مشاهده RSS Feed

سکینه سادات

ایا توبرای رفتن اماده ای؟

به این مطلب امتیاز بدهید
داستان جالب
گویند: صاحب دلى، براى اقامه نماز به مسجدى رفت . نمازگزاران، همه او را شناختند؛ پس، از او خواستند كه پس از نماز، بر منبر رود و پند گوید . پذیرفت .
نماز جماعت تمام شد .
چشمها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست .
بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت:
((مردم!هر كس از شما كه مىداند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!))
كسى برنخاست . گفت: (( حالا هر كس از شما كه خود را آماده مرگ كرده است، برخیزد!))
باز كسى برنخاست .
ماندن)) اطمینان ندارید؛ اما براى ((رفتن )) نیز آماده نیستید!))








برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی