۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 53
  1. #31
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩







    قامت زينب خميده


    زينبي که هرجا مي رفت


    یا هرکجا پا مي گذاشت


    جبرئيل هم مي يومد و


    بالهاشو اونجا مي گذاشت


    زينبي که اگه يه روز


    ميخواست پيش بابا بره


    هاشمي ها جمع مي شدن


    دخت علي تنها نره


    زينبي که مي رفت بقيع


    سر بزنه به مادرش


    مدينه رو قرق مي کرد


    ابو فاضل با لشکرش


    زينبي که اگه يه روز


    اراده سفر مي کرد


    حسين شو صدا مي زد


    عباس شو خبر مي کرد


    زينبي که اگه يه وقت


    سوار مرکبي مي شد


    زانوي عباس علي


    رکاب زينبي مي شد


    حالا بايد سفر کنه


    با بچه هاي بي پناه


    گاهي مي ره تو علقمه


    دور ميزنه تا قتلگاه


    شايد مي خواد براي تو


    پيراهني پيدا کنه


    شايد مي خواد داد بزنه




    ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #32
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩








    عباسشو خبر کنه


    اگه يه روز نمي ديدت


    مريض مي شد توی خونه


    بي تو کجا داره بره


    مي خواد همينجا بمونه


    دلش مي خواست جاش بزارن


    تنها تو اون دشت بلا


    ولي يهو يه دختري


    داد مي زنه عمه بیا


    می خوام بگم دختر تو


    درد و بلا کم ندیده


    تو بچه ها هیچ کسی رو



    مثل رقیه ندیده


    میگن یه جا خرابه بود


    خرابه ای تو شهر شام


    گریه می کرد و هی می گفت


    عمه بریم پیش بابام


    آخه می خوام حرف بزنم


    درد و بلا مو بهش بگم


    شکایت این مردمو


    پیش بابا جون ببرم


    با التماس به خواهرت


    میگفت بگو بابا بیاد


    گفتم باید کاری کنی


    دیگه دلش بابا نخواد


    سر تو رو تو ظرفی که


    یه پارچه روش کشیده بود


    بردن جلوش گذاشتنو





    ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #33
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩







    رنگ همه پریده بود


    هی می گفت من نمی خوام



    عمه گرسنه ام نیست


    وقتی یه خورده بو کرد


    فهمید که ماجرا چیست


    سرو گذاشت رو دامنش


    ناز غریبونه می کرد


    با دستاشون گیسوهاتو


    یکی یکی شونه می کرد


    می بوسید هی نازت می کرد


    با دستای ناز و لطیف


    قصه رنجشو می گفت


    از اون جماعت کثیف


    بابا همین که رفتی و


    اسب تو بی تو باز اومد


    یهو دیدیم از هر طرف


    یه عالمه سرباز اومد


    این بار به جای شمشیرا


    با نیزه حمله ور شدند


    وقتی که دور شدند دیدیم


    خیمه ها شعله ور شدند


    خیمه ها که آتیش گرفت


    تو داشتی ما رو می دیدی


    وقتی منو سیلی زدند


    تو هم صداشو شنیدی


    خیمه ها رو سوزوندن و


    هرکی یه جا فرار می کرد


    طفلکی عمه مون بابا





    ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #34
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩







    نمیدونی چیکار می کرد


    هر بچه ای به یه طرف


    از ترس دشمن می دوید


    عمه به دنبال همه


    بیشتر پی من می دوید


    یه بار که رفت تو خیمه ها


    داداش علی رو بیاره


    فریاد کشید رباب بیا


    علی دیگه نا نداره


    یه زنجیری آوردند و


    بستند به گردن داداش


    از بچه ها هرکی که بود



    این زنجیرو بستن به پاش


    تو کاروان جلو جلو


    سرها رو نیزه ها می رفت


    پشت سر داداش علی


    جلوی بچه ها می رفت


    اگه می خواست که تند بره


    بچه ها ناله می زدند


    طفلکی تا یواش می کرد


    با تازیانه می زدند


    یه شب شنیدیم سر تو


    خولی به خونش می بره


    فرداش دیدیم سیاه شدی


    موهات پر از خاکستره


    بعد شنیدیم یه راهبی


    سر تو رو اجاره کرد


    یه تشت زر بود با گلاب





    ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #35
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩







    هی تو رو شست و گریه کرد


    بعده یه مدتی سفر


    بابا به کوفه رسیدیم


    شهری که از مردمونش


    زخم زبونا شنیدیم


    میخوام بگم کوفه کجاست


    بگم ز کار مردمش


    عمه می گفت پسر عموت


    مسلمو اینجا کشتنش


    عمه می گفت اینا به تو


    نامه نوشتند که بیا


    بعد اومدند جلوی تو


    صف کشیدند تو کربلا


    عمه می گفت گفته بودند


    بری بشی امیرشون


    تو رو که تشنه کشتن و


    ما هم شدیم اسیرشون


    تو اون جماعت کثیف


    هیچکس به فکر ما نبود


    پامون تاول می زد ولی


    کسی به فکر ما نبود


    با شلاقهای چرمیشون


    گاهی به ما سر میزدند


    عمه مارو بغل می کرد


    عمه رو بیشتر می زدند


    یکی میگفت خارجین





    ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #36
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩







    یکی می گفت جلو نرین


    یکی می گفت حقشونه


    یکی می گفت سنگ بزنین


    یکی دیدم یه عالمه


    سنگ درشت تو دامنش


    می گفت که هر کی بزنه


    حتما بهشت می برنش


    یه پیر مرد اومد جلو


    زل زد تو چشمای داداش


    گفت هرکی که کافر بشه


    ظالم می شه اینه سزاش


    داداش علی گفت پیرمرد


    بگو بینم مسلمونی


    آیا رسولو می شناسی


    از دخترش چی می دونی


    اگه علی رو می شناسی


    فاتح خیبر وحنیف


    حسین ز زهرا و علی


    منم علی ابن حسین


    اون پیر مرد گریش گرفت


    گفت آقا جون ببخشیدم


    آره علی رو می شناسم


    باور کنید نفهمیدم


    گفت که می خوای دعات کنم


    یه پارچه تمیز بیار


    ببند زیر این آهنا


    رو زخم گردنم بذار


    یکی یه تیکه نون آورد





    ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #37
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩







    انداخت و گفت مال گداست


    عمه صدا زد بی حیا


    این اهل بیت مصطفی ست


    وقتی که عمه گفت سکوت


    زنگوله هام صدا نکرد


    کسی دیگه جیک نمی زد


    سنگم کسی رها نکرد


    عمه می گفت ای کوفیا


    خنده بسه گریه کنید


    ننگ به دامن شما


    شما که پیمان شکنید


    کی بود نوشت خسته شدیم


    از ستم و ظلم یزید


    حالا به دور بچه هاش


    جمع شدید و کف می زنید


    کی بود نوشت اگه بیای


    همه می شیم فدای تو


    تمام هست و بودمون


    را می ریزیم به پای تو


    بگم از این شام بلا


    می خوام بگم مصیبتش


    عمه رو پیر کرده بابا


    عمه رو پیر کرده بابا


    ما رو تو شهر چرخوندنو


    جماعتم کف می زدند


    زنها روی پشت بونا


    با هلهله دست می زدند


    از خوشحالی دست می زدند







    ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #38
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩







    گفتند بیاید مسلمونا


    کافرا از راه رسیدند


    یهو دیدیم جماعتی


    به سمت ما می دویدند


    سر تو رو برداشتنو


    به دور هم می چرخیدند


    جلوی چشم بچه ها


    با هم دیگه می رقصیدند


    تو کوچه ها بردنمون


    مردم تماشا بکنند


    خواستن که هتک حرمتی


    به آل طه بکنند


    فحش به علی می دادن و


    تبریک به هم می گفتند


    چشمای رزل و پستشون


    دایم به ما می دوختند


    وقتی می گفتیم نکنید


    نگهبانا میومدند


    دمبالمون می کردنو


    با شلاقاشون می زدند


    اینجا پر نامحرمه


    وگرنه پیراهنمو


    در می آوردم ببینی


    کبودیای تنمو


    بابا جون این خواهرتم


    مثل خودت دلیرو بود




    ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #39
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩




    ادامه غمنامه





    میخوام بگم تو سینه اش


    انگار دل یه شیرو بود


    یهو دیدیم فریاد کشید


    ای برده زادگان پست


    ای که لیاقت شماست


    یزید میمون باز مست


    ای آل بوسفیان مگر


    نشینیده اید از ثقلین


    چرا به نیزه می برید


    راس برادرم حسین


    ای ننگ و ذلت به شما


    با چشم ساز فطرتین


    با گلستان مصطفی


    با بوستان عترتین


    فریا کشید بیخبرا


    چرا باید چنین باشه


    یک ولد حرامیو


    امیر مسلمین باشه


    بابا یه مطلبی می خواد


    قلبمو از جا بکنه


    ترسم اینه اگه بگم


    عمه باهام قهر بکنه


    بهت می گم یواشکی


    می خوام گوشاتو وا کنی


    عمه اگه گفت چی می گه


    یادت باشه حاشا کنی


    عمه رو که تو می شناسی


    با اون حیا و غیرتش




    ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #40
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩









    چادرشو کشیدنو


    سیلی زدند تو صورتش
    حالا که اومدی پیشم


    حالا که مهمونی شده


    می گم چرا عمه سرش


    شکسته و خونی شده
    نه که فقط فهش دادنو


    نه که فقط کتک زدند


    تو مجلس شرابشون


    به زخممون نمک زدند


    صبح همگی تو کاخ شاه


    یه چوب دیدیم دست یزید
    جلوی چشم بچه ها


    یه کاری کرد پست پلید


    عمه دیگه طاقت نداشت


    روشو به بچه ها کنه
    سرو به چوب محفلش


    زد که یزید حیا کنه


    درد و دلای دخترت


    دل جماعت رو سوزوند


    حتی صدای گریه


    بعضی رو آسمون رسوند
    رقیه که تو دامش


    هم صحبت سر تو بود


    یه جورایی نازت می کرد


    انگار که مادر تو بود
    نمی دونتم دختر تو


    چطور نگاش کرده بودی


    فقط می گم که با چشات


    انگار صداش کرده بودی
    می خوام بگم تو خرابه


    سکوت غمباری نشست


    همه دیدن یواش یواش


    رقیه چشماشو می بست
    دختر شیرین زبونت


    دیگه ساکت نشسته بود


    انگار یه بغض سنگینی


    راه گلوشو بسته بود
    بچه ها دورش اومدند


    درد دلاش تموم شده


    بلبل اهل بیت ما


    چرا دیگه آروم شده


    یکی می گفت این طفلکی


    از بسکی سختی کشیده
    حالا دیگه خسته شده


    چشماشو بسته خوابیده




    ۩ ╬♥╬ ۩ ويژه نامه لاله پرپرشده بوستان حسيني٬حضرت رقيه (س)۩ ╬♥╬ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •