُكِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ(45- زمر)
هنگامى كه خدا به یگانگى یاد مى‏شود دل‏هاى كسانى كه به آخرت ایمان ندارند گرفتار نفرت مى‏شود و هنگامى كه یاد غیر خدا مى‏شود، شادمان مى‏گردند.

آیه گزارشی از رفتار کسانی است که ایمانی به آخرت ندارند و زندگی را خلاصه در همین چند روزه دنیا می دانند و بس(1). این عده کسانی اند که وقتی در پیش آنها سخن از خدا و دین و احکام و معارف آن شود چندششان شده و حالت تنفر سراسر وجودشان را می گیرد و اگر با آنها سخن از دنیا و راههای ارضای خواسته های نفس گفته شد فورا شادمان گشته و سرور و خوشحالی وجودشان را در بر می گیرد.
سرچشمه بدبختى این گروه دو چیز بوده است انكار اصل توحید و عدم ایمان به آخرت

گاه انسان چنان به زشتی ها خو مى‏گیرد و از پاكی ها بیگانه مى‏شود كه از شنیدن نام حق ناراحت و از شنیدن باطل مسرور و شاد مى‏گردد، در برابر خداوندى كه آفریننده عالم هستى است سر تعظیم فرود نمى‏آورد، اما در برابر قطعه سنگ و چوبى كه خود ساخته و یا انسان و موجوداتى همانند خود زانو مى‏زند و تعظیم مى‏كند. شبیه این معنى در آیه 46 سوره اسراء نیز آمده است:«وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ نُفُوراً؛ هنگامى كه پروردگارت را در قرآن به وحدانیت یاد مى‏كنى فرار مى‏كنند.»
از این آیه به خوبى استفاده مى‏شود كه سرچشمه بدبختى این گروه دو چیز بوده است انكار اصل توحید و عدم ایمان به آخرت.(2)

امان از انسان ناشکر و نمک نشناس

فَإِذَا مَسَّ الْانسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثمُ‏َّ إِذَا خَوَّلْنَهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلىَ‏ عِلْمِ بَلْ هِىَ فِتْنَةٌ وَ لَاكِنَّ أَكْثرََهُمْ لَا یَعْلَمُونَ(49- زمر)


وقتى انسان گرفتار زیان مى‏شود، ما را مى‏خواند و هنگامى كه ما از جانب خود نعمتى به او مى‏دهیم [به جای شکر گزاری] مى‏گوید: این با تلاش و درایت خودم به دست آمده است؛ در حالی که آن نعمت وسیله ای برای امتحان او بود و بیشتر مردم از واقعیت بی خبرند.
این آیه به یکی از ویژگیهای طبیعت انسانی اشاره می کند كه به پیروى هواى نفس گرایش دارد و به نعمت‏هاى مادى و اسباب ظاهرى پیرامونش مغرور است و فراموشكار نیز هست؛ که هر وقت دچار گرفتارى می شود رو به خدا کرده و او را به خلوص مى‏خواند ولی همینکه پروردگارش نعمتى به او داده و او را از گرفتاری خلاص می کند فورا آن نعمت را به خودش نسبت مى‏دهد و مى‏گوید: «هنر خودم بود» و پروردگارش را فراموش مى‏كند و نمى‏داند كه همین خود وسیله ای است كه با آن امتحانش مى‏كنند.(3)

دو نکته:

1. انسان هم دارای طبیعت است و هم دارای فطرت. طبع و طبیعت او ریشه در جنبه مادی و خاکی او دارد(4) ولی فطرت او متعلق به عالم بالا و آن جنبه ملکوتی اوست.(5) بنابراین هر چه که برای انسان طبیعی و مربوط به طبیعت او می شود اگر تحت مدیریت وحی و فطرت در نیاید عامل سقوط و هلاکت انسان می شود. یکی از این طبیعی ها همین حالت است که در آیه به آن اشاره شد.

2. انسان باید تمام داشته های خود را نعمت الهی دانسته و شکرگزار او باشد و نیز بداند که داده های خدا جنبه آزمون و امتحان هم دارد که اگر با مصرف درست آنها در مواردی که رضای الهی در آن است شکر آن را بجا آورد علاوه بر حل مشکل دنیائیش، بهشت خود را هم آباد کرده است و اگر به محض دریافت نعمت، دهنده آن را فراموش کرد و در مسیر کفر و ناسپاسی قدم گذاشت؛ همان نعمت تبدیل به نقمت شده و جهنم او را شعله ور می کند.

بندگان خدا! از رحمت او مأیوس نشوید

قُلْ یَاعِبَادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُواْ عَلىَ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ(53- زمر)


بگو: اى بندگان من كه [با ارتكاب گناه‏] بر خود ستم کرده اید! از رحمت خدا نومید نشوید که یقیناً خدا همه گناهان را مى‏آمرزد زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است‏
خداوند متعال در این آیات راه بازگشت را توأم با امیدوارى به روى همه گنه كاران مى‏گشاید و با لحنى آكنده از نهایت لطف و محبت آغوش رحمتش را به رویشان باز كرده و فرمان عفو آنها را صادر نموده است.

دقت در تعبیرات این آیه نشان مى‏دهد كه از امیدبخش‏ترین آیات قرآن مجید نسبت به همه گنهكاران است. فراگیری و گستردگى آن به حدى است كه طبق روایتى امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود: در تمام قرآن آیه‏اى وسیعتر از این آیه نیست.(6)

دو نکته مهم

1. با استناد به جمله « إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا» ثابت می شود که خداوند هر گناهی اعم از صغیره و کبیره را بخشیده و مشمول غفران خود می کند.

2. با مقایسه این آیه با آیه 48 سوره نساء که می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَكَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ یَشاءُ؛ خداوند شرك را نمى‏بخشد، اما كمتر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى‏بخشد.» فهمیده می شود که بخشش در آیه مورد بحث در صورتی است که گنهکار توبه کرده باشد که اگر فرد گنهکار به واقع توبه کرد وعده خدا در حقش عملی شده و گناه او هر چه که باشد بخشیده می شود حتی اگر شرک باشد؛ اما اگر توبه ای در کار نبود خدا ممکن است از برخی گناهان او در گذرد که بی تردید شرک جزء آنها نخواهد بود.(7)

یکی را «بدرقه» ؛ یکی را «هِی» می کنند

وَ سِیقَ الَّذِینَ كَفَرُواْ إِلىَ‏ جَهَنَّمَ زُمَرًا ... وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ رَبهَُّمْ إِلىَ الْجَنَّةِ زُمَرًا ... (73- زمر)


« سِیقَ» ماضی مجهول فعل «سَاقَ» و از ریشه «سَوق» است و معنای آن حرکت دادن از پشت سر است.(8) از این رو به کسی که حیوانات را از پشت می راند تا حرکت کنند «سائق» گفته می شود.(9)

«زُمَر» که نام همین سوره هم هست جمع «زُمرة» است و زمره به معنای جماعت و گروهی از مردم است(10)؛ بنابراین معنای آیات مورد بحث این می شود: که منکر شدند و کفر ورزیدند را به صورت گروه گروه به سمت جهنم می برند و در مقابل کسانی که اهل تقوا و خداترسی بودند را هم دسته دسته ساماندهی کرده و به سوی بهشت حرکت می دهند.

نکته قابل توجه این است که برای هر دو دسته از فعل « سِیقَ» استفاده کرده است؛ آیا این بدان معناست که طرز حرکت و انتقال این دو گروه به بهشت و جهنم به یک سبک و سیاق است؟ یا هر یک از این دو طایفه را با سبک و سیاق متناسب با آنها به سمت جایگاه و محل استقرارشان حرکت می دهند؟
پاسخ روشن است؛ بی تردید در روزی که حقیقت ظهور می کند کسانی که عمری به دین خدا احترام گذاشتند؛ احترام خواهند دید(11) و آنان که تا توانستند دین خدا را مسخره کردند و از هیچ بی احترامی نسبت به آن دریغ نورزیدند، جز خفت و خواری چیزی نصیبشان نمی شود(12)

پس معنای « سِیقَ» برای کافران و مؤمنان متفاوت خواهد بود. « سِیقَ» برای کافران یعنی آنها را همچون حیوان از پشت سر هِی کرده و به جهنم می ریزند(13) و « سِیقَ» برای مومنان یعنی آنها را در کمال عزت و احترام بدرقه کرده و با تشریفات خاصی تا بهشت مشایعت می کنند.

دو شرط بهشت در کنار تنها شرط جهنم

مَنْ عَمِلَ سَیِّئَةً فَلَا یجُْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثىَ‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئكَ یَدْخُلُونَ الجَْنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیهَا بِغَیرِْ حِسَابٍ(40- غافر)


هر كه بدى كند جز به مانند آن كیفر نیابد، و از مردان یا زنان كسانى كه كار شایسته انجام دهند در حالى كه مؤمن باشند، آنان در بهشت درآیند و در آن بى‏حسابْ روزى یابند.

پیام آیه این است: كسى كه در دنیا عمل ناپسندی انجام دهد، در آخرت فقط مثل همان عمل جزای او خواهد بود؛ یعنى جزایى كه او را بد حال و گرفتار كند و كسى كه عمل صالحى انجام دهد، چه مرد باشد و چه زن، به شرطى كه ایمان هم داشته باشد، در آخرت داخل بهشت گشته و در آن رزقى بى‏حساب خواهند داشت.(14)

اما برداشتی که از این آیه ممکن است و روا این است که ورود به جهنم و تحمل عذاب آخرت تنها یک شرط دارد و آن اینکه انسان نافرمانی خدا را کرده و مرتکب گناه شود؛ ولی ورود به بهشت دارای دو شرط است: یکی ایمان و دیگری عمل صالح و در تحقق این شروط هم به هیچ وجه جنسیت مطرح نیست.











روز بیست وچهارم: رضای خداوند


دعای روز بیست وچهارم

«اللهمّ إنّی أسْئلُكَ فیه ما یُرْضیكَ و أعوذُبِكَ ممّا یؤذیك
و أسئلُكَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَكَ و لا أعْصیكَ یا جَوادَ السّائلین»










موجبات رضایت الهی

1 - زیاد استغفار کردن


2 - فروتنی

افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

3 - زیاد صدقه دادن:

علی علیه السلام: «ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله: کثرة الاستغفار
و خفض الجانب و کثرة الصدقة؛
سه چیز موجب رضای الهی می‏شود: زیاد استغفار کردن،
فروتنی و زیاد صدقه دادن.» (1)

4 - عدم تن‏ پروری:

علی علیه السلام: «من اسخط بدنه ارضی ربه؛
هر کس در راه بندگی بدنش را به سختی اندازد، خدا را راضی کرده است.» (2)

یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد


من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد







عوامل کاهش ارزش روزه





افکار ناپسند

روزه ظاهری، همان خودداری ارادی از خوردن غذاها
و دیگرکارهای منع شده است؛

ولی روزه نفس، عبارت است از خودداری حواس پنجگانه از
افعال ناستوده و خودداری دل از نیت های پلید.

قلب انسان روزه دار، باید هم سو با خود او روزه دار باشد.
آنسان که روزه دار از انجام کارهای زیادی خودداری می کند؛

قلب او هم باید برای حفظ حریم روزه، از افکار آلوده و عصیان آمیز بپرهیزد
و هر گونه افکار ناپسند را از سر خود بیرون کند.

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: «
روزه قلب از اندیشه روی آوری به گناه، از روزه شکم از خوردن غذا برتر است».

همچنین آن حضرت فرمود:
«روزه قلب بهتر از روزه زبان، و روزه زبان بهتر از روزه شکم است».




چه شب است يا رب امشب كه شكسته قلب ياران
چه شبى كه فيض و رحمت، رسد از خدا چو باران


چه شبى كه تا سحرگاه، زفرشتگان «الله»
بركات آسمانى، برسد به جان نثاران


شب انس و آشنايى است، شب عاشقان مهدى است
شب وصل هر جدايى است، شب اشك رازداران

شب تشنگان ديدار، شب ديدگان بيدار
شب سينه هاى سوزان، شب سوز سوگواران


شب قلب هاى لرزان، شب چشم هاى گريان
شب بندگان خالص، شب راز رستگاران

شب توبه و انابت، شب صدق و معنويت
شب گريه و مناجات، شب شور و شوق ياران

شب نغمه هاى ياربّ، شب ذكر «توبه» بر لب
شب گوش دل سپردن، به سرود جويباران

چه بسا كه تا سحرگاه، سفر شبانه رفتيم
كه مگر نسيم لطفى، بوَزَد در اين بهاران

چه خوش است يا رب امشب، كه خطاى ما ببخشى
ز كرم كنى نگاهى به جميع شرمساران

تو خدايى و خطاپوش، تو بزرگ و اهل احسان
گنه از غلام مسكين، كرم از بزرگواران


تو انيس خلوت دل، تو پناه قلب خسته
تو طبيب چاره سازى، تو كريم روزگاران

دل دردمند ما را، تو شفايى و تو درمان
به تو مبتلا و محتاج، نه منم، كه صد هزاران


به خدائيت خدايا، به مقام اوليايت
به فرشتگان، رسولان، به خشوع خاكساران

شب دلشكستگان را به سحر رسان، خدايا
ز فروغ خود بتابان، به دل اميدواران


(جواد محدّثى)





نظرات