بعد از سؤال مذكور، آنچه در مدينه و اطراف آن گنبد و ضريح و مزار بود، ويران ساختند از جمله گنبدهاي ائمه مدفون در بقيع كه عباس عموي پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نيز در آن مدفون بود و ديوارها و صندوق روي قبور، همه را خراب كردند، همچنين گنبدهاي عبدالله پدر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و آمنه مادر آن حضرت و نيز گنبدها و قبور زوجات پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و گنبد عثمان بن عفان و اسماعيل بن جعفر الصادق عليه السلام و مالك پيشواي مذهب مالكي را ويران ساختند، خلاصه سخن اين كه در مدينه و اطراف و در ينبع قبري باقي نگذاشتند» (3) .
باز مي نويسد:
«وهابيها از ترس نتيجه كارشان از خراب كردن گنبد و بارگاه رسول اكرم صلي الله عليه وآله خودداري كردند و گرنه آنان هيچ قبر و ضريحي را استثناء نكرده اند، بلكه قبر پيامبر از جهت آن كه بيشتر مورد احترام و علاقه مردم است، از نظر آنها اولي به خرابي است، اما آنچه كه پادشاه سعودي اظهار داشته كه «ما قبر پيامبر را محترم مي دانيم » بدون شك چنين كلامي برخلاف عقائد آنهاست و اين سخن را جز براي مصلحت و جلوگيري از تحريك عواطف جهان اسلام، بر ضدشان، نگفته است و اگر از اين نظر خاطر جمع مي شدند، حتما قبر پيامبرصلي الله عليه وآله را نيز ويران مي ساختند، بلكه نخست و پيش از ساير مزارات آنجا را خراب مي نمودند.
چون اين عمل زشت وهابيان در حجاز و آنچه را كه نسبت به قبور ائمه بقيع كرده بودند، به گوش مسلمانان در نقاط مختلف جهان رسيد، اين جنايت را بزرگ شمردند و در محكوميت آن، تلگرافهائي از عراق و ايران و ساير كشورها به ابن سعود مخابره شد و به عنوان اعتراض درسها و نماز جماعتها تعطيل گشت و مجالس سوگواري تشكيل گرديد (4) .
مطلبي كه بيشتر موجب نگراني شد، انتشار اين موضوع بود كه گنبد روي قبر مطهر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ را نيز به گلوله بسته اند (و حتي قبر مقدس را خراب كرده اند) اما بعداً معلوم شد اين خبر صحت نداشته خود وهابيها هم آن را انكار كردند».
جابري انصاري در كتاب «تاريخ اصفهان » در ضمن وقايع سال 1343 هجري به داستان حمله وهابي به حجاز و ويران ساختن قبور اشاره مي كند و مي نويسد:
«ضريح پولادي كه حاج امين السلطنه در سال 1312 هـ . دستور داد در اصفهان دو سالي ساختند، برداشتند (از روي قبور ائمه بقيع) و چون وهابيها خواسته بودند وارد مرقد مقدس ختمي مرتبت شوند، يكي از آنان، اين آيه را خوانده بود: «يا ايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوت النبي ...» لذا از آن جسارت گذشتند» (5)