◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦
صفحه 8 از 14 نخستنخست ... 456789101112 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 134
  1. #71
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    compiyoter پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    ميان مردم كسانى هستند كه مى گويند ما به خدا و قيامت ايمان داريم ، [ولى دروغ مى گويند] آنان مؤمن نيستند. [گمان مى كنند] خدا و مؤمنان را فريب مى دهند، در حالى كه تنها خود را فريب مى دهند ولى خود نمى فهمند.

    از جمله ادعاهاى آنان اين است كه :

    و إ ذا قيل لهم لا تفسدوا فى الا رض قالوا إ نما نحن مصلحون ؛(180) اگر به ايشان گفته شود كه در روى زمين فساد [و جرم و جنايت و خلاف قانون ] نكنيد، مى گويند: ما اهل اصلاح هستيم .

    اما منظور اينان از ((اصلاح )) امر ديگرى است . وقتى خداوند به ايشان مى گويد: ((لا تفسدوا))، كار آنان را بر اساس نظام ارزشى الاهى و قرآنى ، افساد ديده و آنان را از اين كار نهى مى كند؛ اما ايشان نظام ارزشى ديگرى را پذيرفته اند. امروز مى توان نظام مورد نظر آنها را در نظام ارزشى امريكايى يا غربى مجسم كرد. زمان پيامبر صلى الله عليه و اله نيز يك نظام ارزشى الحادى در مقابل نظام اسلامى پيامبر صلى الله عليه و اله وجود داشت . تفاوتى نمى كند؛ هرچه غير اسلام است ، الحادى و كفر است ؛ چه نظام ارزشى الحادى غربى و چه نظام ارزشى الحادى عصر پيامبر صلى الله عليه و اله ؛ زيرا از نظر اسلام ، همه گونه هاى كفر يكسان اند: الكفر ملة واحدة . از اين روى قرآن در پاسخ ايشان مى گويد: اءلا إ نهم هم المفسدون . ضمير فصل و ((الف و لام )) كه دلالت بر حصر مى كند، گوياى آن است كه مفسدان واقعى آنان هستند؛ همين كسانى كه ادعا مى كنند ما اصلاح مى كنيم ، و در واقع دروغ مى گويند.

    در جامعه كنونى ما جلوه هاى نفاق به طور گسترده پراكنده است ؛ از جمله سخنان برخى كه مى گويند ما روشنفكر مذهبى هستيم ؛ اما نمى دانند مذهب چيست . وقتى سخن از وحى به ميان مى آيد، مى گويند وحى تجربه اى شخصى است ؛ يعنى شخص حالى پيدا مى كند و در اين حال مى پندارد كه خدا با او حرف مى زند؛ و اين تصور، همان وحى است . آن گاه كه سخن از دين در ميان است ، مى گويند اصلا دين به امور شخصى باز مى گردد، نه امور اجتماعى . دين نه اقتصاد دارد، نه سياست ، نه به مسائل اجتماعى مى پردازد و نه به ارزشهاى اخلاقى . ارزشها نيز جزو دين نيستند؛ چون متغيرند و هر روز طبق سليقه هاى اشخاص تغيير مى كنند. دين را مجموعه اى از مناسك و آداب و رسوم قراردادى ، با عنوان پرستش ‍ مى دانند؛ پرستش چيزى كه شخص گمان مى كند خداى اوست . گاهى ممكن است اين مفهوم در قالب بت پرستى متبلور شود و گاه نيز در قالب خداپرستى ، يا ممكن است كسى دوگانه پرست باشد و كسى ديگر سه گانه پرست ، دين همين است . هيچ كدام از اينها با هم تفاوت ندارند. اين يك صراط مستقيم و آن ديگرى نيز صراط مستقيم ديگرى است . پرستيدن بتى كه از سنگ تراشيده شده ، يك صراط مستقيم است ؛ عبادت آن خدايى هم كه اسلام مى گويد از جسم و جسمانيات ، منزه و كمال مطلق است ، دين و صراط مستقيم ديگرى است . اين صراطها چندان تفاوتى باهم ندارند؛ زير هيچ كدام از اين مسائل واقعيت ندارد و همه دروغ هستند، و ميان دروغها فرقى نيست . چنين كسانى نه تنها ادعاى دين دارى مى كنند، بلكه خود را رهبر و راهنماى دينى مردم نيز مى دانند.

    چنين كسانى ادعاى اصلاح طلبى دارند؛ اما اصلاح طلبى طبق كدام نظام ارزشى ؟ آنان خود مى گويند: هيچ نظام ارزشى ثابتى در عالم وجود ندارد و نمى تواند وجود داشته باشد. البته زمانى كه درباره احكام اسلام سخن به ميان مى آيد، براى فريب ديگران مى پذيرند كه اين احكام ، احكام اسلامى است ، ولى احكامى مناسب براى هزار و چهار صد سال پيش ؛ اما امروز شرايط تغيير كرده و اسلام نيز دينى پوياست و مى تواند هر روز تغيير شكل دهد. از اين روى ، احكام اسلام نيز بايد تغيير يابند.

    اما حقيقت آن است كه قرآن چنين اصلاحى را، افساد مى شمارد.

    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. #72
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    parbane پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦




    اصلاح مطلوب

    حال بايد ديد امام حسين عليه السلام كه هدف از قيامش را اصلاح اعلام كرد، چگونه اصلاحى را در نظر داشت . اصلاح در قالب نظامى ((خودساخته )) و ((متغير))؟ يا - آن چنان كه خود فرمود - عمل به احكامى كه جدش آورده بود؟

    براى روشن شدن معناى اصلاح از نظر امام حسين عليه السلام ، بهتر است يكى از خطبه هاى آن حضرت را كه ميان راه كربلا ايراد فرموده است ، بررسى كنيم . حضرت در منزل بيضه فرمود:

    اءيها الناس ان رسول الله صلى الله عليه و اله قال من راءى سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناكثا عهده مخالفا لسنة رسول الله يعمل فى عباد الله بالا ثم و العدوان فلم يغير عليه بفعل و لا قول كان حقا على الله اءن يدخله مدخله الا و إ ن هؤ لاء قد لزموا طاعة الشيطان و تركوا طاعة الرحمن و اءظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استاءثروا بالفى ء و احلوا حرام الله و حرموا حلاله اءنا اءحق من غير....(181)

    توضيح

    اگر كسى مشاهده كند كه فرد سلطه جويى با زور بر ديگران چيره شده ، پيمان خدا و عهد عبوديت (182) را مى شكند و با دستورات پيامبر صلى الله عليه و اله مخالفت مى ورزد و با ظلم و تعدى با مردم رفتار مى كند، اگر كسى چنين قدرتمندى را ديد و با گفتار و رفتار خود نكوشيد تا وضع موجود را تغيير دهد، خدا حق دارد او را نيز با همان ستمكار وارد جهنم كند در آنجا با ستمكاران هم نشين شود؛ زيرا سكوت در برابر منكر، امضاى عمل كسى است كه مرتكب آن شده است .

    سپس حضرت مى فرمايد: مى دانيد كه بنى اميه ملازم اطاعت شيطان شدند و از پيروى خدا روى گردانيدند؛ زيرا عهد خدا اين بود كه شيطان را عبادت نكنند: اءن لا تعبدوا الشيطان إ نه لكم عدو مبين . آنان در مقابل ، شيطان را اطاعت مى كنند اما از فرمان خدا سر مى پيچند.

    واظهروا الفساد. اينان فساد را ظاهر كردند، و آن را در جامعه پديد آوردند. حضرت در عطف تفسير عبارت قبل مى فرمايد: و عطلوا الحدود؛ ((حدود الاهى را تعطيل كردند)). آنجا كه بايد دست دزد را بريد، نمى برند؛ جايى كه بايد زانى و زانيه را تازيه زد، نمى زنند و آنجا كه بايد ديگر احكام الاهى را اجرا كنند، نمى كنند. در فرهنگ امام حسين عليه السلام اين قبيل امور، تعطيل حدود الاهى و از جمله مصاديق فساد است .

    و استاءثروا بالفى ء؛ ((بيت المال را به خود و نزديكان خود اختصاص ‍ دادند)) بيت المالى كه بايد صرف همه مسلمانان شود، امكاناتى كه بايد به طور يكسان ، در اختيار همگان قرار گيرد، در اختيار نزديكان و خويشان قرار مى دهند.

    و احلوا حرام الله ؛ ((حرام خدا را حلال كردند))؛ مانند سخنان كسانى كه اسلام را سيال مى خوانند و به بهانه پويايى فقه پاره اى از امورى را كه تا به حال حرام بوده حلال مى شمارند. آنان با اين سخنان به طورى امر را مشتبه مى كنند كه متدينان نيز مى پرسند آيا ممكن است روزى رقص حلال شود. يا چه زمانى روابط آزاد پسر و دختر جايز مى شود؟

    امام حسين عليه السلام در اين زمان خود را سزاوارترين شخص براى عمل به فرمايش رسول خدا صلى الله عليه و اله و اعتراض به رفتار چنين حاكمى مى دانست ؛ از اين روى مى فرمايد: و انى اءحق من غير؛ من سزاوارترين فرد براى تغيير اين وضع هستم ، و حركت من براى اصلاح اين امور است .

    بنابراين با توجه به فرمايشهاى امام حسين عليه السلام ، مصداق ((اصلاح )) - كه در وصيت نامه آن حضرت به برادرش محمد حنفيه آمده - اجراى حدود الاهى ، تقسيم عادلانه بيت المال مسلمين و امكانات اقتصادى ، ادارى و قانونى ميان همه مردم و مبارزه با تبعيضهاى قومى و حزبى و... بود. امام حسين عليه السلام قيام كرد تا اين فسادها را براندازد. در جامعه ما نيز كسانى هستند كه اصلاح طلبى را اين گونه معنا مى كنند؛ چنان كه مقام معظم رهبرى فرمود: همه ما طالب چنين اصلاحى هستيم . هيچ مسلمانى نمى تواند مخالف اين نوع اصلاح باشد، مگر كسانى كه به خدا و احكام دين خدا ايمان ندارند و به دروغ و براى فريب مردم ادعاى دين دارى مى كنند.

    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  3. #73
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    compiyoter پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    اصلاحى خوب است كه بر اساس اسلام و نظام ارزشى آن باشد، نه نظام ارزشى غرب ؛ زيرا كفار دشمن اسلام اند و نبايد الگو قرار گيرند. آنان با ارزشهاى اسلامى مخالف اند، در حالى كه ما مسلمانان خواستار تحقق فرمانهاى خدا و ارزشهاى اسلام هستيم . غرب مى گويد اين امور خلاف اعلاميه حقوق بشر است ؛ اما ((خوب )) در نظر ما آن است كه اسلام خوب بداند و ((بد)) آنكه اسلام بد مى شمارد.

    امام حسين عليه السلام با تعبير ديگرى نزديك به همين مضمون مى فرمايد:

    إ ن هؤ لاء القوم لزموا طاعة الشيطان و تركوا طاعة الرحمن و اءظهروا الفساد فى الارض و اءبطلوا الحدود و شربوا الخمور؛ اين قوم (بنى اميه ) ملتزم اطاعت شيطان شدند و اطاعت رحمان را ترك كردند و فساد را روى زمين آشكار ساختند و حدود را باطل كردند و به شرابخوارى پرداختند.

    امام عليه السلام مى فرمايد اينان حدود الاهى را باطل كردند. باطل كردن با تعطيل حدود فرق دارد؛ زيرا باطل كردن بالاتر از تعطيل كردن است . زمانى ممكن است گفته شود امروز شرايط به گونه اى نيست كه ما بتوانيم حدود الاهى را اجرا كنيم ، ولى گاه مى گويند اين حكم ، بى مورد، و خلاف انسانيت و ارزشهاى انسانى است ؛ همان طور كه جبهه ملى درباره لايحه قصاص ‍ گفت .(183) امروز نيز اتباع آنها به صورت صريح تر، شبيه اين سخنان را بر زبان مى رانند و در محافلى چون كنفرانس برلين رسما احكام اسلامى را محكوم كرده ، مى گويند بايد اين احكام تغيير يابند.(184)

    امام حسين عليه السلام در اين خطبه نيز مانند خطبه اى كه در منى ، در حضور عالمان و نخبگان ايراد كردند، بر قيام در برابر حكومت بنى اميه تاءكيد مى ورزند:

    اءنا اءولى بنصرة دين الله و إ عزاز شرعه ؛(185) من به يارى دين خدا و عزيز داشتن شريعت او، سزاوارتر هستم .

    بنى اميه شريعت خدا را منزوى ساخته و از صحنه جامعه كنار نهاده بودند. امام حسين عليه السلام خود را موظف مى داند كه دين را يارى كند و شريعت را عزيز گرداند. امام در ادامه مى فرمايد:

    و الجهاد فى سبيله لتكون كلمة الله هى العليا؛(186) من بايد در راه خدا جهاد كنم تا سخن خدا برترين باشد.

    چنان كه كسى بالاتر از سخن خدا سخن نگويد، نه اينكه مانند روشنفكر نمايان امروزى بگويند صحيح است كه اين سخن خداست ، ولى اين حرف براى هزار و چهارصد سال پيش مناسب بود و امروز ما خود مصلحت خودمان را بهتر مى فهميم .

    امام حسين عليه السلام به برادرش محمد حنفيه وصيت مى كند كه :

    إ نما خرجت لطلب الاصلاح فى اءمة جدى ؛ من براى طلب اصلاح در امت جدم قيام مى كنم .

    ولى نمى فرمايد: للاصلاح فى اءمة جدى . منظور امام حسين عليه السلام از كلمه ((طلب )) شايد اشاره به اين مطلب باشد كه من نمى گويم مى توانم چنين كارى انجام دهم و همه مشكلات و مفاسد را برطرف سازم . اما در اين راه قدم برمى دارم و مى كوشم . اگر مردم نيز به وظيفه خود عمل كردند و مرا يارى رساندند، اين كار صورت خواهد گرفت و مفاسد اصلاح خواهند شد، اما اگر مردم كمك نكردند، من به تكليف خود عمل كرده ام . البته بايد گفت هدف امام حسين عليه السلام كه ((طلب الاصلاح )) بود، به بهترين وجه ، تحقق يافت ؛ زيرا تحولى ايجاد كرد كه پس از هزار و سيصد سال در شرق و غرب عالم براى او مى گريند و به ياد او براى احياى دين خدا قيام مى كنند. يكى از ثمرات اين حركت ، انقلاب اسلامى ايران بود. البته نظير چنين ثمراتى در تاريخ اسلام بارها رخ داده است ، گرچه هيچ كدام به شكوهمندى انقلاب اسلامى ايران نبوده اند.

    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  4. #74
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol.. پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    ب . امر به معروف و نهى از منكر

    امام حسين عليه السلام پس از طلب اصلاح در امت جدش امر به معروف و نهى از منكر را از جمله اهداف قيام خود معرفى مى كند:

    و اءن آمر بالمعروف و اءنهى عن المنكر؛ و اينكه امر به معروف و نهى از منكر كنم .

    مفهوم ((امر به معروف و نهى از منكر)) روشن است ، ولى چه تفاوتى ميان امر به معروفى كه در كتابهاى فقهى آمده و شرايط خاصى دارد، با امر به معروفى كه امام حسين عليه السلام مى فرمود و بدان عمل مى كرد، وجود دارد. اين چگونه امر به معروفى است كه بايد براى تحقق آن دست زن و فرزندان خود را گرفت و در بيابانى بى آب و علف ، با كسانى كه به امر به معروف توجه نكرده اند، جنگيد و كشته شد؟ در كتابهاى فقهى براى امر به معروف و نهى از منكر شرايطى ذكر شده است . در امر به معروف لازم است كه انسان خوف ضرر نداشته باشد؛ در صورتى كه امام حسين عليه السلام با يقين به ضرر، امر به معروف كرد. آيا اين عمل با احكامى كه درباره امر به معروف و نهى از منكر مى شناسيم ، سازگار است ؟ برخى مى گويند اين نوع امر به معروف حكمى است كه اختصاص به امام حسين عليه السلام داشت و اين امر در حق ايشان ، به نحوى ، جنبه آسمانى داشت . برخى ديگر نيز مى گويند هر كدام از ائمه اطهار عليهم السلام وظيفه اى اختصاصى داشته اند كه از جانب خدا براى آنان مشخص شده بود و اين اعمال ملاك عامى نداشته و قابل سرايت به ديگران نيست . اكنون بايد ديد كه آيا اين پاسخها صحيح و قانع كننده اند يا نه .

    پيش از پاسخ به اين پرسش و بررسى آراى مزبور، به اهميت امر به معروف و نهى از منكر در قرآن ، روايات و كلمات اهل بيت اشاره مى كنيم .

    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  5. #75
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦






    اهميت امر به معروف و نهى از منكر

    در جامعه ما كه فرهنگ اسلامى در آن حاكم است ، از جمله اولين مسائلى كه در خانواده و مدرسه به كودكان آموزش مى دهند، اصول و فروع دين است . در شمار فروع دين ، فرع هفتم و هشتم را امر به معروف و نهى از منكر ذكر مى كنند؛ يعنى امر به معروف و نهى از منكر نيز مانند نماز و روزه واجب است . بنابراين مى توان گفت همه مردم مى دانند كه اين مسئله از ضروريات دين است . در اين زمينه ، هيچ شك و شبهه اى وجود ندارد و كسى نمى تواند بگويد كه قرائت من اين است كه در اسلام امر به معروف و نهى از منكر واجب نيست .

    همچنين آيات فراوان و متنوعى درباره امر به معروف و نهى از منكر وجود دارد كه جاى هيچ شبهه و ابهامى را باقى نمى گذارد.(187) در اين باره روايات بسيارى نيز از معصومان عليهم السلام وارد شده است .

    شيخ طوسى قدس سره در كتاب تهذيب و همچنين مرحوم كلينى در اصول كافى روايت كرده اند كه امام باقر عليه السلام به جابر مى فرمايد: ((در آخرالزمان مردمى خواهند بود كه از گروه خاصى پيروى مى كنند كه رياكارند و تظاهر مى كنند كه قارى و اهل عبادت اند. آنان تازه كار و ساده لوح اند، نه امر به معروفى را بر خود واجب مى دانند نه نهى از منكرى را، مگر زمانى كه از ضرر و زيان محفوظ باشند؛ پيوسته در اين راه براى خود عذر و بهانه مى تراشند)).(188)

    آن گروه خاص كه مردم به رفتار و گفتارشان اعتماد مى كنند، كسانى اند كه مردم آنان را با عنوان عالم و شخصيتهاى موجه مى شناسند و سخنشان را مى پذيرند. اين اشخاص چنين صفاتى دارند:

    يتقرؤ ون و يتنسكون : تظاهر مى كنند و قارى و عابدند. ((تيقرؤ ون )) از ماده قراء است . در صدر اسلام ، كسانى داراى مرتبه علمى بالا به شمار مى آمدند كه قرآن و علوم قرآنى را خوب مى دانستند و مى توانستند به ديگران تعليم دهند. اين افراد را ((قراء)) مى ناميدند؛ براى مثال ، هنگامى كه مى خواستند براى شهرى ، كشورى يا گروهى كه تازه مسلمان شده بودند، مبلغ بفرستند، يكى از اين قراء را مى فرستادند و آنان قرآن را به مردم تعليم مى دادند و تفسير مى كردند و به اين ترتيب ، آنان را با معارف اسلام آشنا مى كردند. از اين روى قراء عالمان و دانشمندان برتر صدر اسلام به شمار مى آمدند. اما در اين ميان ، افرادى نيز بودند كه خود را به لباس قراء در مى آوردند، در حالى كه صلاحيت اين عنوان را نداشتند. آنان تنها به اين كار تظاهر مى كردند. امروزه ، ((روحانى نما)) معادل مناسبى براى اصطلاح قراء مى تواند باشد. امام باقر عليه السلام مى فرمايد: مردم آخرالزمان پيرو روحانى نمايانى مى شوند كه تظاهر مى كنند قارى و عالم اند.

    همچنين اين افراد تظاهر به عبادت مى كنند. ((يتنسكون )) از ماده ((نُسك )) است و ناسك كسى است كه عبادت مى كند. تنسك يعنى تظاهر به عبادت كردن . كسانى كه چندان اهل عبادت نيستند، ولى در حضور مردم به گونه اى رفتار مى كنند كه مردم مى پندارند آنان اهل عبادت اند.

    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  6. #76
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    satare پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦






    حدثاء و سفهاء: از ديگر صفات اين افراد، تازه كارى و سطحى نگرى است . لا يوجبون اءمرا و لا نهيا عن منكر الا إ ذا امنوا الضرر؛ اين افراد كه مردم از آنها تبعيت مى كنند، خود را به امر به معروف و نهى از منكر مكلف نمى دانند و از وجوب امر به معروف و نهى از منكر در ميان مردم سخنى به ميان نمى آورند، مگر جايى كه براى آنان ضررى نداشته باشد. آنان اين گونه به مردم القا مى كنند كه امر به معروف و نهى از منكر فقط هنگامى واجب است كه عمل به آن براى انسان مشكلى ايجاد نكند.

    يطلبون لا نفسهم الرخص و المعاذير؛ اين متظاهران به تقوا، پيوسته به دنبال بهانه اند كه از زير بار تكليف شانه خالى كنند؛ زيرا امر به معروف و نهى از منكر، خواه ناخواه ، مشكلات و تبعاتى در پى دارد و كسانى كه نهى از منكر مى شوند، از گرد شخص نهى كننده پراكنده شده ، رفتار دوستانه اى با او در پيش نخواهند گرفت .

    بدين ترتيب اين افراد، عالم نما و روحانى نما هستند و به هيچ روى ، صلاحيت ندارند كه مردم را رهبرى و راهنمايى كنند. اينان عالمان حقيقى را از عرصه كنار مى زنند و خود جاى گزين آنان مى شوند. اين افراد براى آنكه عالمان حقيقى را از صحنه بيرون كنند، لازم است كارى انجام دهند كه آنان را از چشم مردم بيندازند؛ از اين روى مى كوشند نقطه ضعفهايى از عالم حقيقى پيدا كنند. ساده ترين كارى كه در اين باره مى توانند كرد، اين است كه اشتباهى در كلام يا رفتار آن عالم حقيقى بيابند و آن را به غايت بزرگ جلوه دهند. عالمان نيز همچون معصوم نيستند، ممكن است گاه مرتكب اشتباه شوند؛ زيرا انسان غيرمعصوم هر قدر هم تقوا داشته باشد، حتى اگر نزديك به عصمت باشد، باز مصون از اشتباه نخواهد بود؛ از اين روى ، ممكن است از روى اشتباه كار خلافى انجام دهد يا حتى ممكن است كارى را واجب پندارد، و بعد معلوم شود كه اشتباه كرده است . بنابراين امكان دارد كه در رفتار و گفتار بهترين عالمان و بهترين شخصيتها نيز نقطه ضعفهايى پيدا شود. اين روحانى نماها منتظر فرصت اند تا بتوانند از روحانيان حقيقى نقطه ضعفى پيدا كنند و آنها را بزرگ جلوه دهند و عالمان حقيقى را در چشم مردم تضعيف و ترور شخصيت كنند تا مردم از اطراف عالمان واقعى پراكنده شوند.

    امام باقر عليه السلام در ادامه حديث ، به جابر مى فرمايد:

    يتبعون زلات العلماء و فساد علمهم ؛ اينان اشتباهات و لغزشهايى را كه در رفتار و گفتار عالمان حقيقى رخ داده است دنبال مى كنند.

    يقبلون على الصلاة و الصيام و ما لا يكلمهم فى نفس و لا مال ؛ اين عالم نمايان ، در انظار مردم به نماز و روزه و اعمالى كه براى مال و جانشان خطرى ندارد، روى مى آورند، در حالى كه امر به معروف و نهى از منكر ممكن است به مال و جان انسان آسيب برساند.

    و لو اضرت الصلاة بسائر ما يعملون باموالهم و اءبدانهم لرفضوها كما رفضوا اءتم الفرائض و اءشرفها؛ اگر زمانى شرايطى پيش آيد كه نماز خواندن هم موجب بروز مشكلى براى مالها و بدنهايشان شود، نماز را نيز ترك مى كنند.

    زيرا ملاك ترك امر به معروف و نهى از منكر نيز ضرر بود. اگر نماز هم موجب ضرر به مال و جان باشد، براساس همان ملاك آن را ترك مى كنند. چنان كه كامل ترين و شريف ترين فريضه ها، يعنى امر به معروف و نهى از منكر را به علت ضرر به مال و جان ترك كردند؛ از ترس اينكه مبادا به منافعشان خسارت وارد آيد. از اين روى ، اگر نماز هم ضررى براى آنان داشته باشد، آن را نيز ترك مى كنند.

    امام باقر عليه السلام در اين مقام ، امر به معروف را اتم الفرائض و اشرف الفرائض ، و حتى بالاتر از نماز مى خوانند. ايشان در ادامه نيز اهميت نهى از منكر و امر به معروف را متذكر مى شوند: ان الا مر بالمعروف و النهى عن المنكر فريضة عظيمة ؛ امر به معروف و نهى از منكر فريضه بسيار بزرگى است كه واجبات ديگر نيز وابسته به آن اند: بها تقام الفرائض . از اين روى ، حيات و بقاى دين و احكام آن به امر به معروف و نهى از منكر وابسته است . اگر به اين دو واجب عمل نشود، واجبات ديگر نيز از ياد مى روند.

    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  7. #77
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    سپس حضرت نيتجه گيرى مى كنند كه : هنالك يتم غضب الله عليهم ؛ زمانى كه مردم اين گونه شدند و دنباله رو چنين افرادى گشتند، غضب خدا بر آنان كامل مى شود و خداوند همه مردم را عقوبت مى كند: فيعمهم بعقابه ، فيهلك الا برار فى دار الفجار؛ هنگامى كه عقاب و عذاب عمومى خدا براى همه مردم نازل شد، بد و خوب ، و تر و خشك را باهم مى سوزاند، والصغار فى دار الكبار؛ حتى كودكان نيز همراه با بزرگ ترها مشمول عقوبت خواهند شد.

    امام عليه السلام دوباره بر اهميت امر به معروف و نهى از منكر تاءكيد ورزيده ، مى فرمايند:

    ان الامر بالمعروف و النهى عن المنكر سبيل الانبياء؛ امر به معروف و نهى از منكر راه و روش انبياست .

    كسانى كه مى خواهند در راه انبيا گام بردارند، بايد اهل امر به معروف و نهى از منكر باشند، وگرنه راه ديگرى پيموده اند و دنباله رو انبيا نبوده اند.

    و منهاج الصالحين : امر به معروف و نهى از منكر، شيوه صالحان است . فريضة عظيمة بها تقام الفرائض ؛ فريضه بزرگى است كه اقامه واجبات ديگر نيز در گرو عمل به امر به معروف و نهى از منكر است .

    و تاءمن المذاهب : امنيت راهها در سايه امر به معروف حاصل مى شود، و تحل المكاسب ؛ كسبها در سايه آن حلال مى گردند. اگر مردم مى خواهند كسب و تجارت حلال داشته باشند، بايد در اقامه امر به معروف و نهى از منكر بكوشند. در غير اين صورت ، رفته رفته ربا در كسب آنها راه مى يابد و مردم حلال و حرام را از يكديگر تشخيص نخواهند داد. زمانى كه وضع چنين شد، كسب حلال يا حرام مشتبه مى شود.

    و ترد المظالم : اگر كسى حق ديگرى را ضايع كرده باشد، رواج امر به معروف و نهى از منكر در جامعه باعث مى شود كه حق به صاحبش ‍ برگردد.

    و تعمر الارض : از جمله بركات امر به معروف و نهى از منكر، عمران و آبادانى زمين است . امر به معروف و نهى از منكر مانع تخريب محيط زيست به دست سودجويان اقتصادى مى شود؛ زيرا اين اعمال در دايره منكرات قرار دارند.

    و ينتصف من الاعداء: زمانى كه امر به معروف و نهى از منكر پابرجا باشد، دشمنان نيز به رعايت انصاف وادار مى شوند. آن گاه كه اهل امر به معروف و نهى از منكر صاحبان قدرت باشند، دشمنان جرئت نمى كنند به ظلم و ستم دست يازند و مؤمنان را آماج هجومهاى خصمانه قرار دهند.

    در نهايت ، حضرت مى فرمايد: و يستقيم الامر؛ كارها در سايه امر به معروف و نهى از منكر به سامان مى رسد. اين همان اصلاح است ؛ زيرا وقتى كارها به سامان مى رسند كه مفاسد برطرف شوند. اينها از جمله نتايج امر به معروف و نهى از منكرند.

    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  8. #78
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    zangooleh پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦






    وظيفه مسلمانان در برابر منكرات

    امام باقر عليه السلام درباره اجراى عملى امر به معروف و نهى از منكر مراحلى را ذكر مى كنند.

    1. فانكروا بقلوبكم : نخستين وظيفه مسلمانان در مقابل منكرات جامعه انكار قلبى و احساس نفرت از آن ، و اظهار اشمئزاز و انزجار از آن است ، به طور قطع ، نخستين گام در برخورد با گناه ، واكنش قلبى و ابراز خشم و غضب در برابر آن است . در مقابل ، رضايت و خشنودى قلبى از گناه در جامعه ، از جمله علايم نفاق و نخستين مرحله آن است ؛ زيرا اگر انسان به حكم خدا راضى نباشد، دلش از عدم اجراى احكام خدا خشنود مى شود بنابراين نخستين اقدام در مقابل انجام گناه اين است كه انسان ناراحت شود كه چرا اين اعمال صورت مى گيرند.
    مرحله - كه اولين اقدام عملى شمرده مى شود - بهتر است با ملايمت و مهربانى صورت گيرد.

    3. ((وصكوا بها جباههم : سومين مرحله از مراحل امر به معروف و نهى از منكر، برخورد تند است . تعبير صكوا بها جباههم يعنى به پيشانى آنها بزنيد. وقتى سخن نرم ، ملاطفت و موعظه اثر نبخشيد، و باعث جرئت و گستاخى بيشتر گناهكار گرديد، بايد با چنين شخصى با تندى برخورد كرد و با اعتراض شديد مانع عصيان او شد.

    البته چنين برخوردى ، اعتراض و ملامت ديگران را به دنبال دارد؛ حتى ممكن است دوستان فرد نهى كننده ، او را به دليل پرخاشگرى سرزنش كنند. ولى امام باقر عليه السلام مى فرمايد: و لا تخافوا فى الله لومة لائم ؛ از ملامت ملامت كنندگان نترسيد، اگرچه ملامتگران از نزديك ترين دوستان شما باشند؛ زيرا اگر مردم از ترس ملامت و سرزنش ديگران ، نهى از منكر را ترك كنند، بلا نازل مى شود و تر و خشك با هم مى سوزند.

    بنابراين پس از امر به معروف و نهى از منكر، يكى از اين دو حالت پيش ‍ مى آيد: فرد گناهكار بعد از امر به معروف و نهى از منكر تحت تاءثير واقع مى شود و از گناه و كارهاى ناشايست دست بر مى دارد، كه در اين صورت تكليف انجام گرفته و بايد با مهربانى و عطوفت با او رفتار كرد. از اين روى ، امام باقر عليه السلام مى فرمايد:

    فإ ن اتعظوا و إ لى الحق رجعوا فلا سبيل عليهم ؛ اگر به سوى حق برگشتند و از گناهان خود توبه كردند، ديگر سرزنش آنان سزاوار نيست .

    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  9. #79
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦






    اما اگر آنان از كارهاى ناشايست خود دست برنداشتند، خداى تعالى مى فرمايد:

    إ نما السبيل على الذين يظلمون الناس و يبغون فى الا رض بغير الحق اءولئك لهم عذاب اءليم (189) اشكال متوجه كسانى است كه به مردم ستم روا مى دارند و در روى زمين به ناحق سركشى مى كنند.

    اينان عذابى دردناك در پيش دارند. اگر موعظه ناصحان را نشنيدند و بر جنايت ، ظلم و كج روى خود اصرار ورزيدند، مؤمنان وظيفه ديگرى خواهند داشت . امام مى فرمايد: هنالك فجاهدوهم بابدانكم ؛ در اينجا با آنان جهاد كنيد. در اين صورت ، وظيفه از سخن گفتن و ملامت و حتى تندى كردن فراتر مى رود. چنين افرادى دشمن اسلام اند و بايد با ايشان مبارزه كرد. با چنين افرادى كه گستاخانه و به طور علنى ، احكام اسلام را انكار، و به مقدسات اسلام اهانت مى كنند، بايد مبارزه كرد و از عمق دل با آنان دشمنى ورزيد. در اين مقام نبايد بعد محبت و راءفت دين را در نظر گرفت ؛ زيرا راءفت اسلام شامل اين افراد نمى شود.

    البته مؤمن هنگامى كه با اين افراد بناى مخالفت مى گذارد، بايد مراقب نيت خود و مكر شيطان باشد. اين كار همچون نماز، عبادت است . شيطان سراغ شخص تارك الصلوة نمى رود تا او را به رياكارى ترغيب و تشويق كند؛ چون او اصلا اهل عبادت و نماز نيست تا رياكارى كند؛ اما وقتى كسى در مقام عبادت و نماز برآيد، به ويژه در داخل مسجد و در حضور مردم ، شيطان او را به رياركارى وسوسه مى كند. از اين روى مى توان گفت شيطان با كسى كه در مجالس عزادارى شركت نمى كند و به مكانهاى فاسد و مفسده برانگيز مى رود، كارى ندارد.او خود راه باطل و جهنم را پيش گرفته است ؛ اما زمانى كه به مجلس عزادارى آمد، شيطان او را وسوسه مى كند كه به گريستن تظاهر كند و خود را دل سوخته و اهل ولايت جلوه دهد. بدين ترتيب زمانى شيطان سراغ كسى مى آيد كه او در راه حق باشد. شيطان با كسى كه اهل امر به معروف و نهى از منكر نيست ، كارى ندارد، بلكه با او رفيق و همراه است ، و خود، از ياران شيطان به شمار مى آيد. اما آن گاه كه بخواهد امر به معروف و نهى از منكر كند، راهش از راه شيطان جدا مى شود، و شيطان چنين كسانى را وسوسه مى كند.

    بنابراين هنگام مبارزه بايد نيت را خالص كرد و دل را از خودنمايى و قدرت طلبى پيراست . در غير اين صورت ، تمام زحتمهايى كه با انگيزه هاى نفسانى و شيطانى صورت گرفته ، بيهوده خواهد بود و هيچ اجر و ثوابى نخواهد داشت ؛ زيرا عبادتى ارزشمند است كه براى خدا و به انگيزه امتثال امر خدا باشد امام عليه السلام مى فرمايد:

    و اءبغضوهم بقلوبكم غير طالبين سلطانا و لا باغين مالا و لا مريدين بالظلم ظفرا؛ آنان را از عمق دل ، دشمن بداريد و در اين امر، نه در صدد كسب قدرت و نه در صدد كسب مال باشيد، و نه بخواهيد از روى سركشى بر ديگران پيروز شويد.

    پيروزى مطلوب است ؛ اما پيروزى اى كه از راه صحيح و مشروع به دست آيد، نه از هر راهى . در بازيهاى سياسى اين موازين رعايت نمى شود، و هدف وسيله را توجيه مى كند. اما در اسلام اين گونه نيست . اسلام در كنار فرمان امر به معروف و نهى از منكر، حتى تا حد به خطر افتادن جان ، سفارش مى كند كه مراقب وسوسه هاى شيطان باشيد؛ مبادا گمان كنيد به هر بهايى و از هر راهى بايد به پيروزى رسيد؛ حتى اگر آن راه نامشروع باشد. احكام و حدود الاهى را بايد به درستى رعايت كرد و نيت را براى خدا خالص گردانيد.

    اما اينكه چرا بايد با افرادى كه در مقابل امر به معروف و نهى از منكر مقاومت مى ورزند، مبارزه كرد، حضرت مى فرمايد: حتى يفيئوا الى امر الله و يمضوا على طاعته ؛ تا دست از مخالفت بردارند و از راه باطل بازگردند و سر به فرمان خدا بگذارند، و بر اساس طاعت الاهى سلوك كنند.

    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  10. #80
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦ آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦






    عاقبت ترك امر به معروف و نهى از منكر

    امام باقر عليه السلام در پايان روايت ، موعظه اى ديگر فرموده ، داستان حضرت شعيب را نقل مى كند كه خداى تعالى به حضرت شعيب وحى كرد كه صد هزار نفر از قومش را هلاك خواهد ساخت ، كه چهل هزار نفر از آنان اهل معصيت بودند و شصت هزار نفر ديگر، انسانهايى خوب و صالح . شعيب پيامبر از اين امر تعجب كرد و پرسيد: بار خدايا اشرار مستحق عذاب اند، اما خوبان چرا؟ خداى تعالى فرمود عقاب و عذاب خوبان از آن روست كه آنان به اهل گناه سازش كردند و در جايگاه غضب من نكردند.(190) در متن عربى حديث ، ((داهنوا)) آمده كه مصدر آن ((مداهنه )) و از ماده ((دهن )) به معناى روغن مالى كردن است و در فارسى به سازش ‍ ترجمه مى شود؛ زيرا دهن و روغن مالى از بروز اصطكاك جلوگيرى مى كند؛ از اين روى به رفتارى كه موجب تنش و اختلاف نشود، مداهنه گويند.

    بنابراين اگر انسان در بعضى موارد غضب نكند، دچار عذاب خدا مى شود با اينكه اسلام دين رحمت ، محبت و راءفت است . پيوسته نمى توان با نرمى و محبت رفتار كرد، بلكه در مواردى ، تندى و خشونت لازم است .

    در حديثى از امير مؤمنان عليه السلام آمده است ، كمترين اقدام در مواجهه با گناه برخورد سرد و عبوس با اهل آن است .(191) اين حد تكليف ، از هيچ كس ساقط نمى شود. البته مهربانى با گناهكار به منظور راهنمايى و توجه دادن او به اشتباهش ، اشكال ندارد و ترفندى براى هدايت وى به شمار مى آيد. امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايد: خداى تعالى دو فرشته را ماءمور كرد تا شهرى را زيرو رو كنند. وقتى به آن شهر رسيدند، مردى را [در آن شهر] يافتند كه دعا مى كرد و به درگاه خداوند با ناله و زارى مى گريست . يكى از دو فرشته به ديگرى گفت : اين مرد را مى بينى ؟ رفيقش ‍ پاسخ داد: آرى ، ولى تو [به او كارى نداشته باش و] آنچه خدا دستور داده ، انجام بده . فرشته اولى گفت : من كارى انجام نمى دهم ، مگر اينكه نزد پروردگارم بازگردم . پس بلافاصله نزد خداوند تبارك و تعالى برگشت و عرض كرد: بار خدايا، من به آن شهر رفتم . ولى فلان بنده ات را در حال دعا و تضرع به درگاه تو ديدم . خداوند فرمود: آنچه به تو دستور داده ام ، انجام بده ؛ زيرا او مردى است كه هيچ گاه رنگ صورتش به سبب خشم و غضب به خاطر من تغيير نكرده است .(192) بنابراين همان گونه كه عذاب خدا مردمان گستاخ و متجاهر به فسق را كه از كرده خود پشيمان نمى شوند، در برمى گيرد، كسانى را نيز كه اهل نهى از منكر نيستند و معصيت گناهكاران هيچ تغييرى در رفتار آنان پديد نمى آورد، شامل مى شود؛ اگرچه خودشان اهل عبادت بوده ، از گناه بپرهيزند.

    ماجراى اصحاب سَبت نمونه ديگرى است از سرانجام ترك امر به معروف و نهى از منكر. صيد روز شنبه در شريعت حضرت موسى عليه السلام حرام بود. اكنون نيز يهوديان سنت گرا و پاى بند به يهوديت ، شنبه ها آتش روشن نمى كنند، چيزى نمى پزند، ذبح نمى كنند و به صيد نمى روند. گروهى از يهوديان ، كنار دريا يا رودخانه زندگى مى كردند. آنان روزهاى شنبه مى ديدند ماهيان احساس امنيت مى كنند و كنار ساحل مى آيند، در حالى كه روزهاى ديگر چنين نبود. سرانجام گروهى از آنان تاب نياوردند و براى استفاده از اين فرصت حيله اى به كار بستند: در كنار ساحل حوضچه هايى كندند و روز شنبه راه حوضچه ها را باز مى گذاشتند و زمانى كه آب رودخانه همراه با ماهيان وارد حوضچه مى شد، جلو آب را مى بستند و در حقيقت ماهيها را در آن حوضچه ها حبس مى كردند، تا روز شنبه بگذرد و سپس آنها را صيد كنند. خداى تعالى به سبب اين كار، آنان را مسخ كرد و به صورت ميمون در آورد:(193)

    ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦  آذرخش كربلا ◦¨ْ°ْ¨◦¨ْ°ْ¨◦





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


صفحه 8 از 14 نخستنخست ... 456789101112 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •