قالب وردپرس درنا توس
خانه » اهل بیت » چهارده معصوم » امام زمان(عج) » هر قوم چگونه منجی اش را یافت؟

هر قوم چگونه منجی اش را یافت؟

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام
شاید بعضی از ما، بعضی اوقات، به خودمان بگوییم که بدبخت ترین انسانهای تمام اعصار و دورانها هستیم که در سخت ترین موقعیت، یعنی غیبت حجت خداوند، زندگی می کنیم. با مطالعه ی تاریخ می توانیم بگوییم نیمی از این جمله صحت داد: آن بخشی که مربوط به سخت ترین دوران زندگی بشر می شود.
امّا بد نیست بدانیم که همان طور که برای تمام امتها غیبتی وجود داشته است، همگی امتها، سالها، ماه ها، روزها و حتی شده چندین ساعت در سخت ترین شرایط دوره ی خودشان، در انتظار منجی خود بوده اند.
حضرت هود، حضرت ادریس، حضرت ابراهیم، حضرت اسماعیل، حضرت لوط، حضرت یوسف، حضرت موسی، حضرت عیسی (علیهم السلام)، و حتی رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) روزگاری چشم به راه منتظران خود مانده بودند تا با انتظار صحیح از غیبت بیرون بیایند.

در ادامه، به حرکتهای مثبت و نجات بخش برخی از اقوام می پردازیم که به فرج و گشایش رسیدند.
پس از خواندن هر بند، با مشاهده ی کلمه کلیدها، درمیابید که وظیفه ی امروز ما با توجه به سرگذشت پیشینیان چیست.

انتظار مثبت و نجات بخش
۱٫ قوم حضرت ادریس (علیه السلام): دعا
حضرت ادریس (علیه السلام) به علت آزاری که از قومشان دیده بودند، آنها را نفرین کردند و از شهر رفتند. نفرین این نبی، سبب شد که مردم بیست سال رنگ باران را نبینند و قحطی و گرسنگی در شهر حاکم شود.
پس از گذشتن این بیست سال، مردم دریافتند که جز با دعا به درگاه الهی و تضرع و زاری، خداوند آنها را نخواهد بخشید. پس همگی آنها، دست به دعا برداشتند و خداوند رحیم به واسطه ی دعای آنان، دل حضرت ادریس (علیه السلام) را نرم کرد .
حضرت ادریس (علیه السلام) با بخشیدن آنها و دعا در حقشان، بار دیگر نعمت و برکت را به آنان بازگرداند.

  • کلمه کلید: دعا به درگاه الهی برای گشایش.

کمال الدین و اتمام النعمه، صص ۱۲۷- ۱۳۳؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج ۳،

بسم الله الرحمن الرحیم

۲٫ قوم حضرت یوسف (علیه السلام): انتظار و امید
البته شاید به کار بردن کلمه ی قوم، برای حضرت یوسف(علیه السلام)، در دوران غیبتشان صحیح نباشد، چرا که یگانه منتظر واقعی آن حضرت، حضرت یعقوب (علیه السلام) بودند و باقی کنعانیان، به راه خطا رفته بودند. امّا در مجموع می توان آنها را منتظران خطا کار (شبیه منتظران همین دوره!) خواند.

آنچه که حضرت یعقوب (علیه السلام) را لایق دیدار حضرت یوسف (علیه السلام) گردانید، ایمان به زنده بودن و بازگشت یوسف (علیه السلام)، انتظار همراه با امیدواری و بی تابی در فراق آن حضرت بود. در حالی که برادران یوسف (علیه السلام)، پیش از اعلام حضرت یوسف (علیه السلام)، او را نشناخته اند و در مدت غیبتش (یعنی همان سالهایی که حضرت یوسف در چاه، زندان و مصر زندگی می کردند) زنده بودن او را انکار می کردند.

  • کلمه کلید: ایمان، انتظار امیدوارانه، بی تابی در فراق

کمال الدین و اتمام النعمه، ص ۱۴۱؛؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج ۳، صص ۳۱۸-

۳٫ قوم بنی اسرائیل در انتظار حضرت موسی (علیه السلام): قدرشناسی و شکر نعمت
قوم حضرت موسی (علیه السلام)، یعنی همان بنی اسرائیل، که پس از حضرت یوسف (علیه السلام) در مصر گرفتار شدند، یکی از سختی کشیده ترین اقوام روی زمین بودند. آنها ۴۰۰ سال در زیر شکنجه ی مصریان، در انتظار حضرت موسی (علیه السلام) بودند تا اینکه به آنها خبر رسید که منجی تان متولد شد. تازه بعد از این مدت، مصایب و سختی های تازه ای ایجاد شد که قرار بود مدتش ۵۰ سال باشد.

ماجرای کوتاه شدن این سختی ها و رسیدن فرج خواندنی است:
قوم بنی اسرائیل، یکی از عالمان خود را به صحرا فرستادند تا مویس عمران (علیه السلام) را بخواند و بیابد و از او بخواهد در ظهورش تعجیل کند. آن عالم، پس از تضرع و زاری بسیار، حضرت موسی (علیه السلام) را یافت و حضرت به او وعده داد که ظهور ۱۰ سال جلو افتاد. وقتی عالم به مردم گفت، همگی شکر کردند و گفتند: «الحمد لله» آنگاه خداوند تعالی، اشاره کرد که به خاطر آن حمد، مدت سختی را به ۳۰ سال رسانید.

قوم بنی اسرائیل، با فهمیدن این مطلب، گفتند: «هر نعمتی از خداست» پس خداوند به آنها رسانید که مدت غیبت به ۲۰ سال رسید. قوم بنی اسرائیل در شکر خداوند اصرار ورزیدند تا جایی که آن عالم، از طریق حضرت موسی (علیه السلام) و ایشان از طریق خداوند به آنان پیغام رساند که: «از جای خود حرکت نکنید که به فرج ایشان اجازه دادم.» آن عالم در حال گفتن این سخن بود که حضرت موسی (علیه السلام) قدم زنان به سوی بنی اسرائیل رفتند و ظهور حاصل شد.

  • کلمه کلید: شکر نعمت، قدرشناسی از نعمت

کمال الدین و اتمام النعمه، صص ۱۴۷- ۱۴۵؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج ۳، صص ۳۲۴-


۴٫ قوم حضرت یونس (علیه السلام): توبه و استغفار
حضرت یونس (علیه السلام) قومش را نفرین کرد. امّا از آنجایی که خداوند، زمینه های تحول در این قوم را می دید، به خاطر شتابزدگی حضرت یونس در نفرین، او را مبتلای شکم ماهی کرد.

قوم حضرت یونس (علیه السلام) در آستانه ی فرود آمدن عذاب، دست به توبه ای دسته جمعی زدند. همین که باد غضب و عذاب خداوند وزیدن گرفت، مردان و زنان و کودکان همه به داخل شهر آمدند و گریه کنان از خداوند آمرزش طلبیدند. آنگاه خداوند به حضرت یونس (علیه السلام) امر کرد که به سوی قومش بازگردد.

قوم حضرت یونس (علیه السلام)، پس از این ماجرای هولناک، هرگز گرفتار سستی در ایمان نشدند و همواره حمد خداوند را به جای آورده و قدر حضرت یونس (علیه السلام) را دانستند.

  • کلمه کلید: توبه و استغفار از گناهان و جبران آنها.

بحارالانوار، ج ۱۴، صص ۳۹۲- ۳۹۸؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج ۳ ، صص ۳۵۱-


۵٫ قوم بنی اسرائیل در انتظار دانیال نبی (علیه السلام): یقین به فرج

قوم بنی اسرائیل، دانیال نبی (علیه السلام) را در چاهی انداختند و در انتظار مردن او نشستند.
امّا پس از مدتی، پشیمان شدند و ایشان را از چاه بیرون آورد و فرمانروای خود کردند.
سپس با اعتماد به رهبر خود، ستمگران را با امید به فرج، از تخت پایین کشیدند و تا زمان حضرت عزیر (علیه السلام)، همچنان بر ولایت او ثابت قدم ماندند.

  • کلمه کلید: اطاعت و فرمانبری از امام.

کمال الدین و اتمام النعمه، ص ۱۳۵؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج ۳ ، ص

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد