زبان عرفان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زبان عرفان
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 12 , از مجموع 12
  1. #11
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد پاسخ : زبان عرفان





    2. نظريه‌ سوء بيان‌
    بعضي‌ بر اين‌ باورند كه‌ عرفا متهم‌ به‌ دروغ‌ نيستند، اما اينان‌ مرتكب‌ اشتباه‌ و لغزش‌ در توصيف‌ شده‌اند. چه‌ بسا عارض‌ بي‌ قصد و غرض‌ در وصف‌ تجربه‌ خويش‌ گرفتار «سوء بيان» شده‌ باشد. عارف‌ مي‌گويد خلأ محض‌ را كه‌ در عين‌ حال‌ ملأ است‌ و نوري‌ را كه‌ در عين‌ حال‌ تاريك‌ است، تجربه‌ مي‌كند، اما بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ اين‌ توصيف‌ها همراه‌ با تفاسير و تعابيري‌ است‌ كه‌ از سوي‌ خود عارف‌ صورت‌ مي‌گيرد.
    اين‌ نظريه‌ مبتني‌ بر پيش‌ فرضي‌ است‌ كه‌ مي‌گويد تجربه‌ بدون‌ تعبير وجود ندارد و ما هيچ‌ تجربه‌ تفسير ناشده‌اي‌ نداريم. تجربه‌ حس‌ محض، بسط‌ و بدون‌ تفسير نداريم. بر اين‌ اساس‌ برخي‌ گفته‌اند تفسير و توصيفي‌ كه‌ عارف‌ از تجربه‌ خويش‌ مي‌كند، گرفتار آسيب‌ شطح‌ است. به‌ نظر مي‌رسد اين‌ نظريه‌ هم‌ قرين‌ صواب‌ نيست. اگر شخصي‌ عارف‌ حالتي‌ را گزارش‌ كرد و مدعي‌ شد كه‌ بارها و بارها به‌ اين‌ تجربه‌ دست‌ يافته‌ است‌ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ با اين‌ تجربه‌ انس‌ گرفته‌ است. همچنين‌ ديگراني‌ نيز يافت‌ شدند كه‌ همان‌ حالت‌ را حكايت‌ كردند و آن‌ها هم‌ مدعي‌ بودند كه‌ به‌ طور مكرر به‌ اين‌ حالت‌ دست‌ يافتند. حال‌ اگر اين‌ تعداد از گزارشگران‌ و شاهدان‌ توصيف‌هاي‌ مشابه‌ و مشترك‌ اما شطح‌آميز از حالات‌ خويش‌ داشتند، آيا مي‌توانيم‌ گفت‌ همه‌ آن‌ها در توصيف‌ مبتلا به‌ سوء توصيفند؟ و آيا مادر وضعيتي‌ هستيم‌ كه‌ بتوانيم‌ صدق‌ يا سود توصيف‌ را به‌ عارفان‌ نسبت‌ دهيم؟ اگر ما با گزارش‌ يكي‌ دو نفر در گوشه‌اي‌ از دنيا رو به‌ رو بوديم، شايدي‌ توانستيم‌ آن‌ را گرفتار به‌ توصيفي‌ بدانيم، اما اگر شواهد وقوع‌ اين‌ گونه‌ تجارب‌ از سراسر جهان‌ باشند و در حلول‌ تاريخ‌ موارد متعددي‌ داشته‌ باشد و بيان‌ها و اظهارات‌ آنان‌ مشابه‌ يكديگر، آيا باز مي‌توان‌ تمام‌ آن‌ها را به‌ خطا در توصيف‌ متهم‌ كرد؟ البته‌ ممكن‌ است‌ در پاره‌اي‌ موارد عارف‌ در توصيف‌ و گزار شگري‌ چندان‌ دقت‌ ننمايد، اما انصاف‌ نيست‌ كه‌ تمام‌ گفته‌هاي‌ عارفان‌ در حلول‌ تاريخ‌ ابتلا به‌ اين‌ آفت‌ كرد.




    زبان عرفان
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 3

    seyed yasin (16-10-1389), نرگس منتظر (06-11-1389), حور العین (23-11-1389)

  3. #12
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد پاسخ : زبان عرفان







    3. نظريه‌ كثرت‌ مصاديق‌

    اگر چيزي‌ را در آن‌ واحد و حالت‌ واحد هم‌ مربع‌ و هم‌ مستدير بدانيم، تناقض‌ است، ولي‌ اگر معلوم‌ كنيم‌ كه‌ صفت‌ «مربع» وصفت‌ «مستدير» در واقع‌ به‌ دو چيز مختلف‌ يا دو جنبة‌ مختلف‌ از يك‌ چيز راجع‌ است، تناقض‌ را رفع‌ كرده‌ايم. طبيعي‌ است‌ كه‌ تصور كنيم‌ همين‌ رويه‌ را در حل‌ تناقضات‌ صريح‌ شطحيات‌ عرفاني‌ نيز مي‌توان‌ به‌ كار گرفت. مثلاً‌ در شطحيه‌ خلأ - ملأ شايد دو صفت‌ يعني‌ تهي‌ بودن‌ و پر بودن‌ را به‌ جاي‌ حمل‌ بر يك‌ مصداق‌ واحد بتوان‌ در واقع‌ به‌ دو مصداق‌ - يعني‌ هر يك‌ را به‌ يك‌ مصداق‌ با مورد - حمل‌ كرد. اگر چنين‌ چيزي‌ ممكن‌ باشد، تناقض‌ منتض‌ است.
    ممكن‌ است‌ كلماتي‌ در ميان‌ عارفان‌ يافت‌ كه‌ مؤ‌يد اين‌ نظريه‌ باشد. مثلاً‌ اكهارت‌ حالت‌ خلأ را مربوط‌ به‌ حضرت‌ «احديت» و حالت‌ ملأ را مربوط‌ به‌ حضرت‌ «واحديت» مي‌داند. همچنين‌ شانكارا، خلأ را به‌ بر همين‌ اعلا و ملأ را به‌ برهمن‌ عالي‌ منتسب‌ مي‌كند. بنابر اين‌ قضيه‌ تعدد مصاديق‌
    ‌ ‌مي‌تواند شطحيات‌ عارفان‌ را پاسخگو باشد، اما بايد دانست‌ كه‌ اين‌ نظريه‌ هر چند در پاره‌اي‌ موارد راه‌ حل‌ است، ولي‌ در اطلاق‌ به‌ ساير شطحيات‌ عرفاني‌ از هم‌ مي‌پاشد. مثلاً‌ براساس‌ اين‌ نظريه‌ نمي‌توان‌ توجهي‌ براي‌ شطحيه‌ وحدت‌ وجود يافت. در اين‌ صورت‌ امكان‌ ندارد كه‌ اين‌ ديدگاه‌ را كامل‌ و كلي‌ دانست.
    4. نظريه‌ كثرت‌ معاني‌
    مراد از اين‌ نظريه‌ آن‌ است‌ كه‌ تناقضات‌ و شطحيات‌ عارفاند، ناشي‌ از به‌ كار بردن‌ يك‌ كلمه‌ در دو معناي‌ متفاوت‌ است. مثلاً‌ اگر كسي‌ گفت‌ الف‌ هم‌ جيم‌ است‌ و هم‌ نا - جيم، اين‌ سخن‌ ظاهري‌ متناقض‌ دارد، ولي‌ ممكن‌ است‌ الف‌ داراي‌ دو معنا باشد و هر يك‌ از مورد سابق‌ به‌ يك‌ معناي‌ خاصي‌ به‌ كار رود.
    تا آنجا كه‌ تتبعات‌ و تحقيقات‌ نشان‌ مي‌دهد، هيچ‌ يك‌ از پژوهندگان‌ عرفان‌ چنين‌ نظريه‌اي‌ را اظهار نداشته‌اند. افزون‌ بر اين‌ كلمات‌ و واژه‌هايي‌ كه‌ عارفان‌ در توصيف‌ها و گزارشات‌ خويش‌ به‌ كار مي‌برند دو پهلو و به‌ اصطلاح‌ مشترك‌ لفظي‌ نيستند و اگر هم‌ باشند در كار برد واحد، معاني‌ مختلف‌ از آن‌ها اراده‌ نمي‌شود و اگر هم‌ بشود اين‌ قاعده‌ بر تمام‌ شطحيات‌ قابل‌ تصميم‌ نيست، واقعيت‌ آن‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ برخي‌ از اين‌ ديدگاه‌ها خطي‌ از حقيقت‌ داشته‌ باشند. در عين‌ حال‌ كه‌ هيچ‌ يك‌ از آن‌ها كامل‌ و كافي‌ نيست، عارف‌ آن‌ گاه‌ كه‌ در متن‌ حالات‌ عرفاني‌ به‌ سر مي‌برد، از خود كاملاً‌ بيخود شده‌ و هيچ‌ گونه‌ التفاتي‌ به‌ جهان‌ ماده‌ و فكر ندارد. او بعد از آنكه‌ از اين‌ حالات‌ خارج‌ شد و به‌ عالم‌ ذهني‌ و فكر و تعقل‌ پاي‌ گذارد و در صدد زباني‌ كردن‌ اين‌ حالات‌ بر آمد، مجبور است‌ آن‌ها را در قالب‌ ساختار ذهني‌ و منطقي‌ فكري‌ معهود بريزد و به‌ آن‌ شكلي‌ منطقي‌ و معقول‌ بدهد، لاجرم‌ عباراتش‌ با شطح‌ و تناقضات‌ ظاهري‌ همراه‌ خواهد شد. او چه‌ بسا خود از اين‌ جريان‌ متعجب‌ و متحير بماند و حتي‌ خويشتن‌ را ميان‌ دو قطب‌ در نوسان‌ ببيند، اما مادام‌ كه‌ در حالت‌ ذهن‌ و فكر زندگي‌ مي‌كند و بخواهد حالات‌ خويش‌ را باز گو كند، بايد از زبان‌ عرضي‌ بهره‌ گيرد و استعمال‌ زبان‌ عرف‌ براي‌ اموري‌ كه‌ فراتر از اين‌ زبان‌ اند، چنين‌ كاستي‌ها و آفاتي‌ را خواهد داشت.


    پي‌نوشت‌ها:
    .1 عضو هيأت‌علمي‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي.
    O تاريخ‌ دريافت: 6/4/81‌ ‌‌ ‌‌ ‌O تاريخ‌ تأييد: 15/4/81
    .2 سراج‌ طوسي، ابونصر، اللمع. ص‌ 422.
    .3 علا باذري‌ ابوبكر، خلاصة‌ شرح‌ التعرف، ص‌ 256.
    .4 قشيري، ابوالقاسم، الرسالة‌ القشيريه، ص‌ 75.
    .5 هجويري، ابوالحسن، كشف‌ المحجوب، ص‌ 427.
    .6 انصاري، ابواسماعيل، منازل‌ السائرين، ص‌ 222.
    .7 همداني، عين‌ القضاة، تمهيداة، ص‌ 59؛ زبدة‌ الحقائق، ص‌ 60.
    .8 رازي، نجم‌ الدين، مرصاد العباد، ص‌ 310.
    .9 ابن‌ عربي، الفتوحات‌ المكيه، ج‌ 2، ص‌ 495.
    .10 حضرت‌ امام‌ خميني(ره) شرح‌ حديث‌ جنود عقل‌ و جهل، ص‌ 171.
    .11 قيصري، داوود، مقدمة‌ فضوص، ص‌ 33.
    .12 منازل‌ اسائرين، ص‌ 143.
    .13 حضرت‌ امام‌ خميني(ره)، مصباح‌ الهدايه، صص‌ 72-71.
    .14 جيمز ويليام، دين‌ و روان، صص‌ 64-61؛ پراود فوت، وين: تجربة‌ (ين) ترجمة‌ عباس‌ يزداني، صص‌ 211-168.
    ‌ ‌james,W,The Varieties Of Religious Experience. .183-08157 and Proudfoot, Religious Experience. P.3PP.
    5. The Upanish, trand, dy Swami prabhavananda and1 Fredrick Manchester , New york Medor Books, .45917,P.1
    6. Plotinus, Works, trans, by Stephen Mackenna, New1 york, Enneads VI, IX and XI.
    .17 استيس، عرفان‌ و فلسفه، ترجمه‌ بهأ الدين‌ خرمشاهي، ص‌ 288.
    .18 همان.
    .19 همان.
    .20 همان.
    .21 همان، ص‌ 297.
    .22 همان.
    3. Stace W ,T, mysticism and Philosophy (London,2 .193 - 379178) PP- 1Macmil,
    .24 استيس، عرفان‌ و فلسفه، ترجمه‌ بهأ الدين‌ خرمشاهي، ص‌ 296.
    5. Dionysius the Areopagite, The Divine Names and2 Mystical Theology. trans, by C.ERolt, New York, .0795, chap.1The Macmillan co,
    .617. Otto,-----,The Idea Of the Hogy, P.2
    .27 عرفان‌ و فلسفه، صص‌ 308 - 319.
    .28 همان، ص‌ 311.
    .29 عرفان‌ و فلسفه، ص‌ 283.
    0. Hindu Scriptures (New York, Everymans Library,3 .349207) P.1E.P. Dutton and Co, Inc,

    منبع:قبسات :24



    زبان عرفان
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 3

    seyed yasin (16-10-1389), نرگس منتظر (06-11-1389), حور العین (23-11-1389)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •