سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 9 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 86

موضوع: ‍۩~*~۩ اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    sham پاسخ : ‍۩~*~۩ اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩




    محشر...

    ای برافروخته از عشق رخت اختر ما
    خاطراتی است ز دریای غمت دفتر ما

    از سرت بر سر نی سرّ خدا سر می زد
    ای حسین ای اثر بندگی ات بر سر ما

    آتشی بر دل هر خشک وتر انداخته است
    ماجرای لب خشک تو و چشم تر ما

    ز شهیدان به خون خفته کویت ما راست
    خاطراتی که نخواهد رود از خاطر ما

    کاش می سوختم از سوز غمت تا شاید ببرد
    باد به صحرای تو خاکستر ما

    به سراپای تو ای مظهر ایثار قسم
    که غمت شعله فکنده است ز پا تا سر ما

    دیگران را غم محشر بود و ما را نیست
    چون که آغاز به نام تو شود محشر ما

    سر پرواز به کویت همه داریم ولی
    بسته اند ای پسر فاطمه بال و پر ما

    سید رضا مؤید



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 3


  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    sham پاسخ : ‍۩~*~۩ اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩




    گل شوق ...

    خار غم نیست که در کرب و بلا می روید
    گل درد است که از دشت وفا می روید

    می خلد خار مِحَن پای دلم را که هنوز
    گل اندوه ز باغ دل ما می روید

    یادگار غم هفتاد و دو تن لاله رخ است
    این همه لاله که در کرب و بلا می روید

    لاله را با گل افسرده سر و کاری نیست
    این گل از تربت ارباب صفا می روید

    تا چه حد در دل تو عشق خدا بود حسین
    که ز خاک تو گل عشق خدا می روید

    شوق جانبازی اگر در دل تو راه نداشت
    پس ز خاک تو گل شوق چرا می روید

    نی در آن بادیه از آن به نوا سرگرم است
    که به جای گل از این دشت بلا می روید

    با ولای علی و آل چو «پروانه»
    بسوز که ز خاک من و تو مهرِ گیا می روید

    محمدعلی مجاهدی



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  4. تشكرها 3


  5. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    sham پاسخ : ‍۩~*~۩ اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩




    بر مزار باور خود ....

    برگشتم از
    رسالت انجام داده ام
    زخمي ترين پيمبر غمگين جاده ام

    نا باورانه از سفرم خيل خارها
    تبريك گفتهاند به پاي پياده ام

    يا نيست باورم كه در اين خاك خفته اي
    يا بر مزار باور خود ايستاده ام

    بارانم و زبامخرابه چكيده ام
    شرمنده سه ساله از دست داده ام

    زير چراغ ماه سرت خواب رفته ام
    بر شانه كجاوه تو سر نهاده ام

    دل مي زدم به آب بر آتش براي تو
    از خيمه ها بپرس كه پروانه زاده ام

    چون ابر اب ميشدم از آفتاب شام
    تا ذره اي خلل نرسد بر اراده ام

    رضا جعفري



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  6. تشكرها 3


  7. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ‍۩~*~۩ اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩



    در امتداد قبر شهیدان کربلا


    بازم هوای کوی تو بر سر فتاده است
    وز ماتمت بجان من اخگر فتاده است
    عمرم گذشت و وصل تو ممکن نشد مرا
    دیدار ما مگر به محشر فتاده است
    شد اربعین و باز به یاد تو یا حسین
    مرغ دلم به سینه به پرپر فتاده است
    شد اربعین و باز ره کاروان شام
    در کربلای سبط پیمبر فتاده است
    شد اربعین و باز ز داغ عزای تو
    در کائنات شورش دیگر فتاده است
    از یاد تشنگان فرات اشک و موج خون
    در چشم ما و چشمه کوثر فتاده است
    در امتداد قبر شهیدان کربلا
    یک سلسله سلاله حیدر فتاده است
    دیگر ز ناله چون نکند منعشان کسی
    فریادشان به طارم اخضر فتاده است
    نجما به قبر قاسم خود گریه می‎کند
    لیلی به روی تربت اکبر فتاده است
    در هر طرف سکینه به یاد گذشته‎ها
    در جستجوی گمشده اصغر فتاده است
    کلثوم پا ز سر نشناسد که این چنین
    اندر کنار علقمه با سر فتاده است
    گرید کنار مرقد عباس وزین ملال
    لرزه به جان غمزده خواهر فتاده است
    بر جسم دردپرور زینب شرار غم
    از دیدن قبور مطهر فتاده است
    چون جان به بر کشیده مزار حسین را
    خواهر کنار قبر برادر فتاده است
    آن خاک پاک بوسد و بوید مگر که باز
    زینب به یاد گفته مادر فتاده است
    خون دل من است "موید" نه شعر من
    نقشی که بر صحیفه دفتر فتاده است
    «سید رضا موید»
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  8. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ‍۩~*~۩ اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩

    ای ساربان! ای ساربان! محمل نگهدار
    آمد به منزل کاروان، منزل نگهدار
    محمل مران، محمل مران، شهر دل اینجاست
    این کاروان خسته دل را منزل اینجاست
    اینجا بهار بی خزانِ من خزان شد
    از برگﹾ برگ لاله هایم خون روان شد
    اینجا همه دار و ندارم را گرفتند
    باغ و گل و عشق و بهارم را گرفتند
    اینجا به خاک افتاده بود و هست عباس
    هم مشک خالی، هم علم، هم دست عباس
    اینجا ز هم پیشانی اکبر جدا شد
    بابا تماشا کرد و فرزندش فدا شد
    اینجا ز آل الله منع آب کردند
    با تیر طفل شیر را سیراب کردند
    اینجا صدای العطش بیداد می کرد
    بر تشنه کامان آب هم فریاد می کرد
    اینجا همه از آل پیغمبر بریدند
    ریحانه ی خیر البشر را سر بریدند
    اینجا ستم بر عترت و بر آل گردید
    قرآن به زیر دست و پا پامال گردید
    اینجا به خون غلطید یک گردون ستاره
    اینجا کشید از گوش، دشمنﹾ گوشواره
    اینجا زدند آل علی را ظالمانه
    شد یاس ها نیلوفری از تازیانه
    اینجا چو از خانه به دوشان خانه می سوخت
    دامان طفلان چون پر پروانه می سوخت
    اینجا به گردون رفت دود آه زینب
    حَلقِ بریده شد زیارتگاه زینب
    اینجا عدو بر زخم پیغمبر نمک زد
    هر برگ گل را مُهری از غصب فدک زد
    اینجا زگریه ناقه ها در گِل نشستند
    دُردانه های وحی در محمل نشستند
    ای کربلا! گل های سرخ یاس من کو؟
    ای وادی خون! اکبر و عباس من کو؟
    با غنچه ی نشکفته ی پرپر چه کردی؟
    با حنجر خشک علی اصغر چه کردی؟
    خون جگر از دیده ام بر چهره جاریست
    پیراهن آوردم به همره، یوسفم نیست
    تصویر درد و داغ در آیینه دارم
    چون آفتابﹾ آتش درون سینه دارم
    خاموش و در دل گفتگو با یار دارم
    در سینه داغ هیجده دلدار دارم
    بعد از حسین از عمر خود آزرده بودم
    ای کاش من با آن سه ساله مرده بودم
    اشکم به رخ آهم به دل سوزم به سینه
    بی تو چگونه من روم سوی مدینه
    ای کاش چون تو پیکرم صدچاک می شد
    ای کاش جسمم در کنارت خاک می شد
    گیرم که زنده راه یثرب را بپویم
    زهرا اگر پرسد حسینم کو چه گویم؟
    بگذار تا سوز دلم مخفی بماند
    این صفحه با سوز خود میثم بخواند

    امضاء


  9. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ‍۩~*~۩ اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩



    در شام چون یزید ز طغیان حیا نمود
    شد خسته از شقاوت و ترک جفا نمود
    تا رفت توسن ستم و جور و ظلم راند
    چون لنگ شد زقهر ، در لطف وانمود
    یعنی ز رنج و محنت بی منتهای شام
    میل رهائی حرم مصطفی نمود
    باور کن که کرد ترحم بحالشان
    با این عمل برای رضای خدا نمود
    اسباب پرده پوشی خذلان خویش جست
    در این خیال ناوک ظلمش خطا نمود
    از بهر دفع سرزنش کافرو مجبوس
    احسان به اهلبیت شه لافتی نمود
    سخریه را باسم محبت بخرج داد
    از روی بغض خندة دندان نما نمود
    ظالم کبوتران حریم جلال را
    بگرفت بال بست و شکست ورها نمود
    یک دودمان زآل علی را یتیم کرد
    یکجا اسیر پنجه آل زنا نمود
    جرّاره وار مار صفت نیش خویش زد
    آنگه بنای چاره و فکر دوا نمود
    از تیشه کند ریشة گلزار دین و بعد
    با شاخه­اش حکایت نشو و نما نمود
    یعنی زبعد قتل جوانان فاطمه
    بنیاد عذر خواهی زین العبا نمود
    بگشود دست دختر شیر خدا ز بند
    وانگه بچشم خلق بایشان عطا نمود
    زنجیر را زگردن زین العبا گشود
    یمار را خلاص زقید بلا نمود
    هر حاجتی که قبلة حاجات خلق داشت
    آن ناروای کافر بیدین روا نمود
    هر غارتی که از حرم شاه برده بود
    تسلیم شاهزادة بی اقربا نمود
    ...

    امضاء


  10. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ‍۩~*~۩ اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩



    ادامه


    داغ درون زینب و کلئوم تازه کرد
    مشت زری بخون حسین خونبها نمود
    دنیا پرست داشت محبت بسیم و زر
    از خود قیاس رتبة آل عبا نمود
    پنداشت آنکه کشت حسین را وشد تمام
    یا میتوان که خون خدا زیرپا نمود
    از شام خیمه سوختگان حجاز را
    قلب شکسته عازم کرب بلا نمود
    آه از دمی که عترت غم پرور نبی
    در روی تربت شه لب تشنه جا نمود
    زینب چو مرغ تازه برون رفته از قفس
    از ناله پر زخون دل ارض و سما نمود
    نزد برادر از سفر شام و کوفه­اش
    شرح غم اسیری خود را ادا نمود
    زین العبا زیاد لب تشنة پدر
    آب چشم خویش بحسرت شنا نمود
    لیلا زهمرهان و عزیزان در آندیار
    یک یک سراغ اکبر یوسف لقا نمود
    کلئوم در مصیبت عباس و نوعروس
    شیون برای قاسم نوکدخدا نمود
    آن یک بقتلگاه بشیون که شمر شوم
    اینجا سر حسین من از تن جدا نمود
    آن یک دوید در بر زینب که باب من
    در این مکان بلجة خون دست و پا نمود
    هر کودکی بناله که در این زمین فلک
    ما را بدرد بی پدری مبتلا نمود
    هر نورسی گریه که با حلق تشنه شمر
    اینجا جدا سر پدرم از قفا نمود
    آن در فغان که داغ علمدار کربلا
    اینجا قدرسای حسین را دوتا نمود
    آن در امان که شمر زنعش پدر مرا
    در این زمین بضربت سیلی جدا نمود
    بعد از نوای ناله حریم شه امم
    سوی مدینه روز صف کربلا نمود
    صامت همیشه بود عزادار و اشکبار
    تا از جهان مقام بدار بقا نمود
    صامت بروجردی
    امضاء


  11. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ‍۩~*~۩ اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩



    بسم الله

    اربعین آمد دلم را غم گرفت
    بهر زینب(س) عالمی ماتم گرفت
    سوز اهل آسمان آید به گوش
    ناله ی صاحب زمان آید به گوش
    جان اهل بیت عصمت بر لب است
    کاروان سالار آنها زینب است
    جمله مستان سوی ساقی آمدند
    مست مست از جام باقی آمدند
    سینه ها آماج رگبار بلا
    جای زخم ریسمان بر دستها
    هوش از سر رفته و دل باخته
    جسم خود را بر زمین انداخته
    هر یکی در جستجوی تربتی
    بر لب هر یک کلامی، صحبتی
    قلبها پر شکوه از بیداد بود
    آشنای قبر ها سجاد(ع) بود
    رهبر زینب(س) امام راستین
    حجت حق بود زین العابدین(ع)
    با کلامش عمه را مغموم کرد
    تا که قبر یار را معلوم کرد
    آمده همراه دخت بوتراب
    بر سر آن قبر کلثوم و رباب
    زخمهای این سفر سر باز کرد
    هر کسی درد دلی آغاز کرد
    زینب ازم‍‍ژگان خود یاقوت سفت
    داستان این سفر را باز گفت
    گفت ای سالار زینب السلام
    ماه شام تارزینب السلام


    امضاء


  12. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ‍۩~*~۩ اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩



    بر تو پیغام سفر آورد ام
    از فتوحاتم خبر آورده ام
    کرد با من این مسیر عشق طی
    راس تو منزل به منزل روی نی
    معجرم نیلی شد و مویم سپید
    از غم دوری تو قدم خمید
    گر که دست رحمت و صبرت نبود
    زینبت در راه کوفه مرده بود
    ظلم دشمن تا که بی اندازه شد
    ماجراهای سقیفه تازه شد
    ریسمان بر گردن سجاد بود
    غربت بابا مرا در یاد بود
    دیدی از نی دست خواهر بسته بود؟
    گوییا دستان حیدر بسته بود
    یاسها را جوهر نیلی زدند
    مادرم را گوییا سیلی زدند
    ازشماتت کردن دشمن مپرس
    از سه ساله دخترت از من مپرس
    شد سرت یک نیمه شب مهمان او
    با وصالت بر لب آمد جان او
    مرد در ویرانه و من زنده ام
    بی رقیه(س) آمدم شرمنده ام
    بارها از دوریت جان باختم
    بین مقتل من تو را در یافتم
    گر تو ای لب تشنه برداری سرت
    حال نشناسی دگر این خواهرت....




    امضاء


  13. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : ‍۩~*~۩ اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩



    به ياد کاروان اربعين ....

    بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد
    دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد

    دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی داند
    که همچون دوردستان آروزی کربلا دارد

    به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید
    به هر جا هست زینب رو به سوی کربلا دارد

    اگر چه برده از این سر زمین آخر دلی پرخون
    ولی دلبستگی از جان به کوی کربلا دارد

    به یاد آن لب تشنه هنوز این عاشق خسته
    به کف جامی لبالب از سبوی کربلا دارد

    اگر دست قضا مانع شد از رفتن به پابوسش
    همی بوسیم خاکی را که بوی کربلا دارد

    عبدالعلی نگارنده

    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  14. تشكر


صفحه 2 از 9 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی