سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مديرکل سايت
    ║★║فاطمی║★║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1388/5/26
    نوشته : 37,271      تشکر : 35,192
    123,027در31,123 پست تشکر شده
    وبلاگ : 171
    دریافت : 9      آپلود : 87
    ║★║فاطمی║★║ آنلاین نیست.

    جديد زمهرير کجاست ؟










    زمهرير کجاست ؟

    كلمهء زمهرير فقط يك بار در قرآن به كار رفته است .


    مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا
    ﴿انسان/۱۳﴾

    اين در حالي است كه بر تختهاي زيبا تكيه كرده‏اند، نه آفتاب را در آنجا مي‏بينند، نه سرما را.


    در اين آيه كلمه زمهرير به معناي سرما آمده است . در لغت نيز زمهرير به معناي سرماي شديد يا شدّت غضب ياسرخ شدن چشم بر اثر خشم است .

    از اين آيه استفاده نمي شود كه زمهرير جايگاهي براي عذاب باشد، ولي در روايات زمهرير را يكي ازجايگاههاي عذاب مطرح كرده كه بر خلاف جهنم ، از شدت سرما در عذابند.

    در حديثي آمده است كه در جهنم نقطه اي وجود دارد كه از شدّت سرما اعضاي بدن از هم متلاشي مي شود.(1)

    در تفسير امام عسكري آمده است : در جهنم خطاب به گناهكاران گفته مي شود: "انتم في النار خالدون تعذبون فيها و تهانون و من نيرآنها الي زمهريرها تنقلون ;(2) شما در جهنم همواره و هميشه در عذاب خواهيد بود و از آتش به زمهرير منتقل خواهيد شد".

    از رسول خدانقل شده : آتش ، شكايت به پروردگار بُرد. خداوند اجازهء دو نفس كشيدن به جهنم داد. يك نفس در زمستان و يك نفس در تابستان. گرمي تابستان از گرماي جهنم سرچشمه مي گيرد و سرماي زمستان از زمهرير جهنم است.(3)

    در روايات مطلبي يافت نمي شود كه زمهرير مخصوص سادات گناهكار باشد و اطلاق آيات عذاب شامل سادات و غير سادات مي شود.

    دهخدا در لغت نامه گفته است : عوام گمان برند كه گناهكاران از سادات (اولاد رسول ) را به جايي كه سرد است ونامش زمهرير است ، برند.(4)

    سادات دو عنوان دارند.

    در يك عنوان مانند بقيه مردم هستند و به اندازه آنان محاسبه و مجازات مي شوند. گناه آنان مانند گناه ديگران و ثواب آنان مانند ثواب ديگران است .

    عنوان دوم سادات اين است كه آنان انتساب به پيامبر و امامان دارند و در ديد مردم داراي مزيت هستند و از آنان توقع و انتظار نيكوكاري دارند و بدي و زشتي را از آنان نمي پسندند. همان طور كه علماي دين داراي دو عنوان هستند، يا زنان پيامبر داراي دو عنوان هستند. در يك عنوان با ساير مردم مساوي هستند و در عنوان ديگر انتساب آنان به دين و پيامبر است كه خوبي آنان باعث مزيد ثواب و بد كردن آنان باعث مزيد عذاب مي شود.

    قرآن به زنان پيامبر مي فرمايد: «فانّ اللّه أعدّ للمحسنات منكنّ أجراً عظيماً;(5) خداوند اجر عظيمي براي خوبان شما آماده كرده است ».

    بعد فرمود: «يا نساء النبي من يأتِ منكنّ بفاحشةٍ مبيّنةٍ يضاعف لها العذاب ضعيفين ;(6) اي زنان پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكاري انجام دهيد، عذابتان دو چندان خواهد بود».

    مردي به امام زين العابدين (علیه السلام) گفت : شما اهل بيتِ پيامبر و آمرزيده هستيد. حضرت ناراحت شد و فرمود: «نحن أحري أن يجري فينا ما أجري اللّه في أزدواج النّبي مِن أن يكون كما تقول . انّا نري لمحسننا ضعيفين مِن الاَجر و لمسيئنا ضعفين من العذاب ;(7)
    ما سزاوارتر از زنان پيامبريم . براي اين كه در حق ما ، همان جاري شود كه در حق زنان پيامبر جاري شده است.
    خداوند براي خوب بودن زنان پيامبر دو برابر مزدمي دهد و براي بدي آنان دو برابر عذاب مي كند. خوبان اهل بيت نيز دو برابر پاداش مي گيرند و بدان دو برابر عذاب مي بينند».

    امام رضا(علیه السلام) وقتي كه برادرش (زيدالنار) را ديد كه از خود تعريف مي كند و به سيادت خود مغرور شده و دائماً«ما چنين ، ما چنان » مي كند، فرمود: «اين سخنان چيست كه مي گويي ؟! اگر سخن تو درست باشد و فرزندان رسول خدا وضع استثنايي داشته باشند و خداوند بدكاران آنان را معذّب نكند و عمل نكرده ، به آنان پاداش بدهد، پس تو از پدرت موسي بن جعفر نزد خدا گرامي تري ، زيرا وي خدا را بندگي كرد تا به درجات قرب نائل آمد و تو مي پنداري بي آن كه بندگي خدا كني ،مي تواني در درجه موسي بن جعفر قرارگيري ».
    سپس آيه «انّه عملٌ غير صالح » را قرائت كرد و فرمود: «فرزند پيامبر و انتساب به پيغمبر و امام كافي نيست ; عمل صالح لازم دارد».(8)


    پي‌نوشت‌ها:
    1.تفسير نمئونه ، ج 25 ص 363 به نقل از درّ المنثور، ج 6 ص 300.
    2.بحارالانوار، ج 7 ص 191.
    3 .همان ، ج 8 ص 283.
    4.بهاءالدين خرمشاهي ، دانشنامه قرآن .
    5.احزاب (33) آيه 29.
    6.همان ، آيه 30.
    7.البرهان في تفسير القرآن ، ج 7 ص 565 به نقل از مجمع البيان ، ج 8 ص 556.
    8.مرتضي مطهري ، عدل الهي ، ص 371.






  2. تشكر

    سابحات (1390/11/23)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •