سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: چه رابطه ای بین ایمان و بصیرت وجود دارد

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,677 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    توجه چه رابطه ای بین ایمان و بصیرت وجود دارد







    چه رابطه بين ايمان و بصيرت است ؟
    مسأله مهم در زندگى انسان، اين است كه: واقعيات را آنچنان كه هست درك كند، و در برابر آن موضع گيرى صريح داشته باشد، پندارها، پيشداورى ها، و تمايلات انحرافى، حب و بغض ها، مانع از درك و ديد واقعيات ـ آنچنان كه هست ـ نگردد، و مهمترين تعريفى كه براى فلسفه شده است همين است، «درك حقايق اشياء آنچنان كه هست».

    به همين دليل، يكى از مهمترين تقاضاهائى كه معصومين از خدا داشتند اين بود:


    اَللّهُمَّ أَرِنِى الأَشْياءَ كَما هِىَ:

    «خداوندا واقعيت ها و موجودات را آن گونه كه هست به من نشان ده» (تا ارزش ها را به درستى بشناسم و حق آن را ادا كنم).

    و اين حالت بدون «ايمان» ميسر نيست، چرا كه هوا و هوس هاى سركش، و تمايلات نفسانى، بزرگترين حجاب و سدّ اين راه است، و رفع اين حجاب، جز در پرتو تقوا و كنترل هواى نفس، امكان پذير نيست.
    لذا در آيه 4 سوره «نمل» مى خوانيم:


    «كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، اعمال زشتشان را براى آنها زينت مى دهيم، و سرگردان مى شوند».

    (إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ زَيَّنّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ).

    آلودگى در نظر آنها پاكى، زشتى ها نزد آنها زيبا، پستى ها افتخار، و بدبختى ها و سيه روزى ها سعادت و پيروزى محسوب مى شود.






    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-10-1391 در ساعت 04:13
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,677 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    آرى، چنين است حال كسانى كه در طريق غلط گام مى نهند و بر آن ادامه مى دهند، واضح است وقتى انسان كار زشت و نادرستى را انجام داد، تدريجاً قبح و زشتيش در نظر او كم مى شود، و به آن عادت مى كند، پس از مدتى كه به آن خو گرفت، توجيهاتى براى آن مى تراشد، كم كم به صورت زيبا و حتى به عنوان يك وظيفه در نظرش جلوه مى كند، و چه بسيارند افراد جنايتكار و آلوده اى كه به راستى به اعمال خود افتخار مى كنند و آن را نقطه مثبتى مى شمرند.


    اين دگرگونى ارزش ها، و به هم ريختن معيارها در نظر انسان، كه نتيجه اش سرگردان شدن در بيراهه هاى زندگى است از بدترين حالاتى است كه به يك انسان دست مى دهد.


    جالب اين كه: در آيه مورد بحث و يكى ديگر از آيات قرآن(1) اين «تزيين» به «خدا» نسبت داده شده است، در حالى كه در هشت مورد به «شيطان»، و در ده مورد به صورت فعل مجهول (زُيِّنَ) آمده است، و اگر درست بينديشيم، همه بيانگر يك واقعيت است.


    اما اين كه: به خدا نسبت داده شده است به خاطر آن است كه او «مسبب الاسباب» در عالم هستى است، و هر موجودى تأثيرى دارد كه به خدا منتهى مى شود، آرى اين خاصيت را خداوند در تكرار عمل قرار داده كه انسان تدريجاً به آن خو مى گيرد، و حس تشخيص او دگرگون مى شود، بى آن كه مسئوليت انسان از بين برود و يا براى خدا ايراد و نقصى باشد (دقت كنيد).


    و اگر به شيطان يا هواى نفس نسبت داده شود، به خاطر اين است كه عامل نزديك و بدون واسطه، آنها هستند.


    و اگر گاه به صورت فعل مجهول آمده، اشاره به اين است كه طبيعت عمل چنين اقتضا مى كند كه بر اثر تكرار، ايجاد «حالت»، «ملكه»، «عشق» و «علاقه» مى كند.





    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,677 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    با توجه به آيه فوق نمونه آشكار و عينى اين معنى را در زندگى گروهى از دنيا پرستان زمان خود به روشنى مى بينيم.


    آنها به مسائلى افتخار مى كنند، و جزء تمدنش مى شمارند كه در واقع چيزى جز ننگ و آلودگى و رسوائى نيست.


    لجام گسيختگى و بى بند و بارى را نشانه «آزادى».


    برهنگى و آلودگى زنان را دليل بر «تمدن».


    مسابقه در تجمل پرستى را نشانه «شخصيت».

    غرق شدن در انواع فساد را، مظهر «حرّيت».


    آدم كشى و جنايت و ويرانگرى را دليل بر «قدرت».


    خرابكارى و غصب سرمايه هاى ديگران را، «استعمار» (آباد سازى!).
    ـبه كار گرفتن وسائل ارتباط جمعى را در مسير زننده ترين برنامه هاى ضد اخلاقى دليل بر «احترام به خواست انسان ها».


    زير پا گذاردن حقوق محرومان را، نشانه «احترام به حقوق بشر»!.


    اسارت در چنگال اعتيادها، هوس ها، ننگ ها و رسوائى ها را، «شكلى از آزادى».


    تقلب و تزوير و به دست آوردن اموال و ثروت از هر طريقى كه باشد دليل بر «استعداد و لياقت»!.


    رعايت اصول عدل و داد و احترام به حق ديگران نشانه «بى عرضگى و عدم لياقت».


    دروغ و پيمان شكنى دو روئى و تزوير را نشان «سياست».


    خلاصه اعمال سوء و ننگينشان آنچنان در نظرشان زينت داده شده است كه نه تنها از آن احساس شرم نمى كنند، كه به آن افتخار و مباهات نيز مى كنند، و پيدا است چهره چنين جهانى چگونه خواهد بود، و راهى را كه به سوى آن مى رود كدام سو است؟!(2)


    1 ـ انعام، آيه 108.
    2-تفسير نمونه، جلد 15، صفحه 426.





    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1391
    شماره عضویت
    3886
    نوشته
    1,137
    تشکر
    10,151
    مورد تشکر
    8,197 در 1,452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    رابطه ایمان وبصیرت ازدیدگاه امام علی (ع)

    مِن کلام له علیه‏السّلام فی‏الأیمان: فمن الأیمان ما یکون ثابتاً مستقراً فی‏القلوب و منه ما یکون عواری بین‏القلوب و الصّدور الی اجل معلوم» (نهج‌البلاغه، خطبه231). دوگونه ایمان داریم؛ ایمان ثابت و مستقر، و ایمان مستودع و عاریه‏ای. ایمان عاریه‏ای هم ایمان است؛ نه این‏که آن شخص، منافق است؛ ایمانش راسخ نیست؛ لذا زود زایل می‏شود.

    ایمان ثابت و مستقر، یعنی جای گرفته‏ی در قلب، تکیه کرده‏ی به یک استدلال و یک بینش عمیق، و پشتیبانی شده‏ی با عمل صالح. نوع دیگر ایمان این است که با احساسات پیدا شده، با منطق پیدا نشده؛ انسان پای آن، عمل صالح نگذاشته؛ همین‏طور شعارِ ایمانی داده و گاهی هم خیلی تند شعار داده؛ اما پای این، عمل صالحی که به‏خاطر آن با نفسِ خودش مجاهدت و مبارزه کند، خرج نکرده؛ یعنی این ایمان با عمل صالح آبیاری نشده؛ این می‏شود ایمان عاریه‏ای.

    حضرت می‏فرماید: «و منه ما یکون عواری بین القلوب والصّدور الی اجل معلوم». آن وقتِ معلوم چه هنگام است؟ تا این ایمان، عاریه‏ای است؛ تا وقتی که این ایمان از او زایل شود؛ گنجشکی که در سینه‏ی خودش حبس کرده، بپرد و برود؛ چون این ایمان جزو وجود او نشده است. در چه مواقعی این‏گونه ایمان زایل می‏شود؟ وقت‌های امتحان و لحظات هوای نفس.

    ایمان ارزشمند، ایمان آگاهانه است، ایمان توأم با درك و شعور است، ایمانى است كه از روى بصیرت با چشم باز بدون ترس از اشكال به وجود آمده باشد. آن ایمانى كه فلان مرد مسلمان دارد براى نگه داشتنش باید بگوئیم روزنامه نخواند، فلان كتاب را نخواند، توى كوچه بازار راه نرود، با فلان كس حرف نزند، سرما و گرما نخورد، آفتاب و مهتاب نبیند، تا بماند، این ایمان متأسفانه نخواهد ماند.

    ویرایش توسط مدير محتوايي : 06-10-1392 در ساعت 19:08
    امضاء


  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1391
    شماره عضویت
    3886
    نوشته
    1,137
    تشکر
    10,151
    مورد تشکر
    8,197 در 1,452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    ایمان حقیقی چگونه ایجاد می شود؟

    اگر بخواهیم ایمانها استوار باشد، اگر بخواهیم ایمانها زائل نشود، اگر بخواهیم ایمان، ایمان آگاهانه باشد، باید دائماً آگاهى بدهیم به آن كسانى كه مى‌خواهیم مؤمن باشند.

    از آگاه شدن اینها واهمه نكنیم، از چشم و گوش بسته ماندن اینها لذت نبریم، راهش این است؛ تا خوب مایه‌ى آگاهى در مغزها و دلها و فكرها به وجود بیاید و با آن آگاهى، یك ایمان صحیح، مستحكم، یك بتون آرمه در دل او بنا بشود. آن وقت با توپ هم به قول جوانهاى قدیمى زائل‌شدنى نیست.

    ایمانى لازم است كه آنچنان آگاهانه انتخاب شده باشد كه در سخت‌ترین شرایط هم آن ایمان از او گرفته نشود «إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ» (نحل، 106)؛

    درباره‌ى عمار یاسر آیه‌ى قرآن مى‌گوید: اگر در زیر شكنجه براى خاطر آن‌كه دشمن را از خود لحظه‌اى منصرف كنى یك جمله گفتى بگو، آن ایمان تو ایمانى نیست كه با شكنجه از قلبت زائل بشود. آن ایمانى كه خباب ‌بن ‌ارت دارد، آهن را داغ مى‌كنند به گردنش مى‌چسبانند شوخى نیست، آهن گداخته را به بدنش نزدیك مى‌كردند و به پوست بدنش مى‌چسبانیدند، این به خاطر آن ایمان آگاهانه‌ى عمیقش دست برنمى‌داشت، ایمان این است.



    ویرایش توسط مدير محتوايي : 06-10-1392 در ساعت 19:09
    امضاء


  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1391
    شماره عضویت
    3886
    نوشته
    1,137
    تشکر
    10,151
    مورد تشکر
    8,197 در 1,452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    عوامل بصیرت از نگاه امام علی (ع)

    بصیرت در حقیقت، حاصل بررسی موشکافانه همه ابعاد دور و نزدیک یک مسئله و فراهم آوردن یک معرفت ویژه نسبت به آن به منظور ارزیابی واقعی و ژرف آن مسئله است، به طوری که هیچ گونه تردید و تزلزل در آن راه نیابد
    .

    بصیرت با این مفهوم عمیق، در دیدگاه امیرالمومنین (علیه السلام
    ) جایگاهی رفیع دارد. از نظر حضرت، ارزش انسان، وابسته به معرفت و بصیرت او است و ایمان آنگاه برای مومن سودمند است که همراه نور بصیرت باشد.

    با توجه به این جایگاه بلند، مقاله با واکاوی سخنان حضرت به دنبال مبانی و عوامل ایجاد بصیرت می­باشد، زیرا کسب این ویژگی که در سرنوشت انسان نقشی حتمی دارد، قطعا مستلزم حصول ملکاتی است که در لایه­های عمیق وجود انسان رسوخ کرده باشد. نتیجه این جستجو، پژوهشگر را به مبانی مختلف رهنمون می­کند که مهمترین آن­ها عبارتند از تقوی، زهد، تفکر و عبرت
    .

    تقوی رابطه ای مستقیم در کسب فهم عمیق دارد. پیمودن صراط مستقیم به دلیل خطرات و پرتگاه­های بسیاری که در مسیر آن قرار دارد، جز با عنایت و هدایت الهی ممکن نیست و تقوی، این چراغ هدایت را در قلب انسان پرهیزگار فروزان می­کند
    .

    از زهد به عنوان عامل دیگر بصیرت یاد می­شود. دلبستگی به دنیا و برقرار کردن رابطه محبتی با آن، چشم و گوش دل آدمی را نسبت به حقایق آن کور و کر می­کند و پرده غفلت را بر عیوب دنیا قرار می­دهد
    .

    تفکر، زمینه ساز بصیرت است و راهگشای هدایت انسان. اگر بصیرت به معنای رسیدن انسان به درجه ای از درک و فهم تلقی گردد که بتواند از ظواهر امور بگذرد و به باطن آن بنگرد ، بی تردید «عبرت» یکی از راه­هایی است که می­تواند انسان را به این مقصد برساند
    .

    طرح مسئله


    موضوع بصیرت درجامعه دینی به ویژه جامعه اسلامی­جایگاه ویژه ای دارد و پرداختن به آن از ضروریات حتمی چنین جامعه ای می­باشد زیرا جامعه اسلامی به معنی واقعی آن یعنی حاکم شدن احکام و دستورات نورانی شرع مقدس و به یک معنا جاری شدن همه خیرها و نیکوئی ها در ابعاد فردی و اجتماعی جامعه است و به تحقیق استیلای حق و خیر، محو شر و باطل را به دنبال دارد و این مهم هرگز مورد پسند و رضایت باطل و باطل گرایان نخواهد بود.

    به همین خاطر مقابله ای سخت و بی امان و رویاروئی همیشگی بین حق و باطل و خیر و شر برپا میگردد. در این میان هرچه جبهه حق بر مبانی خود استوارتر و پایدارتر بایستد, قطعاً هجمه­های باطل و ترفندهای آن بیشتر و پیچیده تر خواهد شد . در همین عرصه است که ضرورت وجود بصیرت مطرح می­گردد
    .

    بدیهی است ابعاد بحث بصیرت تنها محدود به بعد اجتماعی و سیاسی زندگی انسانی نمی­گردد بلکه ضرورت آن در همه ابعاد فردی و اجتماعی انسان ونیز ابعاد اعتقادی و اخلاقی و فرهنگی و اجتماعی و . . . او رخ می­نماید.

    از طرفی، بصیرت را نمی­توان صرف دانش و آگاهی معنا کرد، هم چنان که بعضی چنین تعریفی دارند، زیرا چه بسا دانشمندانی که در تشخیص راه حق از باطل، آن گاه که بر سر دو راهی قرار گرفته و یا در گرد و غبار فتنه گرفتار آیند درمانده گردند و توانائی رهایی از این حیرانی و سرگردانی را بدست نیاورند، در حالی که مهمترین اثر و کارکرد بصیرت، یافتن راه از بیراهه است
    .

    بی تردید پی بردن و دریافت صحیح واقعیات از بین انبوه رخدادها و تحولات زندگی با توجه به سرعت آنها، تعدد فعل و انفعالات و پیچیدگی و درهم آمیختگی روابط علّی و معلولی زندگی اجتماعی، و ظهور و بروز پدیده‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی و...، مستلزم ژرف‌نگری و بصیرت است.

    اما این بصیرت صرفاً با انباشت اطلاعات در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... حاصل نمی‌شود، بلکه بصیرت مولود عوامل عمیق نهفته در لایه‌های درون آدمی است که بدون آنها، انبوه اطلاعات، صرفاً لایه‌ای غیرقابل اعتماد از دانایی برای انسان ایجاد می‌نماید و یا ممکن است خود، عامل گمراهی و تیره‌روزی او گردد
    .

    در فرهنگ قرآنی و معارف دینی عوامل متعددی برای ایجاد بصیرت شمارش شده است . از مهمترین این عوامل می­توان به ایمان، تقوی، عبرت، زهد، تفکر، اخلاص، خردمندی و..... اشاره نمود
    .


    ویرایش توسط مدير محتوايي : 06-10-1392 در ساعت 19:10
    امضاء


  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,680
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,586
    مورد تشکر
    24,504 در 7,125
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    قال على علیه السلام:

    «الْایمانُ وَ الْعَمَلُ اخَوانِ تَوْأمانِ وَ رَفیقانِ لایَفْتَرِقانِ»؛

    «ایمان و عمل همزاد یکدیگر و دو قلو هستند و همچون دو رفیقى هستند که از یکدیگر جدا نمى‏شوند»

    شرح و تفسیر

    بحث‏هاى فراوانى پیرامون رابطه ایمان و عمل در روایات اسلامى مطرح شده است،مى‏دانیم تعلیمات اسلام را معمولا به دو قسم اصول و فروع دین تقسیم مى‏ کنند؛یعنى دین شبیه به درختى است که ریشه‏ ها و شاخه‏ هایى دارد.اصول دین همان ریشه‏ هاى درخت هستند که آب و موادّ غذایى را از زمین مى‏ گیرند و به شاخه‏ ها مى ‏رسانند،اگر ریشه‏ ها بخشکد شاخه‏ ها هم مى‏ خشکد.و فروع دین همان شاخه‏ هاست و روشن است که درخت بدون شاخه نیز درخت نیست و دوامى نخواهد داشت.

    میوه درخت دین مقامات معنوى،اخلاق و قرب الى اللَّه است.صفات و ویژگى‏ هاى انسانى،میوه‏ هاى این درخت است.این درخت با این سه بخش،مفید است و بدون آن بى ‏اثر،یعنى هر سه بخش آن ضرورى است.

    دشمن اگر در گذشته به سراغ شاخه‏ هاى این درخت مى‏ رفت و آن‏ ها را قلع و قمع مى‏ کرد،اکنون ریشه این درخت پربار را هدف قرار داده است،و عجیب این که با تمام قدرت و تجهیزات به جنگ دین آمده و خطرناک ‏ترین سلاح او در این نبرد،استفاده از خود دین است!با تفسیر هاى غلط و نابه جایى که از دین مى‏ کند مى‏ خواهد ریشه دین را بزند.در این جاست که همه مسلمان ‏ها باید بسیار هوشیار و بیدار باشند و از ملامت هیچ ملامت کننده‏ اى نهراسند.

    با توجّه به این مقدّمه معناى حدیث فوق روشن مى‏ شود که ایمان و عمل نیز بسان این درخت مورد نیاز هستند و اگر از هم جدا شوند ثمره‏اى نخواهند داشت.تعبیر به «توأمان» مفهوم خاصّى دارد؛یعنى از هم تفکیک ‏ناپذیر هستند.بنابراین معنى ندارد که انسان ایمان داشته باشد؛ولى به دنبال آن عمل نباشد.اگر ایمان در پى خود عمل به همراه نداشته باشد، اید در آن ایمان شک و تردید کرد! شاید به همین جهت است که در قرآن مجید معمولًا هر جا که سخن از ایمان به میان مى‏آید به دنبال آن مسأله عمل صالح نیز مطرح مى‏شود.

    شخصى، که رابطه ایمان و عمل را نمى‏دانست، خدمت امام صادق علیه السلام رسید و از آن حضرت پرسید:«الا تُخْبِرُنى عَنِ الایمانِ، أقَوْلٌ هُوَ وَ عَمَلٌ، امْ قَوْلٌ بِلا عَمَلٍ؟؛ ا ایمان ترکیبى از عقیده و عمل است،یا تنها عقیده است و اعمال جزء ایمان محسوب نمى‏شود؟».

    امام در جواب فرمود: «الایمانُ عَمَلٌ کُلُّهُ »ایمان تمامش عمل است» نه این که شاخه‏ اى از آن عمل باشد.



    آدرس:110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع)، ص: 76 تالیف آیت الله مکارم شیرازی

    ویرایش توسط مدير محتوايي : 06-10-1392 در ساعت 19:11
    امضاء


  9. تشكرها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی