سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
قالب وردپرس درنا توس
خانه » مناسبتها » مذهبی » خزان گلشن امامت شهادت امام موسی کاظم

خزان گلشن امامت شهادت امام موسی کاظم

خزان گلشن امامت شهادت امام موسی کاظم

خزان گلشن امامت شهادت امام موسی کاظم
خزان گلشن امامت شهادت امام موسی کاظم


ما در ظلمت هارون‏ الرشید جهانیم.
ای از زندان پر کشیده رازهایی را بر ما ببخشا!

شیعیانت را دریاب، ای غریب زندان بی‏کسی که درد بی‏کسی،
ما را زمین گیر کرده است.

قصه تنهایی‏ ات در زندگی ما جاری است؛
غربت را با نام تو می‏شناسیم
و از ظلمت، به اسم اعظم تو پناه می‏بریم.

هر وقت در ظلمت تنهایی دلمان می‏گیرد، بی‏ اختیار می‏گوییم:
«یا موسی ابن جعفر علیه‏ السلام »

ما زنجیری زندان نفس گناهکار خویشیم؛
گذشتن از غضب را به ما بیاموز تا عقل الهی رهنمون تصمیم ‏هامان گردد

ای کاظم!ای مهار کننده اژدهای نفس
و ای ید بیضای علم!

ای موسی خاندان علی علیه‏ السلام !
جهان به سخنان گهربار تو و پدران و فرزندانت
محتاج ‏تر است تا علوم خاکی.

شیرینی کلامت را بر ما بچشان!
اشک‏هایمان را رنگ معرفت بخش.

عزای فراقت را به صبر عالمانه مبدل کن!
دعا کن تا شیعیان رنج چندین ساله ‏ات باشیم و علمِ ابدی‏ ات

اینجا کاظمین است و این روزها، روزهای رجب.
وقتی عقربه تاریخ به بیست‏ وپنجم آن نزدیک می‏شود

دوباره ثانیه ‏ها به فریاد می‏آیند.
از نگاه دیوارهای شهر، غم می‏چکد.

ناله حزین مرغان عاشق است که به گوش می‏رسد:
امشب پس از چندین سال روز، چندین سال شب
هفتمین ستاره به آسمان هفتم می‏رسد؛

ولی غافل از آنکه این مردم، غفلت، سایه‏ گستر چشم‏ه ایشان شده است.
دریغ و صد افسوس که نمی‏دانند اینجا دیگر تازیانه‏ ها شرمِ باریدن دارند!

چه سخت است و دردناک، دیدن چشمان خیس و بارانی و منتظر دخترت!
او سال‏ها سال چشم به راهی را تحمل کرد تا تو
از سفر برگردی؛

امّا غربت تو با تو عجین بود و سرانجام این
چشم‏ها را برای همیشه منتظر و داغدار گذاشت.
معصومه تو، خود هم این غم را به دوش کشید؛ امّا… .


حال که دست‏هایم در جستجوی نگاه خدایی توست

فقط می‏گویم: ای کاش کبوتری بودم در حریم حرم کاظمین تا
بال‏های خود را آن‏قدر در آسمان گرفته‏ اش می‏تکاندم که
تمام غم‏هایم در پنجره فولادش گره بخورد!


کاش پرنده ‏ای بودم و بال‏هایم آن‏قدر وسعت داشت تا به اوج آسمان‏ها
می‏رفتم و پرده سیاه غم را از صورت گرفته خورشید کنار می‏زدم تا
شاید این ‏طرف‏تر، دل گرفته دختری آرام‏تر شود!
کاش…!

ادامه مطلب

خزان گلشن امامت شهادت امام موسی کاظم
خزان گلشن امامت شهادت امام موسی کاظم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.