فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 43 , از مجموع 43
  1. #41
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان




    كشتار تیمور لنگ از مردم اصفهان‏

    از وقایع و حوادث مهمى كه براى مردم شهر تاریخى اصفهان رخ نموده قتلعامى است كه تیمور لنگ از این شهر كرد. این واقعه را تمام مورخین آن زمان نقل كرده و باتفاق آنرا نوشته‏ اند. اجمال آن چنین است كه وقتى تیمور در پائیز سال 789 هجرى عازم تسخیر ممالك عراق شد، به اصفهان آمد و از راه اصفهان مى‏خواست بفتح فارس نائل گردد.
    تیمور با لشگریان خود در بیرون شهر اصفهان فرود آمدند و براى استمالت و جلب عطوفت این پادشاه قهار حاكم شهر كه سید مظفر كاشى و خالوى سلطان زین‏ العابدین مظفر و از طرف او حاكم بود با جمعى از سادات و علماء و اشراف و بزرگان شهر، به اردوى تیمور رفته و مقرر شد لشگریان تیمور در بیرون شهر بمانند و تیمور در قلعه طبرك منزل نماید. و ضمناً در تمام دروازه ‏هاى شهر لشگریان تیمور مراقب باشند. تیمور دستورى صادر نمود مبنى بر آنكه آنچه اسب و اسلحه در شهر موجود است باید بمأمورین او تحویل داده شود. و نیز مقرر شد براى نعل بهاى قشون تیمور وجهى بمردم اصفهان سرشكن گردد و براى جمع ‏آورى این پول مأمورین تیمور بكار جمع پول مشغول بودند شبى یكى از اهالى تیران آهنگران موسوم به (على‏كچه‏با) در شهر دُهُلى بزد و عده زیادى گرد او جمع شدند.
    مورخین زمان تیمور كه در تعریف این پادشاه ستمگر مبالغه نموده مى‏نویسند این عده وارد محلات شهر شدند و بیشتر مأمورین تیمور را بقتل رسانیدند مگر در چند محله كه مردمان آن عاقل و دوراندیش بوده و مأمورین تیمور را در خانه‏ هاى خود پناه داده و مانع قتل آنها شدند. بغیر از این عده از مأمورین بسیارى از لشگریان تیمور كه در آن شب براى خریدن مهمات خود بشهر آمده بودند قریب سه هزار كس بقتل رسیدند و من جمله محمد پسر ختاى بهادر كه ظاهراً داماد تیمور بوده مقتول گشت. على‏كچه‏پا پس از فراغت از این كشتار باتفاق همراهان بطرف دروازه‏هاى شهر شتافته و جمعى را كه به محافظت دروازه‏ ها مشغول بوده گرفتار و زندان نمودند.
    فرداى آنروز كه خبر این واقعه بگوش تیمور رسید آتش خشم فاتح آسیا زبانه كشید و دستور داد لشگریان شهر را تسخیر نمایند. مردم شهر كه این خبر را شنیده درصدد دفاع برآمده و در كنار حصار شهر جنگ خونینى رخ داد و من‏جمله (تیمور اقبوغا) كه از سرداران مشهور تیمور بود كشته شد. بلاخره شهر بتصرف لشگریان تیمور درآمد. در همین اثنا تیمور كس فرستاد تا لشگریان بمردمان محله سادات و ساكنین كوچه موالى تركه و خانه خواجه امام‏الدین واعظ آزار نرسانند مى‏گویند خواجه امام‏ الدین یكسال بود كه وفات كرده بود ولى بپاس احترام او خانه‏ اش در امان ماند علت این امر این بود كه تیمور بدراویش و صوفیان و سادات احترام مى‏گذاشت. بارى تیمور به قتل‏عام و انواع عقوبت فرمان داد و دستور داد سرهاى كشتگان را هزار هزار نزد او آورند. مى‏گویند بعضى از لشگریان كه نمى‏خواستند بدست خود مباشر قتل شوند سرها را مى‏خریدند و در ابتدا قیمت هر سرى به بیست دینار كبكى بود ولى در آخر آنهائیكه سهم خود را داده بودند سرهاى زیادى را مى‏فروختند به نیم دینار و كسى نمى‏خرید.
    از اتفاقات شگفت این است كه جمعى از مردم اصفهان در آنروز از گزند تیغ در امان ماندند و شب خواستند بگریزند از قضا برفى بارید و اثر پاى ایشان در برف بماند و روز دیگر لشگریان تیمور اثر پاى آنها را گرفته در هر كجا كه پنهان شده بودند بیرون آوردند و به تیغ انتقام بگذرانیدند تعداد كشتگان را از هفتاد هزار كمتر ننوشته‏ اند فرمانى كه تیمور پس از قتل‏عام صادر نمود از اینقرار بود كه هفتاد هزار سر آدمى جمع آرند و از سرها مناره‏ها سازند پس از جمع شدن سرها از دروازه طوقچى تا قلعه طبرك بیست و هشت مناره با هزار و پانصد سر بالا بردند و در طرف دیگر شهر نیز بهمین منوال. بنابر این آنچه بعضى تصور كرده و اخیراً در یكى از روزنامه‏ هاى محلى، مكان مناره سرهاى كشتگان تیمور را در نزدیك بازارچه اسمعیل كوسه معین كرده، اشتباه محض است و منار مذكور متعلق بسرهاى شكار یكى از پادشاهان صفوى بوده و شرح آنرا شاردن نوشته است. واقعه قتل‏عام اصفهان در آخر شوال و یا پنجم ذیقعده سال 289 هجرى اتفاق افتاده است.

    فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #42
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان




    محاصره شهر اصفهان توسط خوارج‏

    قبل از آنكه محاصره اصفهان بدست خوارج شروع شود، در رى جنگ سختى بین آنان و لشگریان خلیفه رخ داد و خوارج در جنگ رى فاتح شدند. در این هنگام آتش بیداد و طغیان خوارج در اطراف اصفهان بمنتهى درجه رسیده بود و كمتر آبادانى بین اهواز و اصفهان وجود داشت كه مورد دستبرد آنان واقع نشود و مردم آن گرفتار قتل و غارت نگردند. مصعب براى دفع آنان پس از مشاوره با سران لشگر، حكومت اصفهان را به (عتاب بن ورقاء ریاحى) واگذار كرد و وی را مأمور دفع خوارج نمود.
    فرمانده خوارج بعد از اینكه در رى فاتح شد بجانب اصفهان روانه گردید و هفت ماه شهر را محاصره كرد و در طول این مدت گاهى جنگى رخ مى‏نمود. یك روز حاكم اصفهان به یاران خود گفت منتظر چه هستید؟ قسم بخداوند كه هرگز نباید از كمى عده بترسید، شما از شجاعان لشگر مى‏باشید و كراراً در جنگها كاردانى و لیاقت خود را نشان داده‏اید. نتیجه محاصره این خواهد بود كه بتدریج ذخائر شما تمام شود و آن وقت چاره جز این نیست كه از گرسنگى بمیرید و برادر برادر را دفن كند. این است كه قبل از آنكه ضعف بر شما راه یابد بدشمن حمله كنید و دمار از روزگار او برآورید.
    عتاب‏بن ورقاء نماز صبح را با لشگریان خود خواند و در حالیكه خوارج در خواب بودند بآنها حمله كرد قبل از حمله بیرقى بدست كنیزى موسوم به یاسمین داد و گفت هر كس مى‏خواهد توقف كند به بیرق یاسمین ملحق شود و كسى‏كه عازم جهاد است بهمراه ما بیاید. دو هزار و هفتصد سوار بعتاب بن ورقاء پیوستند و قبل از آنكه خوارج متوجه شوند برآنها تاخته و كشتار عظیمى از آنان نمودند و من‏جمله زبیربن على در این جنگ بقتل رسید. در نتیجه این جنگ هولناك خوارج شكست خورده تاب مقاومت نیاورد بجانب اهواز فرار كردند. و عتاب بعوض اینكه آنها را دنبال كند بشهر بازگشت.
    فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #43
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان





    محاصره اصفهان و شجاعت میرزا ابوالقاسم‏پس از آنكه امراى قزلباش در جنگ گولون‏آباد اصفهان از افغانان شكست خورده و راه فرار پیش ‏گرفته بحضور شاه سلطان حسین صفوى رسیدند، شاه بناى تعرض را بآنان گذاشت و قرار بر این شد كه حالا كه در این جنگ شكست خورده و لشگر قزلباش همه توپ هاى بزرگ را از دست داده ‏اند، مردم شهرى به همراهى فرماندهان لشگرى باصطلاح (سیبه‏بندى) نمایند و محافظت هر چند محله از شهر بیكى از امرا و سران سپاه تقسیم شد. از طرفى محمود افغان كه در جنگ گولون‏آباد توپهاى بزرگى بدست آورده بود بطرف كوچه ‏ها و محلات شهر بست و از اینرو رعب و هراس مخصوص در اهل كوچه‏ ها و محلات پیدا شد. شاه سلطان حسین ناچار تمام امرا را خواست و آنها را مأمور نمود كه توپها را از افغانان پس بگیرند ولى هیچیك از امرا جرئت اقدام بچنین امرى را ننموده و لذا جماعت افاغنه با آتش توپخانه ولوله در مردم شهر انداخته خرمن حیات عده زیادى از برنا و پیر را نابود ساختند.
    یكى از امرا موسوم بمیرزا ابوالقاسم كه از اقرباى پادشاه بود و در دربار سلطنت معزز مى‏زیست وقتى حال را بدین منوال مشاهده نمود اظهار داشت اگر این خدمت بفدوى محول شود توپ ها را از دست افغانان بیرون مى‏آورم. ابتدا شاه سلطان ‏حسین به پیشنهاد او توجهى نكرد و باین امر رضا نداد ولى پس از اصرار زیاد بالاخره میرزا ابوالقاسم اجازه یافت و یك روز با جمعى از رزم ‏آزمایان در بیرون شهر خود را به لشگر افغان زد و بتوپ ها رسید مورخین مى‏نویسند آنچه از توپ ها وزین‏تر بود میخ زد و معیوب كرد و آنچه را هم توانست با خود بشهر آورد.
    این فتح نامدار سبب خوشحالى و رضامندى شاه سلطان ‏حسین گردید و میرزا ابوالقاسم را مورد لطف و مرحمت قرار داد و مقرر شد از این پس در هر محله كه افغانان جنگ براه انداختند، بتعجیل هر چه تمامتر امیر محله میرزا ابوالقاسم را خبر كند تا بكمك او رود من‏جمله روزى مستخدم محمود آقاى ناظر خبر آورد كه افغانان جمعیت كرده و در محله آقاناظر جنگ سختى برپا نموده و كار را بر محمود آقاى ناظر تنگ كرده‏اند.
    فى‏الفور میرزا ابوالقاسم با جمعى كه حاضر بودند بكمك آقا ناظر شتات وقتى رسید كه افغانان با اهل محله بجنگ مشغول بودند و نزدیك بود محله را تصرف كنند. بلادرنگ خود را در فوج افغانان افكند و جنگ سختى روى نمود و افغانها شكست خورده رو بفرار نهادند. میرزا ابوالقاسم چند فرسخ آنها را تعاقب كرد. وقتى برگشت برایش خبر آوردند كه فرزند او میرزا سید احمد در یكطرف شهر با افغانها مشغول جنگ است. بدون اینكه كسى از قصد او آگاه شود، بهمراهى دو نفر از غلامان خود موسوم به (هوشنگ) و (لاچین) به آنطرف عزیمت كرد. پس از قدرى طى مسافت و دور شدن از لشگر، یكنفر تفنگ‏چى افغانى كه بالاى درخت پنهان شده بود او را هدف قرار داد و گلوله تفنگ بر پیشانى او اصابت كرد. وقتى او را به شهر آوردند هنوز رمقى از حیات در او بود.
    دو غلام میرزا ابوالقاسم افغان را با ضرب گلوله مقتول ساخته و سر او را بریده یكى از دو غلام سر افغان و دیگرى میرزا را به اسب بسته بشهر آوردند ولى معالجه مؤثر واقع نشد و پس از سه روز فوت كرد. شاه ‏سلطان حسین صفوى از مرگ او خیلى متأثر شد. تمام مردم اصفهان در مرگ این سردار شجاع سوگوارى نمودند و از دست رفتن او را بفال بد گرفتند. مرگ این سردار بزرگ لطمه سختى بسلطنت آخرین پادشاه صفوى زد.
    فرهنگ و زبان و آداب سنن مردم اصفهان
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •