◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦
صفحه 5 از 14 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 134
  1. #41
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gozaresh پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦






    يكى از سوژه هاى تبليغى معاويه را دوره بيست ساله حكومتش پس از شهادت اميرالمؤمنين عليه السلام - به خصوص درباره شيعيانى كه در عراق و به ويژه در كوفه مى زيستند - اين بود كه على عليه السلام و حكومت پنج ساله اش را مقصر اصلى عقب ماندگى اقتصادى ، ريخته شدن خونها، يتيم شدن كودكان و... جلوه دهد. اين ترفند تبليغى در زمان خود حضرت نيز به اجرا در مى آمد؛ چنان كه على عليه السلام از دست دوستانش گلايه مى كرد و مى فرمود: در تابستان به شما مى گويم به جنگ برويم ، مى گوييد هوا گرم است ؛ در زمستان فرمان جهاد مى دهم ، مى گوييد هوا سرد است ، صبر كن هوا بهتر شود، كشاورزى مان عقب افتاده است ، محصول كشاورزى مان روى زمين مانده است ...)).(112) اينها همه بر اثر تبليغات معاويه بود. عمال معاويه اين تبليغات را در داخل قلمرو حكومت اميرالمؤمنين عليه السلام به راه مى انداختند و مردم را بر ضد آن حضرت تحريك مى كردند و زمينه شورش و آشوب را فراهم مى ساختند.
    نظير اين مسائل در انقلاب اسلامى نيز رخ داده است . در روزنامه ها مى نويسند اگر بعد از فتح خرمشهر، امام قدس سره جنگ را متوقف كرده بود، امروز چنين مشكلاتى نداشتيم .(113) امروز سران نهضت آزادى و جبهه ملى ، همان كسانى كه امام رحمه الله درباره آنها فرمود: ((اينها از منافقين بدترند))،(114) سياست گذاران پشت پرده كشور شده اند. سوژه تبليغاتى آنان اين است كه مى گويند اگر اين جنگ نبود، اين همه بدبختى در كشور نبود، و روحانيان را مقصر جلوه مى دهند و مى گويند حكومت آخوندى اين جنگ را بر مردم تحميل كرد. اگر زودتر صلح كرده بودند، كار به اينجا نمى رسيد. مشكلات اقتصادى جامعه بر اثر قطع رابطه با امريكاست ؛ اگر ايران الان هم با امريكا سازش كند، مسائل و مشكلات ما حل مى شود.
    شگرد معاويه اين بود كه حرف غلطى را، كه نادرستى آن بديهى بود، آن قدر تكرار مى كرد تا مردم رفته رفته آن را بپذيرند. اينها نيز درست همين سياست را به كار مى برند. در برخى موارد، مقام معظم رهبرى در سخنرانيهايشان به صراحت ، مطلبى را بيان فرموده ، جواب داده اند؛ مثلا ايشان درباره رابطه با امريكا به تفصيل بحث كرده اند. نويسندگان ديگر نيز با شواهد تاريخى و علمى ثابت كرده اند كه رابطه با امريكا نه تنها مشكلات اقتصادى ما را حل نمى كند، بلكه آنها را دو چندان خواهد ساخت . براى مثال تركيه از جمله كشورهايى است كه سر سپرده امريكاست ؛ ولى مردم آن ، در اعتراض به اوضاع نابسامان اقتصادى اعتصاب مى كنند و خواستار پنجاه درصد افزايش حقوق مى شوند. امريكا، كشورى را كه زمانى بزرگ ترين كشور اسلامى و پايگاه خلافت عثمانى بود، به چنان خوارى اى دچار كرده كه نوكر ريزه خوار خوان اسرائيل شده است . باز هم مى گويند: مشكل ما اين است كه با آمريكا سازش نكرده ايم ؛ اگر با آمريكا رابطه داشته باشيم ، مشكلاتمان حل مى شود. اين همان سياست معاويه است ؛ اما سياست على عليه السلام اين بود كه وظيفه حاكم اسلامى قبل از هر چيز، اجراى احكام اسلام و حفظ ارزشهاى اسلامى است ، و پس از آن نوبت به اقتصاد مى رسد. منطق معاويه و منطق على عليه السلام امروز نيز جريان دارد:
    رگ رگ است اين آب شيرين آب شور بر خلايق مى رود تا نفخ صور


    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكر

    ملکوت (05-11-1389)

  3. #42
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦




    علل انفعال جامعه در برابر فعاليتهاى معاويه

    نظر به اينكه شرايط تاريخى تا حدى تكرار پذيرند و ممكن است موارد مشابه آنها در اعصار ديگر نيز رخ دهد، اكنون اين پرسش مطرح مى شود كه گرچه معاويه از ابزار تبليغات ، تواءم با فريب مردم و تحريف حقايق و نيز از حربه تهديد و تطميع ، بسيار بهره برد، چرا مردم فريب خوردند و تحت تاءثير تهديدها و تطميعهاى او قرار مى گرفتند؟ اين پرسش ، در واقع ، روى ديگر پرسش قبلى است به عبارت ديگر بنى اميه اثرگذار و مردم اثرپذير بودند؛ آنان اين تبليغات ، تهديدها و تطميعها را اعمال مى كردند و مردم در برابر آنها از خود انفعال نشان مى دادند. چرا مردم منفعل شدند و اقدامات بنى اميه كارگر افتاد؟ اين مسئله از آن جهت اهميت دارد كه ممكن است در جامعه امروز نيز چنان وضعى پديد آيد و دشمنان اسلام با استفاده از همان ابزارها بخواهند مسير انقلاب را تغيير دهند. از اين روى ، لازم است بدانيم چگونه واكنش نشان دهيم ، و بكوشيم كه منفعل نشويم . ممكن نيست معاويه ، يزيد يا عمر سعد ديگرى پيدا شوند؛ زيرا حوادث تاريخى هيچ گاه عينا تكرار نمى گردند، اما مشابه آنها رخ مى دهد؛ چنان كه پيامبر صلى الله عليه و اله فرموده است : ((آنچه در بنى اسرائيل روى داده است ، در امت من نيز روى خواهد داد؛ حتى اگر آنان در سوراخ سوسمارى وارد شده باشند، شما نيز به داخل آن خواهيد شد)).(115) اينكه مى گوييم آنچه در صدر اسلام رخ داده ، ممكن است بعدها نيز واقع شود، به اين معنا نيست كه همان جريانها و حوادث عينا تكرار مى شوند؛ بلكه حوادثى پديد مى آيد كه روح و انگيزه آنها همان روح و انگيزه است . انگيزه اى كه معاويه را واداشت تا آن گونه عمل كند، ممكن است در افراد همين عصر نيز وجود داشته باشد، و روشهايى كه معاويه براى رسيدن به مقاصد خود به كار گرفت ، ممكن است به كار انسانهاى اين عصر نيز بيايد، و انفعالى كه در مردم آن عصر پديد آمد، كم و بيش در مردم اين عصر نيز ممكن است پديد آيد. بنابر اين لازم است بررسى كنيم كه چرا مردم اين گونه فريب خوردند و چرا تحت تاءثير تهديدها و تطميعها قرار گرفتند، تا از اين طريق بتوانيم خود را براى هنگامى كه چنين آزمونى فرا مى رسد، آماده سازيم ، و اگر كسانى بخواهند ما را فريب دهند و تهديد يا تطميع كنند، مقاومت ورزيم . اين موضوع را مى توان با توجه به سخنان امام حسين عليه السلام در منى كه براى بزرگان و نخبگان ايراد شد، بررسى كرد.(116)

    امام حسين عليه السلام ابتدا حاضران را اين گونه توصيف مى كند: شما بزرگان اين امتيد؛ شما كسانى هستيد كه در سايه اسلام و به بركت مقامات اسلامى و علومى كه داريد، مورد احترام مردميد، و اين منزلتى است كه خدا به شما داده است . با اينكه خداوند چنين منزلت و موقعيت اجتماعى اى به شما داده است و به همين سبب ، مردم براى شما احترام قايل اند و سخنتان را مى پذيرند، شما از موقعيت خود استفاده نمى كنيد.

    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  4. تشكر

    ملکوت (05-11-1389)

  5. #43
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    moteharak3 پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦






    آن گاه حضرت مواردى از تقصيرها و كوتاهي هاى آنان را بر مى شمارد كه عبارت اند از:

    1. خوددارى از بذل مال در راه خدا


    فلا مالا بذلتموه ؛ مالى را در راه ترويج اسلام صرف نكرديد. مخاطبان امام كسانى بودند كه حقوق واجب مالى خود را اعم از خمس و زكات و... پرداخت مى كردند. مقصود امام از اينكه مى فرمايد مالى را بذل نكرديد، چيزى بيش از حقوق مالى واجب است ؛ چون گاهى بقاى دين به هزينه كردن اموال نياز دارد و نمى توان گفت ما حقوق واجبمان را ادا كرده ايم و ديگر حقى بر عهده مان نيست . گام نخست آن است كه از اموال خود راه ترويج اسلام ، جلوگيرى از بدعتها و مبارزه با بدعت گزاران بهره گيريد، ولى شما چنين نكرديد.

    2. سستى در جان فشانى براى دين

    و لا نفسا خاطرتم بها للذى خلقها؛ جانتان را براى كسى كه آن را آفريده بود، به خطر نينداختيد.

    خطر و ضرر جانى هميشه و هرجا، وجوب امر به معروف و نهى از منكر را ساقط نمى كند؛ زيرا ترويج دين و مبارزه با دشمنان اسلام چنان نيست كه هيچ خطرى را متوجه انسان نسازد. از اين روى ، امام حسين عليه السلام به اين افراد مى فرمايد: ((شما جان خود را در راه كسى كه آن را آفريده و به شما عطا فرموده است ، به خطر نينداختيد)). چنان كه امام خمينى رحمه الله فرمود: در مهام امور تقيه نيست . تقيه در امور عادى و امر به معروف و نهى از منكرهاى عادى مطرح است ، كه اگر ضررى به كسى مى رسد، مى تواند بگويد من آنچه بايد بگويم گفتم ، و ديگر بيش از اين تكليفى نيست ؛ ولى اگر مسئله اى مربوط به اساس و كيان اسلام شود، در آن مورد، صحبت از تقيه در ميان نيست . امام خمينى رحمه الله حتى فرمودند: در اين گونه مسائل تقيه حرام است ، ولو بلغ ما بلغ ؛ يعنى كار به هر جا بينجامد، ولو هزاران نفر كشته شوند، نبايد تقيه كرد؛ چون اساس اسلام در خطر است . در اين صورت ، و همان گونه كه امام رحمه الله تعبير فرموده اند، ((در مهام امور)) تقيه روا نيست .(117)

    3. توجه به روابط قومى و گروهى

    و لا عشيرة عاديتموها فى ذات الله ؛ شما در راه خداوند و براى جلب رضايت او هيچ گاه با خويشاوندان خود [كه در راه باطل بودند] مقابله نكرديد.

    سومين علت انفعال جامعه در برابر سياستهاى معاويه ، همان روابط قومى و قبيله اى بود. در آن عصر، مسئله ارتباطات قومى و عشيره اى در فرهنگ عربى ، اصلى بسيار محكم بود. امروز نيز در ميان مردمانى كه زندگى قبيله اى دارند، چنين روحيه هايى به چشم مى خورد و در ميان آنان پيوسته نوعى هم بستگى قومى و عشيره اى وجود دارد. اين روحيه در ميان مردم شهرنشين كمتر يافت مى شود. در آن عصر، روحيه حمايت از عشيره و قبيله در ميان عربها بسيار قوى بود. امروزه مشابه اين روحيه را در ميان كسانى مشاهده مى شود كه در يك جبهه سياسى و حزبى هستند. اين روحيه همانند نقشى است كه در آن زمان ، تعصب در قبال عشيره و قبيله ، ايفا مى كرد. امروزه تعصب در قبال همخطهاى سياسى جاى گزين حمايت از عشيره شده است و به هر ترتيب بايد عملكرد برخى اشخاص را توجيه كرد يا بر آن سرپوش نهاد؛ اگرچه اين شخص سخنانى كاملا مخالف اسلام و راه و روش امام خمينى رحمه الله گفته باشد.(118)

    زمان معاويه نيز مسئله حمايت از عشيره و قبيله رايج بود. اگر عضوى از قبيله مرتكب گناهى مى شد، افراد قبيله آن را كتمان مى كردند يا حتى به دفاع از او بر مى خاستند؛ اما اگر از قبيله مخالف ، شخصى چنين خطايى مرتكب مى شد، گناه او را بزرگ جلوه مى دادند و خواستار مجازاتش ‍ مى شدند. طرفدارى از عشيره و تعصب قبيله اى مانع آن بود كه مردم به سوى حق گام بردارند. امروز نيز اگر همخطهاى سياسى ، شجاعت اعتراض ‍ در مقابل كارهاى نادرست همديگر را نداشته باشند و نتوانند اشتباهات يكديگر را نقد كنند، صورت جديدى از همان تعصب قبيله اى و عشيره اى را زنده كرده اند.

    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  6. تشكر

    ملکوت (05-11-1389)

  7. #44
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦






    طبق فرمايش امام حسين عليه السلام گاه وظيفه شرعى اقتضا مى كند كه انسان با قوم و خويش خود به دشمنى برخيزد. هر چند در شريعت مقدس ‍ اسلام ، صله رحم واجب و قطع رحم او حرام است ، اگر طرفدارى از خويشاوندان به بهاى تضعيف اسلام و نظام اسلامى باشد، بايد اسلام را بر بستگان و خويشان مقدم داشت و از آنان حمايت نكرد؛ زيرا اين امر زمينه را براى سوء استفاده دشمنان فراهم مى سازد. از اين روى ، امام حسين عليه السلام خطاب به نخبگان ، يكى از علل تسلط معاويه را علاقه شديد به قبيله و قوم خويش مى شمارد كه باعث مى شد خطاها و اشتباهات آنها را ناديده گيرند و به خاطر خدا با آنان دشمنى نكنند.

    بنابراين از جمله علل انفعال و تاءثيرپذيرى مردم آن عصر از تبليغات معاويه ، تعلق خاطر به مال و جان و خويشاوندان بود. جامع اين امور در فرهنگ اسلامى دنياپرستى و حب دنياست :

    حب الدنيا راءس كل خطيئة ؛(119) دوستى دنيا سرچشمه همه خطاها و گناهان است .

    اكنون اين پرسش مطرح است كه حب دنيا كه اساس همه گناهان است چيست ؟ آيا اگر انسان ماه و ستارگان يا طبيعت زيبا را دوست داشته باشد، مرتكب گناه شده است ؟ يا اگر انسانهاى مخلوق خدا را دوست بدارد، خطا كرده است ؟ در پاسخ بايد گفت هيچ يك از اين موارد، منظور نيست ؛ بلكه دلبستگى به امور دنيايى ، سوء استفاده از مال ، مقام ، دوستان و قوم و خويش است كه دنياپرستى به شمار مى آيد.
    نشانه اصلى دنياپرستى آن است كه اگر زندگى انسان به خطر افتد تكاليف اساسى خود را فراموش كند. ممكن است كسى در حال رفاه و امنيت خدمات و كارهاى خير انجام دهد و به وظايف اجتماعى خود عمل كند، اما هنگامى كه دريافت راه پيش روى او خطرناك است و مال و مقام و جانش تهديد مى شود، ثابت قدم نماند. چنين كسى دنيا دوست است و همه تلاشهاى او براى آن بوده كه خود زنده بماند و از دنيا بيشتر لذت ببرد. از اين روى ، قرآن كريم و پيامبر صلى الله عليه و اله و ائمه اطهار عليهم السلام بزرگ ترين خصوصيت كفار را، خودخواهى ، و دنياپرستى دانسته اند. در مقابل ، مشخصه مؤمنان ، خودباختگى در راه خدا، ايثار و گذشت ، فداكارى و شهادت طلبى است و اينكه زندگى دنيا براى ايشان هدفى اصيل به شمار نمى آيد، و از همين روى اگر سعادت ، آرمان ، دين و ارزشهايى كه به آن دل بسته اند، اقتضا كند كه بميرند، به راحتى جان مى دهند. امام على عليه السلام مى فرمايد:

    والله لابن اءبى طالب آنس بالموت من الطفل بثدى اءمه ؛(120) به خدا قسم ، انس پسر ابوطالب به مرگ ، از انس طفل شيرخوار به سينه مادر بيشتر است .

    شب عاشورا حضرت زينب عليها السلام پس از آنكه دريافت فردا روز شهادت امام حسين عليه السلام و همه ياران اوست ، خدمت برادر رسيد و عرض كرد: برادر جان ، اين مردان باقى مانده كسانى هستند كه امشب يا در بين راه دسته دسته و گروه گروه از تو جدا شدند و رفتند. آيا ايشان را به خوبى مى شناسى و به وفادارى آنان اطمينان دارى ؟

    اشك از چشمان مبارك حضرت سرازير شد و فرمود:

    اءما والله لقد نهرتهم و بلوتهم ... يستاءنسون بالمنية دونى استئناس الطفل بلبن اءمه ؛(121) به خدا قسم ، من ايشان را آزمودم ، و بلكه بارها آنان را از خود راندم و از ايشان خواستم كه همراه اهل و عيال خود از اين معركه دور شوند.... اما سرانجام دريافتم كه آنان مرگ در حضور مرا بيشتر دوست دارند و با آن بيشتر از طفل نسبت به شير مادر ماءنوس اند.

    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  8. #45
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol.. پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦






    شب عاشوار ياران امام حسين عليه السلام با سخنان خود درجه اخلاصشان را نشان دادند. يكى از آنان گفت اگر هفتاد بار كشته شويم ، سوزانده شويم و خاكستر بدن ما به باد داده شود، اگر بار ديگر زنده شويم ، نزد تو برمى گرديم و در كنار تو مى مانيم تا بار ديگر در ركاب تو كشته شويم .(122)
    امام حسين عليه السلام در ادامه سخنانش در جمع بزرگان مى فرمايد:
    لكنكم مكنتم الظلمة من منزلتكم ؛ ستمگران را تسكين كرديد و اجازه داديد بر شما تسلط يابند. اءسلمتم امور الله فى اءيديهم ؛ امور خداوند را به دست آنان سپرديد.
    امور الاهى را كه بايد به دست مردان خدا انجام شود، به ستمگران سپرديد؛ به ايشان رضا داديد و آنان را در راءس امور پذيرفتيد.
    يعملون بالشبهات و يسيرون فى الشهوات ؛ كسانى را سر كار آورديد كه به امور شبهه ناك است و دست مى يازند و به دنبال شهوات هستند.
    آنان راه براى شهوت پرستان مى گشايند. مصداق اين امور در جامعه امروز نيز فرهنگ سراهايى هستند كه با صرف هزينه هايى هنگفت از بيت المال ، زمينه و اسباب گناه را فراهم مى سازند، و روزنامه هايى را كه مشوق گناه هستند، تشويق مى كنند.
    حضرت سيدالشهدا عليه السلام درباره علت تسلط چنين حاكمانى مى فرمايد:
    سلطهم على ذلك فراركم من الموت ؛ آنچه موجب شده اين افراد بر شما سلطه يابند گريز از مرگ بود.
    اگر از مرگ نمى گريختيد و پايدارى مى كرديد و اگر در مقابل دشمن مى ايستاديد، آنان عقب نشينى مى كردند.
    بايد آماده بود تا براى حفظ دين ، از مال و جان و خويشان و فرزندان گذشت . قرآن مى فرمايد:
    واءعدوالهم ما استطعتم من قوة ؛(123) هر قدر در توان داريد، نيروى نظامى و جنگى فراهم آريد.
    اين نه بدان معناست كه همه آنها را بايد به كار برد، بلكه بايد در برابر دشمن مصونيت ايجاد كرد؛ چنان كه خداى تعالى مى فرمايد:
    ترهبون به عدو الله و عدوكم ؛(124) [اين نيروها و تجهيزات را فراهم كنيد] تا دشمنان خدا و خودتان را بترسانيد.
    اگر شما آماده شهادت باشيد، دشمن عقب نشينى مى كند و حاضر نمى شود جان خود را به خطر اندازد. امام حسين عليه السلام به نكته بسيار مهمى اشاره مى فرمايد: اگر مردم بخواهند تحت سلطه بنى اميه و ديگر مصاديق طاغوت قرار نگيرند و دينشان محفوظ بماند، بايد اموال خود را در راه دين مصرف كنند؛ جانشان را در راه خدا به خطر اندازند و آماده شهادت باشند، و از تعصبات و تعلقات عشيره اى و قبيله اى دست برداشته ، به دنبال حق باشند و توجه كنند كه خدا، پيامبر، امام معصوم و امروزه ولى فقيه چه مى گويند. هرچه آنان گفتند، بايد اطاعت كرد. اين امر، مهم ترين عامل براى حفظ امنيت و وحدت جامعه اسلامى و مانع نفوذ دشمنان و بيگانه پرستان در صفوف مؤمنان است .
    امام حسين عليه السلام در ادامه سخنانش مى فرمايد: ((دلبستگى شما به زندگى دنيا كه روزى از شما جدا خواهد شد، مانع آن مى شود كه مردانه به ميدان بياييد و در نتيجه دشمنان در شما طمع مى كنند))؛ اما اگر دل به اين زندگى نبنديد و زندگى آخرت را باور داشته باشيد و براى اينكه خدا از شما راضى باشد و سعادت ابدى نصيبتان گردد، از لذايذ اين زندگى دست برداريد كه در اين صورت هيچ گاه دشمن بر شما مسلط نخواهد شد.


    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  9. #46
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shapark پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦






    راههاى مقابله با عوامل انحراف در جامعه
    پس از بررسى انحراف جامعه و عوامل آن در عصر امام حسين عليه السلام ، و نيز چگونگى تاءثيرپذيرى مسلمانان در برابر اين پديده ، نوبت به كشف راههاى مقابله با انفعال در برابر شگردهاى شياطينى چون معاويه مى رسد. اگر بخواهيم ضعف مردم آن زمان - كه زمينه را براى تسلط امويان فراهم كرد - در جامعه ما پديد نيايد، يا اگر چنين ضعفى در جامعه امروز رخ داده باشد، برطرف گردد، چه اقداماتى بايد صورت گيرد؟ براى نيل به اين مقصود بايد ابزارهاى سه گانه تبليغ ، تهديد و تطميع را بى اثر ساخت .
    1. بالا بردن سطح شناخت
    براى مقابله با شگردهاى تبليغاتى ، بهترين عامل ، افزايش سطح آگاهى درباره اسلام ، تشيع و راه امام حسين عليه السلام - كه امروزه در راه امام خمينى رحمه الله تبلور يافته - است ؛ از اين روى ، بايد معرفت خود را در اين زمينه تقويت كنيم تا دشمنان نتوانند افكار ضد اسلام و امام را به نام خط امام رحمه الله مطرح سازند؛ همان گونه كه معاويه چنين مى كرد. از جمله مواردى كه امام رحمه الله با آن مخافت مى كرد و امروزه به دروغ جزو اهداف مبارزاتى او مطرح مى شود مفهوم آزادى است . آنان ، آزادى اى را كه امام خواستار آن بود به بى بند و بارى تفسير مى كنند، و مى گويند مگر امام رحمه الله نمى فرمود: آزادى ، استقلال ! اين مغالطه اى آشكار است ؛ زيرا امام رحمه الله به دنبال آزادى از سلطه دشمنان اسلام بود نه آزادى از خدا، دين و اررشها. امام خمينى رحمه الله تمام عمر خويش را صرف حفظ ارزشهاى اسلامى مى كرد. امام رحمه الله براى حفظ ارزشها قيام كرد، نه براى آزادى مردم از ارزشها.(125) امروزه اگر از برخى مسئولان پرسيده شود چرا در امور فرهنگى ارزشها را رعايت نمى كنيد، در پاسخ مى گويند ما به مردم آزادى داده ايم و اين بالاترين ارزش است ؛ اين همان است كه امام رحمه الله مى خواست . اما در حقيقت اين سخن همانند سخن معاويه است به امام حسين عليه السلام : تو اكنون از يزيد بدگويى مى كنى ؛ پس تو گناهكار هستى و يزيد از تو بهتر است ؛ زيرا او از تو بدگويى نمى كند.
    اين مغالطه اى بسيار زيركانه است ، و در صورتى مى توان از تاءثير اين گونه مغالطه ها بركنار ماند كه درباره دين و مسائل آن شناختى جامع و عميق داشت . جوان مسلمان و مؤمن بايد در شبانه روز، مدت زمانى را به مطالعه معارف دينى اختصاص دهد. مطالعه مسائل دينى در اين عصر بسيار ضرورى است ؛(126) زيرا تبليغات دشمنان عليه دين و ارزشهاى آن ، از طريق ابزارها و وسايلى چون راديو، تلويزيون ، ويدئو، روزنامه ، اينترنت و ماهواره به سرعت گسترش يافته است . اگر دين براى كسى عزيز باشد، بايد براى آن سرمايه گذارى كند. جوانان مسلمان بايد براى مطالعات دينى ، بيشتر از ورزش و تحركات جسمى اهميت قايل شوند. اين علم و آگاهى غذاى روح و ايمان است و موجب رشد و تعالى آن مى شود. امروز كه اكثر عوامل اجتماعى ، ايمان زداست ، نه ايمان آفرين - به ويژه با توجه به ارتباطات فرهنگى كه امروزه برقرار شده است و سياستهاى فرهنگى غلطى كه اعمال مى شود - فرهنگ جامعه به سوى بى دينى سوق داده مى شود.


    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  10. #47
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦






    2. افزايش سطح ايمان و معنويت

    تقويت ايمان ، عامل ديگرى است كه بايد از آن براى مقابله با تهديد و تطميع دشمنان دين سود جست . انفعال در مقابل اين عوامل و ترس از تهديد از نشانه هاى ضعف ايمان است .
    براى مقاومت در مقابل تهديدها و تطميعها بايد ايمان را تقويت كرد، و براى تقويت ايمان ، تنها مطالعه كافى نيست ، بلكه عمل نيز لازم است . البته معرفت و آگاهى قدم اول است ، ولى ايمان با عمل رشد مى كند. انسان هر قدر درباره نماز مطالعه كند، ولى نماز نخواند، ايمانش رشد نمى كند؛ عمل نوعى جنبه تلقينى نيز دارد كه موجب تقويت ايمان است . بايد به خود تلقين كرد كه اگر اسلام از من بخواهد، من آماده مرگ هستم . امام حسين عليه السلام در روز عاشورا به اصحابش فرمود: صبرا بنى الكرام فما الموت الا قنطرة تعبر بكم عن البوس و الضراء إ لى الجنان الواسعة و النعيم الدائمة ؛(127) اى بزرگ زادگان ، اندكى صبر كنيد. اين مرگ شما را از سختى ، گرفتارى و پستى نجات داده ، به بهشت پهناور و نعمتهاى جاويدان مى رساند. آيا اين امر نامطلوب است ؟ چرا بايد از چنين مرگى هراسيد؟ آيا اگر كسى انسان را از زندان نجات دهد و در قصر زيبايى وارد سازد، از او تشكر مى كنند يا از او دلگير مى شوند؟ مرگ ، انسان مؤمن را از زندان دنيا رها مى سازد و به قصرهاى بهشتى مى رساند. چنين چيزى دوست داشتنى است يا ترسناك ؟! اما مرگ براى كافران چنين نيست ؛ آنان را از بهشت بيرون مى برد و در جهنم فرو مى اندازد؛ چون همان دنيايى كه براى مؤمن در مقايسه با مقامات اخروى ، زندان است ، براى كافر، با تمام بدبختيها و گرفتاريها، بهشت است ؛ چون كافر در آخرت به اندازه اى عذاب دارد كه هرچه سختى در اين دنيا تحمل كند، در مقايسه با عذابهاى آن جهان بهشت است .
    مرگ ، كافران را از بهشتشان خارج كرده ، به جهنم مى برد؛ ولى شما را از زندان نجات داده به باغى پهناور كه پهناى آن آسمانها و زمين را فرا مى گيرد، مى برد: جنة عرضها السماوات و الا رض .(128) آيا چنين مرگى بد و نفرت انگيز است و بايد از آن ترسيد؟ چنين بود كه نوجوانى سيزده ساله گفت : الموت اءحلى عندى من العسل .(129) آن نوجوان ، حضرت قاسم بود كه تحت نظارت عمويش ، سيدالشهدا عليه السلام تربيت شده بود. ما نيز اگر حسينى باشيم ، بايد با استفاده از همين تعليمات ، ايمان خود را تقويت كنيم . با ادامه راه حسين عليه السلام مرگ براى ما بهترين نجات دهنده است . امام حسين عليه السلام خود نيز چنين روحيه اى داشت ؛ چنان كه مى فرمود: و ما اءولهنى إ لى اءسلافى اشتياق يعقوب إ لى يوسف .(130) اشتياق من به وصال جدم و پدرم و برادرم به اندازه اشتياق يعقوب به ديدن يوسف است . حضرت با اين سخنان ، اصحاب خود را تربيت كرد و در نتيجه ، آنان آماده شهادت بودند.
    در دوران انقلاب ، جوانانى كه پيش تر، تحت تاءثير فرهنگ منحط شاهنشاهى قرار گرفته بودند، با بيانات امام خمينى قدس سره مشتاق شهادت شدند و حماسه هايى به ياد ماندنى در جبهه هايى جنگ آفريدند. سخنان حيات بخش امام قدس سره از عمق جان او برمى خاست و در جانها مى نشست . بنابر اين اگر از روش پيامبر اكرم صلى الله عليه و اله ائمه اطهار عليهم السلام درس بگيريم و روحيه شهادت طلبى و آمادگى براى مرگ در راه خدا را به صورت يك آرمان ترويج دهيم ، هيچ كس بر ما مسلط نخواهد شد.
    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  11. #48
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦







    فعاليت مخفيانه امام حسين عليه السلام در زمان معاويه
    امام حسين عليه السلام از زمان شهادت امام حسن عليه السلام تا مرگ معاويه و روى كار آمدن يزيد، كوشيد افرادى را تربيت كند به كمك آنان در جامعه موج بيافريند. آن حضرت ده سال مخفيانه فعاليت كرد. او در گوشه و كنار و به صورت محرمانه ، افراد معدودى را مى يافت و آنان را راهنمايى مى كرد؛ به خصوص در ايام حج كه بسيارى از مردم كشورهاى مختلف جمع مى شدند، آن حضرت مى كوشيد تا در مسجدالحرام ، منى يا عرفات با آنان به گفت وگو بنشيند و ايشان را راهنمايى كند. امام حسين عليه السلام در منى و در ميان جمعى كه احتمال مى داد سخنش در دل آنان مؤ ثر افتد، به دور از چشم معاويه و ماءمورانش فرمود:
    اسمعوا مقالتى و اكتموا قولى ؛(131) حرف مرا بشنويد، اما رازدار باشيد (سخن مرا پنهان داريد و افشا نكنيد).
    در اين دوره ، امام حسين عليه السلام نمى توانست به طور علنى مبارزه كند؛ چرا كه در اين صورت او را ترور مى كردند و نتيجه اى نيز از اين كار به دست نمى آمد. بر اين اساس ، حضرت سعى داشت تا ابتدا شرايط فرهنگى مناسبى را در جامعه پديد آورد. از اين روى ، ايشان با افراد مورد اعتماد به صورت انفرادى ، يا گاه جمعى به گفت وگو مى نشست و آنان را به حق سفارش مى كرد و مى فرمود: ترس من از اين است كه حق در روى زمين ، به كلى كهنه و فراموش شود و كسى نداند كه حق چيست .
    اگر مردم حق را بشناسند، ولى هوا و هوس و دنياپرستى و مقام پرستى مانع شود كه بدان عمل كنند، كار بر علما آسان مى شود؛ چون حجت بر مردم تمام شده است ، و عالمان دين حجت دارند كه مردم حق را مى شناسند، و با اين حال بدان عمل نمى كنند. اما جايى كه حق در حال فراموش شدن است ، وظيفه عالم سنگين تر مى شود. در چنين وضعيتى اگر بتواند علنا فعاليت كند، رسالتش را به انجام رسانده است ، و در نهايت اينكه ، همچون شيخ فضل الله نورى ، در راه اداى تكليف خود، بر دار مى رود و به شهادت مى رسد. اما زمانى كه گوينده حق ، آماج تهمتها و افتراها قرار گيرد، ديگر سخن گفتن ، اثرى نخواهد داشت . در اين صورت ، گفتن و نگفتن مساوى است و اين امر باعث رنج و عذاب روحى بسيار است . امام حسين عليه السلام نيز در چنين موقعيتى بود. او در مدينه ، زادگاه خود، و جايى كه مردم او را بارها بر دوش پيامبر صلى الله عليه و اله ديده بودند، نمى توانست سخن بگويد، و بايد در ايام حج در منى ، گروهى را جمع مى كرد و با آنان به طور خصوصى سخن مى گفت .
    اقدام ديگر امام ، سخنان ايشان با جمعى از نخبگان در سفر حج است . حضرت در اين سفر فرصتى به دست آورد و از دوستان و يارانش ، افرادى را شناسايى كرد. آن گاه اجتماع محرمانه اى تشكيل داد و براى ايشان سخن گفت . حضرت ابتدا آنان را سرزنش كرد كه چرا به وظيفه خود عمل نمى كنند، امر به معروف و نهى از منكر نمى كنند و از مال و جان خود مى ترسند. سپس فرمود: اللهم انك تعلم انه لم يكن ما كان منا تنافسا فى سلطان و لا التماسا من فضول الحطام ؛ خدايا تو مى دانى آنچه ما در اين مدت ، از زمان پدرم تا به حال ، انجام داده ايم ، براى آن نبوده كه بر سر جيفه دنيا با ديگران رقابت كنيم ؛ ما در پى حكومت و مقام نبوده ايم و نخواسته ايم از حطام و خار و خس دنيا براى خود چيز اضافه اى به دست آوريم .


    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  12. #49
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦






    ولكن لنرى المعالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك ؛(132) اين همه ، در درجه نخست ، براى اين بود كه ما آثار، نشانه ها و ارزشهاى دين را به مردم نشان دهيم و به وظيفه هدايتگرى خويش عمل كنيم تا مردم حق را از باطل بشناسند و حق لابه لاى ابرهاى تيره و آبهاى گِل آلود گم نشود؛ و نيز كوشيديم تا حد توانمان كارهاى فاسد را اصلاح كنيم و مانع كارهاى غلطى شويم كه در جامعه صورت مى گيرد. هدف ما اين بود كه در سايه اين انجام وظيفه ، مردم ستم ديده به امنيت برسند.
    معاويه به امام حسين عليه السلام مى گويد: اگر تو با يزيد بيعت كنى ، امنيت جامعه حفظ مى شود. امام حسين عليه السلام نيز در مقابل مى فرمايد: امنيت مردم را تو از بين برده اى ؛ به جان و مال و ناموس مردم تجاوز كرده اى ؛ و زمانى كه بُسر بن ارطاة ، از سوى معاويه و به هدف قتل و غارت شيعيان امير مؤمنان عليه السلام به مدينه آمد، به دختران مهاجرين و انصار تجاوز كرد.(133)
    و يعمل بفرائضك و سننك و اءحكامك ؛ هدف ما اين است كه واجبات ، مستحبات و احكام خدا در جامعه اجرا شود. ما براى مال و مقام ، قيام نكرديم و مقصودمان از به خطر انداختن جانمان ، فراهم كردن زمينه عيش و عشرت نيست .
    فانكم الا تنصرونا و تنصوفانا قوى الظلمة عليكم ؛ اگر شما به ما كمك نكنيد و با ما انصاف نورزيد، ظالمان بر شما پيروز مى شوند.
    و عملوا فى اطفاء نور نبيكم ؛ و مى كوشند تا نور پيامبرتان را خاموش كنند.
    امام حسين عليه السلام بيست سال در مدينه اين گونه رفتار مى كرد. او نمى توانست در خطبه نماز جمعه سخنرانى كند؛ چرا كه خطيب از جانب معاويه انتخاب مى شد و على عليه السلام را لعن مى كرد.
    اگر امام حسين عليه السلام در چنين موقعيتى قيام مى كرد، بيشترين نتيجه اين قيام آن بود كه عده اى از مردم به دليل از دست رفتن فرزند رسول خدا صلى الله عليه و اله تاءسف مى خوردند، و بعد از مدتى نام او فراموش ‍ مى شد؛ زير از سويى معاويه با تبليغات و شگردهاى شيطانى خود هدف قيام حضرت را تعريف مى كرد و به اين ترتيب ، امام و قيامش در تاريخ گم مى شد.(134) از سوى ديگر، مردم عراق كه مهم ترين طرفداران خاندان پيامبر صلى الله عليه و اله بودند پس از جنگهاى دوران حكومت امير مؤمنان عليه السلام خسته شده بودند و در جنگ و جهاد شركت نمى كردند. اما در زمان يزيد، شرايط به گونه اى بود كه امام مى توانست چنين قيام حساب شده اى ترتيب دهد.
    امام حسين عليه السلام بارها از شهادت خود خبر داده بود،(135) ولى به هر حال ، قيام الاهى حضرت ، راهى بود كه به شهادت ختم مى شد، و از اين روى ، نام سيدالشهدا و آرمان او تا ابد، همچون چراغ فروزانى در همه زمانها روشن خواهد ماند.


    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  13. #50
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shapark پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦






    فصل پنجم : ريشه يابى واقعه عاشورا
    همه كسانى كه در پيكار با امام حسين عليه السلام شركت داشتند، مسلمانانى بودند كه در ظاهر نماز مى خواندند و در ميان آنان هيچ فرد بت پرست ، يهودى يا مسيحى اى نبود. همگى آنان - به نقل مسعودى - از مردم كوفه (مقر حكومت على عليه السلام ) بودند و حتى يك نفر از مردم شام در ميان آنان به سر نمى برد.(136) اما چگونه ممكن است ، عده اى با اينكه اهل نماز و روزه اند و در جنگهاى صدر اسلام بر ضد دشمنان نبرد كرده و بسيارى از آنان در اين راه زخمها برداشته اند، فرزند پيامبر اكرم صلى الله عليه و اله را - كه پس از هزار سال دشمنان و بيگانگان با شنيدن ويژگيهايش شيفته او مى شوند - به نام پيروى از اسلام و اقامه خلافت اسلامى ، بكشند؛ افرادى كه خود، چندى پيش ، او را به حكومت بر خود دعوت كرده اند. به راستى علت اين تحول چيست و چگونه تغييرى اين چنين در انسان پديد مى آيد؟

    علل رويارويى مردم با امام حسين عليه السلام
    تحولاتى كه در رفتار انسان رخ مى دهد، به عواملى بستگى دارد. اين عوامل در شكل دهى رفتارهاى اختيارى انسان مؤ ثرند. در رفتارهاى اختيارى انسان كه بر اساس اراده ، پيش ساختار ذهنى و انگيزه انجام مى گيرند، دو دسته از عوامل دخالت دارند: دسته اول ، عوامل فكرى و نظرى هستند؛ بدين معنا كه انسان پيش از انجام هر كار، به خصوص امور پيچيده اجتماعى و سياسى ، ضرورى است درباره آن فكر كند و مبانى ، مبادى و غايت آن را تشخيص دهد. البته هر كس به فراخور بضاعت فكرى خود مسائل را تجزيه و تحليل مى كند. براى مثال ، كسانى كه انديشه اى عميق تر دارند، مسائل را به طور كامل بررسى كرده ، به ريشه هاى اصلى آن مى رسند و آن كه سطحى نگرند، به ظاهر امور بسنده مى كنند، اما اين گونه افراد نيز براى انجام كارهاى خود دلايلى ارائه مى دهند. بنابراين زمانى كه انسان قصد دارد كارى را انجام دهد - به خصوص زمانى كه انجام آن با خطراتى همراه باشد - بايد درباره آن بينديشد و دليل قانع كننده اى براى انجام آن بيابد؛ چنان كه رزمندگان اسلام براى شركت در جهاد و استقبال از شهادت ، دليلى محكم و انگيزه اى قوى داشتند و با بينش و تفكر معنوى عميقى وارد ميدان مى شدند. در مقابل ، مخالفان انقلاب نيز براى كارهاى خود تفكر و توجيهى دارند.
    اين دسته عوامل ، به شناخت و بينش آدمى باز مى گردند. او بايد به گونه اى دريابد كه آيا عملش صحيح و شايسته سرمايه گذارى هست يا هزينه كردن عمر و جان و مال براى آن ، توجيه پذير نيست . اين افكار به اعتقاد كلى انسان به خدا، آفرينش خود، اين جهان و جهان پس از مرگ باز مى گردند و اينكه آيا پس از مرگ عالم ديگرى نيز وجود دارد يا نه ؟ و در صورت وجود عالم ديگر، زندگى اين جهان و عالم پس از مرگ باهم چه رابطه اى دارند؟ اين گونه مسائل بايد براى انسان حل شوند تا او بتواند بر اساس باورهاى خود تصميم بگيرد.


    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


صفحه 5 از 14 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •