قالب وردپرس درنا توس
خانه » مناسبتها » مذهبی » رحلت غم بار رهبرکبیر انقلاب امام خمینی

رحلت غم بار رهبرکبیر انقلاب امام خمینی

 رحلت غم بار رهبرکبیر انقلاب امام خمینی

 رحلت غم بار رهبرکبیر انقلاب امام خمینی
رحلت غم بار رهبرکبیر انقلاب امام خمینی

آن صدا را ببند، و آن پنجره را!
خبر زهر است؛ خبر مرا خواهد کُشت.

کدام پرنده سوگوار در آن گوشه فرو ریخته آسمان، خون می گرید؟
می خواهم پا به پایش، جامه هایم را بدرم؛

من از خویش همین گریبان چاک چاک را می شناسم.
تنهایی ام شدید است.

دست از سرم بردار، ای صبح موهوم، ای سیاه!
این هوای ویران را چگونه باور کنم؟

اندوه، اندوه! چه کسی چنگ در کاسه چشم سماوات زده است
خبر زهر است؛ خبر مرا خواهد کُشت.

کجاست گوشه ای برای نشنیدن؟
انگار بر مزار خاک آلود خویش می سوزم.

«امام رفت»
خواب آشفته قبیله را لای لای آتشین هیچ نی لبکی بر نخواهد تافت.
فوّاره وار از چشم هایم می جَهم.

زیر پایم دریاست، اگر از نردبان سکوتم بالا بروم.
«امام رفت»
باید مثل زمان بشتابم.

آن سوتر از روزنامه های دیوانه صبح، قطعا قیامتی ست.
خبر زهر است؛ خبر مرا خواهد کشت.

«امام رفت»؛ مثل لبخندی که از لبان شهر می رفت
ـ و من ماندم مثل بغضی که در گلویم …
این خط تازه را چشم های من نمی فهمند.

باید آن پنجره را ببندم؛
و آن صدا را. خبر زهر است؛ خبر مرا خواهد کُشت.

درست مثل یک آه، حوالی خزانی ام را می درَد،
امّا از من چه می خواهند این رنج های تا هنوز …،

این شکنجه های بی گمان …؟
کلمات، عاشقانه گریبان تاریکم را طواف می کنند.
گریانی را به دیوار سطور آویخته ام.

خرداد همیشه گلویم را می فشارد.
خرداد کلمه نامهربانی است. ببند خرداد را؛

و آن پنجره و آن صدا …!
نه! آن صدا را نبند!

خبر زهر است؛ خبر مرا خواهد کُشت.
آغاز غم … خرداد

حسین هدایتی

***************

خرداد همیشه بار غم بر دوش ما نهاده است.
ای روح پر کشیده به بهشت!

در سالگرد عروج ملکوتی‌ات، باز همه غم، چنگ بر دل‌هایمان می‌زند.
سوگ ارتحال تو، مدینه ایران را به غم و ماتم نشاند
و چشمه‌های اشک را از دیدگان خون‌بارِ امّت عاشق، جاری ساخت.

آنچه رفت، پیکر پاک و جسد مطهرت بود.
آنچه ماند، فکر ناب و اندیشه روشن و خط ماندگارت بود.

اماما! روح تو به آسمان‌ها پر کشید،
اما راه تو، ای روح خدا! در زمین و میان عاشقان تداوم یافت.

پرچمی که برافراشته‌اى، اکنون بر دوش علمداری رشید
از نسل حسین فاطمه(س) است.

ای امام! ای نگین ِافتاده از انگشتر امت،
ای جان ِرفته از پیکر ایران،

ای گوهرِ در خاک نهفته، ای پدر فرزندان شهدا،
ای سالار بسیجیان عاشق!

چگونه مرگ تو باور کردنی است،
ای حیات‌بخش اسلام و ایران؟

حسینیه جماران از تو خالی است،
اما سینه هر یک از ما حسینیه‌ای است
پر از شیون عزا و لبریز از سوگ غم.

اکنون گرچه صدای تو خاموش است،
دل‌های ما محشری پر غوغا از کلام عطرآگین توست.

و گوش تاریخ از پیام‌های سنگین تو سرشار است.
امام رفت و بار غم برای همیشه بر دلمان نهاده،
اما… راهش ادامه یافت»

سید محمدصادق میرقیصرى



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد