۩ |♥|♥|♥| ۩  اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩ |♥|♥|♥| ۩  اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩
صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 70
  1. #51
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    چراغ معرفت

    دست حق در دامن خود گوهری پرورده است
    تا نماند از گهر، آغوش نُه دریا تهى
    تا پس از حیدر، عَلَم سازد قد مردانگى
    تا پس از او وارهاند خلق را از گمرهى
    تا فرا راه بشر گیرد چراغ معرفت
    ای گنه‌آلوده! اقیانوس رحمت چون حسن(ع)
    بیشه آزادگى، شیر نری پرورده است
    باز اقیانوس هستى، گوهری پرورده است
    مادر ایام، مرد دیگری پرورده است
    رهبر آزادمردان، رهبری پرورده است
    آفتابى، اختر روشنگری پرورده است
    در کنار خود، یم پهناوری پرورده است

    محمد علی مجاهدی




    ۩ |♥|♥|♥| ۩  اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


  2. #52
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض









    وقتی که خورشید ناگاه بگرفت
    هم شب برآمد هم ماه بگرفت

    سوگ نبوت آمد و داغ امامت
    آتش گرفت از زهر کین روح کرامت
    مدینه مات از داغ حسن بود
    طشتی پر از خون باغ حسن بود

    از پاره های دل، غم او را بخوانید
    وز صلح او تفسیر عاشورا بخوانید

    او کز علی هم مظلوم تر بود
    محصول صبرش خون جگر بود

    غم های او از سینه های خسته پرسید
    از تیرهای بر کفن بنشسته پرسید

    آب ار ننوشید از جام شمشیر
    عمرش سر آمد با زهر و با تیر

    تابوت او از تیر دشمن پر درآورد
    یارب چه ها این غم به روز خواهر آورد

    آن کس که لطفش ما را طبیب است
    قبرش غریب و نامش غریب است

    یارب سلام ما نثار قبر پاکش
    کی می شود تا شیعه سر ساید به خاکش؟







    ۩ |♥|♥|♥| ۩  اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************


  3. #53
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ضریح گمشده

    به ضریح گمشده سر نهم، شب خویش وقف دعا کنم

    نه ملازمی و نه همدمی، مگر آنکه در شب بی کسی

    چو شهید کوفه به چاه غم، پر و بال گریه رها کنم

    به خدا که شمع شکسته ای، به بقیع جان من آورید

    که به آستانه مجتبی، همه زخم کهنه دوا کنم

    غم مجتبی کشدم به خون، که غریب خانه خویش بود

    و من این ترانه غرق خون، به کدام واژه ادا کنم

    من و حضرت، تو شکسته دل، که اگر عدو زندت به تیر

    به فدای پیکر پاک تو، دل خود سپر به بلا کنم

    اگر از غم تو نفس زنم، همه اشک و آتش و خون شوم

    بکشم به خون همه را چنان، که مدینه کرب وبلا کنم

    تو به خلق و خلت احمدی، تو صبور آل محمدی

    غم کربلای دگر شود، چو زبان به زخم تو واکنم

    تو جگر دریده و من غمین، من و داغ لحظه آخرین

    به چه روی زینب خسته را، به عیادت تو صدا کنم؟

    غلام رضا کافی


    ۩ |♥|♥|♥| ۩  اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩

  4. تشكرها 6


  5. #54
    عضو خودماني
    شکيبا آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 1,427      تشکر : 6,052
    4,852 در 1,201 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شکيبا آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ألا ای آب...
    الا ای آب، مهر مادر من
    چرا افروختی پا تا سر من

    اگر رفع عطش از من نکردی

    چرا آتش زدی بر پیکر من

    الا ای آب، آب زهرآلود
    که بگرفت از تو پایان دفتر من

    منم آن باغبان و خون دل ها
    بود باغ گل نیلوفر من
    من و طشتی پر از خون جگر کاش
    نبیند حال من را خواهر من
    زبان شکوه نگشایم که این امر
    بود تقدیر من از داور من
    اگر بستی کتاب عمر من باز
    زدی چتر شهادت بر سر من
    تو را ای آب با آتش در آمیخت
    شرار کینه های همسر من
    الا ای آب از دستی چکیدی
    که سیلی زد به روی مادر من
    اگر گریم از این گریم که سوزد
    ز داغم قاسم آن یاس تَر من
    حسینم ای کمال آرزویم
    حسینم ای تمام باور من
    برادر ای که در گفت و شنود است
    نگاهت با نگاه آخر من
    به دستت می سپارم قاسمم را
    که باشد منظر او منظر من
    برای کربلایت کن حفاظت
    به جان اکبرت از اکبر من
    "مؤید" را مقدر کن که باشد
    گهی در پیش تو گه در بر من

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


    ۩ |♥|♥|♥| ۩  اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


  6. #55
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    ره ز جفا چو بر جگر مجتبی رسید
    افغانِ جن و انس به عرش عُلی رسید

    پر اضطراب و واهمه شد عالم وجود
    هنگامه قیامت و ، یوم الجزا رسید

    در هم شکست قائمه عرش کبریا
    گوئی که روز نیستی ماسوی رسید

    چشم فلک ز گریه به غراب خون نشست
    اشک مَلک به طارم هفتم سما رسید

    الماس جُعده کارگر افتاد ای درغ
    آتش به جان حضرت خیر النّسا رسید

    نعش امام شد هدف چوبه های تیر
    یا فاطمه ! به نور دو چشمت چها رسید

    بر حجت خدا ، چه ستمها ، چه ظلمها
    زآن نا کِسان دور ز شرم و حیا رسید

    در شهر خویش و خانه خود هم غریب بود
    از بسکه ظلم و جور بر او ز آشنا رسید

    مظلوم چون تو کیست ؟ که از ظلم همسرش
    مسموم گشت و جان به لبش از جفا رسید

    یا مصطفی ! ز روی تو هم کس نکرد شرم
    نا مردمی ببین ز کجا تا کجا رسید

    روز جزا جواب خدا را چه می دهند
    آنان که ظلمشان به عزیز خدا رسید

    سوز غمش به جان براتی شرر فگند
    آتش به استخوانش ازین ماجرا رسید
    محمد رضا براتی




    ۩ |♥|♥|♥| ۩  اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  7. #56
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    قربان آن دل و جگر پاره پاره‌ات



    شعری در رثای حضرت مجتبی
    ای ماه چرخ پیر و مهین پور عقل پیر کز عمر سیر بودی و در بند غم اسیر
    قربان آن دل و جگر پاره پاره‌ات از زهر جانگداز و زدشنام و زخم تیر
    ای در سریر عشق، سلیمان روزگار از غم تو گوشه گیر ولی اهرمن امیر
    از پستی زمانه و بیداد دهر شد دیوی فراز منبر و روح‌الامین بزیر
    میر حجاز پای سریر امیر شام! ای کاش سرنگون شدی آن میر و آن سریر
    الحاد گشته مرکز توحید را مدار شد کفر محض حلقه اسلام را مدیر
    دستان(1) ز چیست بسته زبان، در سخن غراب ای لعل درفشان تو دلجوی و دلپذیر
    یا للعجب ز مردم دنیا پرست دون یوسف فروخته به متاعی بسی حقیر
    ای دستگیر غمزدگان روز عدل و داد دست ستم ز چیست تو را کرده دستگیر
    تا شد همای سدره‌نشین در کمند غم(2) عنقای قاف(3) شد ز الم دردمند غم

    1- دستان: منظور شاعر هزار دستان، بلبل است.
    2- همای سدره‌نشین- حضرت جبرائیل (علیه‌السلام).
    3- عنقای قاف: منظور سیمرغ است که در اساطیر مسکن و ماوای او را کوه قاف می‌‌دانند که بنابر اعتقاد گذشتگان کوهی بوده است محیط بر جهان آن روز. عنقای مغرب هم نامیده شده است.

    آیة‌الله غروی اصفهانی







    ۩ |♥|♥|♥| ۩  اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


  8. #57
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,037 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    وارث اندوه فاطمه علیه السلام


    امشب دوباره چه شده است که سایه خسته شانه‏ هایت که بی‏ صدا می‏ لرزد، بر قبور قبرستان بقیع افتاده است! چه گریه غریبانه‏ ای!

    پس از آن شب اندوهناک، که مادرت را به آغوش خاک‏ های من سپردند، همه غربت عالم در بقیع جمع شد و من کم کم عادت کردم به گریه‏ های بی‏صدای بچه‏ های فاطمه علیه السلام که جز در دل شب نمی‏ توانستند در وقت دیگر به زیارت قبر بی‏نام و نشان مادر بیایند.

    هنوز جای پای بی‏ تابی‏های کودکانه حسین علیه‏ السلام و چادر بلند خواهر کوچکت، که بر خاک‏ها کشیده می‏شد، بر صفحه دل من باقی مانده است!

    از اندوه قَلَندر همیشه بیدار شب‏های دلتنگ شهر هم که دیگر نمی‏ توان سخنی گفت، که با بقیع الفتی دیرینه داشت!

    اما آمدن تو به بقیع، خود مرثیه‏ای دیگر بود که سوگوارِ خویش را می‏طلبید!

    هر کس دیگری هم نمی‏دانست، من خوب می‏دانستم که طولی نخواهد کشید، تو، بغض کودکانه‏ات را پشت دیوارهای بقیع جا می‏ گذاری و با جگر شرحه شرحه، میهمان دایمی من خواهی شد! ولی امشب، تو با همه شب‏های تلخ عمرت فرق داری! گویی این چشم‏ها، جز اشک، حرف دیگری نیز برای گفتن دارند؛ حرفی از جنس خون جگر و طشت و لب‏های کبود! چه قدر زود پیر و شکسته شدی حسن‏ جان!

    غم نخل‏های خونین فدک، موهایت را به سپیدی کشاند، یا داغ چادر خاکی مادر، در کوچه‏ های بی‏ کسی؟ امشب که آمدی، سایه‏ات خمیده‏ تر از خودت بود!

    مثل کودکی‏ ات، کنار قبر ناپیدای فاطمه علیهالسلام نشستی و زانوانت را در بغل گرفتی و آن قدر بی‏صدا زیارت‏نامه عشق خواندی و گریستی، که حتی سکوت دل من هم شکست!


    سرت را بالا آوردی و از پشت مژگان بارانی‏ ات، نگاهی به حرم جدّت که از دور نمایان بود، کردی و بعد، بقیع را از نظر گذراندی و تابوت غریبانه خویش را به چشم دیدی که از حرم رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم به سمت بقیع، با تیرهای جفا، مشایعت می‏شد.

    آن نقطه که نگاهت را بر خود ثابت نگه داشته، همان مزاری است که حسین علیه ‏السلام ، با دستان خویش، برایت خواهد کند و همان جایی است که عباس علیه‏ السلام ، تیرهای خونین را از تابوتت بیرون خواهد کشید!
    فقط خدا می‏داند که بر حسین علیه ‏السلام چه خواهد گذشت، وقتی با دیدن کفن خونینت، زخم کهنه دلش سر باز می‏کند و داغ سینه مجروح مادرت تازه می‏شود.


    عباس علیه‏ السلام هم اگر زیر بازوی حسین علیه‏ السلام را بگیرد، باز هم کمرش در مصیبت تو خواهد شکست و قامتش خواهد خمید! مرثیه‏ خوانی او را از هم اینک می‏ شنوی که با تو زمزمه می‏کند:

    «أأَدْهُنُ رَأسی اَطَیِّبُ مَحاسِنی و رأسک مَعْفُورٌ و أنت سَلیب / فَلَیْسَ حَریبا مَن اُصیبَ بمالِهِ و لکنَّ مَن دارءَ اَخاهُ حَریب».

    «آیا موی سرم را روغن زنم و محاسنم را با عطر، خوشبو کنم، در حالی که سرت را روی خاک می‏ نگرم و تو را هم‏چون درخت شاخ و برگ ریخته می‏ بینم/ غارت‏زده، آن کسی نیست که مالش را ربوده باشند، غارت ‏زده کسی است که برادرش را در خاک بپوشاند.»
    و بی ‏آن‏که بخواهی، صحنه‏ ای از کربلا، پیش چشمت می‏آید که پس از ده سال عزای دل، محاسن حسین علیه‏ السلام ، به بوی خون گلوی علی اصغر علیه‏ السلام ،

    معطر و خضاب می‏شود و ناخودآگاه دوباره زیر لب با خود نجوا می‏کنی «لا یوم کَیَومک یا اباعبداللّه‏» حسن جان! برخیز که تأخیر نابهنگام امشب تو، دریای دل زینب علیهالسلام را به توفان بی‏ قراری می‏ کشاند. او نیز می‏داند که شب‏های بقیع، پس از آمدن تو، بیش از پیش، غریب خواهد شد، اما همین یک امشب را در خلوت دل او باش تا برای آخرین بار، تو روضه گوشواره شکسته مادر را بخوانی و او با تو هم گریه شود!

    اما غریبم! بقیع را ببخش که نه چراغی دارد تا بر مزار خاموشت بی فروزد و نه می ‏تواند سوگواران داغت را در خود پذیرا شود، تا زایر بی‏ کسی‏ هایت شوند؛ که اگر بقیع را شمع و زایری می‏ بخشیدند، قبر بی‏ نام و نشان مادرت، سزاوارتر بود برای زیارت و روشنایی!

    اما گویا بر پیشانی تقدیر بقیع، خطوط غربت، نقش بسته و داغ مظلومیت!
    بقیع، از هم اینک، چشم انتظار وارث اندوه فاطمه علیه السلام است!









    ۩ |♥|♥|♥| ۩  اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩



  9. #58
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    مهرت به كاينات برابر نمى شود
    داغى ز ماتم تو فزون تر نمى شود

    از داغ جانگداز تو اى گوهر وجود
    سنگ است هر دلى كه مكدّر نمى شود

    ظلمى كه بر تو رفت ز بيداد اهل ظلم
    در صفحه خيال مصوّر نمى شود

    تنها جنازه تو شد آماج تير كين
    يك ره شد اين جنايت و ديگر نمى شود

    بى بهره از فروغ و لاى تو يا حسن
    مشمول اين حديث پيمبر نمى شود

    فرمود ديده اى كه كند گريه بر حسن
    آن ديده كور وارد محشر نمى شود

    دارم اميد بوسه قبر تو در بقيع
    امّا چه مى توان كه ميسّر نمى شود

    با اين ستم كه بر تو و بر مدفنت رسيد
    ويران چرا بناى ستمگر نمى شود

    آن را چه دوستى است «مؤيّد» كه ديده اش
    از خون دل ز داغ حسن تر نمى شود



    (سيّد رضا مؤيّد)
    ۩ |♥|♥|♥| ۩  اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩




  10. تشكرها 2


  11. #59
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    آه از مـصیـبـت حـَـسـن و حـال مـضـطـرش
    اَحـشــای پــاره پــاره و، قــلــب مــکــدرش

    آن دردها کـه در دل غـمگین نهفتـه داشـت
    و آن زهــرهـا کـه در جـگــر افـروخـت آذرش

    آن طـعـنـه‌ها کـه خورد ز دشمـن به زندگی
    و آن تـیـرهـا کــه زد پـس مـردن بـه پـیکرش

    یـک لـحظه ساغرش نشد از خون دل تهی
    بــعــد شـهـــادت پـــــدر و فـــوت مــــادرش

    الله اکـبـر از لــب آبـــی کــه نـیــمــه شـب
    نـوشــیــد و سـر زد از جــگــر الله اکــبــرش

    ز الـمـاس سوده، رنگ زمرد گـرفت، سیـم
    یـاقـوت کرد جـَزع و چـو بــیـجـاده، گـوهـرش

    آهـی کـشید و طشت طلب کرد و خون دل
    در طـشت ریــخـت نـزد ستـمدیده خواهرش

    زینب چو دید طشت پر از خون، فغان کشید
    گـویـی بـه خـاطـر آمـد از آن طـشت دیگـرش

    چـنـدان کـشیده آه کــه آتـش گـرفـت چـرخ
    چندان گریست خون که گذشت آب از سرش



    "ادیب الممالک فراهانی"امیری
    ۩ |♥|♥|♥| ۩  اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩




  12. تشكرها 2


  13. #60
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ای تو با قلبم صمیمی یا حسن
    تو کریم بن کریمی یا حسن

    داری از زهرا نشان یا مجتبی
    مهربانی دل رحیمی یا حسن

    صاحب رزقی و جودت بی کران
    ریزه خوار سفره ات هر انس و جان

    آن قدر بخشنده ای محبوب من
    بر سر خوان تو حاتم میهمان

    از می کوثر چو آبم می دهی
    بر خم زلفت چو تابم می دهی

    آن قدر خوبی که هر چه بد کنم
    با کریمی تو جوابم می دهی

    تا خدا پرداخت جسم و جان وتن
    پر نمودم از غم و رنج و محن

    روی قلبم از ازل حک کرد او
    هست این مخلوق مجنون الحسن

    بی کس شهر پیمبر یا حسن
    غربت تو همچو حیدر یا حسن

    من چه گویم شرح دردت ای غریب
    ای عصای دست مادر یا حسن

    گریه کردن کار هر روز و شبت
    آمده از گریه ها جان بر لبت

    من نمی گویم که در کوچه چه شد
    آن قدر گویم کمان شد زینبت

    در میان کوچه دشمن راه بست
    حرمت صدیقه زهرا شکست

    آن قدر بر جسم و جانش لطمه زد
    بی تأمل مادرت از پا نشست

    خیره مانده چشم هایت سوی در
    داغ آن کوچه هنوزت بر جگر

    تا زمانی که به دنیا زیستی
    دیگر از آن کوچه ننمودی گذر

    ۩ |♥|♥|♥| ۩  اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩




  14. تشكرها 2


صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •