سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مشاهده RSS Feed

mostafavi9090

چندضربه چکش...

به این مطلب امتیاز بدهید
توی زندگی خانوادگی گاهی یه شرایط یا موقعیت هایی پیش میاد که طرفین دیگه خودشون نمی تونن مشکل رو حل کنند. یا اگه هم بتونن یا خیلی طولانی می شه یا خیلی پر هزینه.
به خاطر همین بهتره که در ارتباط با اون مشکل به یه مشاور خبره و امین مراجعه کنند.
ولی معمولا خیلی از افراد- مخصوصا آقایون- از مراجعه به مشاور یا می ترسند یا اگه هم نمی ترسند خودداری می کنند؛ که این کارشون معمولا ارتباطات خانوادگیشون رو به نحو شدیدی تحت تاثیر قرار می ده.

مثلا خانم خونه در یه جایی از زندگیش احساس ناراحتی یا نارضایتی می کنه. ترفند های مختلف رو به کار می بنده تا با شوهرش مشکل رو حل کنند ولی هیچ کدوم جواب نمی ده. خلاصه بعد از کلی پیگیری و این در و اون در زدن پیش یه مشاور می ره. و از اونجایی که مشاوره یک طرفه روندش شاید کند باشه و نتیجه دهیش محدود، لازمه که شوهر اون خانم هم توی جلسات شرکت کنه. این جاست که آقایون وقتی پیشنهاد مراجعه به مشاور رو می شنون احساس می کنن که موقعیتشون تو خطره. مثلا فکر می کنند که این پیشنهاد به معنی اینه که : تو عرضه اداره خونواده رو نداری. تو نمی تونی منو ارضا کنی. همه مشکلات تقصیر توئه. تو نیاز به اصلاح داری. اصلا تو مشکل داری و...

و در شکل پیچیده ترش پیش خودشون تصور می کنند که همسرشون اونا رو به اختلال روانی و دیوونگی و اینجور چیزا متهم کرده.
در صورتی که اصلا اینطور نیست. فرآیند مشاوره به خاطر اینه که وقتی زن و شوهرها توی یه حصار یا یه بن بست گیر می افتند، یه کسی که تخصص این کار رو داره، بتونه با آموزش هایی که به اونها می ده، راه بیرون رفتن از اون بن بست رو بهشون نشون بده. یا به واسطه بررسی مشکلات معمول زندگی ریشه اصلی اونها رو بخشکونه. کاری که شاید برای یه مشاور حرفه ای چند جلسه بیشتر طول نکشه ولی ما اگه خودمون بخوایم اقدام کنیم احتمالا به این زودی ها به نتیجه نمی رسیم.

یه داستان معروفی هست که یه وقتی یه کشتی خراب شد و دیگه قادر به حرکت نبود. رفتند یه آقایی رو آوردند که ببینه مشکل چیه. ایشون اومد و یه چند ساعتی توی موتورخونه کشتی هی به جاهای مختلف نگاه کرد و یه چیزایی نوشت و حساب کتاب کرد و گفت: یه چکش بیارید. وقتی آوردند رفت بالا سر یه قطعه و چند تا ضربه چکش بهش زد و گفت که درست شد. رفتند دیدند بله درست شده. گفتند: خیلی خب دستمزد شما چقدر می شه؟ مثلا گفت که:
10 میلیون تومن. گفتند که: ای بابا! برای همین چهار تا ضربه چکش؟ 10 میلیون؟ لطفا صورتحساب بدید. اون آقا صورتحساب رو نوشت به این صورت که:
دستمزد زدن چند ضربه چکش:1000 تومن.
دستمزد تشخیص این که این چند ضربه رو کجا باید زد:9،999،000 تومن.

بعضی وقتا مشکلات ما هم همین طوره. خیلی راه حلش پیچیده نیست، ولی برای پیدا کردن همون هم نیاز به متخصص هست.
البته خیلی خوب ومناسب بود که مسئولین یه روندی رو پیش بینی می کردند که توی همون مراحل آزمایشات قبل از ازدواج، زن و مرد یه چند جلسه ای آموزش های ضروری آشنایی با روحیات خودشون و طرف مقابل رو ببینند. آموزش هایی مثل: آشنایی با نیازهای روانی طرفین، شناخت روحیات زیربنایی زن و مرد، آشنایی با تفاوت های زن و مرد، مهارت خوب گوش کردن، مهارت گفتگوی صحیح، مهارت حل مساله، مهارت تصمیم گیری، مدیریت مالی خانواده، مهارت ارتباط با خانواده های طرفین و...

http://ahlekhaneh.ir/post/157