مشاهده RSS Feed

mostasharnezami

بسوزم از دل و جانم ، برای حضرت هادی { اشعار شهادت امام هادی علیه السلام}

به این مطلب امتیاز بدهید
توسط در تاریخ 09-04-1393 در ساعت 18:26 (341 نمایش)
نقل قول نوشته اصلی توسط mostasharnezami نمایش پست ها






هدایت می کند نامت زمین و آسمانها را


طراوت می دهد لحنت کویر خشک جانها را




امام پیرهای قوم بودی ,هشت سالت بود


تو می دانستی از اول نشان بی نشان ها را




ببخشایم اگر نام شما را بی وضو بردم


نقی نور است و چون آیینه می بندد زبانها را




زبانم قاصر است ای حضرت هادی مرا دریاب


که گم کردند بعضی هم زبانانم نشان ها را




دلم تنگ است خواهش می کنم مولای خوبی ها


که ننویسی به پای شاعران آن بدزبان ها را




ببین این اشکها را , غربتت را خوب می فهمم


تو آن نوری که در زندان جلا می داد جانها را




خودت می بینی و می دانی و آگاه تر هستی


که فرزندت می آید تا ورای داستانها را ...




دعا کن استجابت را برای ندبه های ما


جواب بد دلان را...بی دلان را...مهربان ها را...




نغمه مستشارنظامی


برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی