سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
قالب وردپرس درنا توس
خانه » اعتقادی » کلام و اعتقادات » مفهوم قلب در قرآن

مفهوم قلب در قرآن

هستی شناسی

«قلب» در قرآن به معانى مختلفى آمده است؛ از جمله:
۱- عقل و درک: انَّ فِی ذلِکَ لَذِکْرى‏ لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ ‏ق، آیه ۳۷٫
۲- روح و جان: … وَ إِذْ زاغَتِ اَلْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ اَلْقُلُوبُ اَلْحَناجِرَ، (احزاب، آیه ۱۰)
. ۳- مرکز عواطف:سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ اَلَّذِینَ کَفَرُوا اَلرُّعْبَ، (انفال، آیه ۱۲) و وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ(آل عمران، آیه ۱۵۹).

حال علت این که چرا در قرآن کریم از «دل» با واژه‏هاى «قلب»، «فؤاد» و «صدر» یاد شده، تفاوت‏هاى ظریفى است که هر یک از این سه کلمه با یکدیگر دارند.
۱- قلب زمانى استفاده مى‏شود که معمولاً مسأله جنبه عاطفى بیشترى داشته باشد.
۲- فؤاد در معانى جوشش، افروختگى، پختگى و یا تجزیه و تحلیل و ابتکار به کار مى‏رود.

مسلما این موضوع پس از تجربه کافى به انسان دست مى ‏دهد و آیه وَ جَعَلَ لَکُمُ اَلسَّمع اَلْأَبْصارَ وَ اَلْأَفْئِدَهَ و نیز آیه انَّ اَلسَّمْعَ وَ اَلْبَصَرَ وَ اَلْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً
گواه این معنا است. بنابراین کاربرد کلمه «فوائد» براى اشاره به معنایى ظریف‏تر بوده است.

۳- «صدر» هم، گرچه به معناى سینه است؛ ولى در آیه «یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ» به معناى «روح و فکر» آمده است؛ زیرا مرکز حیات و روح نباتى یا حیوانى، در قلب است
و قلب در سینه قرار دارد، «سینه» در اصطلاح عربى، به علاقه حال و محل بر قلب و منشأ حیات نیز اطلاق مى‏ گردد. ازاین‏ رو، مراد از صدر، در واقع قلب است.

خلاصه این که چون واژه قلب و فؤاد، تفاوت ظریفى با هم دارند و واژه «صدر» هم محل قلب به شمار مى‏ رود ازاین‏ رو الفاظ یاد شده در قرآن به کار رفته است.

قلب سلیم قلبى است که از ظلم و تاریکى شرک و گناه سالم باشد (تفسیر المیزان، جلد ۱۵) براى اینکه قلب داراى چنین اوصافى باشد،

باید مورد مراقبت قرار گیرد و صادرات و واردات آن کنترل شود.
از على»علیه السلام« پرسیدند: «با چه چیزى به این مقام رسید؟» فرمودند: «کنت بوّباً على باب قلبى; من پاسدار قلبم بودم».
یعنى همان طور که براى آب صافى مى گذارند، تا آشغال وارد نشود، آن حضرت نیز مراقب قلب خود، بود تا هر چیزى وارد آن نشود. هر کینه، هر محبت و هر احساسى داخل آن نگردد. و نیز از آن حضرت نقل شده: «القلب مصحف البصر; قلب کتاب چشم است».

یعنى چشم با وارداتش محتواى قلب را تشکیل مى دهد. اگر چشم، عبرت، پاکى و آیات را به قلب منتقل کند، قلب به سلامت مى رسد و اگر شهوات و امور حرام را تحویل دهد قلب بیمار مى شود.

در حدیثى دیگر مى خوانیم:«قلبها سه دسته هستند:
۱٫ قلبى مشغول به دنیا و مادیات است، که گرفتار فشار و رنج است.
۲٫ قلبى مشغول به امر آخرت است و برایش درجاتى بلند است.
۳٫ قلبى مشغول به مولى و خداى خویش است، پس براى اوست دنیا و عقبى و مولاى او».
قلب دوم و سوم همان قلب سلیم است البته قلب سوم با قلب سلیم هماهنگ تر است.
چنین احساسى، تلاشى جدّى را مى طلبد، تا قلب به حیات و نشاط برسد. توبه، توسل و نیایش و خیرخواهى زمینه ساز چنین قلبى است. (به مناجات خمس عشر، مناجات تائبین مراجعه شود) در پایان یادآور مى شویم که از امام»صلى الله علیه وآله« در باره قلب سلیم سؤال شد،
فرمودند: «آن قلب کسى است که پروردگار خود را ملاقات کند، در حالى که در قلبش جز خدا نباشد و قلبى که در آن شک و شرک باشد، ساقط است. سفارشهاى بسیار در زمینه زهد به خاطر فراغت دلها [از دنیا و میل به] آخرت است»

ارتباط لغوی که لغویان بین دو واژه ی عقل و قلب برقرار کرده اند، با کاربرد قرآنی این دو واژه نیز مورد تأیید است. قرآن کریم در بیان آیات الهی ارتباط بین عقل با قلب را آشکار می سازد. از آنجا که قلب آدمی مرکز عقل ورزی است، آیات الهی بر قلب فرد عرضه می شود و در صورت عقل ورزی، به تصدیق آیات و ایمان به آنها منجر خواهد شد و در صورت عدم تعقل و تکذیب آن ها، کفر به آیات الهی را در پی خواهد داشت. از این رو فهم آیات الهی در گرو عقل ورزی است که آن را قلب صورت می دهد. بر این اساس قلب فرد کافر که بر اثر اجتناب از عقل ورزی، قادر به درک آیات الهی نیست، به عارضه های ختم، طبع و مانند آن دچار خواهد شد.

«عقل» به عنوان موهبتی الهی جایگاه خاصی در شبکه ی معنایی آیات قرآن دارد. این مسأله را می توان از تأکید قرآن کریم بر عقل و عقل ورزی و استعمال واژه های مترادف آن دریافت.
قلب نیز به عنوان ابراز تعقل (حج: ۴۶) اهمیت ویژه ای در فرآیند عقل ورزی دارد. در بررسی های لغوی، علمای لغت به مترادف بودن این دو اشاره کرده اند.
علاوه بر این در قرآن کریم نیز بین این دو واژه ارتباط معنایی دیده می شود. نوع ارتباط بین این دو واژه در قرآن کریم در تبیین معنای آیه به وضوح مشاهده پذیر است.

به عبارت دیگر سه واژه ی عقل، قلب و آیه ارتباطی عمیق با یکدیگر دارند. ارتباط بین عقل و آیه تا به آن حد است که در بین واژه هایی که مفهوم فهم آیات را می رسانند،

عقل با ۱۳ بار (علاوه بر واژه های مترادف آن از جمله اولی النهی ۲ بار و اولی الباب ۱ بار جمعاً ۱۶ بار ) بیشترین همنشینی را با آیات دارد.

فَکَّرَ (۹) عَلِم (۸) سمع(۶) تذکَّرَ (۴) فَقِه (۲) تدبَّرَ(۱) و توسَّم (۱) در مرتبه ای پس از واژه ی عقل قرار می گیرند.

قلب نیز با توجه به ارتباطی که با معنای عقل دارد، در فهم آیات تأثیری مهم را بر عهده دارد. در واقع فهم آیات در گرو عقل ورزی نسبت به آیات الهی است که قلب به عنوان مرکز عقل ورزی به فرد شایستگی فهم آیات الهی را می بخشد.

در این جا با بررسی دو واژه ی عقل و قلب و مترادف های آن ها، ارتباط آن ها با واژه ی آیه نیز مورد بررسی قرار می گیرد.
ضرورت این بررسی از آنجاست که هر سه واژه ی عقل، قلب و آیه مفاهیم کلیدی در تبیین مفاهیم هدایت و ضلالت اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.