سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مشاهده RSS Feed

آيه هاي انتظار

▓彡ỗ♥ỗ彡▓ مباهله روز جلوه عظمت و فضیلت پیامبر و اهل بیت علیهم السلام ▓彡ỗ♥ỗ彡▓

به این مطلب امتیاز بدهید












مباهله روز جلوه عظمت و فضیلت پیامبر و اهل بیت علیهم السلام

ویژه نامه روز مباهله








آنان که با مه ‏آلوده ‏ترین شب‏ها پیمان بسته بودند،
آمدند تا آفتاب حقیقت را به تاریکی فرو افکنند.

تو آمدی؛ چون ماهی درخشان
که کهکشانی از ستاره‏ ها را به همراه دارد.


آنان نمی‏دانستند که سپیده را نفرت تیرگی، کارگر نیست
و دست‏های سبز بهار را رگبار زرد خزان، فرو ریختن نمی‏تواند.

معاشران حق، به آیه ‏های آبی آسمان تکیه دارند
و جز به راستی زبان نمی ‏گشایند.


همراه با چهار دلیل محکم
دست در دست فرزندان آبشار آمدی؛
با اطمینانی که تار و پودت را روشن می‏کرد.

آمدی؛ با چهار نشانه سبز، چهار دلیل محکم که نگاهشان،
خانه برانداز توفان جهل و سیاهی بود.


آمدی تا حقانیت خورشید را
در خواب‏ آلوده‏ ترین چشم‏ها، بشارتی ابدی باشی.

روز برمی‏آید ، حتی در هجوم ابرهای بی‏ خبری
و مژده آگاهی و رویش را با خود خواهد آورد.


پرده از چشم‏های نجرانیان کنار رفت
پس هر کس با تو در مقام مجادله برآید، درباره عیسی
بعد از آن‏که به وحی خدا به احوال او آگاهی یافتی، بگو بیایید!

ما و شما با فرزندان و زنان خود به مباهله برخیزیم
تا دروغ‏گویان و کافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم.


عطر یقینت که در همه‏ جا پیچید،
پرده ‏های تردید از دیدگان بی‏ خبر نجرانیان کنار رفت.

آنان دریافتند که تو نیز چون مسیح علیه ‏السلام ،
پیام‏ آور مهربان آئینه ‏ای و بشارت‏ دهنده رستگاری انسان‏ها.








وضو بگیرم در حال روزه با تکبیر

کنم مباهله با دشمنان حی قدیر

زبان حق شوم و آیة مباهله را
به شأن فاطمه و شوهرش کنم تفسیر


ز قول دوست و دشمن شنو که این آیه
به وصف اهل کسا از خدا شده تعبیر

محمد وعلی و فاطمه، حسین و حسن
که پنج در عددند و یکی چو حی قدیر


پی مباهله کردند روی در صحرا
یکی چو مهر فروزان چهار ماه منیر

فتاد چشم نصارا به آن خدارویان
که نور طلعتشان گشته بود عالم گیر


مسیحیان پی نفرین پنج تن دیدند
که نیست غیر هلاکت برایشان تقدیر

همه به خاک قدوم پیمبر افتادند
که ای ز جانب حق خلق را بشیر و نذیر


به حضرت تو نصاری تمام تسلیم اند
که تو بلند مقامی و ما تمام حقیر

هزار مرتبه نفرین به دشمنان علی
که می کنند در این آیه حیله و تزویر


کنند فضل علی را به دشمنی انکار

خدای نگذرد از این خطا و این تقصیر

چرا شدند فراری از این حقیقت محض
چرا به سلسلة نفس خود شدند اسیر


قسم به جان علی منکر مباهله را
خدای لعن نموده، پیمبرش تکفیر

گرفتم آنکه شود خصم منکر خورشید
کجا به تابش انوار آن کند تأثیر


فضائل علی از حد بود فزون چه زیان
که بر مباهله منکر شوند یا به غدیر

علی کسی است که در جنگ بدر شد پیروز
خدا به جنگ احد می دهد به او شمشیر

علی است فاتح احزاب و فاتح خیبر
علی است تیرالهی به قلب خصم شریر

علی است بت شکن کعبه روی دوش رسول
علی به بیشة اسلام شد خروشان شیر


علی به جای نبی خفت و جان گرفت به دست
کسی نیافت چو او این چنین مقام خطیر

حدیث منزله چون آفتاب می تابد
به این دلیل علی بعد مصطفاست امیر

وصی احمد مرسل کسی بود “میثم”

که در تمام فضایل ورا نبود نظیر

سازگار





و اینک، سربازان اندیشه محمد صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ،
همه خانواده و همه دار و ندار محمد صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله آمده ‏اند.
آمده‏اند تا گواه صدق او باشند؛ تا گواه باشند بر یقین محمد.

یقین، متاع بازار محمد صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله است.
چگونه است که این بازار مکاره الحاد
و این آزار جهل خودخواسته یهود،
با مشتى جهل، به جدال با ایمان آمده است


و چه حقیر است غیر از محمد و آلش
هر کسى و چه ضعیف است غیر از کلام محمد!

این جمع که مى ‏آیند،
هر یک براى حقانیت جهانى کفایت مى ‏کنند؛
هر یک خود، دلیل آفرینش جهانند و سکان کشتى زمین.

محمد صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله ؛
على علیه ‏السلام ، فاطمه علیهاالسلام
و
حسن علیه ‏السلام و حسین علیه ‏السلام ،
هر یک آیه‏اى از آیات پروردگارند.

ستاره ‏هاى آسمان حقیقت
آب‏ها در سرچشمه حیات،
سجده بر شما را آغاز کردند
و بادها از یمین و یسار مدینه،
نیستان اندیشه را به نوا در آوردند.


اى ستاره‏هاى آسمان حقیقت!
چگونه فرشته مرگ، قصد شما کند
که مرگ و زندگى، بهانه شناخت شماست
و شما اثبات آیین محمد؟!

اما واى بر مردمى که از محمد امین،
براى صداقتش گواه مى ‏خواهند
و از منادى توحید، براى رسالتش اعجاز.


با نفس خویش، به مباهله آمده‏ ام
با نفس خویش به مباهله آمده ‏ام.
گفته ‏ام نام پنج بهار بى‏ خزان را
با خود گواه مى ‏برم.

گفته ‏ام نام پنج جهان بى‏ منتها،
پنج بى‏ کران بزرگ را گواه مى‏ برم.
مى ‏خواهم با جهل و تجاهل نفسم به جهاد درآیم.

امروز، به نام محمد و على و فاطمه و حسن و حسین،
مى ‏خواهم بر الحاد پنهان درونم پیروز شوم؛

مى‏ خواهم به دین محمد، دوباره بنگرم
و بتى را که از خواسته‏ هایم تراشیده ‏ام، فرو بریزم.


مى ‏خواهم گوساله سامرى عادت‏ هایم را
در میدان مباهله با خود بسوزانم و به خودم ثابت کنم

که براى عشق ورزیدن به خالق هستى،
«عشق محمد بس است و آل محمد»



و مگر اهل حق را از رویارویى با دشمن باکى است؟!
مگر مى ‏توان دل بسته حقیقت بود و بر شاخسار بلندش آویخت

و به دامان استوارش چنگ زد،
ولى در خطرها و مهلکه‏ ها پاى سست نمود؟!


اهل حق را چه نسبت با ترس و هزیمت؛
که هرجا مجال بحث و جدال بود،
استوار و باصلابت، زبان به حق‏گویى
و دفاع از ایمان خویش مى ‏گشایند و آن‏گاه که
دشمن کینه ‏توز لجوجانه بر باطل خویش پاى مى‏ فشرد،


به امر خداوند، مردانه او را به «مباهله»
و خداى را به داورى مى‏ خوانند
تا هیمنه پوشالى باورهاى اهل باطل،
به چشم بر هم زدنى نابود شود... .



چیزى از طلوع خورشید نگذشته بود
و هنوز خورشید سوزان جزیره ‏العرب،

گرماى خویش را بر خنکاى بامدادان مسلط نکرده بود؛
ولى همه اهل مدینه در بیرون شهر، نگران و امیدوار،
انتظار واقعه‏ اى تازه را مى ‏کشیدند.


آن سوتر، مسیحیان نجران نیز حاضر بودند؛
ولى نگرانى و دلهره در چهره‏هاشان موج مى ‏زد،

از دیروز که پس از ساعت‏ها بحثِ بزرگانشان با رسول خدا
صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله و قانع نشدن آنها،
ناچار به پیشنهاد مباهله حضرت تن دادند،
تا امروز، خواب برچشمانشان حرام شده بود،...

ناگهان مردى فریاد زد رسول‏ خدا،
رسول خدا صلى‏ الله ‏علیه‏ و‏آله مى‏ آیند.

همه گردن کشیدند تا ببینند آن حضرت با چه هیئتى
و به همراه چه کسانى به مباهله آمده.


خبر به بزرگ مسیحیان، «ابوحارثه»، رسید؛
او نیز عصا زنان خود را به جلوى جمعیت رساند

و حیرت‏زده رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله را دید؛
در حالى که دست کودکى را در دست دارد
و کودکى خردسال نیز در آغوش اوست؛


آرام و باوقار، همراه جوانى نورانى در کنار
و زنى باوقار در پشت سر، پیش مى ‏آید...

با شگفتى پرسید: اینان کیستند؟
کسى پاسخ داد: آن جوان، پسر عم و داماد اوست
و آن زن نیز فاطمه دختر او و عزیزترین مردم در نزد او؛
و آن دو کودک نیز فرزندان آنها هستند...

ابوحارثه بى ‏درنگ گفت:
«چهره ‏هایى را مى ‏بینم که اگر از خدا بخواهند
کوه‏ها را از جاى برکَنَد چنین خواهد کرد ؛

بترسید و با آنها مباهله نکنید که هلاک خواهید شد
و حتى یک نصرانى در زمین باقى نخواهد ماند...».








نگاهی به جایگاه فاطمه زهرا (س) در آیه مباهله از نظرگاه اهل سنت
.....مباهله اثبات حقانیت پیامبرو آل پیامبر صلوات الله علیهم.....
......ماجرای مباهله سندی زنده بر عظمت اهل بیت(ع)......
........مباهله پیامبر (ص) جلوه گاه حقانیت اسلام........
......بررسی تاریخی آیه مباهله و بازتابهای آن......
...........اعمال و دعاهای روز مباهله...........
..........آیه مباهله، سند افتخار شیعه..........
..............شرح آيه مباهله...............









نظرات