سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
قالب وردپرس درنا توس
خانه » اهل بیت » چهارده معصوم » امام زمان(عج) » انجمن حجتیه و سراب مبارزه با بهائیت

انجمن حجتیه و سراب مبارزه با بهائیت

انجمن حجتیه و سراب مبارزه با بهائیت

 

یکی از نکات بسیار با اهمیت در نقد عملکرد انجمن حجتیه، مسئله غفلت از مبارزه اصلی و پرداختن به مسائل فرعی و حاشیه‌ای بود. مبارزه‌هایی بی‌ثمر و یا کم‌ثمر که نه به شاه و ایادی او لطمه‌ای جدی وارد می‌ساخت و نه برای آنان دردسر جدی فراهم می‌کرد.مبارزه با بهائیت در پیش از انقلاب و نیز مبارزه با برخی مظاهر بسیار ناچیز و فرعی تمدن غربی که شاه مروج آنها بود، همگی نحوه مبارزاتی بود که دیگران را از توجه به طاغوت اصلی و بیماری اصلی جامعه ایران دور می‌داشت. به عنوان نمونه مبارزه با پپسی کولا یکی از این قبیل فعالیت‌های انجمن حجتیه بود؛ پپسی مذموم و تحریم شده بود و برخی علمای وقت، آشامیدن آن را حرام اعلام کرده بودند. و انجمن نیز اعضای خود را بسیج کرده بود تا مغازه‌داران را با روش تشویق و تهدید، از فروش این نوشابه منع کنند؛ زیرا صاحب و امتیازدار کارخانه پپسی کولا ثابت پاسال بهائی بود! آنها ثابت پاسال و دیگر سرکردگان و زمامداران بهائیت و پشتوانه اصلی آن یعنی شاه را رها کرده و این‌چنین به مسائل جزئی می‌پرداختند. [۱]

شهید هاشمی‌نژاد در مقام نقد شیوه انجمن حجتیه می‌گوید:



«این جور نبود که رژیم بگوید بروید با بهائیت مطلقاً مبارزه کنید. اگر این آقایان هم ادعا می‌کنند با بهائیت مبارزه می‌کردیم، کم‌لطفی می‌کنند. بهائیت سه بُعد داشت: بُعد اقتصادی، بُعد سیاسی، بُعد فکری، که انجمنی‌‌ها در بُعد سیاسی و اقتصادی یک قدم هم اجازه مبارزه نداشتند؛ زیرا رژیم قرص و محکم جلوی آن‌ها را می‌گرفت… آیا می‌توانستند راجع به شرکت‌هایی که از نظر اقتصادی در اختیار بهائیت بود حرف بزنند؟ ابداً؛ این‌جا رژیم چراغ قرمز داده بود و آقایان هم بر اساس دیدگاهشان با رژیم درگیری پیدا نمی‌کردند. دیدشان این بود که باید آهسته رفت تا گربه شاخ نزند! بنابراین در بُعد اقتصادی مبارزه‌ای با بهائیت نداشتند و نمی‌توانستند هم داشته باشند، در بُعد سیاسی هم به همین ترتیب. پس کجا مبارزه می‌کردند و رژیم اجازه می‌داد به آنها؟ فقط در بُعد فکری». [۲]


حتی قیام ۱۵خرداد ۱۳۴۲ که هزاران مسلمان مبارز توسط رژیم ستم‌شاهی به شهادت رسیدند، انجمن همراه با اعتراضات شدید، حضرت امام (ره) را مورد مؤاخذه قرار داده و با هماهنگی با رژیم پهلوی، حرکت اسلامی را محکوم نمود. [۳]




در مقابل شاه و عوامل او نه تنها از مبارزه‌ی انجمن حجتیه با بهائیت بیم و هراسی به دل راه نمی‌دادند، بلکه بر اساس تحلیل‌های دقیق اجتماعی و روانی، آنان نیز می‌دانستند که این‌گونه مبارزات فرعی و حاشیه‌ای، در واقع سوپاپ اطمینانی برای حرکات آنان محسوب می‌شود. سران رژیم ستم‌شاهی به خوبی می‌دانستند که مبارزات خنثی به خوبی انرژی و شور انقلابی جوانان مذهبی را به تحلیل خواهد برد و جوان مذهبی با این نوع فعالیت‌ها، هم به لحاظ روحی غنی خواهد شد و هم به لحاظ سیاسی و اجتماعی فرصت و مجال توجه به غدّه اصلی مشکلات را نخواهد داشت. و حتی در صورت توجه به رژیم که اُمّ الفساد و ریشه‌ی تمام نابسامانی‌های اجتماعی و مذهبی محسوب می‌شد، دیگر احساس تکلیفی در برخورد با رژیم نخواهد کرد و تعهدات خود را در قبال مذهب و جامعه انجام شده می‌یابد.

بنابراین برخورد رژیم ستم‌شاهی با انجمن حجتیه یک برخورد ملایمت‌آمیز و دوگانه بود؛ هم به انجمن میدان می‌داد، چون فعالیت‌های انجمن را در راستای منافع خود می‌دید و هم برای آن محدودیت قائل می‌شد. آن‌هم از این جهت که مبادا همین مبارزات خنثی روزی به مبارزات جدی علیه اصل رژیم منجر شود. لذاست که می‌بینیم ساواک کاملاً بر فعالیت‌های انجمن اشراف داشت، از بسیاری از آنان جلوگیری به عمل نمی‌آورد و سعی می‌کرد با فشارهای معین و محدود از گسترش کادر فعالیت‌های انجمن جلوگیری به عمل آورد تا هواداران این مجموعه هرگز از مبارزات خنثی و حاشیه‌ای پایشان را فراتر نگذارند. [۴]

و از طرف دیگر، شاه به انجمن حجتیه اجازه فعالیت می‌داد تا هروقت خواست بتواند به وسیله آنان بهائیت را سرکوب کند تا خطری برای رژیمش نباشند. [۵]

در نهایت می‌توان این‌چنین برداشت کرد که این انجمن با داشتن اهدافی به ظاهر خوب ولی در واقع تبدیل به آلت دستی برای رژیم ستم‌شاهی شده و خواسته یا ناخواسته در راستای اهداف آن گام برمی‌داشت.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.