۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞
صفحه 9 از 12 نخستنخست ... 56789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 112
  1. #81
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞




    نمی از دریای جود و کرم امام مجتبی علیه السلام



    سخاوت از جمله صفاتی است که هر کسی نمی تواند به آن متخلق شود. چرا که دل کندن از مال دنیا سخت و دشوار است؛ و تنها کسانی می توانند از مال دنیا بگذرند که به دنیا دلبستگی نداشته باشند. آن زمان است که فرد همه را در مال خود شریک دانسته و حتی از شراکت پا فراتر نهاده و به قدر رفع نیاز برای خود صرف کرده و مابقی را در بین نیازمندان بذل می نماید.اهل بیت علیهم السلام کمال این صفت را دارا بوده و در بذل کرم به جایی رسیده بودند که درخواست هیچ نیازمندی را بی پاسخ نمی گذارده و حتی گرسنگی و شدائد را تحمل می کردند و حق خود را به نیازمندان بذل می نمودند. حضرت علی علیه السلام به عنوان پدر ائمه علیهم السلام و خانواده محترم ایشان حد کرم و سخاوت را به درجه ای رسانیدند که در مقامشان سوره دهر نازل گردید.
    سخاوت امام حسن علیه السلام به عنوان فرزند بزرگ این خانواده عزیز؛ نیز زبانزد خاص و عام است تا بدانجا که به کریم اهل بیت معروف گردیده است.
    در این مقاله قصد داریم شمه ای از کرم این امام همام را ارائه دهیم.
    در حدیثى آمده كه امام حسن (ع) هیچ‏ گاه سائلى را رد نكرد و در برابر درخواست او «نه» نگفت، و چون به آن حضرت عرض شد: چگونه است كه هیچ ‏گاه سائلى را رد نمى‏كنید؟
    پاسخ داد: «انى لله سائل و فیه راغب و انا استحیى ان اكون سائلا و ارد سائلا و ان الله تعالى عودنى عادة، عودنى ان یفیض نعمه على، و عودته ان افیض نعمة على الناس، فاخشى ان قطعت العادة ان یمنعنی المادة»؛من سائل درگاه خدا و راغب در پیشگاه اویم، و من شرم دارم كه خود درخواست كننده باشم و سائلى را رد كنم، و خداوند مرا به عادتى معتاد كرده، معتادم كرده كه نعمتهاى خود را بر من فرو ریزد، و من نیز در برابر او معتاد شده‏ام كه نعمتش را به مردم بدهم، و ترس آن را دارم كه اگر عادتم را ترك كنم اصل آن نعمت را از من دریغ دارد.
    امام حسن علیه السلام به دنبال این گفتار این دو بیت شعر را نیز انشاء فرمود:
    «اذا ما اتانى سائل قلت مرحبابمن فضله فرض على معجل
    و من فضله فضل على كل فاضل و افضل ایام الفتى حین یسئل» (1)
    "هنگامى كه سائلى نزد من آید به او گویم: خوش آمدى اى كسى كه فضیلت او بر من فرضى است عاجل. و كسى كه فضیلت او برتر است بر هر فاضل، و بهترین روزهاى جوانمرد روزى است كه مورد سؤال قرار گیرد، و از او چیزى درخواست شود."
    کرم از کجا تا کجا

    ابن كثیر از علماى اهلتسنن در البدایة والنهایة روایت كرده كه امام (ع) غلام سیاهى را دید كه گرده نانى پیش روی خود نهاده و خودش لقمه‏اى از آن مى‏خورد و لقمه دیگرى را به سگى كه آنجا بود مى‏دهد. امام (ع) كه آن منظره را دید به او فرمود: انگیزه تو در این كار چیست؟
    پاسخ داد: «انى استحیى منه ان آكل ولا اطعمه.»؛من از او شرم دارم كه خود بخورم و به او نخورانم!
    امام (ع) به او فرمود: از جاى خود برنخیز تا من بیایم! سپس به نزد مولاى آن غلام رفت و او را با آن باغى كه در آن زندگى مى‏كرد از وى خریدارى كرد، آنگاه آن غلام را آزاد كرده و آن باغ را نیز به او بخشید!(2)
    نامه پر بركت

    ابراهیم بیهقى، یكى از دانشمندان اهل سنت، در كتاب المحاسن و المساوى (3)روایت كرده كه مردى نزد امام حسن (ع) آمده و اظهار نیازى كرد، امام (ع) به او فرمود:
    «اذهب فاكتب حاجتك فى رقعة و ارفعها الینا نقضیها لك.»؛برو و حاجت خود را در نامه‏اى بنویس و براى ما بفرست ما حاجتت را برمى‏آوریم!
    آن مرد رفت و حاجت خود را در نامه‏اى نوشته براى امام (ع) ارسال داشت، و آن حضرت دو برابر آنچه راکهخواسته بود به او عنایت فرمود. شخصى كه در آنجا نشسته بود عرض كرد:
    «ما كان اعظم بركة الرقعة علیه یا بن رسول الله!»؛براستى چه پر بركت بود این نامه براى این مرد اى پسر رسول خدا!
    امام (ع) فرمود:«بركتها علینا اعظم حین جعلنا للمعروف اهلا، اما علمت ان المعروف ما كان ابتداءا من غیر مسئلة، فاما من اعطیته بعد مسئلة فانما اعطیته بما بذل لك من وجهه.»؛بركت او زیادتر بود كه ما را شایسته این كار خیر و بذل و بخشش قرار داد، مگرنمی دانی كه بخشش و خیر واقعى، آن است كه بدون سؤال و درخواست باشد، و اما آنچه را پس از درخواست بدهى، آن را در برابر آبرویش پرداخته‏اى!



    ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞

  2. تشكرها 2


  3. #82
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞




    شاخه ‏گل پر بركت

    زمخشرى در كتاب ربیع الابرار از انس بن مالك روایت كرده كه گوید: من در خدمت حسن بن على علیهماالسلام بودم كه كنیزكى بیامد و شاخه گلى را به آن حضرت هدیه كرد.
    حسن بن علىعلیهماالسلام فرمود:« انت حرة لوجه الله»؛ تو در راه خدا آزادى!
    من كه آن ماجرا را دیدم به آن حضرت عرض كردم: كنیزكى شاخه گل بى‏ارزشى به شما هدیه كرد و تو او را آزاد كردى؟
    در پاسخ فرمود:«هكذا ادبنا الله تعالى-اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها- و كان احسن منها اعتاقها.»(4)؛اینگونه خداى تعالى ما را ادب كرده كه فرمود:- وقتى تحیه‏اى به شما دادند، تحیتى بهتر دهید- و بهتر از آن آزادى اوست.
    دفع دشمنى خطرناك

    از كتاب العدد روایت شده كه گفته‏اند مردى در حضور امام حسن (ع) ایستاده، گفت:
    «یا بن امیرالمؤمنین بالذى انعم علیك بهذه النعمة التى ما تلیها منه بشفیع منك الیه بل انعاما منه علیك، الا ما انصفتنى من خصمى فانه غشوم ظلوم، لا یوقر الشیخ الكبیر ولا یرحم الطفل الصغیر!»؛اى فرزند امیرمؤمنان سوگند به آن كه این نعمت را به تو داده كه واسطه‏اى براى آن قرار نداده، بلكه از روى انعامى كه بر تو داشته آن را به تو مرحمت فرموده، كه حق مرا از دشمن بیدادگر و ستمكارم بگیرى كه نه احترام پیران سالمند را نگهدارد و نه بر طفل خردسال رحم كند!
    امام (ع) كه تكیهداده بود، برخاست و به آن مرد فرمود: این دشمن تو كیست تا من شرش را از سر تو دور كنم؟
    عرض كرد: فقر و ندارى!
    امام (ع) سر خود را به زیر انداخت و لختى فكر كرد و سپس سربرداشت و به خدمتكار خود فرمود :«احضر ما عندك من موجود.»؛هر چه موجودى دارى حاضر كن!
    خدمتكار رفت و پنج هزار درهم آورد.
    امام (ع) فرمود: این پول را به این مرد بده، آنگاه به وى فرمود:« بحق هذه الاقسام التى اقسمت بها على متى اتاك خصمك جائرا الا ما اتیتنى منه متظلما.»(7)؛ به حق همین سوگندهایى كه مرا بدانها سوگند دادى كه هرگاه این دشمنت براى زورگویى نزد تو آمد حتما براى گرفتن حق خود نزد منبیا.



    ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞

  4. تشكرها 2


  5. #83
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞






    دو نمونه از بزرگوارى‏هاى امام (ع)

    محمد بن یوسف زرندى، از دانشمندان اهل سنت، در كتاب نظم دررالسمطین روایت كرده كه مردى نامه‏اى به دست امام حسن(ع) داد كه در آن حاجت خود را نوشته بود.
    امام (ع) بدون آن كه نامه را بخواند به او فرمود:«حاجتك مقضیة.»؛حاجتت رواست!
    شخصى عرض كرد:اى فرزند رسول خدا خوب بود نامه‏اش را مى‏خواندى و مى‏دیدى حاجتش چیست و آنگاه بر طبق حاجتش پاسخ مى‏دادى؟
    امام (ع) پاسخى عجیب و خواندنى داد و فرمود:«اخشى ان یسئلنى الله عن ذل مقامه حتى اقرء رقعته.» (6)؛بیم آن را دارم كه خداى تعالى تا بدین مقدار كه من نامه‏اش را مى‏خوانم از خوارى مقامش مرا مورد موآخذه قرار دهد.
    على بن عیسى اربلى در كشف الغمة و غزالى در كتاب احیاء العلوم و ابن شهر آشوب در مناقب و بستانى در دائرة المعارف خود با مختصر اختلافى از ابوالحسن مدائنى و دیگران روایت كرده‏اند (7)كه امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و عبدالله بن جعفر(8)شوهر حضرت زینب (ع) به قصد انجام زیارت حج خانه خدا از مدینه حركت كردند و چون بار و بنه آنها را از پیش برده بودند، دچار گرسنگى و تشنگى شدیدى شدند و در این خلال به خیمه پیرزنى برخوردند و از او نوشیدنى خواستند!
    پیرزن گفت: آب و نوشیدنى در خیمه نیست، ولى در كنار خیمه گوسفندى است كه مى‏توانید از شیر آن گوسفند استفاده كنید، آن را بدوشید و شیرش را بنوشید!
    آنها رفتند و شیر گوسفند را دوشیده و خوردند، و سپس از او خوراكى خواستند.
    زن گفت: جزهمین گوسفند مالك چیزى نیستم و چیز دیگرى نزد من یافت نمى‏شود، یكى از شما آن را ذبح كنید تا من براى شما غذایى تهیه كنم؟
    در این وقت یكى از آنها برخاست و گوسفند را ذبح كرد و پوستش را كند و آماده طبخ نموده و آن زن نیز برخاسته براى ایشان غذایى تهیه كرد و آنها خوردند و لختى بیاسودند تا وقتى كه گرماى هوا شكسته شد، برخاسته و آماده ‏رفتن شدند و به آن زن گفتند:
    «یا امة الله نحن نفر من قریش نرید حج بیت الله الحرام فاذا رجعنا سالمین فهلمى الینا لنكافئك على هذا الصنع الجمیل.»؛اى زن! ما افرادى از قریش هستیم كه اراده زیارت حج بیت الله را داریم و چون سالم بازگشتیم، نزد ما بیا تا پاداش این محبت تو را بدهیم!
    آنها رفتند، و چون شوهر آن زن آمد و جریان را شنید، خشمناك شده و او را سرزنش كرده، گفت:« ویحك تذبحین شاتى لاقوام لا تعرفینهم ثم تقولین: نفر من قریش»؟ !؛واى بر تو! گوسفند مرا براى مردمانى كه نمى‏شناسى سر مى‏برى، آنگاه به من مى‏گویى: افرادى از قریش بودند؟ !
    این جریان گذشت و پس از مدتى، فقر و نیاز، آن پیرزن و شوهرش را، ناچار به شهر مدینه كشانید و چون سرمایه و كسب و كارى نداشتند به جمع‏آورى سرگین و پشگل مشغول شده و از این طریق امرار معاش كرده و زندگى خود را مى‏گذراندند.
    در یكى از روزها پیرزن عبورش بر در خانه امام حسن (ع) افتاد و در حالى كه امام (ع) بر در خانه بود از آنجا گذشت و چون آن حضرت او را دید شناخت، ولى پیرزن امام را نشناخت. در این وقت امام حسن (ع) به غلامش دستور داد به دنبال آن پیرزن برود و او را به نزد وى بیاورد.
    غلام برفت و او را بازگرداند و امام حسن (ع) به او فرمود: آیا مرا مى‏شناسى؟ گفت: نه!
    فرمود: من همان مهمان تو در فلان روز هستم!
    پیرزن گفت: پدر و مادرم بقربانت!
    امام حسن (ع) دستور داد هزار گوسفند براى او خریدارى كردند و با هزار دینار پول همه را به او داد، و به دنبال آن نیز وى را به نزد برادرش‏ حسین(ع) فرستاد.
    امام حسین (ع) از آن زن پرسید: برادرم حسن چه مقدار بهتو داد؟
    عرض كرد: هزار گوسفند و هزار دینار!
    امام حسین (ع) نیز دستور داد همان مقدار گوسفند و همان مقدار پول به آن پیرزن دادند، و سپس او را به همراه غلام خود به نزد عبدالله بن جعفر فرستاد، و عبدالله از آن پیرزن پرسید: حسن و حسین (ع) چقدر بتو دادند؟
    پاسخ داد: دو هزار گوسفند و دو هزار دینار!
    عبدالله دستور داد: دو هزار گوسفند و دو هزار دینار به او دادند!
    و در كشف الغمه اربلى آمده كه گوید: این قصه در كتابها و داستانهاى ائمه اطهار (ع) مشهور است، و در روایت دیگرى كه از طریقى دیگر نقل شده اینگونه است كه مرد دیگرى نیز به همراه آنان بود و آن زن در آغاز نزد عبدالله بن جعفر رفت و عبدالله به او گفت: «ابدئى بسیدى الحسن و الحسین»؛به آقایان من حسن و حسین آغاز كن!
    و چون به نزد امام حسن(ع) رفت آن حضرت یك صد شتر به او داد و امام حسین(ع) نیز یك هزار گوسفند به او عنایت فرمود و چون به نزد عبدالله بن جعفر بازگشت و داستان خود را باز گفت، عبدالله به او گفت: دو سرور من كار شتر و گوسفند را انجام دادند(و خیال مرا از این بابت آسوده كردند) و سپس دستور داد هزار دینار به او پرداخت كردند...! در اینجا پیرزن به نزد آن مردى كه از مردم مدینه بود و در آن سفر همراه آن سه بزرگوار بود رفت، و چون ماجرا را براى آن مرد باز گفت، وى بدان زن گفت:«انا لا اجارى اولئك الاجواد فى مدى، ولا ابلغ عشر عشیرهم فى الندى، ولكن اعطیك شیئا من دقیق و زبیب...»؛من هرگز به پاى این سخاوتمندان بى بدل در جود نمى‏رسم و به یك دهم آنها نیز در بخشش نخواهم رسید، ولى مختصرى آرد و كشمش به تو مى‏دهم!
    و به دنبال این ماجرا آن پیرزن آنها را گرفت و به دیار خود بازگشت. (9)



    ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞

  6. تشكرها 2


  7. #84
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞




    چه كسى همانند این جوانمردان است؟

    از كتاب خصال شیخ صدوق (ره) روایت شده كه مردى نزد عثمان بن عفان رفت و از او ـ كه بر درب مسجد نشسته بود ـ درخواست بخششى كرد، عثمان دستور داد پنج درهم به او بدهند.
    آن مرد گفت: این مقدار دردى را از من دوا نمى‏كند، پس مرا به شخصى راهنمایى كن كه حاجتم را برآورده سازد!
    عثمان به گوشه‏اى از مسجد كه امام حسن و امام حسینعلیهماالسلام و عبدالله بن جعفر در آنجا نشسته بودند، اشاره كرده گفت:« دونك هؤلاء الفتیة.»؛به نزد این جوانمردان برو!
    آن مرد نیز متوجه آنها شده و حاجت خود را به ایشان معروض داشت!
    حسنین (ع) به آن مرد رو كرده گفتند:«ان المسئلة لا تحل الا فى احدى ثلاث، دم مفجع، او دین مقرح، او فقر مدقع ففى ایها تسئل.»؛سؤال جز در یكى از سه چیز جایز نیست: خونى فاجعه آمیز، یا بدهكارى دردآور و جانسوز، یا فقرى كه انسان را خاكسترنشین كند، اكنون بگو: تو در كدامیك از این سه مورد سؤال مى‏كنى؟
    پاسخ داد: در یكى از همین سه مورد است!
    در اینجا امام حسن(ع) دستور داده پنجاه دینار به او بدهند، و امام حسین(ع) چهل و نه دینار و عبدالله بن جعفر چهل و هشت دینار!
    آن مرد پولها را گرفت و از نزد ایشان رفت و عبورش به عثمان افتاد، عثمان از او پرسید: چه كردى؟ و آن مرد داستان خود و كرم و بزرگوارى حسنین(ع) و عبدالله بن جعفر را براى او بازگو كرد و عثمان كه دچار شگفتى شده بود گفت:«من لك بمثل هولاء الفتیة؟ ! اولئك فطموا العلم فطما، و حازوا الخیر والحكمة.» (10)؛چه كسى همانند این جوانمردان است، اینان ازسینه علم و دانش شیر خورده و خیر و حكمت را نزد خود گرد آورده‏اند.
    پى ‏نوشت‏ها:

    1-نقل از كنز المدفون سیوطى،(چاپ بولاق)، ص 234 و نورالابصار شبلنجى، ص 111.2-البدایة والنهایة، (چاپ مصر)، ج 8، ص 38.
    3-المحاسن والمساوى، (چاپ بیروت)، ص 55.
    4-ملحقات احقاق الحق، ج 11، ص 149.
    5-بحارالانوار، ج 43، ص 350.
    6-ملحقات احقاق الحق، ج 11، ص 141.
    7-بحارالانوار، ج 43، صص 348 ـ 341/ حیاة الامام الحسن (ع)، ج 1، صص 321 ـ 319.
    8-عبدالله بن جعفر ابن ابیطالب یكى از سخاوتمندان معروف عرب و از اشراف قریش محسوب مى‏شد.
    9-بحارالانوار،ج 43، ص 349.
    10-خصال صدوق، باب الثلاثة .

    ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞

  8. تشكرها 3

    محب فاطمه (22-10-1389), خادم کریمه اهل بیت (11-10-1390), شكوه انتظار (22-10-1389)

  9. #85
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞





    خطبه امام حسن (ع) پس از شهادت پدر


    عموم راویان حدیث و مورخین نوشته‏اند شبى كه امیرالمؤمنین(ع) به شهادت رسید و حسنین(ع)جنازه پدر را دفن كردند، فرداى آن شب امام مجتبى(ع) به مسجد رفت و براى مردم سخنرانى كرد، و طبق روایت امالى صدوق سخنرانى آن حضرت این گونه بود كه پس از حمد و ثناى الهى فرمود:
    «ایها الناس فى هذه اللیلة نزل القرآن، و فى هذه اللیلة، رفع عیسى بن مریم، و فى هذه اللیلة قتل یوشع بن نون، و فى هذه اللیلة مات ابى امیرالمؤمنین(ع)، و الله لا یسبق ابى احد كان قبله من الاوصیاء الى الجنة، و لا من یكون بعده، و ان كان رسول الله(ص) لیبعثه فى السریة فیقاتل جبرئیل عن یمینه و میكائیل عن یساره و ما ترك صفراء و لا بیضاء الا سبعماة درهم فضلت من عطائه كان یجمعها لیشترى بها خادما لاهله‏» (1)
    (اى مردم در این شب قرآن نازل شد، و در این شب عیسى بن مریم را به آسمان بردند، و در این شب یوشع بن نون كشته شد، و در این شب پدرم امیر المؤمنین(ع) از این جهان رحلت كرد؛ به خدا سوگند هیچ یك از اوصیا بر پدرم در رفتن به بهشت پیشى نجسته، و نه هر كس كه پس از اوست، و این گونه بود كه رسول خدا(ص) او را در هر ماموریت جنگى كه مى‏فرستاد جبرئیل در سمت راست او و میكائیل در سمت چپ او مى‏جنگیدند و هیچ درهم و دینارى پس از خود به جاى نگذارد جز هفتصد درهم كه از جیره بیت المال او زیاد و اضافه آمده بود و آن را جمع كرده بود تا خادمى براى خانواده خود خریدارى كند.)
    به حقیقت در این شب مردى از دنیا رفت كه پیشینیان در كردار از او پیشى نجستند، و آیندگان نیز در كردار به او نرسند، همانا با رسول ‏خدا(ص) جهاد كرد و با جان خویش از آن حضرت دفاع نمود، و رسول خدا(ص) او را با پرچم خود(به جنگها) فرستاد و(جبرئیل و میكائیل) او را در میان مى‏گرفتند، جبرئیل از سمت راستش، و میكائیل از سمت چپ او، و باز نمى‏گشت تا به دست تواناى او خداوند(جنگ را) فتح كند.

    و شیخ مفید در ارشاد سخنرانى آن حضرت را این گونه نقل كرده: « و روى ابو محنف لوط بن یحیى، قال: حدثنى اشعث ‏بن سوار، عن ابى اسحق السبیعى و غیره، قالوا: خطب الحسن بن على(ع) فی صبیحة اللیلة التى قبض فیها امیر المؤمنین(ع) فحمد الله و اثنى علیه و صلى على رسول الله(ص) ثم قال:
    لقد قبض فى هذه اللیلة رجل لم یسبقه الاولون بعمل و لا یدركه الآخرون بعمل لقد كان یجاهد من رسول الله فیقیه بنفسه، و كان رسول الله(ص) یوجهه برایته فیكنفه جبرئیل عن یمینه و میكائیل عن شماله، و لا یرجع حتى یفتح الله على یدیه.
    و لقد توفى(ع) فى اللیلة التى عرج فیها بعیسى بن مریم، و فیها قبض یوشع بن نون وصى موسى(ع) و ما خلف صفراء و لا بیضاء الا سبعماة درهم، فضلت عن عطائه اراد ان یبتاع بها خادما لاهله.
    ثم خنقته العبرة فبكى و بكى الناس معه.
    ثم قال: انا ابن البشیر انا ابن النذیر، انا ابن الداعى الى الله باذنه، انا ابن السراج المنیر، انا من اهل بیت اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا، انا من اهل بیت فرض الله مودتهم فى كتابه فقال تعالى: « قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فى القربى، و من یقترف حسنة نزد له فیها حسنا» (2) فالحسنة مودتنا اهل البیت‏» (3)
    (ابو محنف(به سندش) از ابى اسحق سبیعى و دیگران روایت كرده كه گفتند: امام حسن(ع) در بامداد آن شبى كه امیرالمؤمنین(ع) در آن شب از دنیا رفت‏ خطبه خواند، و حمد و ثناى خداى را به جاى آورد و بر رسول خدا(ص) درود فرستاد، آنگاه فرمود:
    به حقیقت در این شب مردى از دنیا رفت كه پیشینیان در كردار از او پیشى نجستند، و آیندگان نیز در كردار به او نرسند، همانا با رسول ‏خدا(ص) جهاد كرد و با جان خویش از آن حضرت دفاع نمود، و رسول خدا(ص) او را با پرچم خود(به جنگها) فرستاد و(جبرئیل و میكائیل) او را در میان مى‏گرفتند، جبرئیل از سمت راستش، و میكائیل از سمت چپ او، و باز نمى‏گشت تا به دست تواناى او خداوند(جنگ را) فتح كند.
    و در شبى از دنیا رفت كه عیسى بن مریم در آن شب به آسمان بالا رفت، و یوشع بن نون وصى حضرت موسى(ع) در آن شب از دنیا رفت، و هیچ درهم و دینارى از خود به جاى نگذاشته جز هفتصد درهم كه آن هم از بهره‏اش(كه بیت المال داشت) زیاد آمده، و مى‏خواست‏ با آن پول براى خانواده خود خادمى خریدارى كند، (این سخن را فرمود) سپس گریه گلویش را گرفت و گریست، مردم نیز با آن حضرت گریه كردند، آنگاه فرمود:
    منم فرزند بشیر(مژده دهنده به بهشت؛ یعنى رسول خدا(ص) كه از نامهاى آسمانى او بشیر است) منم فرزند نذیر(ترساننده از جهنم) منم فرزند آن كس كه به اذن پروردگار مردم را به سوى او مى‏خواند، منم پسر چراغ تابناك(هدایت)، من از خاندانى هستم كه خداى تعالى پلیدى را از ایشان دور كرده و به خوبى پاكیزه‏شان فرموده، من از آن خاندانى هستم كه خداوند دوستى ایشان را در كتاب خویش(قرآن) فرض و واجب دانسته و فرموده است: « بگو نخواهم شما را بر آن مزدى جز دوستى در خویشاوندانم و آنكه فراهم كند نیكى را بیفزاییمش در آن نكویى را» پس نیكى در این آیه دوستى ما خاندان است.

    و نظیر همین دو سخنرانى با مختصر اختلافى در بسیارى از كتاب هاى اهل سنت نیز نقل شده كه هر كه خواهد مى‏تواند در ملحقات احقاق الحق بخواند. (4)





    پى‏نوشتها:
    1.امالى صدوق، ص 192.
    2.سوره شورى، آیه 22.
    3.ارشاد مفید، ج 2، (مترجم)، ص 4، و نظیر این روایت از امالى شیخ و تفسیر فرات و غیره نیز نقل شده(بحار الانوار، ج 43، ص 361).
    4.ملحقات احقاق الحق، ج 11، صص 93-182.
    منبع:
    كتاب: زندگانى امام حسن مجتبى علیه السلام، ص. 192 مؤلف: سید هاشم رسولى محلاتى
    ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. تشكر


  11. #86
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞






    صلح امام حسن(علیه السلام) ضامن بقاى اسلام
    زندگى سراسر افتخار امام مجتبى(ع) جلوه‏هاى زیبا و پرشکوهى داشت. او در روز پانزدهم رمضان سال سوم هجرى پا به عرصه وجود گذاشت.
    هفت‏سال در دامن پرفیض رسول خدا(ص) از چشمه‏هاى زلال نبوت بهره برد. وحى الهى فکر و اندیشه او را شکل داد و اعماق جانش را جهت‏بهره دهى به اسلام و مسلمانان آماده ساخت. سپس سى‏سال حوادث تلخ و شیرین بعد از رحلت پیامبر وى را از تجربه‏هاى گران بهره‏مند ساخت. در سال چهلم هجرت، هدایت کشتى اسلام، در سخت‏ترین موقعیت، به عهده او گذاشته شد. آن امام معصوم(ع) با کمترین آسیب و تلفات امت اسلامى را رهبرى کرد، توطئه‏هاى بزرگ و خطرناک بنى‏امیه را نقش بر آب ساخت، مانع نابودى اسلام و برنامه‏هاى حیات بخش آن شد و پیش بینى پیامبر خدا(ص) را تحقق بخشید.
    بر خورد زیباى امام حسن(ع) در قصه صلح افتخار بزرگى در تاریخ اسلامى بر جاى گذاشت. نویسندگان و تحلیل گران بسیارى به آن پرداخته و ابعاد گوناگون آن را بررسى کرده‏اند. گروهى همانند شیخ راضى آل یاسین(ره) کتابى در ۳۷۴ صفحه تدوین کرده، آن را «صلح الحسن‏» نامیده‏اند و جمعى نیز در صفحات بیشتر یا کمتر به ترسیم تلاشهاى این سرور جوانان بهشت پرداختند.
    بیعت‏با امام مجتبى(ع)
    بیعت‏یکپارچه مردم کوفه و نمایندگان قبیله‏هاى مختلف در مسجد کوفه در روز بیست و یکم ماه رمضان سال چهلم هجرت بعد از شهادت مولى الموحدین(ع) وحشت‏بزرگى در دل معاویه و حاکمان شام پدید آورد. آنان احساس کردند توطئه ترور آن بزرگمرد به طرفداران اهل بیت عصمت و طهارت عزمى راسخ‏تر بخشید و آنان را در استمرار راه خویش مصمم‏تر ساخت.
    توطئه‏ هاى معاویه
    معاویه، با شنیدن اخبار فوق، یاران و نزدیکان خویش همچون عمروعاص، قیس بن اشعث، ولید بن عقبه و عتبه بن ابى‏سفیان و ... را فرا خواند، نشستى تشکیل دادو درباره چگونگى برخورد با حکومت تازه پاى امام حسن(ع) و براندازى آن با آنان به مشورت پرداخت او گفت: چنانچه اندیشه‏اى اساسى جهت‏براندازى حکومت علوى نکنید، براى همیشه با تهدید مواجه خواهیم بود. پس از سخنان معاویه شورا برگزار شد. رهاورد این نشست تصمیم‏هاى زیر بود که بتدریج جامه عمل پوشید:
    ۱- فرستادن جاسوس جهت اغتشاش و آشوب و ایجاد نا امنى.
    ۲- تطمیع و تهدید نیروهاى ارشد نظامى و لشکریان امام مجتبى(ع) مانند عبیدالله بن عباس و قیس بن سعد.
    ۳- ارسال گشتى‏هاى رزمى در اکیپ‏هاى کوچک و بزرگ جهت ضربه زدن و ایجاد رعب و وحشت در مرزهاى حکومت علوى مانند حمله به بسر بن‏ارطاه و کشتن دو فرزند کوچک عبید الله بن عباس به نامهاى عبدالرحمان و قثم در شهرهاى یمن یا مکه،
    ۴- شایعه صلح قبل از تحقق آن و تبلیغات گسترده در این زمینه.
    ۵- انتشار شایعه‏هاى بى‏اساس چون کشته شدن قیس بن سعد بن عباده و افراد دیگر،
    ۶- شایعه پناهندگى بعضى از شخصیت‏هاى سیاسى، نظامى حکومت امام حسن مجتبى،
    ۷- جنگ روانى تمام عیار علیه کارگزاران صالح و متعهد و دلسوز آن حضرت در شهرهاى مختلف.
    ۸- فعال شدن ستون پنجم و نیروهاى وابسته اموى و افراد ناراضى در شهرهاى کوفه، کربلا، بغداد، مکه، مدینه.

    ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  12. تشكر


  13. #87
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞






    انگیزه‏هاى صلح
    توطئه‏هاى فوق سبب شد تا حکومت تازه نفس امام مجتبى(ع) گرفتار مقابله و برخورد با آنان گردد، از برنامه ریزهاى دراز مدت و جابجایى نیروهاى خسته و ناتوان و غیر علاقه‏مند منصرف شود و نتواند شالوده محکمى را پى‏ریزى کند. از سوى دیگر، طولانى شدن معرکه صفین به مدت هیجده ماه و کشته شدن حدود ۷۰ هزار تن در لیله الهریر و فقدان نیروهاى ارزشمند و صحابه بزرگ پیامبر(ص) مانند عمار یاسر، هاشم مرقال، ثابت‏بن قیس، ذوالشهادتین و ...، که سابقه‏اى درخشان در تاریخ اسلام داشتند، و از همه مهمتر شهادت امیرمؤمنان در فرو پاشى شیرازه حکومت تاثیر بسزا داشت.
    مورخان گفته‏اند:۳۶ تن از رزمندگان غزوه بدر، که آخرین ستارگان تابناک ایمان و عقیده از زمان پیامبر(ص) بودند، در نبردهاى جمل، نهروان و صفین به شهادت رسیدند که ضربه‏اى کوبنده بر پیکر لشگریان عراق بود.
    امام مجتبى(ع) فرمود: سوگند به خدا، من حکومت و خلافت را تسلیم معاویه نکردم، مگر بدان سبب که یارانى براى نبرد با او نیافتم. چنانچه همراهانى مى‏داشتم، شب و روز با وى(معاویه) جنگ مى‏کردم و (آنقدر) به نبرد علیه او ادامه مى‏دادم تا خداوند بین ما حکم کند.
    سبط اکبر رسول خدا(ص) چنان مى‏دید که جنگ شروع شود، به شکست نظامیان عراق مى‏انجامد و معاویه بدین بهانه همه‏دوستان اهل بیت(ع) را خواهد کشت. از اینرو فرمود:
    انى خشیت ان یجتث المسلمون عن وجه الارض فاردت ان یکون للدین ناعى
    من ترسیدم ریشه مسلمانان از روى زمین کنده شود، خواستم، براى پاسدارى و حفاظت از دین، نگاهبانى باقى بماند.
    و در جاى دیگر فرمود: فصالحت‏بقیا على شیعتنا خاصه من القتل، فرایت دفع هذه الحروب الى یوم ما فان الله کل یوم هو فى شان
    حفاظت‏شیعه از نابودى و کشته شدن، مرا ناگزیر به مصالحه ساخت. پس مناسب دیدم جنگ را به روزى دیگر واگذارم. تکلیف انسان براساس اوامر الهى هر روز به گونه‏اى است و باید آن را انجام دهد.
    قرارداد صلح و شرط هاى اساسى آن
    به نوشته مورخان در سال ۴۱ ه .ق، در یکى از ماههاى ربیع الاول یا ربیع الثانى و یا جمادى الاولى، معاویه به وسیله عبدالله بن عامر و عبدالرحمان بن سمره نامه‏اى به عنوان قرارداد صلح، براى حسن بن على(ع) فرستاد. این نامه کاملا سفید بود و فقط در بالاى آن یک خط نوشته شده بود، ان اشترط فى هذه الصحیفه التى ختمت اسفلها ما شئت فهو لک، این نامه را در خصوص قرارداد صلح فرستادم. من آن را امضاء کرده‏ام هر شرطى را که شما مى‏خواهید و صلاح مى‏دانید در آن بنویسید. مورد قبول من است.
    در پایان نامه، جهت اطمینان بیشتر سوگندهاى بزرگى یاد کرد، به امضاى همه بزرگان دربارش رساند.
    نامه فوق به دو گونه نقل شده، ما به جهت اختصار به نقل دوم مى‏پردازیم که بندهاى آن به صورت جداگانه ذکر شده است.
    بندهاى قرارداد صلح
    ماده اول: واگذار کردن حکومت‏به معاویه به شرط آن که بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) و سیره و روش خلفاى شایسته عمل کند.
    ماده دوم: خلافت‏بعد از معاویه از آن حسن بن على(ع) است و چنانچه حادثه‏اى براى او پیش آمد و او موفق نشد، حکومت از آن حسین(ع) است و معاویه حق ندارد، بعد از خود جانشین تعیین کند.
    ماده سوم: دشنام دادن و نفرین به امیرمؤمنان(ع) در قنوت نماز ترک شود و کسى از آن حضرت جز به نیکى یاد نکند، ماده چهارم: همه مردم از هر رنگ و نژادى که هستند و در هر جا زندگى مى‏کنند، باید از امنیت کامل برخوردار باشند و آنچه در گذشته انجام داده‏اند، مورد عفو قرار گیرد افراد به بهانه‏هاى واهى مورد تعقیب واقع نشوند و با مردم عراق به خشونت رفتار نگردد.
    ماده پنجم: یاران و شیعیان على(ع) در هر جا هستند، در امان باشند و به آنها تعرضى نشود و جان و مال و ناموس و فرزند ایشان از امنیت کامل برخوردار باشد. معاویه باید از تعقیب و سوء قصد به آنها بپرهیزد، حقوق هر صاحب حقى را به خودش برساند و آنچه در دست‏یاران على(ع) است‏باز پس گرفته نشود.
    ماده ششم: هرگز علیه امام حسن و برادرش امام حسین(ع) و هیچ یک از خاندان اهل بیت(ع) آشکارا و نهان توطئه‏اى نکند(ستمى و آزارى نرساند) و در هیچ نقطه‏اى از روى زمین براى آنان وحشتى ایجاد نکند.
    ماده هفتم: در حضور معاویه اقامه شهادت نشود و معاویه حق ندارد خود را امیرمؤمنان بنامد.
    ماده هشتم: از بیت المال کوفه، مبلغ پنج میلیون درهم مستثناست، آن مبلغ ربطى به قرار داد صلح ندارد. معاویه باید بدهى‏هاى بیت المال را بپردازد و بر اوست هر سال مبلغ دو میلیون درهم به برادرم حسین بدهد. بنى‏هاشم را در بخشش‏ها و عطاها بر بنى عبد شمس ترجیح دهد و هر سال یک میلیون درهم جهت فرزندان شهداى جنگ‏هاى جمل و صفین و به آنانى که در رکاب امیرمؤمنان(ع) به شهادت رسیده‏اند، داده شود، و این مبلغ باید از مالیات مربوط به دارابجرد باشد.
    شروط فوق در نامه‏هاى رسمى امضاء نشده، رد و بدل گردید. معاویه از شام به مسکن آمد و قرارداد صلح در آنجا به صورت علنى و رسمى در حضور بسیارى از مردم، خوانده شد، بعضى از مورخان گفته‏اند: عقد صلح در «بیت المقدس‏» و یا «ادرح‏» اجرا گردید. این دو قول قوت چندانى ندارد، زیرا مسکن محل تجمع نیروهاى نظامى دو طرف بود و فرماندهان عالى رتبه نیز حضور داشتند.

    ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  14. تشكر


  15. #88
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞






    توضیحى پیرامون مواد صلحنامه
    بندهاى قرارداد مصالحه. که از سوى سبط اکبر پیامبر مطرح شده، داراى امتیازات بسیارى است که در هر زمان، جایگاه والاى سیاسى - الهى خود را باز مى‏کند و منشور اصلاح و انقلاب تدریجى را پى‏ریزى مى‏نماید. امام(ع)، در این قرارداد، کوشید پرده از چهره معاویه بردارد و تبلیغات دروغینى که جهت تثبیت موقعیت اجتماعى او انجام گرفته، خنثى کند.
    بند اول: اعمال و کردار وى را مخالف قرآن و سیره پیامبر(ص) و خلفاى صالح دانسته و از وى خواسته است تا بعد از واگذارى حکومت، برنامه‏هاى آینده خویش را بر اساس قرآن و روش پیامبر قرار دهد.
    بند دوم: به موقت‏بودن حکومت معاویه اشاره مى‏کند و اینکه او نمى‏تواند سرنوشت آینده مسلمانان را بر عهده گیرد، بلکه آینده از آن خود یا برادرش حسین(ع) و یا شورایى از مسلمانان است که خط و مشى را تعیین مى‏کنند.
    بند سوم: بیانگر کینه معاویه به اهل بیت پیامبر(ص) است او آغازگر سب و نفرین علیه شخصیتى همچون على بن ابى‏طالب(ع) بود.
    بند چهارم: بر بى‏تقوایى، ستمگرى و نژاد پرستى معاویه اشاره مى‏کند و از او تعهد مى‏گیرد امنیت را برقرار سازد و متعرض مردم، بویژه مردم عراق و علاقه‏مندان به اهل بیت(ع) نگردد، زیرا بسیارى از آنان حامى و یاور پدرش على(ع) بودند.
    بند پنجم: خواستار حفاظت و امنیت ویژه‏اى براى یاران على(ع) است و سپس تصریح مى‏کند: بر معاویه است پاکباختگانى چون حجربن عدى، میثم تمار، عمرو بن حمق و ... را ارج نهد و حقشان را ادا کند، نه اینکه، به خاطر حق‏گویى، آنان را تعقیب کند و ترس و وحشت را حاکم سازد.
    بند ششم: تاکیدى است‏بر دو بند پیشین و هشدارى است‏بر ترک توطئه آشکار و پنهانى حاکمان شام علیه امام و اهل بیت(ع)، زیرا آنان مشعل هدایت این امتند و معلوم بود که معاویه و بنى امیه براى رسیدن به اهداف شوم خود خست‏سراغ آنان را خواهند گرفت.
    امام مجتبى(ع) در بند هفتم، بالاترین ضربه روحى را بر پیکر معاویه و بنى‏امیه وارد کرده است، زیرا:
    اولا: اقامه شهادت باید نزد افراد عادل، مطمئن و مورد وثوق انجام گیرد و معاویه از این خصال نیک به دور است. مرحوم مجلسى در این باره مى‏نویسد: شهادت باید نزد حاکم عادل و قاضى فصل(تمیز دهنده بین حق و باطل) اقامه شود و درباره او اطمینان حاصل شود که حق را احیا و با باطل مبارزه مى‏کند.
    امام با آوردن این قیدها خواسته است، معاویه را فاقد صفات مذکور معرفى کند.
    ثانیا: اگر معاویه خود را امیرالمؤمنین نداند، مسلم امام(ع) که خود یکى از افراد مؤمن است، تحت ولایت و سرپرستى او نخواهد بود، به همین ترتیب، دیگر افراد متدین، متعهد و دلسوز شیعه پس در آن صورت او حقى بر گردن هیچ مؤمنى پیدا نخواهد کرد.
    اما بند هشتم، که در برگیرنده مسایل مالى، بیت المال، پرداخت‏سالانه به حسین بن على(ع) و پرداخت‏بدهى‏هاى حضرت و رسیدگى به بازماندگان شهداى صفین و جمل است، از اساسى‏ترین شروط قرارداد صلح به شمار مى‏آید.
    نقد و بررسى
    علامه باقر شریف قرشى شرط هشتم قرارداد صلح را غیر واقعى مى‏داند، زیرا طبق استدلال ایشان، بیت المال در اختیار امام مجتبى(ع) بود و درخواست معنا ندارد و دیگر اینکه این بند با سیره امیرالمؤمنین(ع) که بیت المال را هر شب مى‏روبید، سازگار نیست. در پاسخ باید گفت: اولا: امام(ع) با این حرکت، صداقت‏خویش را ثابت کرد و براى همیشه از اتهام اختلاس بیت المال رهایى یافت و هیچ کس نتوانست آن حضرت و برادرش و دیگر دست اندرکاران حکومتش را متهم کند.
    ثانیا: مگر مى‏شود مملکتى که گرفتار جنگ‏هاى پرهزینه‏اى همچون صفین و جمل و... بود و پیوسته به اسب، شتر، لباس و شمشیر و سپر و نیزه نیاز داشت پشتوانه‏اى در بیت المال نداشته باشد؟ آنهم جنگى که بیش از هشتاد هزار نیرو و جنگجو در آن شرکت جسته است.
    ثالثا: سیره على(ع) افزون کردن بیت المال است «توفیر فیئکم علیکم‏» به طورى که پشتوانه‏اى قوى براى مسلمانان باشد و فئ غنائم، مالیات و زکوات را شامل مى‏شود.
    رابعا: صدقات و حق فقرا، که على بن ابى‏طالب(ع) آن را نگه نمى‏داشت و به فقرا مى‏رساند و سعى مى‏کرد چیزى از آن را نگاه ندارد، جزئى از بیت المال عمومى کشور بود نه همه آن.
    و اما در مورد درخواست ۲۰۰۰۰۰۰ درهم در سال براى حسین(ع)، باید توجه داشت که این مبلغ براى مصرف شخصى خود امام حسین(ع) نبوده، بلکه جهت فقرا و درماندگان هزینه مى‏شد، زیرا خانواده‏هاى فقیر و آبرومندى در کوفه بودند که غیر از امام و برادرش(ع) کسى آنها را نمى‏شناخت.
    نکته قابل توجه اینکه چون دین و بدهکارى امام مجتبى(ع) مربوط به بیت المال بوده از این رو پرداختنش را به معاویه محول مى‏کند.
    بنابراین، روشن شد که شرایط و موراد صلحنامه بسیار دقیق و اساسى بود و باء;ء درایت و پیش بینى امام مجتبى(ع) انجام گرفته است.
    قرارداد مصالحه و اعلان آن، چنانچه در پانزدهم ربیع الاول سال ۴۱ ه .ق انجام گرفته باشد، خلافت و حاکمیت آن حضرت پنج ماه و ۲۴ روز به طول انجامیده است و اگر در ۲۵ ربیع الآخر واقع شده باشد، حکومت آن حضرت هفت ماه و چهار روز طول کشیده است. و بالاخره اگر ۲۵ جمادى الاولى باشد، هشت ماه و چهار روز شده است.

    احمد زمانى
    ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  16. تشكر


  17. #89
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    khmgin پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞





    دریا پر گرفته است برای آستان‏بوسی نامی که خود نور است.
    ابرها،

    کشان کشان می‏آیند و به این نقطه که می‏رسند،
    متحیر می‏مانند و حقارت خویش را بر بلندای ظاهر،
    به شرم می‏نشینند.
    غزل‏ها دلتنگی‏های شبانه را پشت دیوار بقیع می‏برند.
    با پای دل آمده‏ایم اینجا؛

    اندکی خویش را باید در نظر نداشت تا شاید نظر کنند.
    صمیمی‏ترین لحظه‏ها را می‏شود از متن این فضا گرفت.
    حالِ عجیبی است؛

    تمام پدیده‏ها،
    امشب را در همسایگی شیون به سر می‏برند؛
    شیونی که غرق در عطرِ خوشِ خداست.
    در این قطعه از زمین،

    جهانی از استغاثه شناور است. در این فرصت، دلِ هر قلم اگر در مسیر شفاعت نتپد، بیمار است.
    اینجا همه چیز ساده و صمیمی است و مهیا برای اینکه انسان،

    گوشه‏ای از روح خود را برای تبرک، به آسمان بقیع بزند.
    نه اکنون، که پیش از ما چقدر رؤیای بهشتی به این دیار فرستاده شده!
    چقدر خواسته‏های شریف، در سینه این خاکْ پنهان شده!
    دنیا، نگاشته‏ای از منظومه‏های بلند روشن است.
    وقتی صحبت از اینجا می‏شود،

    نسیم ایمان می‏وزد از چهار سو؛ به ضمیمه رنگی از غربت.
    اصلاً غروب اینجا خیمه زده است حتی در نیمه روز.
    بر این خاک، دلتنگی آسمان پاشیده شده است.
    وقتی صحبت از اینجا می‏شود، غمی بزرگ بر سینه انسان می‏نشیند و اندوهی پهناور.
    در قبرستان تاریک بقیع، چراغ مظلومیت، همیشه روشن است.
    اینجا مظلومیت امام مجتبی علیه‏السلام بازخوانی می‏شود.
    حدیث بیرون منزلش:

    نارفیقان و یاران مخالف؛ آنان که می‏آمدند و سجاده از زیر پای آقا می‏کشیدند.
    حدیث درون خانه‏اش هم که معلوم است!
    ... و حدیث این قبرستان...

    اینجا تاریک است و بی‏بارگاه و خلوت.
    ای جانِ جهانیان فدایت «هستی» همه سائل و گدایت
    ای تکیه‏گه گناه کاران دیوار بقیع با صفایت
    گریان نبود به روز محشر چشمی که بگرید از برایت

    ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  18. تشكر


  19. #90
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞










    ذکر امام در قرآن

    ذکر امام حسن علیه السلام در قرآن : قرآن مجید مشتمل است بر یادکردی از شخصیت‌ها، از خوبان یا از بدان، لیکن این یادکرد گاهی همراه با ذکر نام است(همانند آنچه درباره موسی و فرعون ذکر شده است) و گاه فقط با توصیف، و بدون ذکر نام.( همانند آنچه درباره امام علی علیه‌السلام نازل شده است.) درباره امام حسن علیه السلام نیز آیاتی به صورت توصیف و بدون ذکر نام نازل شده است؛ همانند آیه تطهیر ، آیه ذوی القربی و آیه اولی الامر.

    رابطه امام حسن علیه السلام و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم : امام حسن علیه السلام بیشتر از هفت سال با رسول خدا زندگی نکرد، ولی در همین مدت به شدت مورد عنایت آن حضرت بود و استفاده‏های علمی و تربیتی فراوانی برد. محبت رسول خدا به امام حسن بسیار فراوان بوده و آن حضرت، گاهی نوه‌اش را در کارهای بزرگی همانند بیعت رضوان و مباهله با نصارای نجران هم شرکت می‌داده است. رسول خدا درباره‌ی او تعریف و تمجیدهای فراوانی نموده است که امام بعدها به مناسبت‌های مختلف، از آنها برای معرفی شخصیت الهی خویش سود جست.

    ۞۩§۩۞ويژنامه شهادت غريب مدينه٬مولاي کريمان٬امام حسن مجتبي(ع)۞۩§۩۞
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 9 از 12 نخستنخست ... 56789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •