**۞** شوخی و مزاح در سیره معصومان **۞** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
**۞** شوخی و مزاح در سیره معصومان **۞**
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض **۞** شوخی و مزاح در سیره معصومان **۞**





    شوخی و مزاح در سیره معصومان



    «شوخی و مزاح» یکی از نیازهای روحی انسان است؛ چرا که روح مانند جسم، به واسطۀ فعالیتهای روزمره و ناملایمات و فشارهای روحی، خسته می¬شود و برای زدودن کسالت و ملالت و به دست آوردن نشاط روحی، شوخی و مزاح لازم است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «مؤمن شوخ و زنده دل است و منافق سخت و غضبناک».1
    «فضل بن ابی قرّه» می¬گوید: امام صادق علیه¬السلام فرمود:
    «ما مِن مُؤمِنٍ اِلا وَفیهِ دِعابَهٌ قُلتُ وَ مَا الدّعابَه؟ قالَ اَلمِزاحُ».
    «مؤمنی نیست مگر اینکه دعابه دارد، راوی می¬گوید: به حضرت عرض کردم: دعابه چیست؟ حضرت فرمود: مقصود، مزاح و شوخی است».
    پیشوای مالکی¬ها می¬گوید: امام صادق علیه¬السلام بسیار شوخ طبع و خندان بود.
    امام صادق علیه¬السلام به «یونس شیبانی» که از اصحاب و یاران او بود، فرمود: «شوخی شما اصحاب با یکدیگر چه مقدار است؟»
    عرض کردم: کم است. حضرت فرمود: «این گونه نباشید، به درستی که شوخ طبعی از حسن خلق است و همانا شما بدین وسیله برادر خود را شاد می¬کنید، همانگونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله اهل شوخی و مزاح بودند تا سرور و شادی را در قلب اصحاب ایجاد کنند».
    در سیرۀ آن حضرت آمده است: «اگر یکی از اصحابش را غمگین می¬یافت، او را با شوخی شادمان می¬ساخت». و متقابلاً اگر پیامبر صلی الله علیه و آله محزون بود دیگران او را شاد می-کردند. نقل شده است روزی پیامبر صلی الله علیه و آله به شدت ناراحت بود ناگهان عربی از راه رسید که می¬خواست سؤالی از حضرت بپرسد اصحاب گفتند: رسول اکرم امروز به شدت ناراحت است مرد عرب گفت به خدا قسم تا او تبسّم نکند رهایش نمی کنم.
    نزد حضرت آمد و گفت شنیده ام که دجال هنگام ظهور مقداری آبگوشت برای مردم می آورد و مردم از گرسنگی در معرض هلاکت هستند. آیا اگر او را می دیدم از آن غذا نخورم تا بمیرم یا آنقدر بخورم که سیر شوم بعد به خدا ایمان آورم و از دجّال بیزاری جویم.
    پیامبر صلی الله علیه و آله چندان خندید که دندانهایش نمایان شد و فرمود: خداوند مؤمنین را از دجّال بی نیاز می کند.

    **۞** شوخی و مزاح در سیره معصومان **۞**

  2. تشكرها 2

    seyed yasin (25-10-1389), نرگس منتظر (08-11-1389)

  3.  

  4. #2
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** شوخی و مزاح در سیره معصومان **۞**




    فرازهایی از شوخیهای پیامبر و امامان علیهم السلام


    تاریخ زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم¬السلام نشان می¬دهد که آنها در مواردی با مؤمنان شوخی و مزاح می¬کردند و به این وسیله آنها را شاد می¬نمودند . در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره می¬کنیم:
    1- روزی پیامبر صلی الله علیه و آله به زنی فرمود: «این زن، همان است که در چشم شوهرش، سفیدی هست؟!»
    زن گفت: «نه، در چشم شوهرم سفیدی نیست».
    سپس آن زن بی تابانه نزد شوهر خود آمد و سخن (شوخی) پیامبر صلی الله علیه و آله را به شوهرش گفت.
    شوهر به همسرش گفت: «آیا نمی¬بینی که سفیدی چشمم بیشتر از سیاهی است!».
    2- روزی پیرزنی به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: «دعا کن خداوند مرا اهل بهشت کند.»
    پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «پیرزن وارد بهشت نشود».
    آن پیرزن گریه کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله خندید و به او گفت: «آیا نشنیده¬ای که خداوند می¬فرماید:
    اِنّا اَنشَأنا هُنَّ اِنشاءً – فَجَعَلنا هُنَّ اَبکاراً.
    ما آنها را آفرینش نوینی بخشیدیم – و همه را دوشیزه قرار دادیم.»
    3- پیرزنی بر اثر پیری، دندانهایش افتاده بود. پیامبر صلی الله علیه و آله او را دید و فرمود: «پیرزنِ بی دندان به بهشت نمی¬رود.»
    پیرزن گریه کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: «چرا گریه می¬کنی؟»
    او عرض کرد: «ای رسول خدا! من بی دندان هستم.»
    پیامبر صلی الله علیه و آله خندید و فرمود: لاتَدخُلینَ الجَنَّهَ علی حالِکَ:
    تو با این حال وارد بهشت نمی¬شوی. (بلکه به صورت جوانی کامل وارد بهشت می¬شوی).
    4- پیامبر صلی الله علیه و آله با حسن و حسین علیهماالسلام که در آن هنگام کودک شیرخواره بودند، شوخی می¬کرد. بر پشت به زمین می¬خوابید و امام حسین علیه¬السلام را روی شکمش می-نهاد و مکرّر می¬فرمود:
    حُزُقَّهٌ حُزُقَّهٌ تَرَقَّ عَینُ بَقَّهٍ:
    ای کوچولوی شکم برآمده! برخیز بیا بالا، ای ریز چشمم!
    5- پیرزنی از دودمان اشجعی به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله آمد. پیامبر صلی الله علیه و آله از روی مزاح به او فرمود: «پیرزن به بهشت نمی¬رود.» او گریه کرد. بلال حبشی او را دید و از علت گریه¬اش پرسید. او علت را گفت. بلال نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و ماجرا را بازگو نمود. پیامبر صلی الله علیه و آله از روی مزاح فرمود: «سیاه هم به بهشت نمی¬رود.» بلال نیز محزون شد و گریه کرد. عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را گریان دید، علت آن را پرسید؛ آنها گفتند: پیامبر صلی الله علیه و آله به ما چنان گفت. عباس ماجرا را به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد، پیامبر به عباس نیز فرمود: «پیرمرد هم به بهشت نمی¬رود.» سپس پیامبر صلی الله علیه و آله هر سه نفر را طلبید و اندوهشان را برطرف نمود و به آنها فرمود:
    خداوند اهل بهشت را به صورت جوان، با زیباترین چهره، وارد بهشت می¬کند، نه به صورت پیر و سیاه و بدقیافه.
    6- روزی پیامبر صلی الله علیه و آله با علی علیه¬السلام خرما می¬خوردند. پیامبر صلی الله علیه و آله از روی مزاح، هسته¬های خرماهایی را که می¬خورد به پیش روی علی علیه¬السلام می¬نهاد. وقتی که از خوردن خرما فارغ شدند، همۀ هسته¬ها در نزد علی علیه¬السلام جمع شده بود. پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه¬السلام فرمود:
    یا عَلیُّ اِنَّکَ لاکُولٌ.
    ای علی! تو پرخور هستی.
    علی علیه¬السلام در پاسخ (از روی مزاح) عرض کرد:
    اَلاکُولُ مَن یأکُلُ الرُّطَبَ وَالنَّوا.
    پرخور کسی است که خرما را با هسته¬اش بخورد!
    7- صهیب رومی یکی از اصحاب رسول خدا بود، یکی از چشمهای او عیب داشت، روزی او در حضور پیامبر خرما می¬خورد پیامبر به او فرمود: آیا با این که یک چشمت معیوب است خرما می¬خوری؟
    صهیب گفت: با آن طرف سالم، خرما می¬خورم.
    امامان علیهم السلام نیز به پیری از پیامبر صلی الله علیه و آله این گونه شوخیها را داشتند و با شوخیهای لطیف و پرنکته، مؤمنان را شاد می¬نمودند، چنانکه گفتار آنها در تمجید از مزاح و اسوه قرار دادن پیامبر صلی الله علیه و آله، بیانگر این مطلب است.
    **۞** شوخی و مزاح در سیره معصومان **۞**

  5. تشكرها 2

    seyed yasin (25-10-1389), نرگس منتظر (08-11-1389)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •