سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 9 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 87

موضوع: ۩๑۩ ويژه نامه اربعين حسيني (يک عمر بود هجر تو ٬ يک اربعين نبود) ۩๑۩

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    947
    نوشته
    85
    تشکر
    83
    مورد تشکر
    440 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩๑۩ ويژه نامه اربعين حسيني (يک عمر بود هجر تو ٬ يک اربعين نبود) ۩๑۩

    جابر، كنار قبر حسين عليه السلام
    علامه مجلسى با سند خويش از عطيه عوفى نقل مى كند:
    همراه جابر بن عبدالله انصارى به قصد زيارت قبر حسين بن على عليه السلام بيرون شديم . چون به كربلا وارد شديم جابر نزديك فرات رفت و غسل كرد و دو جامه به بركرد. كيسه اى را گشود كه در آن سعد (عطرى معروف ) بود. آن را به خود پاشيد. با هر گام ياد خدا مى كرد. نزديك قبر كه رسيد گفت : دست مرا بر قبر بگذار. دستش را بر قبر گذاشتم . روى قبر افتاد و از هوش رفت . بر او آب پاشيدم تا به هوش آمد.
    آنگاه سه بار گفت : يا حسين ! سپس گفت : دوست ، پاسخ دوستش را نمى دهد؟! بعد گفت : چگونه جواب دهى كه رگهايت بريده و ميان سر و پيكرت جدايى افتاده است . شهادت مى دهم كه تو زاده پيامبران و پسر سرور مومنان و همپيمان تقوا و از نسل هدايت و پنجمين نفر از اصحاب كسايى ؛ فرزند سرور نقيبان و پسر فاطمه ، سرور زنانى و چرا چنين نباشى كه سالار پيامبر با دست خود غذايت داده و در دامان اسلام بر آمده اى . خوشا به حالت در حيات و ممات ! اما دل مومنان در فراق تو ناخرسند است و شك ندارد كه آنچه بر تو گذشت خير بوده است . سلام و رضوان خدا بر تو باد! گواهى مى دهم تو همان راه را رفتى كه برادرت يحيى بن زكريا پيمود.
    آنگاه نگاهى به اطراف فرمود قبر افكند و گفت : سلام بر شما اى جانهاى پاك در آستان حسين عليه السلام فرود آمديد! گواهى مى دهم كه شما نماز را بر پا داشته ، زكات پرداختند، امر به معروف و نهى از منكر كرديد و با ملحدان جهاد نموديد و خدا را پرستيديد تا آنكه يقين شما را فرا رسيد.
    سوگند به خدايى كه محمد را به حق فرستاد، ما در راهى كه شما رفتيد شريك شماييم .
    عطيه گويد: به جابر گفتم : چگونه با آنان شريكيم كه نه دشتى پيموديم و نه از بلندى و كوه فرا رفتيم و نه شمشير زديم ، در حالى كه اينان سر از پيكرهايشان جدا شد، فرزندانشان يتيم گشتند و همسراناشان بيوه شدند؟
    گفت : اى عطيه ! از حبيبم رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمود: هر كس گروهى را دوست بدارد با آنان محشور مى شود و هر كس ‍ كار عده اى را دوست بدارد در عمل آنان شريك است .
    سوگند به آنكه محمد را به حق به پيامبرى فرستاد، نيت به و نيت يارانم همان است كه حسين عليه السلام و اصحابش داشتند. مرا به طرف خانه هاى كوفيان ببريد. چون مقدارى راه رفتيم ، به من گفت : عطيه ! آيا به تو وصيتى بكنم ؟ فكر نمى كنم پس از اين سفر تو ديگر تو را ببينم . دوستدار آل محمد را دوست بدار تا وقتى در دوستى باقى اند. دشمن آل محمد را نيز تا وقتى دشمن اند، دشمن بدار، هر چند اهل نماز و روزه بسيار باشند. با دوستدار آل محمد مدارا پيشه كن ؛ آنان هر چند به خاطر گناهان بسيار بلغزند، گام ديگرشان با محبت اين خاندان ثابت مى ماند. دوستدار آل محمد به بهشت بر مى گردند و دشمنانشان به دوزخ .

    منبع:مقتل امام حسين عليه السلام



  2. تشكرها 4


  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    947
    نوشته
    85
    تشکر
    83
    مورد تشکر
    440 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩๑۩ ويژه نامه اربعين حسيني (يک عمر بود هجر تو ٬ يک اربعين نبود) ۩๑۩

    گويد:
    امام سجاد عليه السلام با خانواده و اهل بيت به سوى مدينه كوچ كردند. حضرت به خانه هاى خويشان و مردان خوكرد؛ خانه هايى كه با زبان حال ، نوحه گر بود و باديه نشينان از حال آنان مى پرسيدند و اندوه خانه ها به شهادتگاه شهيدانش برانگيخته مى شد و به خاطر آنان ناله سر مى داد و مى گفت : يارى ام كنيد تا گريه و زارى كنم و بر اين داغ بزرگ ، يارى ام كنيد. آنان كه به فراقشان دچار شده ام و شيفته بزرگوارى شان هستم ، همنشين شب و روزم بودند و فروغ تاريكى و سپيده مانم و رشته هاى شرافت و افتخارم و مايه نيرومندى و پيروزى ام و جانشين خورشيدها و ماههايم . چه شبها كه با كرم خود تنهايى ام را راندند و با احسان خود حرمتم را پاس ‍ داشتند و مناجات سحرگاهشان را به گوشم رساندند و رازهاشان را با من در ميان گذاشتند.
    چه روزها كه با محفلهايشان خانه ام را آباد كردند و سرشتم را با فضايلشان عطر آگين ساختند و با آب وفايشان درختم را به برگ و بار نشاندند و با جلوه خجستگى خويش ، نحوست مرا زدودند.
    چه نهالهاى منقبت كه برايم كاشتند و كشتگاه مرا از آفات ، حراست كردند. چه بسيار كه به سبب آنان به خانه ها و قصرها اشراف مى يافتم و غرق در جامه شادمانى مى شدم . در دره هاى من چه مرده هاى روزگاران را كه حيات بخشيدند و بر شانه هاى من از گياهان ممنوع روياندند. در ميان آنان تير اجل مرا هدف قرار هدف قرار داد و حكم روزگار بر من حسد ورزيد. آنان غريبانى ميان دشمنان و آماج تيرهاى طغيان گشتند؛ با قطع سرانگشتانشان بزرگواريها قطعه قطعه شد، منقبتها در فقدان آنها زبان به شكوه گشود و نيكيها با زوال اعضايشان رخت بربست و داوريها مرثيه خوان تنهايى آنان شد...
    از امام زين العابدين روايت شده است كه با آنكه حليم و بردبار بود، به حدى كه وصف ناپذير است ، اما از بسيار گريه كنندگان بر آن بلا و ناله كنندگان بر آن مصيبتها بود.
    منبع:مقتل امام حسين (عليه السلام)


  4. تشكرها 3

    parsa (05-11-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (04-11-1389), شكوه انتظار (03-11-1389)

  5. Top | #33

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    947
    نوشته
    85
    تشکر
    83
    مورد تشکر
    440 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩๑۩ ويژه نامه اربعين حسيني (يک عمر بود هجر تو ٬ يک اربعين نبود) ۩๑۩

    ابن قولويه با سند خويش از ابى بصير چنين نقل مى كند:
    نزد امام صادق عليه السلام بودم و با آن حضرت صحبت مى كردم . پسرش ‍ وارد شد. حضرت مرحبا گفت و او را به آغوش كشيد و بوسيد و فرمود: خدا خوار سازد هر كه شما را تحقير كند و انتقام بگيرد از هر كه خون شما را بريزد و خوار سازد هر كه خوارتان سازد هر كه خوارتان سازد و لعنت كند هر كه شما را بكشد و خدا پيوسته سر پرست و نگهبان و ياورتان باد! چه طولانى شد گريه زنان و پيامبران و صديقين و شهيدان و فرشتگان آسمان ! آنگاه گريست و فرمود:
    اى ابا بصير! هر گاه به فرزند حسين عليه السلام مى نگرم ، بى اختيار به ياد مصيبتهاى آنان و پدرشان مى افتم و اندوهگين مى شوم . ابا بصير! فاطمه عليها السلام بر او گريه مى كند و شيون سر مى دهد و جهنم ناله اى مى كند كه اگر نه آن بود كه ماموران دوزخ صداى گريه دوزخ را مى شنوند و خود را آماده ساخته اند، از بيم آنكه مبادا كسى از دوزخ بيرون آيد، يا دود جهنم پخش شود و زمينيان را بسوزاند، از اين رو مانع و جلوگير مى شوند، تا وقتى كه دوزخ گريان است و آن را منع مى كنند و درهايش را محكم مى كنند، به خاطر ترسى كه بر زمينيان دارند. جهنم آرام نمى گيرد تا آنكه صداى فاطمه آرام شود. درياها نزديك است كه بشكافند و با هم در آميزند. با هر قطره دريا فرشته اى مامور است . چون آن فرشته صداى قطره را بشنود با بال خود شعله اش را فرو مى نشاند و برخى از روى برخى ديگر نگه مى دارد، از بيم آنكه دنيا و زمين و هر چه در آن است نابود نشود.
    فرشتگان همچنان هراسان و گريان با گريه فاطمه اند و به درگاه خدا ناله و زارى مى كنند. عرشيان هم تضرع مى كنند. صداى فرشتگان به تقديس خدا بلند مى شود و كوهها متلاشى مى شود و زمين بر ساكنانش لرزه مى افكند.
    گفتم : فدايت شوم ! اين موضوع ، بزرگ است . فرمود: بزرگتر از آن هم هست كه نشنيده اى .
    فرمود: اى ابا بصير! آيا نمى خواهى از كسانى باشى كه فاطمه عليها السلام را سعادتمند مى كنند؟ وقتى چنان گفت ، گريستم و نتوانستم سخنى بگويم و گريه امانم نداد. آنگاه حضرت به نماز برخاست و به دعا پرداخت . من با همان حال از محضرش بيرون آمدم . ديگر نه غذايى خوردم و نه خوابم گرفت . در حالت روزه و هراسان دوباره نزد او آمدم . چون ديدم آرام گرفته است آرام شدم و خدا را شكر كردم كه بر من عذاب و عقوبتى نازل نشد.
    منبع:مقتل امام حسين عليه السلام



  6. تشكرها 3

    parsa (05-11-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (04-11-1389), شكوه انتظار (03-11-1389)

  7. Top | #34

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    947
    نوشته
    85
    تشکر
    83
    مورد تشکر
    440 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩๑۩ ويژه نامه اربعين حسيني (يک عمر بود هجر تو ٬ يک اربعين نبود) ۩๑۩

    صدوق با سند خويش از امام صادق عليه السلام روايت مى كند:
    بسيار گريه كنندگان پنج نفرند: آدم ، يعقوب ، يوسف ، فاطمه دختر پيامبر و على بن حسين عليهم السلام ... و اما على بن حسين عليه السلام بيست سال يا چهل سال بر امام حسين عليه السلام گريه كرد.
    هرگاه غذا مقابلش مى گذاشتند گريه مى كرد. يك بار يكى از خادمانش گفت : اى پسر پيامبر فدايت شوم ! مى ترسم نابود شوى . فرمود:
    (حزن و اندوه خويش را به درگاه خدا مى برم و از سوى خدا چيزى مى دانم كه شما مى دانيد. من هرگاه به ياد شهادت فرزندان فاطمه مى افتم ، اشك در چشمم مى آيد. منبع:مقتل امام حسين عليه السلام


  8. تشكرها 2


  9. Top | #35

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    947
    نوشته
    85
    تشکر
    83
    مورد تشکر
    440 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩๑۩ ويژه نامه اربعين حسيني (يک عمر بود هجر تو ٬ يک اربعين نبود) ۩๑۩

    سيد با سند خود از امام باقر عليه السلام چنين روايت مى كند:
    پدرم امام زين العابدين عليه السلام پس از شهادت پدرش حسين بن على عليه السلام ، منزلگاه خود را اتاقى از پشم قرار داده و در باديه ساكن شده بود و سالها آنجا ماند، چون دوست نداشت با مردم معاشرت و همنشينى داشته باشد. از باديه و جايى كه اقامت داشت به عراق و زيارت پدر و جدش مى رفت و كسى متوجه نمى شد
    منبع:مقتل امام حسين عليه السلام


  10. تشكرها 7

    parsa (05-11-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (04-11-1389), لحظه هاي سبز (04-11-1389), مرصاد (03-11-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (03-11-1389), ستايش (04-11-1389), شكوه انتظار (03-11-1389)

  11. Top | #36

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩๑۩ ويژه نامه اربعين حسيني (يک عمر بود هجر تو ٬ يک اربعين نبود) ۩๑۩




    السلام علیک یا أباعبدالله
    وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا
    سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار
    ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم


    السلام علی الحسین
    وعلى علی بن الحسین
    وعلى أولاد الحسین
    وعلى أصحاب الحسین




    ویرایش توسط خادمه صدیقه طاهره(س) : 03-11-1389 در ساعت 19:57
    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  12. تشكرها 7

    parsa (05-11-1389), saleh (03-11-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (04-11-1389), لحظه هاي سبز (04-11-1389), مرصاد (03-11-1389), ستايش (04-11-1389), شكوه انتظار (03-11-1389)

  13. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩๑۩ ويژه نامه اربعين حسيني (يک عمر بود هجر تو ٬ يک اربعين نبود) ۩๑۩




    چهل وادی صبر


    سلام بر ستاره‎های سوخته بر اندام دشت!
    سلام بر بدن‎های چاک چاک!
    سلام بر خورشیدهای بر نیزه!
    سلام بر مظلومیت بر خاک مانده.
    سلام بر اربعین!
    سلام بر لحظه‎های غریب وصال!
    سلام بر لحظه‎ای که تو را از عطر خوش بهشتی‎ات باز شناختم!
    سلام بر پیراهنی که بوی غربت مادر را می‎دهد!
    سلام بر اجساد مطهری که غریب، بر خاک رها شدند!
    سلام بر حنجره خشک و تشنه علی اصغر!
    سلام بر خیمه‎های سوخته، بر بدن‎های جدا شده از سر، معصومیت خاکستر شده،
    سلام بر تو برادر!
    چهل وادی دویدم منازل صبر را .
    چهل وادی کشیدم بر دوش خود رنج را .
    چهل وادی فرو خوردم بغض را .
    چهل وادی ویران شدم در خویشتن؛

    خراب گشتم برادر، در خرابه‎های شام .
    فرو ریختم برادر، در گریه‎های شبانه سه ساله.
    زینت پدر را زیر خنده‎های خویش به تاراج بردند.
    حرمت فرزندانت را نادیده گرفتند.
    چهل وادی صبر کردم،
    برادر!
    صبر کردم؛
    صبری جمیل برادر؛
    «ما رأیت إلاّ جمیلا.»
    پروانه سان سوختم بر گرد خیمه سجاد.
    شعله‎ها را در آویختم تا جگرگوشه‎ات را از هیمه آتش بیرون کشیدم.
    ذره ذره آب شدم تا کودک هراسانت را از تاریکی‎ها بیرون کشیدم .
    هزاران بار مرگ چشیدم تا ضجه‎های داغ دیده طفلان را آرام کردم.
    هزاران بار بغض فرو خوردم تا از پس دروازه‎های نامردی گذشتم.
    ایستادم، برادر؛ همانگونه که سزاوار خواهر چون تویی است.
    ایستادم؛
    سربلند، در اوج شکستگی.
    ایستادم و یک به یک پرده‎های نیرنگشان را چون تار عنکبوتی سست، پاره کردم.
    ایستادم و مصیبت حنجره‎های خشک را به گوش‎های غفلت زده رساندم. ایستادم و چشم‎های کور را به سوختگی خیام، باز کردم.
    ایستادم و انگشت‎های ظلم را در جام‎های به خون آلوده شکستم.
    چه کسی می‎توانست بعد از این همه رسوایی،
    صدای حقیقت را بر خاک ترک خورده کربلا نشنود؟!

    چه کسی می‎توانست بعد از این رسوایی تظلم را نبیند؟!
    چه کسی می‎توانست بعد از این، مظلومیت تو را انکار کند؟!
    من آمدم برادر؛ با یک دنیا حرف‎های ناگفته، با کمری شکسته و گیسوانی به سپیدی نشسته.
    من آمدم؛
    با دلی داغ دیده و اندوهی فراوان و با قلبی سوخته.
    حالا منم و تو و رنج چهل روز اسارت که بیش از چهل سال، مرا در هم شکست.
    آرام بخواب، برادر!
    در آرامشی ابدی که خون سرخ تو و یارانت، تا قیامت بر صحنه تاریخ نقش بسته است.

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  14. تشكرها 5

    parsa (05-11-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (04-11-1389), لحظه هاي سبز (04-11-1389), مرصاد (03-11-1389), ستايش (04-11-1389)

  15. Top | #38

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    633
    نوشته
    2,257
    تشکر
    3,017
    مورد تشکر
    8,481 در 2,450
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    sham1 پاسخ : ۩๑۩ ويژه نامه اربعين حسيني (يک عمر بود هجر تو ٬ يک اربعين نبود) ۩๑۩

    امضاء

  16. تشكرها 4

    parsa (05-11-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (04-11-1389), لحظه هاي سبز (04-11-1389), شكوه انتظار (04-11-1389)

  17. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,538
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,651 در 52,447
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۩๑۩ ويژه نامه اربعين حسيني (يک عمر بود هجر تو ٬ يک اربعين نبود) ۩๑۩



    ای زینب! تو جز مصیبت چیزی ندیدی. به ما دیگر نگو «ما رایت الا جمیلا». ما از دل تو خبر داریم. ما می‌دانیم معنای فراق را. این داغ را به ما نیز چشانده‌اند.
    ما مزه زخم زبان را چشیده‌ایم.
    طعم تلخ نیش و کنایه‌ها را دیده‌ایم.
    ما نیز به همان جرم تو محکومیم ای مظهر صبر.
    ما نیز متهمیم به ولایتمداری‌ ای ام‌المصائب.
    ما نیز در عاشورا صدای هلهله شنیده‌ایم.
    ما نیز در خیمه عباس، شعله آتش دیده‌ایم.
    اینجا شمر، بیداد می‌کند.
    ما اینجا دنبال قرآنی هستیم به خط علی.
    ما را به همان جرم تو محکوم کرده‌اند.
    ما چون تو شیعه بودن جرم‌مان است و با هم در سلول تنگ و تاریک تاریخ، هم‌بندیم.
    غصه قصه‌ ما ای بانوی مهربان، یکی است.
    عباس‌های ما نیز در «فکه» با لب تشنه به شهادت رسیدند.
    در هویزه، شنی تانک‌ها به جان تن تنها و غریب برادران ما افتادند و علم‌الهدی و کج‌کلاه را قطعه‌ـ‌قطعه کردند.
    ای پرستار کودکان حسین! ما با تو همدردیم...
    از آن آشوب عاشورای‌ 61، هنوز بر تن ما لباس مشکی است.
    ما اما جز برای حسین تو، اشک نریخته‌ایم.
    جز برای برادرت عباس شیون نکرده‌ایم.
    جز برای علی‌اکبرت نگریسته‌ایم.
    جز برای «بنت‌ الحسین» بر سر و روی خود خاک غم نریخته‌ایم.
    ما ای زینب صبور!
    روزهای‌مان، جملگی عاشوراست و شب‌های ما چیزی جز شام غریبان نیست. ای زینب! سر بر در کدام خانه بگذاریم؛ جز تو کسی محرم راز ما و مرهم زخم ما نیست؛ ما از کودکان حسین، تنهاتریم. خانه ما نیز در خرابه غربت است...



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  18. تشكرها 4

    parsa (05-11-1389), محب فاطمه (04-11-1389), ستايش (04-11-1389), شكوه انتظار (04-11-1389)

  19. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩๑۩ ويژه نامه اربعين حسيني (يک عمر بود هجر تو ٬ يک اربعين نبود) ۩๑۩

    ارزش و جایگاه اربعین حسینی از دیدگاه مقام معظم رهبری


    اهمیت اربعین از کجاست ؟ صرف اینکه چهل روز از شهادت شهید می گذرد ، چه خصوصیتی دارد ؟ اربعین خصوصیتش به خاطر این است که در اربعین حسینی یاد شهادت حسین زنده شد و این چیز بسیار مهمی است . شما فرض کنید اگر این شهادت عظیم در تاریخ اتفاق می افتاد یعنی حسین بن علی و بقیه شهیدان در کربلا شهید می شدند ، اما بنی امیه موفق می شدند همانطور که خود حسین را و یاران عزیزش را از صفحه روزگار برافکندند و جسم پاکشان را در زیر خاک پنهان کردند ، یاد آنها را هم از خاطره نسل بشر در آن روز و روزهای بعد محو کنند .ببینید در این صورت آیا این شهادت فایده ای برای عالم اسلام داشت ؟ یا اگر هم برای آن روز یک اثری می گذاشت ، آیا این خاطره در تاریخ هم ، برای نسلهای بعد هم ، برای گرفتاریها و سیاهی ها و تاریکی ها و یزیدیهای دوران آینده تاریخ هم اثری روشنگر و افشا کننده داشت ؟ اگر حسین شهید می شد ، اما مردم آن روز و مردم نسلهای بعد نمی فهمیدند که حسین شهید شده ، آیا این خاطره چه اثری و چه نقشی می توانست در رشد و سازندگی و هدایت و برانگیزانندگی ملتها و اجتماعات و تاریخ بگذارد ؟
    می بینید که هیچ اثری نداشت ، بله حسین که شهید می شد ، خود او به اعلی علیین رضوان خدا می رسید ، شهیدانی که کسی نفهمید و در غربت ، در سکوت ، در خاموشی شهید شدند ، به اجر خودشان در آخرت رسیدند ، روح آنها فتوح و گشایش را در درگاه رحمت الهی به دست آورد ، اما آیا چقدر درس شدند ، چقدر اسوه شدند ، درس ، آن شهیدی می شود که شهادت او و مظلومیت او را نسلهای معاصر و آینده او بدانند و بشنوند ، درس و اسوه آن شهیدی می شود که خون او بجوشد و در تاریخ سرازیر بشود ، مظلومیت یک ملت آن وقتی می تواند زخم پیکر ستم کشیده شلاق خورده ملتها را شفا بدهد و مرهم بگذارد که این مظلومیت فریاد بشود ، این مظلومیت به گوش انسانهای دیگر برسد ، برای همین است که امروز ابرقدرتها صدا توی صدا انداختند که صدای ما بلند نشود ، برای همین است که حاضرند پولهای گزاف خرج کنند تا دنیا نفهمد که جنگ تحمیلی چرا به وجود آمد ، با چه انگیزه ای ، با دست که ، با تحریک که . آن روز هم دستگاههای استکباری ، حاضر بودند هر چه دارند خرج کنند به قیمت این که نام و یاد حسین و خون حسین و شهادت عاشورا مثل درس در مردم آن زمان و ملتهای بعد باقی نماند و شناخته نشود . البته در اوائل کار درست نمی فهمیدند که چقدر مطلب با عظمت است . هر چه بیشتر گذشت ، بیشتر فهمیدند .
    در اواسط دوران بنی عباس حتی قبر حسین بن علی علیه السلام را ویران کردند ، آب انداختند ، خواستند از او هیچ اثری باقی نماند . نقش یاد و خاطره شهیدان و شهادت این است ، شهادت بدون خاطره ، بدون یاد ، بدون جوشش خون شهید ، اثر خودش را نمی بخشد و اربعین آن روزی است که برافراشته شدن پرچم پیام شهادت کربلا در آن روز آغاز شد و روز بازماندگان شهداست . حالا چه در اربعین اول ، خانواده امام حسین علیه السلام به کربلا آمده باشند و چه نیامده باشند . اما اربعین اول آن روزی است که برای اولین بار زائران شناخته شده حسین بن علی به کربلا آمدند ؛ جابربن عبدالله انصاری است و عطیه از اصحاب پیغمبر ، از یاران امیر المومنین و آمدند آن جا و جابربن عبدالله حتی نابینا بود - آن طور که در نوشته ها و اخبار هست - و دستش را عطیه گرفت و برد روی قبر حسین بن علی گذاشت و او قبر را لمس کرد و گریه کرد و با حسین بن علی علیه السلام حرف زد و با آمدن خود و با سخن گفتن خود خاطره حسین بن علی را زنده کرد و سنت زیارت قبر شهداء را پایه گذاری کرد . یک چنین روزمهمی است روز اربعین.
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  20. تشكرها 2

    parsa (05-11-1389), شكوه انتظار (04-11-1389)

صفحه 4 از 9 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی