سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مشاهده RSS Feed

آيه هاي انتظار

ايا دنياي امروز بي نياز از دين است ؟

به این مطلب امتیاز بدهید
توسط در تاریخ 17-11-1390 در ساعت 01:06 (258 نمایش)




راستی در عصر نانو، در عصردهکده جهانی، در عصر ارتباطات واطلاعات، آیانیازی به دین وجود دارد؟ در عصرکنونی ودر میان نیازهای متنوع انسانی، دینچه جایگاهی می تواند داشته باشد؟

دین چه نقشی را در زندگی انسان امروزی،می تواند بازی کند؟ اگر دین را از صحنه زندگی خود حذف کنیم، مگر چه اتفاقی خواهد افتاد؟

اینها برخی سؤالاتی هستند که شاید ذهن بسیار ی از ما رابه خود مشغول کرده باشد، و شاید تاکنون جواب قانع کننده ای هم برای آن پیدا نکرده باشیم.
در باره پیدایش ادیان نظریات گوناگونی مطرح شده است،از مهمترین نظریات شایع در باره پیدایش ادیان نظریه اوگست کنت AugusteComte (۱۷۹۸م-۱۸۵۷م) جامعه شناس مشهور فرانسوی، وبنیانگذار مکتبوضعی(positivism) یا اثباتی است، او در این زمینه در کتاب ((دروس فلسفهاثباتی)) می گوید:

((من با بررسی توسعه کامل هوش بشری و زمینه های گوناگونفعالیت آن از نخستین جهش هایش تا امروز، خیال می کنم قانونی بنیادی را کشفکرده باشم که توسعه هوش بشری با ضرورتی تغییرناپذیر تابع آن است... این قانون مبتنی است بر این که هر یک از تلقی های اصلی ما و هر شاخه ازشناسایی های ما پشت سر هم از سه مرحله تاریخی متفاوت عبور می کند:

1-مرحله لاهوتی یا موهوم

2- مرحله مابعدطبیعی یا انتزاعی

3- مرحله علمی یااثباتی.))] دروس فلسفه اثباتی ص143

به بیان ساده تر نظریه کنت می گوید که انسان از لحاظ هوشی وعقلی سه مرحله را پشت سر گذاشته تا به امروز رسیده است:

1- مرحله لاهوتی یا دینی(مرحله کودکی): در این مرحله انسان پدیده های طبیعی را با عوامل ماوراء طبیعی ووهمی تفسیر می کرد.

2- مرحله متافیزیک یا فلسفی(مرحله نوجوانی): در این مرحله انسان پدیده های طبیعی را با دیدگاهی فلسفی تفسیر می کرد.

3- مرحله اثباتی یا علمی(مرحله بلوغ): در این مرحله انسان پدیده های طبیعی را بروش علمی تفسیر می کرد.

من بنا ندارم در این مختصر این نظریه را نقدو بررسی کنم، تنها به برخی نارسائیهای این نظریه اشاره گذرا می کنم، نخست اینکه قانون مراحل سه گانه با سیر وقایع تاریخی هماهنگی ندارد، زیرا عملاً بشریت از مرحله ی دینی به مرحله فلسفی وسپس به مرحله علمی منتقل نشده است، حتی اگر تاریخ اروپا که کُنْت آنرا ملاک خود قرار داده، مد نظر قرار دهیم، می بینیم که بعد ازمرحله فلسفی در یونان، هزار سال شاهد قرون وسطی بوده ایم که مرحله ای دینی بوده است.

وانگهی این ادعا که مرحله وضعی یا علمی پس از دومرحلهپیشین ظهور کرده، ثابت ومسلم نیست، زیرا که تفکر به مفهوم علمی اش با تولدعلوم تجربی در قرن 17 یا قبل از آن زاده نشد، بلکه تحقیقات جدید نشان میدهد، که اساس تفکر علمی، حتی در نزد انسانهای نخستین هم وجود داشتهاست(مثلا در افروختن آتش).واین نشان می دهد که مراحل سه گانه کنت، بطورمتوالی در تاریخ بشر اتفاق نیفتاده اند، بلکه در بسیاری موارد بموازات هم به پیش رفته اند.

جالب اینجاست که تحولات تاریخی نیز نظریه کنترا تأیید نکرد، زیرا نیاز به دین حتی در مرحله علمی از بین نرفت، حتی گهگاهی شدت هم گرفت. عجیب اینجاست که خود کنت در اواخر حیاتش مجبور شدبدنبال دین بگردد، ولذا مکتب خود را با لباس دین پوشاند، وآنرا "دینانسانی" نامید، که این خود نشان دهنده این است، که دین جزء لاینفک زندگیانسان است، ونه صرفاً مرحله ی غیر قابل بازگشت از زندگی بشر.

پلوتارک یکی از مورخین مشهور یونان باستان در قرن دوم میلادی مقوله مشهوری داردبدین مضمون که:" در طول تاریخ شهرهایی یافت شده اند که فاقد قلعه بوده اند، شهرهایی که فاقد کاخ بوده اند، شهرهایی که فاقد مدرسه بوده اند، ولیهر گز شهری یافت نشده که فاقد معبد باشد"، ویا موریس بلوندل می گوید:"انسان بی دین بمعنای کلمه وجود ندارد".

این گفته ها اشاره به ایندارد که دین در انسان امری فطری وجزء لاینفکی از وجود اوست، لذا حتی کسانیکه ادعای بی دینی می کنند، در واقع بی دین نیستند، چرا که بی دینی هم خودنوعی دین است، با این تفاوت که خدای آفریننده در نزد بی دینان طبیعت مرئی،ودر نزد بادینان خداوند نامرئی است.

فروپاشی اتحاد جماهیر شورویسابق، و بازگشت بی سابقه ملتهای این جمهوریها به دین،(بویژه ملتهایمسلمان)، تجربه عملیی بود، که نادرستی مقوله معروف:"دین افیون ملتهاست" رابه اثبات رساند، ملتهایی که نزدیک به هشت دهه با مشت آهنین ودیوار آهنیناز دین جدا شده بودند.

بر خلاف نظریه ی بسیاری ازجامعه شناسان که انگیزه تدین در انسان را ترس از طبیعت میدانند، و یاکسانی همچون "اوگست کونت "که مدعی بودند که تدین در انسان، تنها مرحله ینخستین از سه مرحله زندگی انسان است، واقعیت این است که دینداری - بدون توجه به زمان ومکان زندگی بشر- یک نیاز عقلی وفکری، روحی وروانی، وبالاخره نیاز اخلاقی واجتماعی انسان محسوب می شود.