فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 43
  1. #11
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان




    شاگردان استاد یاوری: ۱ - استاد عباس غازی ۲ - استاد عباس کاظمی ۳ - استاد هنرمند ۴ - جناب آقای شیخ صراف و ... بودند.
    استاد تاج اصفهانی درباره یاوری می گوید: « ياورى استاد است و رديف ها و گوشه هاى بسيارى را بلد است ولى خيلى باهوش است و آنچه مى داند براى همه نمى گويد مگر براى اهل معرفت.»
    یاوری معتقد بود كه موسيقى از «فارس» شروع مى شود، در «اصفهان» تكوين مى يابد و در «تهران» خراب مى شود. (عین حقیقت را گفته اند!)
    بار ها مى گفت موسيقى ما ۲۴ دستگاه بود و هر كدام را در ساعت خودش مى نواختند تا اثر گذار باشد و ۲۴ بيت براى اين ۲۴ دستگاه مى خواند. روحش شاد ...

    استاد حسین یاوری، او و حسن کسایی هر دو از بهترین شاگردان مهدی نوایی بودند.
    فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #12
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان




    شرح حال استاد عباس کاظمی از زبان خود
    در سال ۱۳۱۴ وقتی پنج ساله بودم پدرم "صادق" فوت کرد. ما در دهکده ای به نام "کبوتر آباد" در " برآن " واقع در ۲۰ کیلومتری جنوب شرقی اصفهان سکونت داشتیم. از آنجا به اتفاق خانواده به اصفهان آمدیم و من به شغل نانوایی مشغول شدم. تحصیل را از بچه های توی کوچه، از بزرگتر ها و از هرکس که امکان داشت، یاد گرفتم و آموختم. در آن زمان استاد "بصیر" در همسایگی ما بود. خدمت ایشان علم بدیع، عروض و قافیه را یاد گرفتم و به شعر و شاعری روی آوردم، مدارج تحصیلی را تا سطح فوق دیپلم ادبیات قدیم ادامه دادم و به محافل ادبی راه پیدا کردم و چون لحن خوشی داشتم به تشویق استاد "متین" استاد شعر و ادب به نزد استاد "حسین یاوری" استاد نی و آواز آن زمان و استاد "میرزا علی قاری" یکی از بهترین شاگردان " سید رحیم اصفهانی " اولین استاد مکتب آوازی اصفهان رفتم. تا اینکه بعد از گذراندن رنج ها و سختی های زیاد، سال ۱۳۴۱ در شعر و موسیقی به توانایی رسیدم. در این سال به خراسان سفر کردم و به محفل استاد "فرخ" راه یافتم و با شعرای نامی مشهد از جمله آقایان قدسی، کمال، قهرمان، صحیح، دکتر یوسفی، بینش و دکتر رجا آشنا شدم. و در تهران نیز با " رهی معیری" و " امیری فیروزکوهی" و ذکایی بیضایی آشنا و دوست شدم.
    استاد عباس کاظمی - شاعر و بزرگ مرد آواز و نی ایرانی در قرن معاصر
    فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #13
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان




    از سال ۶۲ به بعد، در اثر سکته قلبی توان جسمی خود را تقریبا از دست دادم سپس به توصیه مرحوم استاد متین کلاس خصوصی در منزل تشکیل دادم و شاگردان خوبی تربیت کردم که از جمله در رشته آواز آقایان: ۱- هاشمی ۲-حسین سرکوب ۳- رسائیان و ... و در رشته نی: ۱- آقای نعمت اللهی ۲- سرهنگ فراهانی و ۳- پسرم محمد صادق کاظمی که از سرآمدان رشته خود هستند. هدف از تدریس ، تنها حفظ و بقای مکتب اصفهان بوده تا از این میراث فرهنگی حراست شود. با تلاش و با طی کردن مراتبی، سعی کردم مکتب سید رحیم اصفهانی را که همان مکتب آوازی اصفهان است بیاموزم. اکنون مجموعه ای به تعداد ۴۱۲ ( چهارصد و دوازده ) گوشه و نغمه همراه با شعر مخصوص آنها جمع آوری کرده ام. کتابی از اشعار من در دست چاپ است که از سوز درون من و اجتماع من است. نوارهای ردیف من ۱۹ نوار شده که ۱ نوار شامل نغمه ها، ۶ نوار مرکب خوانی، ۱۲ نوار هم مقام است. (نوار های اشاره شده قبل از فوت استاد نزد شخصی به نام آقای قاسمی که دوست استاد کاظمی بودند، به امانت سپرده شده است تا منتشر شود و در اختیار علاقمندان قرار گیرد ولی متاسفانه آقای قاسمی قبل از استاد فوت کردند و نوارها و جای آنها مشخص نیست. ولی ... سایر نوارهای آموزشی و درسی استاد کاظمی از جمله ردیف های آموزشی و مجلسی و درس های دور عالی در اختیار هنرجویان مورد اعتماد ایشان موجود است.)
    فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #14
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان




    نحوه آشنایی و دیدار آقای شجریان با استاد عباس کاظمی
    درباره عکس های موجود اول این توضیح را بدهم که اگر کیفیت عکس ها بالا نیست، علت قدیمی بودن دوربین (عکس در سال ۷۲ انداخته شده است) و چاپ عکس می باشد.



    در این عکس آقای شجریان بعد از گوش دادن به مرکب خوانی استاد کاظمی و درک هنر و دانش والای ایشان متاثر شدند و گریستند.
    فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #15
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان




    در آن سال وقتی آقای شجریان همراه با گروه خود برای اجرای کنسرت به اصفهان می آید ، در یک شب قبل از برگزاری کنسرت در هتل کوثر اصفهان، مشکلی برای اعضای گروه آقای شجریان به وجود می آید که ممکن بود منجر به لغو کنسرت شود و ...
    پس از مشکل به وجود آمده در گروه و احتمال لغو کنسرت، آقای شجریان به فکر چاره می افتد. از آنجایی که خبرهای مربوط به هنرمندان اول به گوش خودشان می رسد، در روز برگزاری کنسرت آقای نعمت اللهی، شاگرد استاد عباس کاظمی در نی، نزد آقای شجریان رفته و به ایشان اطمینان خاطر می دهد که برنامه به هم نخورد و خود قادر است به تنهایی و با یک نی، برنامه را همراه با ایشون اجرا کرده و به پایان برساند ... پس از اجرای بسیار قوی آقای نعمت اللهی و پایان کنسرت، آقای شجریان از ایشون درباره نام استادشون سوال می کنند و آقای نعمت اللهی، نام و خانه استاد عباس کاظمی را به آقای شجریان معرفی می کنند...
    بدین ترتیب آقای شجریان به خانه درویشی استاد عباس کاظمی در کوچه پس کوچه های قدیمی و خاک خورده اصفهان می رود و در آنجا ... پس از شنیدن صدای استاد و پس از تقریبا یک ساعت مرکب خوانی استاد عباس کاظمی و پی بردن به دانش والای استاد کاظمی و شیوایی و رسایی صدای ایشون، متاثر می شوند و می گریند و می گویند ( نقل قول از خود آقای شجریان ): " کار شما حاصل زحمت و دسترنج ۵۰ سال کار مداوم در آواز و موسیقی است که از عهده من خارج است ...به راستی که حق مطلب را ادا کردید و کاش من شما را خیلی زودتر از این ها می دیدم. "
    بعد از این دیدار آقای شجریان نوار دستگاه شور را از استاد دریافت کرد و خود استاد کاظمی نوار را در اختیار ایشان قرار داد ( که البته در یک ملاقات دوباره بعد از این جریان ، آقای شجریان نزد استاد آمده و نوار دیگری دریافت کردند) که تفاوت و زیبایی این آثار متعلق به دستگاه شور در کارهای آقای شجریان دیده می شود.
    اگرچه سکته نیز به مهجور ماندن کاظمی کمک شایانی! کرد، اما اگر کسی هم سراغی از او می گرفت، نام آشنایان موسیقی خطه اصفهان یا می گفتند چنین اسمی در موسیقی ما نیست یا از مرگ! او سخن می گفتند یا اصلا آدرسی به کسی نمی دادند. کاظمی رنج شکوفایی اش را برچید و با همه خاطرات خود و همه فصل هایش به خواب ابد فرو رفت. این اواخر مضیقه مالی اش آنچنان بود که حتی آب منزلش را قطع کرده بودند ...
    حالا اصفهان از طنین کاشی های آبی اش چقدر پر است ؟! ....

    بسیاری از شما تا به حال اسم اساتیدی مثل سید رحیم و نایب اسدالله را شنیده اید که سید رحیم بنیانگذار آواز مکتب اصفهان و نایب اسدالله پایه گذار نی نوازی به شیوه ای بدیع و علمی در ایران بوده اند، ولی اطلاعات کمی از زندگی، آثار و فعالیت های هنری آن ها را در اختیار دارید. من سعی کردم با جستجو در منابع مختلف و سوال از اساتید، اطلاعاتی از این دو گوهر گرانبهای موسیقی اصیل ایرانی بدست آورم تا شما نیز با آنها بیشتر آشنا شوید. سید رحیم و نایب اسدالله هر دو از شاگردان ابراهیم آقاباشی بودند که او در اصفهان می‌زیست. ریاست خواجگان دستگاه ظل‌السلطان را بر عهده داشت و به همین مناسبت به آقاباشی معروف بود او از اساتید معتبر و مسلم موسیقی عصر خود به‌شمار می‌رفت و در نواختن نی و خوانندگی شاگردانی را تربیت کرد.
    فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #16
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان




    سید رحیم: سید عبدالرحیم اصفهانی در سال ۱۲۳۲ خورشیدی در محله دربکوشک اصفهان به دنیا آمد. سید مردی وارسته و درویش مسلک بود و در مناسب خوانی حسن سلیقه خاصی داشت. او صدایی وسیع ، توانا و تحریرهایی مشخص و شمرده داشت. از ابتدای جوانی به‌ واسطه داشتن صدای خوش ، به‌ روضه‌خوانی اشتغال داشت اما هیچ گاه در كاربرد كلمات زاید كه معمول خوانندگان سبك تعزیه و تا حدی رایج بود، بهره نمی گرفت ، بلكه تحریرهایش سنجیده بود و آواز را راحت و با طمانینه می خواند. ردیف دستگاه‌های موسیقی را از ابراهیم آقا‌باشی آموخت. سید عبدالرحیم در احاطه به موسیقی ملی و سلیقه خوانندگی و تنوع و اطلاع از گوشه‌ها در عصر خود بی‌مانند بود و شاگردان بسیاری تربیت کرد. او محفوظات بسیار داشت ، به‌طوری‌که که اشعار مناسب دستگاه‌ها و گوشه‌ها را به‌ مقدار فراوان به‌ خاطر می‌سپرد. شیوه تحویل شعر و تحریرهای مناسب و نیز وزن شناسی در آواز و تصنیف از مولفه های اصلی مكتب آوازی اصفهان بود كه سیدرحیم از میراث داران و احیاگران آن در عهد ناصری محسوب می شد.


    استاد سید رحیم اصفهانی - بنیانگذار مکتب اصفهان
    بر خلاف آن چیزی که درباره سید رحیم گفته می شود که او ب‍ُخل‌ علمی داشته، او شاگردان بسیاری را تربیت کرده است. موضوع بر سر آن است که اساتید گذشته تنها به کسانی درس می دادند که محرم موسیقی به شمار می آمدند و به اصطلاح اهل معرفت و کمال بودند، زیرا این ردیف ها و آواز ها امانتی بوده است از گذشتگان که باید بدون تغییر به آیندگان می رسید. شاگردان سیدرحیم عبارتند از: ۱- میرزا علی قاری ۲- استاد تاج اصفهانی ۳- اسماعیل ادیب خوانساری ۴- حبیب شاطر حاجی. البته شاید بسیاری از شما سید حسین طاهرزاده را نیز جزو شاگردان سید رحیم به حساب آورید ولی اینگونه نیست و خود استاد طاهرزاده نیز اذعان داشته اند که شاگرد سیدرحیم نبوده اند و تنها در دوره کوتاهی، آن هم از پشت در و پرده به صورت مخفیانه آواز های ایشان را گوش کرده اند. پس نمی توان طاهرزاده را شاگرد این مکتب به حساب آورد. البته افراد زیادی نزد سید رحیم آمده و گوشه ها و آواز هایی را از او شنیده و یا آموزش دیده اند که همه به صورت مقطعی و کوتاه مدت بوده است. مثل جناب دماوندی (که به نظر من آقای شجریان بیشتر از ایشان تاثیر گرفته اند تا طاهرزاده) که برای مدتی نزد سیدرحیم آمد و از محضر او بهره برد.
    فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #17
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان




    نایب اسدالله (ملقب به خداوندگار نی): قبل از هر چیز بگویم که این لقب را من به این استاد بزرگ نداده ام و اساتید بزرگی همچون استاد حسن کسایی و مرحوم روح الله خالقی و ... او را با این لقب نام برده اند. و عنوانی است که به حق شایسته اوست. استاد نایب اسدالله فرزند نایب حسین خان که یکی از هنرمندان آن زمان به شمار می رفت از مادرش به نام صاحب جم در شهر اصفهان چشم به جهان هستی گشود. نایب شاگرد ابراهیم آقا باشی و همچنین پدر هنرمند خویش بود ولی تنها به دلیل علاقه و پشتکار و خلاقیت توانست در زمره یکی از بزرگترین موسیقیدانان جهان درآید.

    وی همراه با ناصرالدین شاه در یک سفر به انگلستان عزیمت کرد و در کنسرت بزرگی که توسط ملکه وقت آن کشور برپا گردیده بود، شرکت جست. در این هنرنمایی بین المللی موسیقیدانان و نوازندگان اکثر کشورها شرکت داشته و برنامه های هنری متعدد اجرا کردند. در پایان مراسم با اشاره ناصرالدین شاه « نایب » نی را از جیب خود بیرون آورده و شروع به نواختن آن می کند، به طوریکه همه حضار شرکت کننده را مات و مبهوت می سازد! ملکه نیز چنان تحت تاثیر این صوت دلنشین واقع می گردد که بی اختیار گردنبندش را بیرون می آورد و بر گردن نایب آویزان می کند و رو به حضار می گوید: « باید اعتراف کرد این مرد ایرانی با چوبی خشک که بیش از چند سوراخ در آن دیده نمی شودچنان غوغایی کرد که تمامی سازهای پیشرفته امروزی را منهدم ساخت ».

    استاد نایب اسدالله - بزرگترین نی نواز ایرانی
    نایب اسدالله در یکی از دستگاه های موسیقی ایرانی گوشه ای اختراع کرده که امروز به نام " بغدادی نایب " معروف می باشد. او مظهر پاکی و خلوص نیت بود و به قول خودش کسی بود که نی را از آغل گوسفندان به دربار پادشاه برد. او با استادان بزرگ آن زمان نظیر سماع حضور و آقا حسینقلی رابطه نزدیک داشت و آموخته ها و تجارب خود را به رایگان در اختیار علاقمندان قرار میداد. نایب بی ریا ساز می زد و منتظر خواهش کسی نبود. شب ها هنگامی که همه در خواب بودند ، شروع به ساز زدن می کرد و با رمز و راز نهفته در سازش با خدای خود ارتباط برقرار می نمود.
    شاگردان نایب: ۱- استاد مهدی نوایی ۲- مرحوم مشیر همایون بودند و استاد حسن کسایی و استاد حسین یاوری نیز با یک واسطه ( یعنی استاد مهدی نوایی ) شاگرد نایب بودند. تاریخ فوت این استاد بزرگ و آبروی موسیقی ایرانی به درستی مشخص نیست اما مزارش به طوری که یکی از نوادگانش به نام عباسعلی مظفری می گوید در تخت پولاد اصفهان روبروی مقبره فیض کاشانی در زیر یک دیوار واقع گردیده است.
    فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #18
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان




    اصفهان در یک نگاه
    اصفهان به لحاظ واقع ‏شدن در مركز جغرافیائى ایران و با داشتن آب و هوایی معتدل و خاكى حاصلخیز و آب ‏كافى زاینده ‏رود از دیرباز به‏ عنوان مكانى براى سكونت، مورد توجه بوده است.احتمالاً از عصر ساسانیان كه سپاهیان (اسپهان) در دشت حاصلخیز اطراف شهر گرد آمدند به این‏ نام خوانده شده است. در سال 19 هجرى اصفهان بدون جنگ و خونریزى و با انعقاد یك صلحنامه به دست سپاهیان اسلام افتاد و جزئى از سرزمین وسیعى شد كه اسلام بر آن حكومت مى‏كرد. در دوره سیصدساله پس از آن، این شهر اغلب دست ‏به‏ دست مى‏شد تا اینكه در قرن چهارم هجرى، در زمان آل ‏زیار و آل ‏بویه، به‏ عنوان پایتخت مورد استفاده قرار گرفت. در قرن پنجم، در دوران سلجوقیان، پایتخت امپراطورى وسیعى شد كه یك مرز آن رود سیحون و مرز دیگرش سواحل شرقى دریاى مدیترانه بود. غارت وحشیانه شهر به دست تیمورلنگ و قتل ‏عام ساكنان آن در سال 789 هجرى، اصفهان رابه وضع اسف‏بارى دچار كرد.
    در زمان اولین حكمرانان صفوى در قرن دهم هجرى اصفهان از مراكز مهم تجارت، فرهنگ و صنعت گردید و در اوایل قرن یازدهم (1006 ه) پایتخت شاه ‏عباس از قزوین به اصفهان انتقال یافت و قریب یك قرن ‏و نیم این شهر پایتخت سلسله صفویه بوده، از شهرت جهانى برخوردار شد. پس از هجوم سخت و وحشیانه محمود افغان به اصفهان و قتل‏عام مردم و سرنگونى شاه سلطان حسین صفوى، اصفهان دیگر مركزیت خود را از دست داده، سیر صعودى رونق و آبادانى آن متوقف شد. با روى كارآمدن سلسله قاجاریه و حاكمیت ظل ‏السلطان بر اصفهان، بسیارى از آثار بجا مانده از دوران صفویه به‏دست این حاكم ظالم یا نابود شد و یا به‏ فروش رفت، به‏ طورى كه امروز نام آنها را تنها در میان كتابها مى‏توان یافت.
    هم اكنون اصفهان از مراكز مهم صنعتى و تجارى ایران بوده، به دلیل وجود آثار تاریخى و باستانى بسیار و فضاهاى طبیعى فراوان مورد توجه هموطنان و جهانگردان قرار دارد.
    فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #19
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان




    چرا اصفهان را اصفهان می گویند؟

    در علت نامگذارى اصفهان وجوه مختلفى گفته‏ اند كه برخى به اساطیر شباهت دارد و پاره‏اى از گفته‏ها هم سند و دلیلى ندارد، مانند قصه سوزانیدن نمرود ابراهیم خلیل را، كه چون به اصفهانیان امر شد كه در سوزانیدن خلیل ‏الله شركت كنند و از قبول آن خوددارى كردند در باره آنها گفته شد: «اسپاه‏آن» یعنى آنها سواران خدایند. یا اینكه اصفهان از بناهاى اصبهان بن فلوج بن سام بن نوح(علیه‏السلام) است و یا در «روضات الجنات» آمده كه اینجا دریا بوده است و سلیمان(علیه‏السلام) به جن فرمان داد كه براى او در محل معروفى بنام گاوخوانى نقبى زدند و زمین آن خشك شد و در دامنه جنوبى آن رود بزرگ زنده‏رود جارى بود تا اینكه سلیمان(علیه‏السلام) با موكب وارد آنجا شد و از آب‏ و هواى آنجا لذت برد و لذا به وزیرش «آصف» به آنجا اشاره كرد و چون به بسیارى از لغات صحبت مى‏كرد به فارسى گفت آصف هان كه هان در فارسى اشاره به جاى نزدیك است و مقصود اینكه زمینى كه مى‏طلبیدم همین است، از این جهت آصف‏هان گفته شده است.
    آنچه منطقى بنظر مى‏رسد وجه تسمیه‏اى است كه حمزه اصفهانى اختیار كرده و آن چنین است: لفظ اصبهان و اصفهان و اصفاهان از اسپاهان كه به معنى سپاه‏ها و لشگر است گرفته شده و اسپاه و اسپه نام لشگر است. از اینرو اصفهان را كه مركز سپاه بود. اسپاهان خوانده‏اند و چون مردم اصفهان از زمان كاوه آهنگر به سپاهى‏گرى شهرت داشتند و در دوره ساسانیان براى حمل درفش كاویانى فقط از وجود آن استفاده مى‏كردند و «اساوره»اى كه در بین تازیان شهرت دارد همان سواران برجسته مردم اصفهان هستند و لذا نام اصفهان كه معرب از كلمه اسپاهان است بر این شهر نهاده شده است.


    فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #20
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان




    لباس مردم اصفهان در قرن قبل از مشروطه‏

    عمامه و عبا و لباس بلند كه مخصوص روحانیون بود، در قرن قبل از دوران مشروطه عمومیت پیدا كرده بود. چنانچه در شهر اصفهان، 90 درصد مردم از كسبه و غیره معمم بودند. معروف است در زمان ناصرالدین شاه، چراغعلى‏خان نامى، حاكم اصفهان شده بود. چون معمول بود كه عموم طبقات از حاكم تازه وارد دیدن كنند، روزى در تالار بزرگ چهل‏ستون براى پذیرایى بارِعام داده بود، عده‏ اى مردان معمم و عبابدوش وارد تالار شدند.
    چراغعلى خان خیال مى‏كند كه آنان علماى شهرند و براى تكریم آنها برمى‏خیزد و به اندازه‏اى كه درخور مقام روحانیون است به آنها احترام مى‏گذارد.در ضمن متوجه مى‏شود كه دستهاى همه واردین سیاه است. از روى تعجب علت سیاه بودن دستهاى آنها را سئوال مى‏كند یكى از آنها جواب مى‏دهد، ما صنف رنگرز هستیم و از براى عرض تبریك شرفیاب شده‏ایم. چراغ‏على‏خان از احترام و كرنش بى‏مورد كه به یك‏عده كارگر كرده بود متغیر مى‏شود و آنها را بیرون مى‏كند و سپس به علماى معروف از آنچه گذشته بود شكایت مى‏كند. علما موافقت مى‏كنند كه كسبه بجاى عمامه سفید، عمامه بخور یا زرد رنگ بر سر بگذاردند.


    فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •