سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 13 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 121

موضوع: ۞۩*۩۞ 120 درس زندگى از سيره حضرت محمد (ص ) ۞۩*۩۞

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ 120 درس زندگى از سيره حضرت محمد (ص ) ۞۩*۩۞



    10- احترام مؤمن

    رسول خدا صلى الله عليه و آله به خانه خدا نگاهى كردند و فرمودند: خوشا به حال تو خانه اى كه چقدر بزرگت داشته و احترامت را برافراشته است ! به خدا قسم كه مؤ من نزد خداوند از تو محترم تر است ، زيرا خداوند بزرگ بر تو يك چيز را حرام كرده و آن قتل و كشتار پيرامون تست ، ولى از براى مؤ من سه چيز را حرام و ناروا فرموده است ؛ خون ، مالش و گمان بد به او بردن .



    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-03-1392 در ساعت 12:46
    امضاء


  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ 120 درس زندگى از سيره حضرت محمد (ص ) ۞۩*۩۞



    11- ارزش كار

    ابن عباس (ره ) گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله چون به مردى مى نگريست و از ديدن او خوشوقت مى شد، مى پرسيدند: كارش چيست ؟ اگر مى گفتند: بيكار است ، مى فرمودند: از نظر من افتاد. عرض مى شد: يا رسول الله صلى الله عليه و آله ! چرا بى ارزش گرديد؟ مى فرمودند: چون مؤ من بيكار بماند، ناچار با دين خود بايد معيشت كند.

    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-03-1392 در ساعت 12:47
    امضاء


  3. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ 120 درس زندگى از سيره حضرت محمد (ص ) ۞۩*۩۞

    12

    12- اشتغال

    حضرت محمد صلى الله عليه و آله همين كه به مردى نگاه مى كرد و از وى خوشش مى آمد، مى فرمود: آيا شغلى دارى ؟ اگر مى گفتند، بيكار است ، مى فرمود: از چشم من ساقط شد، عرض مى كردند: يا رسول الله براى چه از چشم شما افتاد؟ مى فرمود: زيرا مؤ من بيكار بود، دين خود را اسباب معيشت قرار مى دهد!




    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-03-1392 در ساعت 12:48
    امضاء


  4. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ 120 درس زندگى از سيره حضرت محمد (ص ) ۞۩*۩۞



    13- اصولگرايى

    عبدالله بن ابى ، سردسته منافقان كه با اداى كلمه شهادت مصونيت يافته بود، در باطن امر از اينكه با هجرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله به مدينه ، بساط رياست او برچيده شده بود، عداوت آن حضرت را در دل مى پرورانيد و ضمن همكارى با يهوديان مخالف اسلام ، از كارشكنى و كينه توزى و شايعه سازى بر ضد او فروگذار نبود. آن حضرت نه تنها اجازه نمى داد يارانش او را به سزاى عملش برسانند، بلكه با كمال مدارا با او رفتار مى كرد و در حال بيمارى به عيادتش مى رفت !

    در مراجعت از غزوه تبوك ، جمعى از منافقان به قصد جانش توطئه كردند كه به هنگام عبور از گردنه ، مركبش را رم دهند تا در پرتگاه سقوط كند و با اين كه همگى صورت خود را پوشانيده بودند، آنها را شناخت و با همه اصرار يارانش ، اسم آنها را فاش نساخت و از مجازاتشان صرفنظر كرد




    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-03-1392 در ساعت 12:49
    امضاء


  5. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ 120 درس زندگى از سيره حضرت محمد (ص ) ۞۩*۩۞



    14- الگوى جامع

    پيامبر صلى الله عليه و آله لباسش را خودش مى دوخت ، و كفشش را خودش وصله مى كرد، و گوسفندش را خود مى دوشيد. و با بردگان غذا مى خورد. روى زمين مى نشست و سوار بر الاغ مى شد، و كسى را همرديف خود قرار مى داد، و شرم آن نداشت كه خودش به بازار برود و نيازهاى خانه را خريدارى كرده و حمل كند. با همه افراد دست مى داد، و تا طرف ، دستش را رها نمى كرد، او رها نمى كرد، به همگان سلام مى كرد و اگر به چيزى دعوت مى شد، هر چند به خرماى خشك ، دعوت را رد نمى نمود. كم خرج و بزرگ طبع و خوش برخورد بود. چهره اش گشوده و خندان بود، اندوهش آميخته مهربان با خشم نبود، و در تواضعش ذلت نبود، اشراف در بخشش داشت ، قلبى مهربان داشت ، و همه مسلمانان مهربان بود. هرگز سر سفره اى سير بر نخاست و هرگز دست طمع به چيزى دراز نكرد




    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-03-1392 در ساعت 12:49
    امضاء


  6. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ 120 درس زندگى از سيره حضرت محمد (ص ) ۞۩*۩۞



    15- امتياز

    روايت شده ، رسول مكرم اسلام صلى الله عليه و آله در سفرى بود. براى طعام ، امر فرمود گوسفندى را ذبح نمايند. شخصى عرض كرد: يا رسول الله ! ذبح گوسفند به عهده من ، و ديگرى گفت كه پوست كندن آن با من ، و شخص ديگر گفت كه پختن آن با من . آن حضرت فرمود: جمع كردن هيزم هم با من باشد. گفتند: يا رسول الله ، ما هستيم و هيزم جمع مى كنيم . نياز به زحمت شما نيست . فرمود: اين را مى دانم ، ليكن خوش ندارم كه خود را بر شما امتيازى دهم . پس به درستى كه حق تعالى كراهت دارد از بنده اش كه ببيند او خود را بر دوستانش امتياز داده است


    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-03-1392 در ساعت 12:50
    امضاء


  7. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ 120 درس زندگى از سيره حضرت محمد (ص ) ۞۩*۩۞



    16- انصاف

    هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله هفت ساله بود، روزى از دايه اش (حليمه سعديه ) پرسيد، برادرانم كجا هستند؟ (چون در خانه حليمه بود، فرزندان او را برادر خطاب مى كرد). حليمه جواب داد: فرزندان عزيز، آنان گوسفندانى را كه خداوند به بركت وجود تو به ما مرحمت كرده است ، به چرا برده اند. طفل گفت : مادر: درباره من به انصاف رفتار ننمودى . مادر پرسيد: چرا؟ گفت : آيا سزاوار است كه من در سايه خيمه بمانم و شير بنوشم ، ولى برادرانم در بيابان ، زير آفتاب سوزان باشند




    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-03-1392 در ساعت 12:51
    امضاء


  8. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ 120 درس زندگى از سيره حضرت محمد (ص ) ۞۩*۩۞



    17- اوايل زندگى

    از همان اوائل زندگانى كه در سرزمينى به نام اجياد در اطراف مكه به شبانى مى پرداخت ، با عزلت و تنهائى ماءنوس بود و در آن سكوت صحرا، ساعتها به فكر فرو مى رفت و در امر وجود و حيات غور مى نمود. او در دنيايى ، غير دنياى قوم خود مى زيست ، و هيچ گاه در مجالس لهو و تفريح آنها حضور نمى يافت ، و در جشنها و مراسمى كه به نام بتها برپا مى داشتند، شركت نمى كرد، و با گوشت قربانى كه تقديم بتها مى شد، دست و دهان آلوده نمى ساخت . (17) او سير و تفكر خود را در جزء كلمه توحيد و نفى ماسوا خيلى زود به پايان رسانده بود. از بتها تنفر داشت و مى گفت : هيچ چيز را به قدر اين بتها دشمن نمى دارم



    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-03-1392 در ساعت 12:51
    امضاء


  9. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ 120 درس زندگى از سيره حضرت محمد (ص ) ۞۩*۩۞



    18- اهميت كودك

    امام صادق عليه السلام فرمودند: رسول خدا صلى الله عليه و آله با مسلمانان خواندن نماز ظهر را با جماعت شروع كردند، ولى بر خلاف معمول ، ديدند آن حضرت دو ركعت آخر نماز ظهر را با شتاب به پايان رسانيد. بعد از نماز، مردم از آن حضرت پرسيدند: چه شده ؟ مگر حادثه اى رخ داده كه شما نماز را با عجله تمام كرديد؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: اما سمعتم صراخ الصبى . يعنى : آيا شما فرياد گريه كودك را نشنيديد




    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-03-1392 در ساعت 12:52
    امضاء


  10. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ 120 درس زندگى از سيره حضرت محمد (ص ) ۞۩*۩۞



    19- بخل

    پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به طواف كعبه مشغول بود، مردى را ديد كه پرده مكه را گرفته و مى گويد: خدايا به حرمت اين خانه مرا بيامرز.
    حضرت پرسيد: گناهت چيست ؟

    او گفت : من مردى ثروتمند هستم . هر وقت فقيرى به سوى من مى آيد و چيزى از من مى خواهد، گويا شعله آتشى به من رو مى آورد.
    پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: از من دور شو! و مرا به آتش خود نسوزان .
    سپس فرمود: اگر تو بين ركن و مقام (كنار كعبه ) دو هزار ركعت نماز بگزارى و آن قدر گريه كنى كه از اشكهايت نهارها جارى گردد، ولى با خصلت بخل بميرى ، اهل دوزخ خواهى بود.




    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-03-1392 در ساعت 12:53
    امضاء


صفحه 2 از 13 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی