عرفان در كلام امير المومنين عليه السلام سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
عرفان در كلام امير المومنين عليه السلام
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض عرفان در كلام امير المومنين عليه السلام








    عرفان در كلام امير المومنين عليه السلام


    سَأَلَ كُمَيْلُ بْنُ الزِّياد النَّخَعي عَنْ مَولَى الْعارِفينَ ، سَيِّدِ الْمُوَحِّدينَ أَميرَالْمُؤْمِنينَ (عليه السلام) : يا عَلِيّ مَا الْحَقيقَةُ ؟ قالَ (عليه السلام) : مالَكَ وَالْحَقيقَةُ ؟ قالَ : أَوَلَسْتُ صاحِبُ سِرِّكَ ؟ قالَ : بَلى وَلكِنْ يَرْشَحُ عَلَيْكَ ما يَطْفَحُ مِنّي ، قالَ : أَوَمِثْلُكَ تُخَيِّبُ سائِل ; فَقالَ أَميرُالْمُؤْمِنينَ : الحَقيقَةُ كَشْفُ سَبَحاتِ الْجَلالِ مِنْ غَيْرِ إِشارَة ، فَقالَ : زِدْني بَيان ، فَقالَ (عليه السلام) : مَحْوُ الْمُوْهُومِ مَعَ صَحْوِ الْمَعْلُومِ ، فَقالَ : زِدْني بَيان ، فَقالَ (عليه السلام) : هَتْكُ السِّتْرِ لِغَلَبَةِ السِرِّ ، فَقالَ : زِدْني بَيان ، فَقالَ (عليه السلام) : جَذْبُ الأَحَدِيَّةِ لِصِفَةِ الْتَوْحيدِ ، فَقالَ : زِدْني بَيان ، فَقالَ (عليه السلام) : نُورٌ يَشْرُقُ مِنْ صُبْحِ الأَزَلِ فَيَلُوحُ عَلى هَياكِلِ التَّوْحِيد آثارُهُ ، فَقالَ : زِدْني بَيان ، فقال (عليه السلام) : أَطْفِ السِّراجَ فَقَدْ طَلَعَ الصُّبْحُ .


    اخبار مانند كتاب « مجالس قاضى » ، « سفينة البحار » ، « روضات » ، « گلشن راز » ، و كتاب عارف كامل شيخ عبدالرزاق كاشانى ، و حكيم سبزوارى ، از قول كميل از قول اميرالمؤمنان (عليه السلام) نقل شده است . كميل روزى در محضر امير مؤمنان (عليه السلام) وقت را غنيمت شمرده و پرسيد : حقيقت چيست ؟ قبل از آنكه پاسخ پيشواى عارفان را درباره حقيقت اشاره كنيم لازم به ذكر است كه عدّه اى گفته اند : مقصود از حقيقت مقام حقيقة الحقايق و هُو هُوِيَّت وسِرُّ السرّ وغيب الغيوب است ، كه در سوره ى اخلاص به آن اشاره شده است . قُلْ هُوَ ، هُوَ همان مقام هو هويت است كه مستور و غيب مطلق است ، و اين اسم را عارفان اسم اعظم مى دانند ، چنانچه شيخ حرّ عاملى در « فصول المهمّه » از اميرالمؤمنان (عليه السلام) نقل كرده كه يك شب قبل از شب جنگ بدر ، حضرت خضر را در خواب ديدم . بدو گفتم مرا چيزى بياموز كه بر دشمنان ظفر يابم گفت : بگو : «يا هو يا من لا هو إلاّ هو» صبح خوابم را به پيامبر عرضه داشتم . فرمود : يا على داناى اسم اعظم شده اى . بنا بر اين اهل الله « هُوَ » را به عنوان اسم اعظم براى اذكار قلبى ، و لسانى به أهل سير و سلوك تعليم داده اند .


    برخى حقيقت را مقام ظهور مرتبه ى الهيت كه در سوره توحيد به الله احد تعبير شده دانسته اند ، وعده اى حقيقت را به حقيقت محمّديه توجيه كردند .

    عرفان در كلام امير المومنين عليه السلام
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2.  

  3. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : عرفان در كلام امير المومنين عليه السلام





    شايد منظور كميل از اين سؤال ، حقيقت هر چيزى است ، حقيقت مبدأ و معاد ، نبوت و ولايت ، حال مؤمن و كافر ، سرّ مقام خلافت ، حقيقت اين كه بعد از رسول خدا چرا باب علمش خانه نشين گشته و فرزندانش شهيد شدند و حقايق قرآنى و اسرار و لطايف علوم آسمانى كه همه بر مردم پوشيده مانده است .


    و شايد مراد از حقيقت ، حقيقت ولويه غايب قايم و سرالسرّ عالم و آدم است ، كه مظهر حقيقت و حقايق شريعت و قدرت و عدالت است .


    و شايد مقصود كميل حقيقت حال نفس ناطقه در سير و سلوك به مقامات عاليه معرفة الله است و در حقيقت مى خواسته بگويد : يا على حقيقت حال انسان در تزكيه نفس و صفاى باطن و مقام نهايى او در سلوك الى الله چيست ، و در چه زمانى از عالم مجاز و اغراض جسمانى و اوهام باطل رهيده ، و حجاب هاى و ظلمانى از چشم باطن او افتاده و از دنيا و آخرت و تمام اهداف مجازى راهى براى رسيدن به بالاترين هدفها را يافته ، و به مقام شهود حق كه بالاترين آرزوى عارفان است خواهد رسيد ، و راه رسيدن به اين مقام چيست ؟ و شايد مراد سير روح و نفس كليّه الهيه باشد ; كه همان معناى سابق است ، لكن از جهت و حيثيت ديگر ; يعنى از سيرى كه مابعد از سير تجردى ، و وصول فنا بلكه در مراتب بى نهايت فناى از فنا كه بعد از طى تمام اسفار اربعه يعنى : 1 ـ سير من الخلق إلى الحق 2 ـ ومن الحق إلى الحق 3 ـ ومن الحق فى الحق 4 ـ ومن الحق إلى الخلق است .


    به هر روى شايد مراد از حقيقت مفهوم كلّى آن است ، كه شامل تمام اين معانى مى گردد .


    و بايد دانست كه حضرت او را بر خود هيچ حجابى نيست ، و تمام هستى از مقام « هو » يعنى هويت ذات يكتا كه به مقام غيب الغيوب تعبير شود ، و مقام تجلّى كه مقام الهيت و ذات مستجمع جميع اسماء و صفات كماليه است ، و مقام تجليات اسمايى كه نزد حكيم ، عالم ربوبى و عالم عنايت و نظام ربانى است ، و نزد عارف ، عالم تجلّى فيض اقدس و ظهور علمى ماهيات امكانى در حضرت علميه يا نشأى اعيان ثابته است ، تا مقامات تجلّيات افعالى فيض مقدس كه حقايق آفرينش و ظهورات عينى خلقى است ، يعنى تمام عوالم لاهوت و جبروت و ملكوت و ناسوت و كرات بى حد و نهايت اين فضاى نامتناهى كلاً و جزءاً بر ذات او آشكار و هيچ خفا و غيبت در سماوات عوالم ارواح مجرّده و اراضى اشباح ماديه ، بر آن حقيقت محيط بر كل نخواهد بود .


    لكن آن ذات يگانه يكتا را از خلق خود حجابهاى بسيار بلكه نامتناهى است ، زيرا هريك از وجودات نامتناهى كه تجليات حقند ، و هريك از ماهيات بى نهايت كه مظهر تعينات اسماء الهى اند ، بر رخسار آن وجود صرف و حقيقت مطلقه و هستى محض حجاب خواهند بود ، و هيچ يك از مراتب خلقى از مقام عقل اول و حقيقت محمديه تا ساير قواى ادراكى آن شاهد كل الجمال را بى حجاب نتوانند ديد ، و جز خود او هيچ كس آن حسن كلى را بى پرده و به كنه مشاهده نتواند كرد .



    عرفان در كلام امير المومنين عليه السلام
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •