جناب آقای گورباچف  . . . سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
جناب آقای گورباچف  . . .
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    عضو خودماني
    آسیه سادات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1388
    نوشته : 1,217      تشکر : 4,500
    1,990 در 887 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه سادات آنلاین نیست.

    اشاره جناب آقای گورباچف . . .




    سم الله الرحمن الرحيم

    جناب آقاي گورباچف صدر هيأت رييسه ي اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي با اميد خوشبختي و سعادت براي شما و ملت شوروي.

    از آن جا كه پس از روي كار آمدن شما، چنين احساس مي شود كه جناب عالي در تحليل حوادث سياسي جهان، خصوصاً در رابطه با مسايل شوروي در دور جديدي از بازنگري و تحول و برخورد قرار گرفته ايد و جسارت و گستاخي شما در برخورد با واقعيات جهان چه بسا منشأ تحولات و موجب به هم خوردن معادلات فعلي حاكم بر جهان گردد، لازم ديدم نكاتي را يادآور شوم، هر چند ممكن است حيطه ي تفكر و تصميمات جديد شما، تنها روشي براي حل معضلات حزبي و در كنار آن حل پاره اي از مشكلات مردمتان باشد، ولي به همين اندازه هم شهامت تجديد نظر در مورد مكتبي كه ساليان سال فرزندان انقلابي جهان را در حصارهاي آهنين زنداني نموده بود، قابل ستايش است و اگر به فراتر از اين مقدار فكر مي كنيد، اولين مسأله اي كه مطمئناً باعث موفقيت شما خواهد شد، اين است كه در سياست اسلاف خود داير بر خدازدايي و دين زدايي از جامعه، كه تحقيقاً بزرگ ترين و بالاترين ضربه را بر پيكر مردم كشور شوروي وارد كرده است، تجديد نظر نماييد و بدانيد كه برخورد واقعي با قضاياي جهان جز از اين طريق ميسر نيست.

    البته ممكن است از شيوه هاي ناصحيح و عملكرد غلط قدرتمندان پيشين كمونيسم در زمينه ي اقتصاد، باغ سبز دنياي غرب رخ بنمايد، ولي حقيقت جاي ديگري است. شما اگر بخواهيد در اين مقطع تنها گره هاي كور اقتصادي سوسياليسم و كمونيسم را با پناه بردن به كانون سرمايه داري غرب حل كنيد، نه تنها دردي از جامعه ي خويش را دوا نكرده ايد كه ديگران بايد بيايند و اشتباهات شما را جبران كنند، چرا كه امروز، اگر ماركسيسم در روش هاي اقتصادي و اجتماعي به بن بست رسيده است، دنياي غرب هم در همين مسايل – البته به شكل ديگر – و نيز در مسايل ديگر گرفتار حادثه است.

    جناب آقاي گورباچف!

    بايد به حقيقت رو آورد، مشكل اصلي كشور شما مسأله ي مالكيت و اقتصاد و آزادي نيست. مشكل شما عدم اعتقاد واقعي به خداست، همان مشكلي كه غرب را هم به ابتذال و بن بست كشيده و يا خواهد كشيد. مشكل اصلي شما مبارزه ي طولاني و بيهوده با خدا و مبدأ هستي و آفرينش است.

    جناب آقاي گورباچف!


    براي همه روشن است كه از اين پس، كمونيسم را بايد در موزه هاي تاريخ سياسي جهان جستجو كرد، چرا كه مكتبي است مادي و با ماديات نمي توان بشريت را از بحران عدم اعتقاد به معنويت كه اساسي ترين درد جامعه ي بشري در غرب و شرق است، به در آورد.

    حضرت آقاي گورباچف!

    ممكن است شما اثباتاً در بعضي جهات به ماركسيسم پشت نكرده باشيد و از اين پس هم در مصاحبه ها، اعتقاد كامل خودتان را به آن ابراز كنيد، ولي خود مي دانيد كه ثبوتاً اين گونه نيست. رهبر چين اولين ضربه را به كمونيسم زد و شما دومين و علي الظاهر آخرين ضربه را بر پيكر آن نواختيد.

    امروز ديگر چيزي به نام كمونيسم در جهان نداريم. ولي از شما جداً مي خواهم كه در شكستن ديوارهاي خيالات ماركسيسم، گرفتار زندان غرب و شيطان بزرگ نشويد. اميدوارم افتخار واقعي اين مطلب را پيدا كنيد كه آخرين لايه هاي پوسيده ي هفتاد سال كژي جهان كمونيسم را از چهره ي تاريخ و كشور خود بزداييد. امروز ديگر دولت هاي همسو با شما كه دلشان براي وطن و مردمشان مي تپد، هرگز حاضر نخواهند شد بيش از اين منابع زيرزميني و روزميني كشورشان را براي اثبات موفقيت كمونيسم – كه صداي شكستن استخوان هايش هم به گوش فرزندانشان رسيده است – مصرف كنند.

    آقاي گورباچف!

    وقتي از گلدسته هاي مساجد بعضي از جمهوري هاي شما پس از هفتاد سال بانگ الله اكبر و شهادت به رسالت حضرت ختمي مرتبت – صلي الله عليه و آله و سلم – به گوش رسيد، تمامي طرفداران اسلام ناب محمدي (ص) را از شوق به گريه انداخت.

    لذا، لازم دانستم اين موضوع را به شما گوشزد كنم كه بار ديگر به دو جهان بيني مادي و الهي بينديشيد. ماديون معيار شناخت در جهان بيني خويش را «حس» دانسته و چيزي را كه محسوس نباشد، از قلمرو علم بيرون مي دانند و هستي را همتاي ماده دانسته و چيزي را كه ماده ندارد، موجود نمي دانند. قهراً جهان غيب مانند وجود خداوند تعالي و وحي و نبوت و قيامت را يكسره افسانه مي دانند. در حالي كه معيار شناخت در جهان بيني الهي اعم از «حس و عقل» مي باشد و چيزي كه معقول باشد، داخل در قلمرو علم مي باشد، گرچه محسوس نباشد. لذا هستي اعم از غيب و شهادت است و چيزي كه ماده ندارد، مي تواند موجود باشد و همان طور كه موجود مادي به «مجرد» استناد دارد، شناخت حسي نيز به شناخت عقل متكي است.

    قرآن مجيد اساس تفكر مادي را نقد مي كند و به آنان كه بر اين پندارند كه خدا نيست، وگرنه ديده مي شد،«لن نؤمن لك حتي نري الله جهره» مي فرمايد: «لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار و هو اللطيف الخبير». از قرآن عزيز و كريم و استدلالات آن در موارد وحي و نبوت و قيامت بگذريم كه از نظر شما اول بحث است. اصولاً ميل نداشتم شما را در پيچ و تاب مسايل فلاسفه، به خصوص فلاسفه ي اسلامي بيندازم. فقط به يكي دو مثال ساده و فطري و وجداني كه سياسيون هم مي توانند از آن بهره اي ببرند، بسنده مي كنم: اين از بديهيات است كه ماده و جسم هر چه باشد، از خود بي خبر است. يك مجسمه ي سنگي يا مجسمه ي مادي انسان، هر طرف آن از طرف ديگرش محجوب است، در صورتي كه به عيان مي بينيم كه انسان و حيوان از همه ي اطراف خود آگاه است، مي داند كجاست، در محيطش چه مي گذرد، در جهان چه غوغايي است. پس در حيوان و انسان چيز ديگري است كه فوق ماده است و از عالم ماده جداست و با مردن ماده نمي ميرد و باقي است. انسان در فطرت خود هر كمالي را به طور مطلق مي خواهد و شما خوب مي دانيد كه انسان مي خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هيچ قدرتي كه ناقص است، دل نبسته است. اگر عالم را در اختيار داشته باشد و گفته شود جهان ديگر هم هست، فطرتاً مايل است آن جهان را هم در اختيار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم ديگري هم هست، فطرتاً مايل است آن علوم را هم بياموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق بايد باشد تا آدمي دل به آن ببندد، آن خداوند متعال است كه همه به آن متوجهيم، گرچه خود ندانيم. انسان مي خواهد به «حق مطلق» برسد تا فاني در خدا شود. اصولاً اشتياق به زندگي ابدي در نهاد هر انساني نشانه ي وجود جهان جاويد و مصون از مرگ است.

    اگر جناب عالي ميل داشته باشيد در اين زمينه ها تحقيق كنيد، مي توانيد دستور دهيد كه صاحبان اين گونه علوم، علاوه بر كتب فلاسفه ي غرب، در اين زمينه به نوشته هاي فارابي و بوعلي سينا – رحمة الله عليهما – در حكمت مشا مراجعه كنند تا روشن شود كه قانون عليت و معلوليت كه هرگونه شناختي بر آن استوار است، معقول است نه محسوس و ادراك معاني كلي و نيز قوانين كلي كه هر گونه استدلال بر آن تكيه دارد، معقول است نه محسوس. و نيز به كتاب هاي سهروردي – رحمة الله عليه – در حكمت اشراق مراجعه نموده و براي جناب عالي شرح كنند كه جسم و هر موجود مادي ديگر به نور صرف كه منزه از حس مي باشد، نيازمند است و ادراك شهودي ذات انسان از حقيقت خويش، مبرا از پديده ي حسي است. از اساتيد بزرگ بخواهيد تا به حكمت متعاليه ي صدرالمتألهين – رضوان الله تعالي عليه و حشره الله مع النبيين و الصالحين – مراجعه نمايند تا معلوم گردد كه حقيقت علم همانا وجودي است مجرد از ماده و هرگونه انديشه از ماده منزه است و به احكام ماده محكوم نخواهد شد. ديگر شما را خسته نمي كنم و از كتب عرفا و به خصوص محي الدين بن عربي نام نمي برم كه اگر خواستيد از مباحث اين بزرگ مرد مطلع گرديد، تني چند از خبرگان تيزهوش خود را كه در اين گونه مسايل قوياً دست دارند، راهي قم گردانيد تا پس از چند سالي با توكل به خدا از عمق لطيف باريك تر ز موي منازل معرف آگاه گردند كه بدون اين سفر، آگاهي از آن امكان ندارد.

    جناب آقاي گورباچف!

    اكنون بعد از ذكر اين مسايل و مقدمات از شما مي خواهم درباره ي اسلام به صورت جدي تحقيق و تفحص كنيد و اين، نه به خاطر نياز اسلام و مسلمين به شما، كه به جهت ارزش هاي والا و جهان شمول اسلام است كه مي تواند وسيله ي راحتي و نجات همه ملت ها باشد و گره مشكلات اساسي بشريت را بازگو نمايد. نگرش جدي به اسلام ممكن است شما را براي هميشه از مسأله ي افغانستان و مسايلي از اين قبيل در جهان نجات دهد. ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان كشور خود دانسته و هميشه خود را در سرنوشت آنان شريك مي دانيم.

    با آزادي نسبي مراسم مذهبي در بعضي از جمهوري هاي شوروي، نشان داديد كه ديگر اين گونه فكر نمي كنيد كه مذهب مخدر جامعه است. راستي مذهبي كه ايران را در مقابل ابرقدرت ها چون كوه استوار كرده است، مخدر جامعه است؟! آيا مذهبي كه طالب اجراي عدالت در جهان و خواهان آزادي انسان از قيود مادي و معنوي است، مخدر جامعه است؟! آري، مذهبي كه وسيله شود تا سرمايه هاي مادي و معنوي كشورهاي اسلامي و غير اسلامي در اختيار ابرقدرت ها و قدرت ها قرار گيرد و بر سر مردم فرياد كشد كه دين از سياست جدا است، مخدر جامعه است. ولي اين ديگر مذهب واقعي نيست، بلكه مذهبي است كه مردم ما آن را مذهب امريكايي مي نامند.

    در خاتمه صريحاً اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي ايران، به عنوان بزرگ ترين و قدرتمندترين پايگاه جهان اسلام به راحتي مي تواند خلأ اعتقادي نظام شما را پر نمايد و در هر صورت كشور ما همچون گذشته به حسن همجواري و روابط متقابل معتقد است و آن را محترم مي شمارد.

    والسلام علي من اتبع الهدي

    روح الله الموسوي الخميني

    جناب آقای گورباچف  . . .

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  2. تشكرها 2

    parsa (07-12-1389), نرگس منتظر (22-10-1390)

  3.  

  4. #2
    عضو خودماني
    آسیه سادات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1388
    نوشته : 1,217      تشکر : 4,500
    1,990 در 887 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه سادات آنلاین نیست.

    اشاره بررسی پیام امام خمینی(ره) به گورباچف . . .




    چندین سال پیش چهار نفر از استادان کشور روسیه -دکتر ولادیمیر ایوانف ایرانشناس، متخصص فرهنگ و زبان فارسى، استاد دانشگاه دولتى مسکو ،دکتر لوچسلاو موشکالو خبرنگار، استاد زبان فارسى و استاد دانشکد زبانهاى شرقى (وابسته به انستیتو خاورشناسى)، دکتر لئونید اسکیارف دکتراى زبانشناسى، متخصص اقتصاد و سیاست و فرهنگ ایرانى، رئیس انجمن دولتى ایران در روسیه و استاد زبان فارسى ، دکتر سیدیک دروژلفسکى استاد دانشگاه روابط بین‏الملل وزارت امور خارجه روسیه، رئیس کرسى زبان فارسى دانشگاه مسکو-از مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (س)بازدید کردند در آن مقطع میزگردی با این مهمانان که در ارتباط با برگزارى کنفرانس در مسکو درباره سالگرد پیام تاریخى امام خمینى به گورباچف به کشورمان سفر کرده بودند، میز گردی در نشریه حضور تشکیل شد که اینک در بازخوانی سالروز پیام تاریخی امام به گورباچف متن آن در ذیل به نظر مى‏رسد.
    لازم به ذکر است که هیچیک از استادان مزبور مسلمان نیستند.
    جناب آقای گورباچف  . . .

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  5. تشكر

    نرگس منتظر (22-10-1390)

  6. #3
    عضو خودماني
    آسیه سادات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1388
    نوشته : 1,217      تشکر : 4,500
    1,990 در 887 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه سادات آنلاین نیست.

    اشاره پاسخ : بررسی پیام امام خمینی(ره) به گورباچف . . .




    بفرمایید حالا هر کدام از آقایان که مایلند پیام حضرت امام به آقاى گورباچف چگونه به دست شما رسید و کیفیت انتشار پیام در شوروى سابق به چه صورت بود و اساساً در آن زمان شخصیت حضرت امام و قیام ایشان در شوروى سابق چگونه مطرح بود؟
    دکتر دروژلفسکى: من مى‏توانم بگویم قیام امام خمینى در میان مردم روسیه خیلى آشکار است و تمام متخصصین ایران‏شناسى و کارمندان وزارت امور خارجه و دانشجویان با آن آشنایى دارند و مطالعه مى‏کنند. این قیام براى ما خیلى مفید بود و هست. از همین قیام روابط ایران با روسیه گسترش پیدا کرد و روز به روز هم بهتر مى‏شود.
    یعنى مطبوعات شوروى سابق در جهت معرفى صحیح انقلاب اسلامى ایران به مردم شوروى فعّال بودند؟
    دکتر ایوانف:
    در اوج انقلاب اسلامى تمام مطبوعات شوروى دربار این حادثه نوشتند. وقتى رجال عالیرتب ایران به روسیه مى‏آمدند تمام مطبوعات در این موضوع بحث مى‏کردند و کلًا تمام مردم روسیه نسبت به این مذاکرات بحث مى‏کنند، نسبت به انقلاب ایران بحث مى‏کنند.
    اوّلین بار پیام حضرت امام به آقاى گورباچف چطور به دست شما رسید؟
    دکتر ایوانف:
    بعد از اینکه آقاى آملى این پیام را به رئیس جمهور شوروى ابلاغ کردند، بعد از چند روز فکر مى‏کنم از طرف وزارت خارجه بود یا شعب دیگرى که این پیام به دست ما رسید.
    دکتر دروژلفسکى: البته دربار امام خمینى ما مطالعه داشتیم. آن موقع که ایشان در عراق زندگى مى‏کردند من در دانشکد روابط بین‏الملل درس مى‏خواندم و از طریق معلمان و دانشجویان با ایشان آشنا بودیم.
    اجازه بفرمایید سؤال عمیق‏ترى مطرح کنیم و آقایان در این زمینه بحث بفرمایند. با توجه به سوابق مطالعاتى شما و علاقه‏اى که به بررسى انقلاب اسلامى ایران دارید، بفرمایید اساساً جایگاه دین از نظر شما چیست؟ یعنى این مطالعه و بررسى صرفاً به صورت یک مطالعه درسى و دانشگاهى است یا اینکه‏دریافت حقیقت دینى هم مدنظر است؟ مثلًا آمریکائیها نیز بخش‏هایى براى شناخت اسلام و مذهب شیعه دارند ولى ظاهراً هدفشان شناخت مقوله‏اى است که به هر حال در جهان با آن سروکار دارند و منظورشان رهیابى به حقیقت نیست. فکر مى‏کنم نوبت استاد موشکالو باشد که صحبتى بفرمایند.
    دکتر موشکالو: البته این سؤال خوبى است، خیلى متشکرم. ولى من عاجزم از اینکه پاسخ کاملى به این پرسش شما بدهم. چون که بیشتر در رشت زبان و ادبیات کار مى‏کنم و این مطلب بیشتر مربوط به متخصصین تاریخ بویژه تاریخ معاصر است. ولى خودم فکر مى‏کنم براى هر پژوهشگرى، هر دانشمندى، ارزشى بالاتر از نیل به حقیقت نیست. پژوهشگران واقعى دنبال حقیقت مى‏گردند.
    جناب آقای گورباچف  . . .

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  7. تشكر

    نرگس منتظر (22-10-1390)

  8. #4
    عضو خودماني
    آسیه سادات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1388
    نوشته : 1,217      تشکر : 4,500
    1,990 در 887 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه سادات آنلاین نیست.

    اشاره پاسخ : بررسی پیام امام خمینی(ره) به گورباچف . . .




    اگر کتاب آواى توحید را که در واقع شرح پیام حضرت امام به آقاى گورباچف است مطالعه کرده باشید مى‏توانید در این زمینه بیشتر بحث کنیم.
    دکتر موشکالو:
    این کتاب تنها پریروز به دست ما رسید. شما که مى‏دانید یک دور مدیدى مناسبات دو کشور گر چه در سطح رسمى وجود داشت، در عمل وجود نداشت. یعنى تبادل فرهنگى، تبادل کتاب وجود نداشت. آنچه بود خیلى محدود بود البته متخصصین مانند آقاى دکتر دروژلفسکى و متخصصین دیگر از منابع مختلف مطالبى را تهیه مى‏کردند ولى بسیارى از استادان در این زمینه محروم بودند. آدم احساس مى‏کند در خیلى زمینه‏ها نادان است و من واقعاً احساس شرمندگى دارم. هجده سال است که انقلاب‏اسلامى به وقوع پیوسته و ما از نویسندگان و شاعران برجسته دور انقلاب هیچ نمى‏دانیم. ولى یکى از اهداف ما در این سفر آشنایى هر چه بیشتر با این‏گونه موارد است و اینکه با دانشگاههاى مختلف و استادان و دانشیاران محترم، مراکز پژوهشى، سازمانهاى فرهنگى و روشنفکران تماسهایى داشته باشیم. امیدواریم در آیند خیلى نزدیک این عدم دانش هر چه سریعتر جبران شود.
    چون واقعاً پخش این کتابها را [به مجل حضور و کتاب آواى توحید اشاره مى‏کند] لازم و ضرورى مى‏دانم. هر چه مردم بیشتر در این زمینه بدانند و بفهمند بهتر است. راستش را بخواهید قبلًا دسترسى به آثار امام خمینى و سایر آثار مانند همین آثار فیلسوفان فلسف کلاسیک آلمانى خیلى مشکل بود حالا با تحولاتى که در جامع روسیه صورت گرفته، دسترسى به منابع مختلف و کتابها خیلى آسانتر شده. البته مشکل دیگرى پیش آمده و آن گرانى کتاب است. یکى از خوبیهاى آن دوره این بود که کتابها خیلى ارزان بود و زیاد هم بود. البته خوب براى اشخاص کنجکاو و متفکر کافى نبود. در زمین کتابهاى منتشره در ایران واقعاًدسترسى به آنها داراى مشکلات شدیدى بود. یکى از منابع خود ایران است. این سفر دوّم است که من به ایران مى‏آیم و مجموعاً دو هفته در ایران بوده‏ام که دو هفته در عمر انسان که الحمدلله من نصف آن را به سلامت گذرانده‏ام خیلى کم است.
    سئوالى در اینجا به نظر مى‏رسد، که بد نیست آقاى دکتر ایوانف پاسخ بدهند، على‏رغم آن که حضرت امام ابرقدرتها را محکوم کردند ولى رابطه با شوروى را قطع نکردند و در زمان آقاى گورباچف نامه هم فرستادند و خلاصه اینکه نوع برخورد ایشان با آمریکا و شوروى على الظاهر تفاوت عمده‏اى داشت. شما این مسئله را چگونه تحلیل مى‏کنید؟
    دکتر ایوانف:
    این طور احساس مى‏شود که حضرت امام (رحمةالله علیه) مردم شوروى را در نظر داشتند و البته راه دیگرى جز ارسال پیام به رئیس جمهور وقت وجود نداشت تا اظهاراتشان را با مردم شوروى آن وقت در میان بگذارند. چون در آن وقت وضعیت اتحاد شوروى، در زمان برژنف در یک حالت رکودى بود و بعد از او یک انتظار تحول و مرحل جدیدى مى‏رفت. امام احساس کردند شوروى در آستان فروپاشى است. ایشان در پیام خود به گورباچف گفتند که شوروى یک نعمت الهى است که شما نتوانستید خوب نگهدارى کنید. و واقعاً آن طور شد که ایشان فرمودند و دو سال بعد در مدت کوتاهى چنان کشور بزرگى که ابرقدرت هم بود از هم فرو پاشید و تمام زندگى ما وارد مرحل جدیدى شد و ما با این حقیقت روبرو شدیم که باید زندگى‏مان را از نو بسازیم و عادت کهنه را کنار بگذاریم. این نوع احساسات تا حدودى بیان مى‏کند که چرا در تاریخ کشورمان و در تاریخ روابط شوروى با ایران یک چنین واقعه‏اى به وقوع پیوست.
    جناب آقای گورباچف  . . .

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  9. تشكر

    نرگس منتظر (22-10-1390)

  10. #5
    عضو خودماني
    آسیه سادات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1388
    نوشته : 1,217      تشکر : 4,500
    1,990 در 887 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه سادات آنلاین نیست.

    اشاره پاسخ : بررسی پیام امام خمینی(ره) به گورباچف . . .




    به نظر شما چطور ممکن بود که حضرت امام در پیام خود با چنان صراحتى از نابودى مارکسیسم و موقعیت شوروى سابق سخن بگویند در حالى که هیچ‏یک از دستگاههاى جاسوسى عریض و طویل جهانى آمریکا و خود شوروى سابق و سایر مؤسسات خبرى و ارتباطى جهان و تحلیل‏گران کارکشت عالم نتوانستند با چنین صراحتى مسائل حیاتى شوروى سابق را تحلیل و ترسیم و پیش‏بینى کنند؟
    دکتر ایوانف:
    البته این یک سؤال مشکل است. در تاریخ جهان ما شاهد وقایعى بوده‏ایم که گاه از طرف شخصیت‏هاى برجسته پیش بینى آن ممکن بوده است. البته ممکن است توضیح کاملى نداشته باشد ولى تجربه‏
    نشان داده است که تصادفى هم نبوده. پس یا احساس کردند یا از طریق دیگرى این اطلاعات را کسب کردند که با چنین صورت مطمئنى این پیام را نوشتند.
    به نظر شما این پیام در زمانى که هنوز فروپاشى شوروى سابق پیش نیامده بود چه تأثیرى در کشور شما داشت.
    دکتر دروژلفسکى:
    شما مى‏دانید که شوروى کشور خیلى بزرگى بود. در این کشور 15 جمهورى بودند که بعضاً اکثر مردم آنها مسلمان هستند. به این جهت نفوذ و تأثیر پیام در مناطق گوناگون اتحاد شوروى فرق داشت. ولى من آن زمان در مسکو زندگى مى‏کردم و مى‏توانم دربار مسکو بگویم. براى متخصصین ایران شناس و خاورشناس این پیام خیلى مهم بود. ما مى‏دانیم که قبل از این پیام موقعیت بین ایران و روسیه خطرناک بود. دو کشور چندین اختلاف داشتند. خطر نه فقط براى ایران و شوروى بلکه براى تمام منطقه زیاد بود و به نظر من براى تمام دنیا. زیرا شما در جنوب و شوروى سابق در یک ششم دنیا، از نظر استراتژیک موقعیتى مهم داشتند. البته ترجم پیام نسبتاً ضعیف بود. امّا متن آن دربار دوستى بود و نه دربار جنگ. تمام متخصصین فوراً فهمیدند و بدین جهت گفتیم که از این زمان روابط بین کشور ما و ایران روز به روز گسترش پیدا مى‏کند و رو به بهبود مى‏رود.
    امام خمینى در پیام خود به اصالت و حقانیت دین اشاره مى‏کنند و به آقاى گورباچف تذکر مى‏دهند که بعد از زوال مارکسیسم که به درد شما نخورد از غرب و تبلیغات‏ فریبند آن پرهیز کنید و به سوى اسلام رو بیاورید. نظر استاد موشکالو در این باره چیست؟
    دکتر موشکالو:
    من تازه دیشب شروع کردم به خواندن این متن، پریروز که در قم بودیم با جناب آقاى آملى هم صحبت کردیم و صحبت ایشان خیلى زیبا بود و به دل ما چسبید و حالا اتفاقاً متوجه شدم که وقتى ایشان داشتند با ما صحبت مى‏کردند به فکر همین کتاب آواى توحید بودند. البته این پیام یک پیام عادى نیست. اثر فیلسوفانه‏اى است که نیاز به تأمل دارد. براى بنده که تازه روى این مسائل تأمل مى‏کنم درک عمیق‏ترى لازم است و به همین دلیل به اینجا آمده‏ام. ولى هنوز آن احساساتى که دارم عملى نشده. یعنى ما که تا آخر پیام نخوانده‏ایم، هضم نکرده‏ایم، تأمل نکرده‏ایم، برداشتها کمى ضعیف است. بنابراین نمى‏شود یک جمع‏بندى هدایت شده و صحیح را بیان کرد. ما در کنفرانس هم در نظر گرفتیم که چند گزارش مهم دربار فلسفه امام خمینى (رحمةالله علیه) تهیه و ارائه شود. دربار فلسفه عرفانى و دربار مسائل دین و مذهب از متخصصین برجسته این مسائل از جمله خود آیت‏الله جوادى آملى و آیت‏الله تسخیرى و همچنین از نمایندگان کلیساى ارتودکس روسیه دعوت کردیم که با جدیت چون عمرشان را روى این مسائل مى‏گذارند این مسائل را ارائه کنند و براى دیگران تشریح‏ بکنند.
    جناب آقای گورباچف  . . .

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  11. تشكر

    نرگس منتظر (22-10-1390)

  12. #6
    عضو خودماني
    آسیه سادات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1388
    نوشته : 1,217      تشکر : 4,500
    1,990 در 887 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه سادات آنلاین نیست.

    اشاره پاسخ : بررسی پیام امام خمینی(ره) به گورباچف . . .




    حالا همین سؤال را اگر آقاى ایوانف نیز پاسخ بگویند و تحلیل بفرمایند که به چه سبب حضرت امام آقاى گورباچف را از غرب و به سوى غرب رفتن پرهیز مى‏دهند فکر مى‏کنم پاسخ کاملترى خواهیم داشت.
    دکتر ایوانف:
    چیزى که بنده در این مورد احساس مى‏کنم این است که فرهنگ غرب و برخورد غرب نسبت به کشورهاى دیگر همواره این بوده که ارزش‏هاى خود را بتدریج ترویج و تحمیل کند و باید گفت واقعاً همین طور هم شده و بعد از فروپاشى اتحاد شوروى، مدتى که اوضاع به سامان نبود، رادیو- تلویزیون و بنگاههاى انتشاراتى اجازه چاپ و نشر آثار بعضى از نویسندگان غربى را پیدا کردند و فیلمها و موسیقى غرب نیز عرضه شد و تفکر بسیارى از مردم تحت تأثیر آن فرهنگ قرار گرفت. بنابراین پیش بینى امام نسبت به این مسائل و اخطار امام نسبت به آن درست بود. ولاکن باید اشاره کنم که مردم در سالهاى اخیر پى برده‏اند که این راه درستى نیست که فرهنگ خودشان را فراموش کنند و اقداماتى هم از طرف خود مردم به عمل آمده. رجال فرهنگى، نویسندگان و رسانه‏ها اخطار کردند و سعى عمومى بر این است تا با غربزدگى و تأثیر فرهنگ بیگانه مبارزه شود.
    خود دوَل هم در این زمینه اقداماتى انجام داده است.
    خوب، بد نیست حالا نوبت را بدهیم به آقاى اسکیارف که تازه تشریف آوردند و ما از بیانات ایشان در مباحث قبلى استفاده نکردیم. ظاهراً جنابعالى پیام حضرت امام به آقاى گورباچف را به زبان روسى مطالعه کرده‏اید. خوب است نظر شما را دربار این بخش از پیام حضرت امام که به مبارزه بیهوده با خداوند متعال اشاره مى‏کنند بدانیم؛ زیرا که عملًا ثابت شد آن همه بسیج نیروها و تبلیغات و کشتارهایى که در حین دین زدایى صورت مى‏گرفت بیفایده و نامعقول بوده است.
    دکتر اسکیارف:
    من فکر مى‏کنم طرح دولت شوروى سابق رد مبارزه با مذهب اصلًا درست نبود و انسانهاى زیادى کشته شدند. انسان آزاد است و حق انتخاب دارد. عقیده به خداوند مربوط به روح انسان است و دولت و سازمان نمى‏تواند در آن مداخله کند. به نظر من این یک امر شخصى است. الان هم شاهد روشهایى هستیم که بعضى از روشنفکران از آن انتقاد مى‏کنند. مثلًا رؤساى بلند پاى دولت به رسوم کلیسا احترام مى‏گذارند. ما همه شاهدیم که مسئولین دولت، شهردار مسکو و سایر رؤساى بلند پایه وارد کلیسا مى‏شوند و در مراسم کلیسا شرکت مى‏کنند. البته این کارها صحیح بود اگر آنها به خداوند اعتقاد داشتند، ولى ما همه بخوبى مى‏دانیم که این طور نیست و اینها تظاهر است. مى‏شود گفت که این کار توهین نیست ولى نوعى عدم احترام به آنهایى است که صمیمانه به خداوند اعتقاد دارند. سابقاً هم بعضى از مردم فقط از روى کنجکاوى وارد کلیسا مى‏شدند و کسانى که به خداوند اعتقاد داشتند به این افراد با نگاه مشکوک مى‏نگریستند.
    منظور شما بعد از پیام حضرت امام است؟
    دکتر اسکیارف:
    بله و باید اضافه کنم که من شخصاً به کسانى که به خداوند اعتقاد دارند چه مسلمان و چه مسیحى عمیقاً به ایشان احترام مى‏گذارم.
    پیام حضرت امام یک دعوت به حق است. البته آقاى گورباچف بهت‏زده شده‏بود و به شوخى یا جدى گفته‏بود این پیام مداخله در کشور شوروى است. آیت‏الله آملى هم توضیح داده بودند. انشاءالله شرح پیام را به زبان روسى مى‏خوانید. از نظر ما امام همانند خورشیدى است که به همه جا مى‏تابد. در دعوت به حق اجبارى در کار نیست. من مى‏خواستم نظر شما را دربار این دعوت بدانم و اینکه امام دعوت کردند تیزهوشان شما به قم بیایند.
    دکتر ایوانف:
    اجازه بفرمایید مطلبى را بگویم: یکى از مشکلاتى که هر کسى پیام امام را به دست مى‏گیرد با آن مواجه مى‏شود این است که پر از فلسفه است و آقاى دروژلفسکى درست اشاره کردند که وقتى ترجمه پیام را به دست آقاى گورباچف داده بودند این ترجمه را با عجله تهیّه کرده بودند و شاید بعضى از اصطلاحات را خوب ترجمه نکرده بودند. این یک طرف قضیه، یک طرف دیگر هم اینکه براى فهمیدن چیزى که شما مى‏فرمایید مقدماتى لازم است که نه تنها عموم مردم بلکه روشنفکران هم که فارغ‏التحصیل دانشگاههاى شوروى هستند در آن زمان آن را نداشتند. الان هم مى‏شود گفت فقط یک قسمت از قضیه را مى‏توانند درک کنند. البته من چون ایران شناس هستم و شخصاً در آستان شروع جنگ حق و باطل اینجا آمده بودم و از آن موقع به رادیو ایران گوش مى‏دادم و برنامه‏هاى تلویزیون شما را تماشا مى‏کردم کم و بیش این مسئله را مى‏فهمم. گورباچوف ایران شناس نبود و فکر نمى‏کنم غیر از مطالعات سیاسى و اطلاعات عمومى چیزى از فلسفه و روح مردم ایران مى‏دانست. طبیعى است که پیام را درست درک نکرده باشد و حاضر نشده که تیزهوشان شوروى را به قم بفرستد.
    آیا شما از سفر آقاى شواردنادزه به ایران و نامه‏اى که در پاسخ پیام حضرت امام آورده بودند اطلاع دارید؟
    دکتر ایوانف:
    متأسفانه هیچ. آن پاسخ به دست ما نرسیده است.
    دکتر اسکیارف: من به وزارت امور خارجه شوروى مراجعه کردم و از آنها پرسیدم که پاسخ نام امام خمینى پیش شما هست؟ گفتند بله ما جواب دادیم، ولى نمى‏توانیم نسخه‏اى از آن به شما بدهیم. چون پیام شخصى بوده و محرمانه است و طبق مقررات نمى‏توانیم آن را در اختیار کسى بگذاریم مگر خود آقاى گورباچف اجازه بدهد. ما هم نتوانستیم آقاى گورباچف را پیدا کنیم.
    از جلسه‏اى که وزیر خارجه وقت شوروى خدمت حضرت امام رسیده بود چه؟ از آن اطلاعى دارید؟
    دکتر اسکیارف: ما، در اینجا از آن جلسه اطلاعى پیدا کردیم و کمى براى ما تعریف کردند.


    از شرکت همه آقایان در این میزگرد تشکر مى‏کنم.


    منبع :نشریه حضور شماره (22)، ص:22تا ص32


    جناب آقای گورباچف  . . .

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  13. تشكرها 2

    ملکوت (14-10-1389), نرگس منتظر (22-10-1390)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •