رابطه انالحق با توحيد در قران سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
رابطه انالحق با توحيد در قران
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 12 , از مجموع 12
  1. #11
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,796      تشکر : 57,611
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalb.. پاسخ : رابطه انالحق با توحيد در قران





    بنابراین، همانطور که چیزی نیست مگر اینکه شأنی از شئون خداوندی را دارا باشد و همچنین فعلی نیست مگر فعل او، حکمی نیست مگر از ناحیه خداوند، حرکت و نیرویی هم نیست مگر از جانب خداوند بلند مرتبه بزرگ.یعنی در عین حالیکه خداوند دارای علو مقام و عظمت و بزرگی است، منشأ همه حرکتها و نیروها می‏باشد».

    و سپس برای روشن شدن مطلب«نفس»را مثال می‏زند و می‏گوید:
    «اگر خواسته باشی بدانی که چگونه افعالی از بندگان صادر می‏شود که در عین حالیکه از ناحیه بندگان صادر شده ولی فعل خداست، به عمق افعالی که به اقتضای نفس انسان صادر می‏شود، توجّه کن که خداوند آنها را به عنوان نمونه‏ای از ذات و صفات و فعل خود قرار داده، چنانکه امام علیه السلام فرمود:«کسی که نفس خود را بشناسد، خدای خود را شناخته است».

    نتیجه تحقیق و بررسی بینش‏های عمیق و ژرف‏نگر اینست که فعل هر حس و قوه از جهت اینکه فعل این قوه است، فعل نفس است.مثلا بدون شک دیدن، فعل چشم و شنیدن، فعل گوش است، زیرا هیچ کدام آنها بدون انفعال جسمانی ممکن نیست که بی تردید خود آن هم فعل نفس است.آنچه بیان شد نه چنانست که در حکمت رسمی شهرت پیدا کرده است، که نفس قوا را استخدام می‏کند، نظیر آنکه کسی نویسنده، و یا نقاشی را استخدام می‏کند، با این فرق که در یکی استخدام طبیعی است و در دیگری غیر طبیعی، بلکه چنانکه در جای خود ثابت شده، نفس عینا چشم بینا و گوش شنوا و همین طور دست گیرنده و پای حرکت دهنده(در انسان)می‏شود و بواسطه همان نفس است که چشم می‏بیند و گوش می‏شنود و دست می‏گیرد و پا راه می‏رود.پس نفس در عین حالیکه مجرد است و از بدن و قوای آن جداست، ولی هیچ جزئی از اجزاء بدن، خواه عالی و خواه پست، از آن خالی نیست و فاقد هیچ قوه‏ای از قوا نمی‏باشد.بدین معنی که قوا هیچ هویتی غیر از هویت نفس ندارند.

    بدین جهت که نفس واجد هویت منبسط و واحد و عقلیه‏ای است که جامع همه هویتهای سائر قوا و اجزاء است که هویات سائر قوا و اجزاء در نزد آن مستهلک و هیچ و از بین رفتنی است.زیرا که نفس بر همه آنها محیط و قاهر است، مبدأ همه آنها نفس است و بازگشت آنها نیز به نفس است، چنانکه خود نفس مشرقش از خداست و مغربش نیز به سوی خداست و همچنین جمیع اشیاء از او سرچشمه می‏گیرند و بازگشت آنها نیز به سوی اوست.پس نفسی که همان قلب معنوی است، امیر حواس و جوارح است و هیچ فعلی از اعضاء صادر نمی‏شود مگر با اراده نفس، و اگر اراده نفس نبود، اعضاء و جوارح جامد بودند و حرکتی در آنها وجود نداشت. (1) سپس به بررسی اراده انسان می‏پردازد و اراده نفس را مانند وجود نفس می‏داند و تحت همین عنوان مطالب ذیل را می‏آورد و تقریبا آنچه که برای مطلب ما جنبه مقدمه دارد و در فهم آن کمک شایان می‏کند را بدینصورت بیان می‏کند.

    «اراده انسان، همانند وجودش، ناشی از خود نفس نیست، بلکه ناشی از اراده خداست که همانا عین ذات اوست و بدرستیکه خداوند در او اراده و مشیّت می‏آفریند، «نمی‏خواهید مگر آنچه را که خدا می‏خواهد» (2)
    پس همانطور که از نفس در چشم، شعاعی ایجاد می‏شود که به وسیله آن رنگها و نورها را تشخیص می‏دهد و در گوش، نیرویی ایجاد می‏شود که به واسطه آن صداها را می‏شنود، پس همینطور در نفس اراده و علمی می‏آفریند که به وسیله آن درک می‏کند و در امور تصرّف می‏نماید.

    با امعان نظر در مطالب فوق سرّ قول خداوند متعال آشکار می‏شود که فرمود:
    «و هنگامی که انداختی تو نینداخته‏ای بلکه خداوند انداخته است». (3)
    پس سلب«رمی»از پیامبر(ص)از همان راهی است که اثباتش کرده است، و همچنین است قول خداوند که فرمود:«بکشید آنها را که خداوند با دستهای شما آنها را عذاب می‏کند». (1)
    پس توجّه می‏فرمایید که خداوند قتل را به مسلمین و تعذیب را به خودش، منتهی با دستهای آنها نسبت می‏دهد، در صورتی که تعذیب آنها در اینجا عین قتل است. (2)
    این است که شیخ محمود شبستری می‏گوید: (3) در رؤیت البته رائی و مرئی ملحوظست و در انکشاف ذاتی اصلا غیر نمی‏ماند که‏«و لا یری الله الاّ الله»نمی‏بیند خدا را جز خدا.
    این است که جنبد (4) فنای به حق را بازگشت به اصل می‏خواند.به اعتقاد او چون همه چیز ناشی از حق است رجوع همه چیز نیز بدوست.بدین گونه سرانجام تفرقه به جمع می‏پیوندد.
    این است که حلاج می‏گوید:«این حلاج نیست که می‏گوید من حقّم، حق بر زبان حلاج کلامی جاری می‏کند و مولانا می‏گوید:آنچه در«خم رنگ هو»می‏افتد و می‏گوید «خم منم»بنده‏ایی است که پس از وصول به حق، دیگر«خود»را جدا از حق نمی‏بیند.در نظر او هر چه هست«خم رنگ هو»است و این وجود مانند آهن در کوره داغ همرنگ آتش می‏شود و جز آتش چیزی در کوره به نظر نمی‏آید و آهن گداخته بی‏زبان لاف می‏زند که من آتشم، من آتشم. (5)
    صبغه الله هست خمّ رنگ هو
    پیسه‏ها یکرنگ گردد اندر او
    چون در آن خم افتد و گوئیش«قم»
    از طرب گوید:«منم خُم، لا تَلُم»
    رنگ آهن محو رنگ آتش است
    ز آتش می‏لافد و خامش وَش است
    چون به سرخی گشت همچون زرّکان
    پس«انا النار»است لافش بی زبان
    شد زرنگ و طبع آتش محتشم
    گوید او:من آتشم، من آتشم

    آتشم من، گر تو را شک است و ظّن
    آزمون کن، دست را بر من بزن
    آتشم من، بر تو گر شد مشتبه
    روی خود بر روی من یک دم بنه
    این است که حلاج می‏گوید: (1)

    «پروردگار خود را با چشم دلم دیدم، گفتم:کیستی؟گفت:تو»
    «رأیت ربّی بعین قلبی.فقلت من انت؟قال:انت»
    آن قدر خود را نشان داده‏ای که به نظر می‏رسد فقط تو در وجود منی، من روی دل را به آنهایی که تو نیستند می‏گردانم. (2)
    بدین لحاظ مولانا می‏گوید:«اگر سخنهای بزرگان بصورت مختلف است ولی در معنی همه جمعیّت است». (3)

    در پایان یادآور داستان موسی و شبان می‏شویم که موسی ابتدا الفاظ چوپان را ژاژ و کفر می‏داند ولی پس از آنکه فهمید خداوند در قید و بند الفاظ و عبارات ظاهری نیست و صف آداب دانان و سوخته جانان را از هم جدا کرده است و از عاشق عابد«سوز جان و درد دل»می‏خواهد.به چوپان گفت:
    کفر تو دینست و دینت نور جان
    ایمنی از تو جهانی در امان
    ای مقامت یفعل الله ما یشاء
    بی محابا رو زبان را برگشا

    پایان 10 تیر 1380




    رابطه انالحق با توحيد در قران
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكر

    **موعود** (21-01-1390)

  3. #12
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,796      تشکر : 57,611
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalb.. پاسخ : رابطه انالحق با توحيد در قران






    پی نوشت ها:

    (1)-فرهنگ اشعار حافظ، رجائی ص 2-71.

    (1)-مقدمه فصوص الحکم ص 25.

    (2)-ترجمان الاشواق، محیی الدین ابن عربی ترجمه گل بابا سعیدی ص 15.

    (1)-فرهنگ اشعار حافظ، رجائی ص 73.

    (2)-گلشن راز از شرح لاهیجی ص 730.

    (1)-حلاج، هربرت و میش ترجمه مجد الدین کیوانی، نشر مرکز، چاپ اوّل سال 1378 ص 90.

    (2)-شرح لاهیجی بر گلشن راز ص 15-113.

    (3)-سوره انفال آیه 18.

    (4)-سوره فتح آیه 11.

    (1)-رساله قشیریه ص 128.

    (1)-شرح فصوص الحکم، محمد داوود قیصری رومی به کوشش سید جلال الدین آشتیانی، انتشارات علمی و فرهنگی چاپ اوّل 1357 ص 16 مقدمه.

    (2)-همان ص 25 مقدمه.

    (3)-سوره انفال آیه 17.

    (1)-انیس العارفین-محمد تارمی، تصحیح و تحقیق محمد اوجبی، چاپ اوّل 1377 ص 563، بحث جمع.

    (2)-مبانی عرفان و عارفان-دکتر علی اصغر حلبی ص 792.

    (1)-پرتو عرفان-شرح اصطلاحات عرفانی کلیات شمس، دکتر عباس کی منش ص 405.

    (2)-عرفان نظری-دکتر سید یحیی یثربی-چاپ سوم-پاییز 1374 ص 489-493-254.

    (3)-صدر المتألّهین، محمد بن ابراهیم، مجموعه رسائل فلسفی، رساله الشواهد الربوبیة تصحیح حامد ناجی اصفهانی، انتشارات حکمت، تهران 1378 ص 293.

    (1)-سوره حجر آیه 21.

    (2)-شرح گلشن راز، شیخ محمود شبستری ص 31-21.

    (1)-سوره قصص(28)آیه 31.

    (2)-شرح گلشن راز شیخ محمود شبستری ص 160.

    (1)-احوال و آثار عین القضاة همدانی، رساله غایة الامکان فی درایة المکان، تألیف دکتر رحیم فرمنش ص 14-9.

    (1)-توحید صدوق ص 89.

    (2)-مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، تألیف محمد لاهیجی ص 7-695.

    (3)-حلاج، هربرت و میش، ترجمه دکتر مجد الدین کیوانی ص 90.

    (1)-ارزش میراث صوفیه.دکتر عبد الحسین زرین کوب، ص 60.

    (2)-سواغ العشاق، احمد غزال، تصحیح هلموت و نیز با مقدمه و توضیح نصر الله پور جوادی ص 103

    (3)-عرفان اسلامی چیست، مارتین لینگر، ترجمه فروزان راسخی ص 112.

    (4)-فیه ما فیه.جلال الدین محمد، مولوی، تصحیح بدیع الزمان فروزانفر، چاپ ششم 1369 ص 44 انتشارات امیر کبیر.

    (1)-همان منبع(فیه ما فیه)ص 46.

    (2)-دو رساله فلسفی در بیان اراده انسان-جبر و اختیار، تألیف خواجه نصیر الدین قدسی و جبر و تفویض یا رساله خلق الاعمال، تألیف صدر المتألهین شیرازی.نشر علوم اسلامی، ترجمه زیر نظر استاد محقق داماد، تاریخ اسفند 1363 ص 66.

    (1)-همان منبع ص 73-72.

    (2)-آیه 3 سوره دهر.

    (3)-آیه 17 سوره انفال.

    (1)-آیه 14 سوره توبه.

    (2)-همان منبع ص 74.

    (3)-شرح گلشن راز لاهیجی ص 62-153.

    (4)-ارزش میراث صوفیه، دکتر عبد الحسین زرین کوب، انتشارات امیر کبیر، تهران 1369 ص 60.

    (5)-شرح مثنوی دکتر محمد استعلامی، دفتر دوم ص 243.

    (1)-دیوان حلاج به کوشش لویی ماسینیون 2-101 و 30-M.

    (2)-همان 3-101، 30 m.

    (3)-فیه ما فیه، مولوی ص 46.

    منابع :

    1-احوال و آثار عین القضاة همدانی، رساله غایة الامکان فی درایة المکان تألیف دکتر رحیم فرمنش

    2-ارزش میراث صوفیه، دکتر عبد الحسین زرین کوب، انتشارات امیر کبیر، تهران، 1369

    3-انیس العارفین، محمد تارمی، تصحیح و تحقیق محمد اوجبی چاپ اول

    1377 4-پرتو عرفان، شرح اصطلاحات عرفانی کلیات شمسی، دکتر عباس کی منش، چاپ اوّل 1366

    5-ترجمان الاشواق، محیی الدین ابن عربی، ترجمه دکتر گل بابا سعیدی چاپ دوم زمستان 1378

    6-توحید صدوق

    7-حلاج، هربرت و میش ترجمه مجد الدین کیوانی، نشر مرکز، چاپ اوّل سال 1378

    8-دو رساله فلسفی در بیان اراده انسان، جبر و اختیار تألیف خواجه نصیر الدین طوسی و جبر و تفویض یا رساله خلق الاعمال تألیف صدر المتألهین شیرازی، نشر علوم اسلامی، ترجمه زیر نظر محقّق داماد اسفند 1363

    9-دیوان، حلاج به کوشش لویی ماسینیون

    10-رساله قشیریه، ابوالقاسم قشیری، چاپ اول، ایران، انتشارات بیداری 1374 ش

    11-سوانح العشاق، احمد غزالی، تصحیح هلموت ریتر با مقدمه و تصحیح نصر الله پورجوادی

    12-شرح مثنوی دکتر محمد استعلامی، کتاب فروش زوّار، چاپ اوّل 1362

    13-شرح مقدمه قیصری بر خصوص الحکم شیخ محیی الدین ابن عربی تألیف سید جلال الدین آشتیانی انتشارات حوزه علمیه قم چاپ دوم 1368

    14-الشواهد الربوبیة مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین، محمد بن ابراهیم، تصحیح حامد ناجی اصفهانی انتشارات حکمت، تهران 1378

    15-عرفان نظری، یحیی یثربی، چاپ سوم، پاییز 1374

    16-عرفان اسلامی چیست، مارتین لینگز، ترجمه فروزان راسخی، چاپ اوّل زمستان 1378 انتشارات سهروردی

    17-فرهنگ اشعار حافظ، رجائی

    18-فیه ما فیه، جلال الدین محمد، مولوی، تصحیح بدیع الزمان فروزانفر، چاپ ششم 1369 انتشارات امیر کبیر

    19-مبانی عرفان و احوال عارفان، دکتر علی اصغر حلبی چاپ اوّل 1376

    20-مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز تألیف محمد لاهیجی، با مقدمه کیوان سمیعی، انتشارات محمودی چاپ سال 1377

    21-مقدمه فصوص الحکم، ابن عربی




    رابطه انالحق با توحيد در قران
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكر

    **موعود** (21-01-1390)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •