سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
قالب وردپرس درنا توس
خانه » احکام » با اینکه نماز را طبق رساله می خوانیم،چرا آن نورانیت لازم را ندارد ؟

با اینکه نماز را طبق رساله می خوانیم،چرا آن نورانیت لازم را ندارد ؟

احکام عبادات

سوال :

با اینکه ما نماز را طبق رساله می خوانیم ،

چرا آن نورانیت لازم را ندارد ؟

یک موقع ما صحت فیزیکی نماز را بحث می کنیم یعنی طبق رساله عمل کنیم .
سجود و رکوع آن طبق استانداردهای رساله است
ولی نماز فقط این نیست ، این قالب نماز است .

اینکه بزرگان ما می گویند :
آداب ظاهری ، باطنی ، قالبی و قلبی یعنی ما باید به دو جنبه ی باطن و قلب این رفتار توجه کنیم .
من که از صبح تا ظهر هر کجا خواستم پرسه زده ام ،
هر چه خواستم گفته ام ، هر چه خواسته ام نگاه کرده ام و دنبال خواسته های نفسم بوده ام ،
در پشت دخل مغازه ام تقلب و تخلف کرده ام یعنی زندگی صبح تا الان من ،
یک زندگی استاندارد انسانی و با تقوا نبوده است .

من چطور توقع دارم که ظهر یک نماز کامل و نورانی بخوانم ؟
این نماز من با قبل و بعدش پیوند می خورد .
نسبت به قبل پیوند می خورد بدلیل اینکه اگر از صبح تا الان یک زنگی الهی می داشتم ،
خوبخود نماز من یک نماز والایی پیدا می کند .
پس به گذشته پیوند خورد . این نماز من به بعدش پیوند می خورد و روشنایی ایجاد می کند
که نمی گذارد من بعدازظهر آلوده بشوم .

پس مراقبتهای قبلی باعث میشود حضور من در نماز بیشتر بشود و این یک نماز
واقعی می شود و نورانیتی بوجود می آورد که بعدازظهر من را تامین می کند.
پس این عبادت بین مسیر زندگی من قرار گرفته است .
پس نماز پیوندی به قبل و به بعد خودش دارد .

نکته ی دیگر اینکه آیا من که می خواهم از نماز اثر بگیرم ،
تصمیم هم گرفته ام که نمازم را آلوده نکنم ؟

من که می خواهم از نورانیت این پروژکتور استفاده کنم آیا تصمیم گرفته ام که
به پروژکتور سنگ نزنم و آن را خراب نکنم ؟

من از یک طرف می خواهم پروژکتور را برای من بگذارند و نورانیت ایجاد کند
واز یک طرف می خواهم با تیر کمان آن را خرد کنم .

جمع بین این دو تا نمیشود و بعد توقع داشته باشم که فضا نورانی و روشن باشد.
اگر من نماز می خوانم که خلاف نکنم ، آیا واقعا تصمیم هم گرفته ام که به مردم دروغ نگویم
و کار خلاف هم نکنم و مراقب چشمها ، زبان و گوشهایم باشم ؟
اینها باید دست به دست هم بدهند تا ترکیب زیبایی از آن بیرون بیاید .

من بیایم رفتار صبح تا ظهر خودم را بی ارتباط با نماز نگاه کنم
و بعد در نماز بگویم ایاک نعبدوا و ایاک نستعین ، نمی شود.

من در این ایاک نعبدوا و ایاک نستعین خودم باید گزارش صبح تا الان را به
خدا بدهم و در واقع در محضر پروردگار گزارش بندگی می دهم
که از صبح تا الان بنده ی تو بوده ام.

حالا این ابراز بندگی روشنایی را در من ایجاد می کند ،
ربوبیتی را در من اِعمال می کند که این ربوبیت من را توانمند می کند
و نمی گذارد که خلاف بکنم .

ولی اگر همین الان دارم گزارش دروغ می دهم ومی گویم :
ایاک نعبدوا و ایاک نستعین . آیا از صبح در بندگی من گام برداشته ای یا از صبح تا الان
بر خلاف بندگی عمل کردی و الان هم برخلاف بندگی داری دروغ میگویی .
پس چه توقعی دارید که اثر بگذارد ؟

در کنار خاصیت مثبت نماز ، مراقبه هم لازم است .
اگر من می خواهم لیوان آب را مصرف کنم ، آیا به هر ترتیبی این آب
می تواند تشنگی من را برطرف کند ؟

یا اینکه نه باید حواسم را جمع کنم که بر روی زمین نیفتد ؟
این مراقبه ها لازم است تا من بتوانم این لیوان آب را استفاده کنم .

اگر ما می خواهیم نمازمان نورانی باشد ولی من تصمیمی بر حفظ و حراست
مرزهای این مرکز نور نگرفته ام ، چه توقعی دارم ؟
می خواهم چه اثری را از آن ببینم ؟ من که تا الان مراقب رفتارم نبوده ام
و الان هم تصمیم نگرفته ام که اهل دروغ و خیانت نباشم ؟

نماز من در وسط یک چنین مجموعه ای می بینید که نورانیت آن خیلی ضعیف میشود .
پس نگویم که بااینکه من نماز می خوانم و خلاف می کنم و دیگران نماز می خوانند
و خلاف می کنند ، پس نماز خاصیت ندارد. خیر . نماز خاصیت دارد ،
آن عوامل جانبی که من مراقبت نکرده ام به نماز من ضرر می زند

ما هر کاری با لامپ خانه می کنیم با خدا هم باید انجام بدهیم.
لامپ را در بالای خانه می گذاریم که مبادا کسی به آن دست بزند و بشکند و …
پس ما این مراقبه ها را می کنیم و لامپ هم قول داده که نورانیت را دارم .

من یک وسیله ای هستم که مرتبط با نیروگاه هستم ، فقط تو از من مراقبت بکن
تا خاموش نشوم و شرایط را مهیا کن .

نمازهم این است . نماز هم مثل یک لامپ است ، به منبع نور متصل است .
می گوید که اگر از من مراقبت بکنی ، من به تو نور می دهم تو می توانی ببینی و بفهمی .
وقتی از من حفاظت نمی کنی و وقتی من میخواهم نور بدهم ،
من را در یک قوطی می کنی و در آن را می بندی ،
چطور از من توقع نور داری ؟

این آلودگی ها و ظلمت ها مثل یک قوطی ها و حجاب هایی است که
ما روی لامپ گرفته ایم . وقتی لامپ را نگاه می کنیم می بینیم
خیلی پر نور است ولی اتاق تاریک است .

من نماز خواندم ، نماز پر نور است ولی اتاق وجود من تاریک است .

گلایه از نماز نکن به این چیزهایی که دور نماز پیچانده ای نگاه کن
و آنها را دور بریز بعد ببین نماز نور دارد یا ندارد ؟

اگر ما می خواهیم نورانیت نماز را تجربه کنیم مثل لامپ که میگوید من به نیروگاه
متصل هستم و کافی است که تو من را در حجابها نبری ، نماز هم می گوید که من نورانیت ،
توانمندی و قدرت بازدارندگی و قدرت پرواز دارم و می توانم تو را سرپا نگه دارم
و می توان شادی های دنیا و آخرت را به سمت تو بیاورم و در وجود تو پتانسیلی را ایجاد کنم
که آنقدر قوی بشوی که نیروی جاذبه ی تو بالا برود و تو میتوانی یک زندگی عالی را جذب
کنی و هر چه که در تعارض و تضاد با تو است از خودت دور کنی .

این توانمندی نماز است . می تواند مغناطیسی را در ما بوجود بیاورد .
حالا اگر شما یک آهن ربای قوی را داشتی و آنقدر پشتش چسب مالیدی
که خاصیت خودش را از دست داد ، دیگر نمی تواند یک
براده ی آهن را هم جذب کند .

آن وقت شما می گویید که آهن ربا قدرت ندارد .
می گوید که این براده ، قابلیت چسبیدن به آهن ربا را دارد
و این آهن ربا هم خاصیت جذب دارد
ولی به شرط اینکه این دو تا را کنارهم بگذاری .
و آشغالها را رااز کنارش برداری .


منبع : سخنان حجت الاسلام والمسلمین مهندسی
در برنامه سمت خدا

راسخون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.