سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 10 از 12 نخستنخست ... 6789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 112

موضوع: ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞

  1. Top | #91

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞


    در تاریخ، نام همسران امام حسن علیه السلام چنین ذکر شده است:

    1) حفصه دختر عبدالرحمن بن ابی بکر
    2) خوله دختر منظوربن زیاد فزاری
    3) ام اسحاق دختر طلحه بن عبید الله تیمی
    4) ام بشر دختر ابومسعود عقبه بن عمر انصاری خزرجی
    5)
    جعده دختر اشعث بن قیس کندی
    6) ام کلثوم دختر فضل بن عباس بن عبدالمطلب
    7) زینب دختر شبیع بن عبدالله
    8) ام رباب دختر امری القیس بن عدی

    امام کنیزهایی نیز داشته است، همانند مادر قاسم بن الحسن که نفیله یا رمله نامیده می‌شده است.
    در مجموع تعداد دقیق همسران امام روشن نیست.

    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. Top | #92

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞


    می‌دانم چه كسی مرا خواهد كشت


    اشاره‏ای به كرامات امام حسن مجتبی علیه السلام




    روزی امام حسن علیه السلام به فرزندان و بستگان خویش فرمود:
    «انی اموت بالسم; من با سم به شهادت می‏رسم.»
    اهل بیت ایشان پرسیدند: چه كسی به شما سم خواهد داد؟
    فرمودند: «جاریتی او امراتی ; كنیزم یا همسرم.»
    به او عرض كردند: «اخرجها عن ملكك علیها لعنة الله; او را - كه لعنت‏خدا بر او باد - از ملك خویش خارج سازید.»
    امام علیه السلام فرمودند:

    «هیهات من اخراجها و مُنیتی علی یدها; هرگز چنین نمی‏كنم و حال آنكه آرزوی من به دست او محقق می‏شود».
    «ما لی منها محیص و لو اخرجتها ما یقتلنی غیرها كان قضأ مقضیا و امرا واجبا من الله; مرا گریزی از این شهادت نیست و اگر او را خارج كنم كسی غیر از او نیست كه مرا بكشد [درحالی كه] شهادت من قضای حتمی و امر واجبی از ناحیه خداوند است.»
    چند روزی از این خبر نگذشته بود كه معاویه (لعنة‏الله علیه) همسر آن حضرت را فریب داد و به واسطه او، آن حضرت را به شهادت رساند.
    امام علیه السلام درهنگام شهادت به همسرش چنین فرمود:

    «یا عدوة الله! قتلتنی قاتلك الله اما والله لاتصیبن منی خلفا و لاتنالین من الفاسق، عدو الله خیرا ابدا;

    ای دشمن خدا! تو مرا كشتی، خدا تو را بكشد، آگاه باش كه به خدا سوگند!

    از من فرزندی باقی نخواهی گذاشت و از [معاویه] فاسق و دشمن خدا به تو خیری نخواهد رسید.»

    مناقب ابن شهر آشوب، همان، ج‏3، ص‏175.

    امضاء

  3. Top | #93

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞


    ره ز جفا چو بر جگر مجتبی رسید
    افغانِ جن و انس به عرش عُلی رسید
    پر اضطراب و واهمه شد عالم وجود
    هنگامه قیامت و ، یوم الجزا رسید
    در هم شکست قائمه عرش کبریا
    گوئی که روز نیستی ماسوی رسید
    چشم فلک ز گریه به غراب خون نشست
    اشک مَلک به طارم هفتم سما رسید
    الماس جُعده کارگر افتاد ای درغ
    آتش به جان حضرت خیر النّسا رسید
    نعش امام شد هدف چوبه های تیر
    یا فاطمه ! به نور دو چشمت چها رسید
    بر حجت خدا ، چه ستمها ، چه ظلمها
    زآن نا کِسان دور ز شرم و حیا رسید
    در شهر خویش و خانه خود هم غریب بود
    از بسکه ظلم و جور بر او ز آشنا رسید
    مظلوم چون تو کیست ؟ که از ظلم همسرش
    مسموم گشت و جان به لبش از جفا رسید
    یا مصطفی ! ز روی تو هم کس نکرد شرم
    نا مردمی ببین ز کجا تا کجا رسید
    روز جزا جواب خدا را چه می دهند
    آنان که ظلمشان به عزیز خدا رسید
    سوز غمش به جان براتی شرر فگند
    آتش به استخوانش ازین ماجرا رسید
    محمد رضا براتی

    امضاء

  4. Top | #94

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞


    ماجرای دو طشت!


    شد از غمِ دو طشت دلم طشت پر ز خون
    خون جگر مدام فرو ریزم از عیون
    در حیرتم به زینب مضطر چها گذشت
    آندم که او فتاد نگاهش به آن دو طشت
    یک طشت را ز خون جگر دید لاله گون
    یک طشت را بدید در آن راس پر ز خون
    یک طشت را بدید پر از پاره ی جگر
    یک طشت را بدید در آن راس چون قمر
    برخاست چون زتاب عطش مجتبی ز خواب
    برداشت کوزه را که بنوشد دو جرعه آب
    آبش به کام رفت و دلش پر شراره شد
    از زهر اشقیا جگرش پاره پاره شد
    از آه و ناله ، خونِ دلِ اهل جهان نمود
    طشتی طلب ز زینب بی خانمان نمود
    آن طشت پر ز خون دل دردناک کرد
    زینب بدید و از غم او جامه چاک کرد
    طشت دگر که زینب از آن گشت بی سکون
    در شهر شام بود به بزم یزید دون
    آن دم که راس پاک شهنشاهِ بحر و بر
    آغاز کرد خواندن قرآن به طشت زر
    برداشت چوب کینه یزید از ره غضب
    کرد آشنا به لعل لب شاه تشنه لب
    زینب به ناله گفت که ای بی حیا ! مزن
    چوب جفا به بوسه گه مصطفی مزن !
    دارد صغیر تا به صف حشر ، شور و شین
    گاه از غم حسن ، گهی از ماتم حسین

    محمد حسین صغیر اصفهانی (صغیر)


    امضاء

  5. Top | #95

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞



    اى كريم اهل بيت عليهم‏السلام ، قلب اندوهگينمان در عزاى تو، ديدار و شفاعتت را در قيامت مى‏ طلبد تا طعم بخشندگى تو را دريابيم.
    در متن نفس‏هایم، شعر غربت تو بغض می‏ شود و رفتنت گریبانم را می‏فشارد.
    تنهایی تو را می‏توان با همه کوه‏ها، درخت‏ها، بادها و دریاها گریست.
    درود خداوند بر امام بزرگواری که هنگام نماز، در پیشگاه معبود، از خوف و خشیت او بدنش می‏ لرزید و روی مبارکش زرد می‏گشت!
    سلام و درود خدا بر امام صبوری که برای نجات دین خدا، تلخی صلح با حکومت طاغوتی معاویه و کنایه و طعن منافقان را به جان خرید!
    درود خداوند بر امام غریبی که در خانه خود نیز مظلوم و تنها بود!
    شهادت امام حسن مجتبی علیه‏السلام ، بر تشنگان دریای کرامت و بزرگواری او تسلیت باد!

    امضاء

  6. Top | #96

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,776
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,902 در 52,564
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞




    بقیع، ای آستان غربت، ای تربت مظلومیّت و ای ساحت دیر آشنای غم و تنهایی! چه بیدادها با تو روا داشته‏اند؛ خنجر کینه، بر قامت آسمان آرایت نواختند؛ از جنس کینه‏های ابوجهلی و اباسفیانی، از جنس کوفی و شامی!
    ... و آن زن، که شبان‏گاهان، زلالی آب را نتوانست تحمّل کند!
    آن زن، که آفتاب را به قیمت سایه فروخت!
    آن زن، که دست‏هایش را در آب، به «آتش» سپرد!
    بقیع، ای آستان غربت! چگونه به تنهایی مولایم نگریم، آن گاه که به «مداین» فکر می‏کنم، آن گاه که خیمه‏اش را منافقان داعیِ جهاد، غارت کردند!
    چگونه به تنهایی مولایم اشک نریزم، وقتی که حتی سایه تابوتش را به آماج تیر گرفتند!
    چگونه به تنهایی‏اش گریه نکنم، که حتی امروز، بر آستان کبریایی‏اش، شمعی جز اشک فرشتگان نمی‏سوزد! چه قدر کینه فرزندان قابیل سخت است! کینه‏ای که گاه با شمشیر، گاه با زهر، گاه با آماج تیر و گاه با تخریب تربت پاکان، توام است.
    شب بود و لب‏های تشنه مولا، حلاوت شربت را می‏چشید؛ شربتی که انگیزه بازگشت به منزل ازلی ـ بهشت ـ بود، شربتی که طعم «شهادت» داشت.
    عشق، تمام وجودش را می‏سوزاند و مستی شهادت، نگاهش را به عرش دوخته بود. کسی صدایش می‏کرد؛ کسی که دستش را از سینه آسمان، به سمت او دراز کرده بود.
    بر شمع نرفت از گذرِ آتشِ دل، دوش
    آن دود که از سوزِ جگر، بر سرِ ما، رفت
    دور از رخ تو، دم به دم از گوشه چشمم سیلاب سرشک آمد و توفان بلا رفت
    نجوای اندوه، تمام اهل خانه را گرفته بود و گاه، صدای ناله‏ای بلند، تا انتهای نخلستان می‏رفت. باز هم بانویی بی‏طاقت؛ بانویی که تاب خود را برای حضور در کربلا می‏آزمود. آه از رسم ناجوانمردانه دنیا! که سیاهی قلبش نژند، و کینه نژندش، ناتمام است.
    مولا جان! قسم به نامت ـ که زیبایی تمام هستی در آن نهفته است ـ ، معنایی برای دل، برای «عشق»، برای اشک و تماشا، نمی‏ماند؛ اگر جرعه‏ای از زلال محبتت را نمی‏چشیدیم!
    مولای من! مهربانی نگاهت، مثل پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس �م ، سخاوت دست‏هایت، مثل علی علیه‏السلام و شهامت کلامت، مثل فاطمه علیهاالسلام بود. مولاجان! امروز، تمام هستی خود را به پای اشکی می‏فشانیم که با یاد تو، از گونه‏هایمان جاری‏ست؛ تا دل به مویه‏های غریبانه بقیع بسپارد.
    ای خفته در پناه تاریخ، بقیع! آیینه‏نمای آه تاریخ، بقیع!
    مصداق تمام غصه‏هامان هستی
    مظلوم‏ترین نگاه تاریخ، بقیع!
    مولاجان! با یاد تو، دل‏ها شکسته می‏شوند و با نام تو، اشک‏ها جاری! تو را به دل‏های شکسته؛ تو را به اشک‏های جاری! ما را جرعه‏ای زیارت، بچشان؛ که اشک‏هامان نذر آستانه توست.

    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  7. Top | #97

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞


    خورشيد حريم اهل بيت است حسن

    مجموع شميم اهل بيت است حسن


    امشب تو از و هر آنچه خواهى بطلب


    زيرا که کريم اهل بيت است حسن


    در جود و کرم، دست خدا هست‏حسن

    دست همه را وقت عطا بست‏حسن


    نوميد نگردد کسى از درگه او


    زيرا که او کريم اهل بيت است حسن

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكر


  9. Top | #98

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞



    برآوردن حاجت مؤمن

    در كتاب بحرالسعاده آورده‌اند كه شخصی به خدمت حضرت امام حسن (علیه‌السلام) آمد در حالی که امام در اعتکاف بودند. آن شخص گفت یابن رسول الله هزار دینار از فلان كس بر ذمه من است و مرا امان نمی‌دهد و نیز وعده‌اش گذشته است؛ در حالی که از مال دنیا چیزی ندارم. مرا از دست او خلاص كنید.

    امام فرمود: الان از مال دینا نزد من چیزی نیست.
    آن مرد گفت: یابن رسول الله به او بگویید كه به من مهلت دهد تا چند روز قرض او را پس بدهم.
    در این حال، امام اعتكاف حرم كعبه را قطع نموده و به خانه فردی که قرض خواه بود؛ رفت. ابن عباس در راه به امام حسن(علیه‌السلام) برخورد.
    گفت فدای تو گردم یابن رسول الله شما در اعتكاف بودید مگر فراموش كردید؟
    امام فرمود كه فراموش نكردم اما از پدر بزرگوار خود شنیدم كه او از جدم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیده بود كه
    هر كس حاجت برادر خود را برآورد ثواب او با هفتاد سال عبادت برابر است. یابن عباس بهترین عمل‌ها برآوردن حاجت فرد مؤمن است .

    گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی

    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  10. Top | #99

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞







    شهادت؛ فرجامى شایسته



    چهل یا شصت روز از نوشیدن زهر گذشت وقتى آن حضرت تمام وصایاى خود را به برادرش امام حسین باز گفت و دانست كه مرگش فرا رسیده است، با خداوند به راز و نیاز پرداخت و گفت: "بار خدایا من خود را در بارگاه تو مى پندارم




    سیاست خردمندانه امام حسن علیه السلام و جایگاه والاى او در میان امّت،معاویه را واداشت تا در قدرت خویش نسبت به مخالفت با آن حضرت و ناشایستگى اش در تكیه زدن بر مسند خلافت به تردید افتد، زیرا او گامى مخالف با مصالح خدا یا امّت بر نمى داشت مگر آنكه امام حسن و درپى او امّت اسلامى بر وى اعتراض مى كردند.
    از این رو كوششهاى معاویه با شكست مواجه شده و آرزوهایش به تباهى گراییده بود.
    بنابراین در پى یافتن چاره اى بر آمد كه او را تا اندازه بسیارى موفّق گرداند.
    این چاره، ریختن خون امام حسن از طریق زهرى بود كه براى همسر امام فرستاده بود.
    پیش از این گفتیم كه در منطق معاویه، ارتكاب هر جنایتى توجیه شده به شمار مى آمد.
    بنابر تعبیر سخیف وى، خداوند سپاهیانى در عسل داشت.
    هرگاه كه او از كسى ناخشنود مى شد مقدارى از عسل را به زهر مى آمیخت و وى را بدین حیله از میان بر مى داشت.
    معاویه این حیله را چند بار علیه امام حسن علیه السلام نیز آزمایش كرد، امّا این زهر در آن حضرت كارگر نیفتاد و كوشش معاویه با شكست مواجه شد.
    از این رو معاویه به پادشاه روم نامه اى نوشت و از وى درخواست كرد كه زهرى كشنده برایش ارسال دارد.
    پادشاه روم در پاسخ معاویه گفت: درآیین ما روا نیست در كشتن كسى كه با ما سر ستیز ندارد، همكارى كنیم.
    معاویه در پاسخ به او پیغام داد.
    این مرد (امام حسن) فرزند كسى است كه در دیار تهامه خروج كرد(1) و خواستار سرزمین پدرت شد.
    من مى خواهم او را با زهر از میان بردارم تا مردم و كشور را از شرّ او آسوده سازم.
    پادشاه روم آن زهر كشنده را براى معاویه فرستاد و معاویه نیز آن را به وسیله جعده، همسر خیانتكار امام حسن علیه السلام، كه به خاندانى بد كار انتساب داشت،(2) به آن حضرت نوشانید.
    چهل یا شصت روز از نوشیدن زهر گذشت وقتى آن حضرت تمام وصایاى خود را به برادرش امام حسین باز گفت و دانست كه مرگش فرا رسیده است، با خداوند به راز و نیاز پرداخت و گفت: "بار خدایا من خود را در بارگاه تو مى پندارم.
    این گرانترین حالت بر من است كه تا كنون بمانند آن دچار نیامده ام.
    خداوندا مرگم را با من مأنوس گردان و تنهایى ام را در آرامگاهم با من انس ده.
    شربت او (معاویه)در من اثر گذاشت به خدا سوگند او به وعده اى كه داده بود وفا نكرد و آنچه را كه گفته بود،راست نبود".
    آنگاه تا هنگام پیوستن به "رفیق اعلى " آیاتى از قرآن مجید را زمزمه كرد.

    تشییع پیكر پاك آن حضرت

    مدینه منوره براى تشییع جنازه فرزند دختر گرامى رسول خدا صلى الله علیه وآله ،كسى كه از هیچ اقدامى در جهت مصالح آنان فرو گذار نكرد، به پاخاست.
    تشییع كنندگان پیكر پاك آن حضرت را بر دوش گرفتند و او را به حرم نبوى مى بردند تا او را در آنجا به خاك سپارند یا بنابر وصیّتى كه امام كرده بود با او تجدید میثاق كنند.
    عایشه نیز بر استرى سیاه و سفید سوار بود و از بنى امیّه خواست كه بیرون شوند.
    آنان نیز به طرف صفوف شكوهمندتشییع كنندگان مهاجر و انصار، بنى هاشم و دیگر مردم مؤمن مدینه آمدند.
    عایشه فریاد زد: پروردگارا! جنگ بهتر از آرامش است.

    آیا عثمان در جایى دور از مدینه به خاك سپرده شود و حسن در كنار جدش؟! سپس در میان بنى هاشم فریاد زد: فرزندتان را دور كنید و او را از اینجا ببرید كه شما قومى دشمن و مخالفید! اگر امام حسن به برادرش امام حسین وصیّت نكرده بود كه در تشییع جنازه اش اجازه خونریزى ندهد و اگر حسین در میان آنان بانگ نداده بود كه "اى بنى هاشم شما را به خدا كه وصیّت برادرم را پایمال مكنید او را به سوى بقیع برید كه خود او گفت: اگر مرا از به خاك سپارى در كنار جدّم بازداشتند، با كسى نستیزید و مرا در بقیع، دفن كنید"، بنى هاشم زمین را از لوث وجود بنى امیّه پاك مى كردند.
    جسارت بنى امیّه تا آنجا بالا گرفت كه حتّى پیش از باز گرداندن جنازه به سوى بقیع، اقدام به تیر باران جسد كردند به طورى كه هفتاد تیر فقط بر پیكر پاك آن حضرت فرو رفته بود.
    تشییع كنندگان، پیكر امام حسن علیه السلام را به سوى بقیع بردند و در میان جمعیّت انبوه مردم او را در مكانى كه هم اكنون زیارتگاه آن حضرت است، به خاك سپردند.
    سبط اكبر رسول خدا اینچنین پاك و مظلوم زیست و اینچنین حقّ او را پایمال كردند.
    و اینچنین مظلومانه به شهادت رسید.
    درود خدا بر او باد تا زمانى كه شب و روز پاینده است.









    پی نوشت ها:

    1- مقصود معاویه، پیامبر اسلام بوده است.
    2- پدر جعده در قتل امیرمؤمنان و برادرش در قتل امام حسین مشاركت داشتند.
    منبع: هدایتگران نور ،زندگانى كریم اهل بیت حضرت حسن بن على (علیه السلام)
    ویرایش توسط شكوه انتظار : 13-11-1389 در ساعت 00:59
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  11. Top | #100

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞


    به سوى روى تو چشم امید


    صبا از لطف چو عنقا برو بقله قاف
    كه آشیانه قدس است، و شرفه اشراف

    چو خضر در ظلمات غیوب زن قدمى
    كه كوى عین حیاتست و منبع الطاف
    بطواف كعبه روحانیان به بند احرام
    كه مستجار نفوس است، و للعقول مطف
    بطرف قبله اهل قبول كن، اقبال
    بگیر كام ز تقبیل خاك آن
    بزن به قائمه عرش معدلت دستى
    بگو كه اى ز تو بر پا قواعد انصاف
    به درد خویش چرا درد من دوا نكنى
    به محفلى كه بنوشند، عارفان مى صاف
    به جام ما همه خون ریختند، جاى مدام
    نصیب ما همه جور و جفا شد از اجلاف
    منم گرفته بكف نقد جان، تویى نقاد
    منم اسیر صروف زمان، توئى صراف
    شها به مصر حقیقت تو یوسف حسنى
    من و بضاعت مزجاء و این كلافه لاف

    رخ مبین تو، آئینه تجلى ذات
    مه جبین تو نور معالى اوصاف
    تو معنى قلمى، لوح عشق را رقمى
    تو فالق عدمى، آن وجود غیب شكاف
    تو عین فاتحه اى، بلكه سر بسمله اى
    تو باء و نقطه بائى و ربط نونى و كاف
    اساس ملك سعادت بذات تو منسوب
    وجود غیب و شهادت به حضرت تو مضاف
    طفیل بود تو فیض وجود نامحدود
    جهانیان همه برخوان نعمتت اضیاف
    برند فیض تو لاهوتیان بحد كمال
    خورند رزق تو ناسوتیان بقدر كفاف
    علوم مصطفوى را لسان تو تبیان
    معارف علوى را بیان تو كشاف
    لب شكر شكنت روح بخش گاه سخن
    حسام سرفكنت دل شكاف گاه، مصاف

    محیط بحر مكارم ز شعبه هاشم
    مدار و فخر اكارم ز آل عبد مناف
    ابومحمد امام دوم باستحقاق
    یگانه وارث جد و پدر باستخلاف
    تورا قلمرو حلم و رضا بزیر قلم
    به لوح نفس تو نقش صیانت است و عفاف
    سپهر مهر دو فرمانبرند، در شب و روز
    یكى غلام مرصع نشان، یكى زرباف
    ز كهكشان سپهر و خط شعاعى مهر
    سپهر غاشیه كش، مهر خاورى، سیاف
    غبار خاك درت نوربخش مردم چشم
    نسیم رهگذرت رشك مشك نافه ناف
    در تو قبله حاجات و كعبه محتاج
    ملاذ عالمیان، در جوانب و اكناف
    یكى بطى مراحل براى استظهار
    یكى به عرض مشاكل براى استكشاف

    به سوى روى تو چشم امید، دشمن و دوست
    بگرد كوى تو اهل وفاق و اهل خلاف
    بر آستان ملك پاسبانت از دل و جان
    ملوك را سر ذلت بدون استنكاف
    نه نعت شان رفیع تو كار هر منطیق
    نه وصف قدر منیع تو حد هر وصاف
    شهود ذات نباشد نصیب هر عارف
    نه آفتاب حقیقت مجال هر خشاف
    نه در شریعت عقلست بى ادب معذور
    نه در طریقت عشقست از مدیحه معاف




    كمپانى
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  12. تشكر


صفحه 10 از 12 نخستنخست ... 6789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی