سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 70

موضوع: ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩





    غریب ترين كريم


    من آن شمعم كه غربت گرد من پروانه مى ‏باشد
    ز غمهايى كه من ديدم فلك ديوانه مى‏ باشد.
    بلايايى كه من ديدم كسى دركش نخواهد كرد
    غريبى من مظلوم چون افسانه مى‏ باشد
    ميان دوستان تنها ترم تا بين دشمنها
    برون خانه بر من امنتر از خانه مى‏ باشد
    به دست لشگرم شد خيمه‏ ام غارت خدا داند
    خيانت پيشه كرده خادم بيگانه مى‏باشد
    به يك دينار و درهم مى ‏فروشند اقتدارم را
    خوشا بر تو حسين جان لشگرت مردانه مى ‏باشد
    معزالمومنين بودم مرا نام دگر دادند
    مرا لبريز از زخم زبان پيمانه مى‏ باشد
    چهل سال است بعد مادرم پاره جگر هستم
    كنون اين زهر بر من دارويى جانانه مى‏باشد
    به شهرى كه ندارد مرقدى بانوى مظلومه
    مزار من به ياد مادرم ويرانه مى‏ باشد

    امضاء

  2. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


    زهر كارگر


    ز تو اى زهر ممنونم، كه خود را كارگر كردى
    تو بار من، ببستى و محياى سفر كردى
    زمين را چاك دادى بس كه كارى بودى و مهلك
    تو اين با زمين كردى چه كارى با جگر كردى
    دگر چشمم نمى ‏افتد به روى قاتل مادر

    مرا راحت ز عمرى خوردن خون جگر كردى

    امضاء

  3. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩



    در مصائب امام حسن مجتبی (علیه السلام)


    کنید ماتمیان گریه در عزای حسن
    که شد بلند به ماتم زنو لوای حسن
    اگر گذشت محرم رسیده ماه صفر
    حسینیان بخروشید در عزای حسن
    پی تسلی زهرا ، خوش آنکه می گرید
    گهی برای حسین و ، گهی برای حسن
    ببرد بار ملالی حَسَن ، که بردن آن
    ز ما سوا نتواند کسی ، سوای حسن
    غمی که داشت حسن در دل حزین ، شرحش
    ز من مجو که حَسَن داند و خدای حسن
    کند به دشمن خود بهر حفظ دین ، بیعت
    مقام حلم تماشا کن و رضای حسن
    ز چشم اهل نظر سر زد آن عصا کز ظلم
    فرو برد همان کور دل به پای حسن
    چه دیده بود از او خصم او ، که دائم بود
    به قصد جانِ به اندوه مبتلای حسن
    فغان که رنگ زمرد زَ سوده الماس
    پدید شد به لب لعل جانفزای حسن
    به حق او بنگر جور چرخ و طغیانش
    که بعدِ قتل ، عدو کرد تیر بارانش

    امضاء

  4. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩



    لاله ای بود که با داغ جگر سوخته بود
    آتشی در دل سودا زده افروخته بود
    شرم دارم که بگویم تن مسموم ترا
    خصم با تیر به تابوت بهم دوخته بود
    راز دل را همه با همسر خود می گویند
    حَسن از همسر خودکامه خود سوخته بود
    جگرش پاره شد از نیشتر زخم زبان
    در لگن خون دلی ریخت که اندوخته بود
    ارث مادر خود بُرد غم و رنج و محن
    صبر و تسلیم و رضا از پدر آموخته بود

    حسین اخوان کاشانی (تائب)

    امضاء

  5. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,660 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    sham1 پاسخ : ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩



    بت غم عشق تو تا يار دل زار من است

    بهتر از خلد برين گوشه بيت الحزن است
    نه غم حُور و نه انديشه جنّت دارم
    از زمانى كه مرا بر سر كويت وطن است
    قصّه عشق من و حُسن تو اى مايه ناز
    نقل هر مجلس و زينتْ دِه هر انجمن است
    بعد از اين ياد، كس از ليلى و مجنون نكند
    حُسْن اگر حُسْن تو و عشق اگر عشق من است
    توئى آن يوسف ثانى كه ز يك جلوه حُسن
    محو ديدار تو صد يوسف گل پيرهن است
    از پى ديدن رخسار تو موساى كليم
    سال ها بر سر كويت به عصا تكيه زن است
    آدم و نوح و سليمان و مسيحا و خليل
    همه را مِهر ولاى تو به گردن رسن است
    خلق گويند به من ، دلبر و معشوق تو كيست
    كه تو را در غم او اين همه رنج و مِحَن است
    چه بگويم كه نم از يم نتوان گفت كه آن ماه جبين
    سرو سيمين بدن و خسرو شيرين سخن است
    ثمر باغ رسالت ، گهر بحر وجود
    والى مُلك ولايت ، ولىّ مؤ تمن است
    اوّلين سبط و دوّم حجّت و سيّم سالار
    چارمين عصمت حقّ و يكى از پنج تن است
    نام ناميّش حسن ، خلق گراميّش حسن
    پاى تا فرق حسن ، بلكه حسن در حسن است
    روى حسن موى حسن بوى حسن خوى حسن
    يك جهان جوهر حُسن است كه در يك بدن است

    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  6. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


    خورشيد حريم اهل بيت است حسن

    مجموع شميم اهل بيت است حسن


    امشب تو از و هر آنچه خواهى بطلب


    زيرا که کريم اهل بيت است حسن


    در جود و کرم، دست خدا هست‏حسن

    دست همه را وقت عطا بست‏حسن


    نوميد نگردد کسى از درگه او


    زيرا که او کريم اهل بيت است حسن


    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩




    سفره ی دستش کریم بود


    یک عمر در حوالی غربت مقیم بود
    آن سیدی که سفره ی دستش کریم بود
    خورشید بود و ماه از او نور میگرفت
    تا بود ، آسمان و زمین را رحیم بود
    سر می کشید خانه به خانه محله را
    این کارهای هر سحر این نسیم بود


    آتش زبانه می کشد از دشت سبز او
    چون گلفروش کوچه ی طور کلیم بود
    این چند روزه سایه ی یثرب بلند شد
    چون حال آفتاب مدینه وخیم بود

    حقش نبود تیر به تابوت او زدن
    این کعبه در عبادت مردم سهیم بود
    بی سابقه است حادثه اما جدید نیست
    این خانواده غربتشان از قدیم بود
    آقا ببخش قصد جسارت نداشتم
    پای درازم از برکات گلیم بود
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


    مثل ستاره‏اى سرگردان،
    گرد مزارت مى‏گردم.
    زمین امشب از انبوه تیرها، خون‏آلود است.
    تو کدامین عهد را روز ازل بسته‏اى که حتى مزارت،
    حتى کفنت، آماج ستم ستمگران است؟


    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. تشكر

    نرگس منتظر (13-11-1389)

  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩





    ای مثل پدر بر تو شده، ظلم فراوان
    مظلوم حسن جان، مظلوم حسن جان
    ای ماهی دریا، به عزایت شده گریان

    مظلوم حسن جان مظلوم حسن جان

    ای حضرت زهرا و علی را، ثمر دل
    بی جرم و گنه، یار تو را آمده قاتل
    آخر جگرت، پاره شد از زهر هلاهل

    مظلوم حسن جان مظلوم حسن جان

    هر شب، به سر تربت بی‌شمع و چراغت
    مرغ دل بشکسته‌ام آید، به سراغت
    ممنوع بوَد، تا که کنم گریه ز داغت

    مظلوم حسن جان مظلوم حسن جان
    در کودکی، از خصم چه آمد به سر تو؟
    شد نقش زمین، مادر نیکو سیَر تو
    یک عمر شد از جور فلک، خون جگر تو

    مظلوم حسن جان مظلوم حسن جان

    پیش نگهت، دست علی را همه بستند
    دستی، که نبی بوسه بر آن داد، شکستند
    با تو همگان رشتۀ پیوند گسستند

    مظلوم حسن جان مظلوم حسن جان

    یاران همگی از تو بریدند، حسن جان
    حرمت ز تو پیوسته دریدند حسن جان
    سجاده ز پای تو کشیدند حسن جان

    مظلوم حسن جان مظلوم حسن جان

    امضاء

  11. تشكر

    شكوه انتظار (13-11-1389)

  12. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩



    تیشه های اشک


    سکوت، زهر شد و در گلوی مجنون ریخت
    دل شکسته لیلا از این مصیبت سوخت
    به یاد خاطره های کریم آل عبا
    تمام خاطره هایم در اوج غربت سوخت
    سکوت گفتم و یادم سکوت او آمد
    و زهر گفتم و یادم زهر خوردن او
    و تیر آه به قلبم نشست و کردم یاد
    ز تیرهای کفن دوز بسته برتن او
    وراثتی است بلا شک غریب ماندن ما
    چرا که غربت شیعه ز غربت زهراست

    و بر غریب مدینه سزاست گرییدن
    که پای ثابت این روضه حضرت زهراست
    همان کسی که غریبانه باز مسموم است
    به دست همسر خود در میان خانه خویش
    پرستویی است مهاجر ولی شکسته پر است
    و زخم خورده فتاده کنار لانه خویش
    کسی که سبزترین جامه را به تن دارد
    نگفت علت سبزی پیکرش از چیست

    و طشت داد شهادت غریب مطلق اوست
    چرا که پاره جگر تر از او درعالم نیست
    همان کسی که شنید به وقت کودکی اش
    صدای یا ابتاه و شکستن در را
    میان کوچه باریک بی شک این کودک
    همان کسی است که برده به خانه مادر را
    رسید دشمن بی شرم و سد راه نمود
    و ابرهای سیه روی ماه پاره نشست

    و با دو دست بزرگ و ضُمُخت و سنگینش
    چنان به صورت او زد که گوشواره شکست
    شکست آینه اش در هجوم سنگ ستم
    خمید قامتش اما عبای مادر شد
    و خورد خون دل و با کسی نگفت چه دید
    آه جان به لب شد و آخر فدای مادر شد

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی