!i!  تلخ نوشته ها !i! سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
!i!  تلخ نوشته ها !i!
صفحه 12 از 16 نخستنخست ... 28910111213141516 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 157
  1. #111
    عضو حرفه‌ ای
    ستايش آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,263      تشکر : 3,017
    8,477 در 2,450 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ستايش آنلاین نیست.

    پیش فرض




    خداوندا
    من از تنهایی و برگ ریزان پاییز، من از سردی زمستان
    من از تنهایی و دنیای بی تو میترسم

    خداوندا
    من از دوستان بی مقدار، من از همراهان بی احساس
    من از نارفیقی های این دنیا میترسم

    خداوندا
    من از احساس بیهوده بودن، من از چون حباب آب بودن
    ... من از ماندن چو مرداب میترسم

    خداوندا
    من از مرگ محبت، من از اعدام احساس به دست دوستان دور یا نزدیك میترسم

    خداوندا
    من از خود نیز میترسم
    خداوندا پناهم ده
    !i!  تلخ نوشته ها !i!

  2. تشكرها 13


  3. #112
    عضو خودماني
    انام*خادمه امام حسن مجتبی(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,034      تشکر : 9,790
    4,466 در 1,058 پست تشکر شده
    دریافت : 4      آپلود : 0
    انام*خادمه امام حسن مجتبی(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    گفتم خدایا از همه دلگیرم

    گفت حتی از من؟

    گفتم نگرانم :

    گفت آن بامن

    گفتم خیلی تنهایم


    گفت تنها تر از من؟

    گفتم درون قلبم خالیست

    گفت پر کن از عشق من

    گفتم دست نیاز دارم

    گفت بیا بگیر دست من

    گفتم از تو خیلی دورم

    گفت من از تو نه

    گفتم آخر چگونه آرام گیرم


    گفت با یاد من

    گفتم با این همه مشکل چه کنم


    گفت توکل بر من

    گفتم هیچ کس کنارم نمانده


    گفت نمیبینی....من...

    گفتم خدایا میسوزم

    گفت از عشق من؟

    گفتم خدایا اینجا نه جای من است

    گفت رها کن همه را بیا سوی من

    گفتم خدایا چگونه؟

    گفت آن نیز با من.....

    !i!  تلخ نوشته ها !i!

  4. تشكرها 14

    maryam12 (29-11-1393), tamana (02-02-1392), مدير اجرايي (03-02-1392), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (02-02-1392), نرگس منتظر (30-10-1391), کنیز فاطمه(سلام الله علیها) (30-10-1391), بیقرار ظهور (25-11-1391), حیران (02-02-1392), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (25-12-1391), رهرو سراج دل (30-10-1391), سالک (02-02-1392), ستايش (25-12-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (25-12-1391), عهد آسمانى (18-05-1395)

  5. #113
    عضو حرفه‌ ای
    ستايش آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,263      تشکر : 3,017
    8,477 در 2,450 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ستايش آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پدرش بهش گفت این 1000تا چسب زخم رو بفروش تا برات کفش بخرم...
    بچه نشست با خودش فکر کرد. یعنی باید آرزو کنم 1000 نفر یه جایشون زخم بشه تا من کفش بخرم؟
    ولش کن، همین خوبــــــــــــــه....

    احسنت به قلب پاک و مهربونش


    !i!  تلخ نوشته ها !i!


  6. #114
    عضو حرفه‌ ای
    ستايش آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,263      تشکر : 3,017
    8,477 در 2,450 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ستايش آنلاین نیست.

    پیش فرض







    شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک های مان شسته شوند
    تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم…
    !i!  تلخ نوشته ها !i!


  7. #115
    عضو وفادار
    سالک آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 294      تشکر : 4,241
    2,176 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سالک آنلاین نیست.

    پیش فرض




    قرآن!

    من شرمنده ام، اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هروقت در کوچه مان نوایت بلند میشود؛ همه از هم می پرسند:


    چه کسی مرده است؟

    !i!  تلخ نوشته ها !i!


  8. #116
    عضو حرفه‌ ای
    ستايش آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,263      تشکر : 3,017
    8,477 در 2,450 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ستايش آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بعضی حرف ها را نباید زد! بعضی حرف ها را نباید خورد!

    بیچاره دل. چه می کشد بین این ” زد” و “خورد”!
    !i!  تلخ نوشته ها !i!


  9. #117
    عضو حرفه‌ ای
    ستايش آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,263      تشکر : 3,017
    8,477 در 2,450 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ستايش آنلاین نیست.

    khmgin




    چمدونش را بسته بودیم،
    با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بود
    کلا یک ساک داشت ،
    کمی نون روغنی، آبنات، کشمش
    چیزهایی شیرین، برای شروع آشنایی ...
    گفت: "مادر جون، من که چیز زیادی نمیخورم
    یک گوشه هم که نشستم
    نمیشه بمونم، دلم واسه نوه هام تنگ میشه!"
    گفتم: "مادر من دیر میشه، چادرتون هم آماده ست، منتظرن."
    گفت: "کیا منتظرن؟ اونا که اصلا منو نمیشناسن!
    آخه اون جا مادرجون، آدم دق میکنه ها،
    من که اینجا به کسی کار ندارم
    اصلا، اوم، دیگه حرف نمی زنم. خوبه؟ حالا میشه بمونم؟"
    گفتم: "آخه مادر من، شما داری آلزایمر می گیری
    همه چیزو فراموش می کنی!"
    گفت: "مادر جون، این چیزی که اسمش سخته رو من گرفتم، قبول!
    اما تو چی؟ تو چرا همه چیزو فراموش کردی دخترم؟!"
    خجالت کشیدم ...! حقیقت داشت، همه کودکی و جوونیم
    و تمام عشق و مهری را که نثارم کرده بود، فراموش کرده بودم.
    اون بخشی از هویت و ریشه و هستیم بود،
    راست می گفت، من همه رو فراموش کرده بودم!
    زنگ زدم خانه سالمندان و گفتم که نمی ریم
    توان نگاه کردن به خنده نشسته برلب های چروکیده اش رو نداشتم، ساکش رو باز کردم
    نون روغنی و ... همه چیزهای شیرین دوباره تو خونه بودن!
    آبنات رو برداشت
    گفت: "بخور مادر جون، خسته شدی هی بستی و باز کردی."
    دست های چروکیدشو بوسیدم و گفتم:
    "مادر جون ببخش، فراموش کن."
    اشکش را با گوشه رو سری اش پاک کرد و گفت:
    "چی رو ببخشم مادر، من که چیزی یادم نمی یاد،
    شاید فراموش میکنم! گفتی چی گرفتم؟ آلمیزر؟!"
    در حالی که با دستای لرزونش، موهای دخترم را شونه میکرد
    زیر لب میگفت:


    "گاهی چه نعمتیه این آلمیزر...!"





    !i!  تلخ نوشته ها !i!


  10. #118
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,758 در 28,709 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    خواستم خودمو گول بزنم ؛

    همه خاطراتم رو انداختم یه گوشه ای و گفتم : فراموش ؛

    یه چیزی ته قلبم خندید و گفت : یادمه.




    !i!  تلخ نوشته ها !i!


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  11. #119
    عضو ماندگار
    ناجی دلها آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 519      تشکر : 1,328
    1,860 در 562 پست تشکر شده
    وبلاگ : 4
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ناجی دلها آنلاین نیست.

    پیش فرض






    خواستم فراموش کنم گفتم دلیت کنم و بندازم دور

    دلیت کردم ولی چه بهایی میده قلب برای دلیت کردن و فراموشی...


    !i!  تلخ نوشته ها !i!


  12. #120
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,758 در 28,709 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    بچه بوديم از آسمان باران مي آمد
    بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد

    بچه بوديم همه چشماي خيسمون رو ميديدن
    بزرگ شديم هيچکي نميبينه

    بچه بوديم درد دل ها را به هزار ناله مي گفتيم همه مي فهميدند
    بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان
    به کسي مي گوييم... هيچ کس نميفهمد

    بچه بوديم دوستيامون تا نداشت
    بزرگ که شديم همه دوستيامون تا داره

    بچه که بوديم بچه بوديم
    بزرگ که شديم بزرگ که نشديم هيچ ديگه همون بچه هم نيستيم




    !i!  تلخ نوشته ها !i!


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





صفحه 12 از 16 نخستنخست ... 28910111213141516 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •