‍۩~*~۩   اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
‍۩~*~۩   اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩
صفحه 8 از 9 نخستنخست ... 456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 86
  1. #71
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    اربعین آمد دلم را غم گرفت
    بهر زینب(س) عالمی ماتم گرفت

    سوز اهل آسمان آید به گوش
    ناله ی صاحب زمان آید به گوش

    جان اهل بیت عصمت بر لب است
    کاروان سالار آنها زینب است

    جمله مستان سوی ساقی آمدند
    مست مست از جام باقی آمدند

    سینه ها آماج رگبار بلا
    جای زخم ریسمان بر دستها

    هوش از سر رفته و دل باخته
    جسم خود را بر زمین انداخته

    هر یکی در جستجوی تربتی
    بر لب هر یک کلامی، صحبتی

    قلبها پر شکوه از بیداد بود
    آشنای قبر ها سجاد(ع) بود

    رهبر زینب(س) امام راستین
    حجت حق بود زین العابدین(ع)

    با کلامش عمه را مغموم کرد
    تا که قبر یار را معلوم کرد

    آمده همراه دخت بوتراب
    بر سر آن قبر کلثوم و رباب

    زخمهای این سفر سر باز کرد
    هر کسی درد دلی آغاز کرد

    زینب ازم‍‍ژگان خود یاقوت سفت
    داستان این سفر را باز گفت

    گفت ای سالار زینب السلام
    ماه شام تارزینب السلام



    ‍۩~*~۩   اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  2. #72
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    چون تیر عشق جا به کمان بلا کند
    اول نشست، بر دلِ اهل ولا کند


    در حیرتند خیره سران از چه عشق دوست
    احباب را به بند بلا مبتلا کند


    بیگانه را تحمل بار نیاز نیست
    معشوق، ناز خود همه بر آشنا کند


    تن پرور از کجا و تمنّای وصل دوست
    دردی ندارد او که طبیبش دوا کند


    آن را که نیست شور حسینی به سر ز عشق
    با دوست کی معامله کربلا کند


    یک باره پشت پا به سرِ ما سوا زند
    تا ز آن میان از این همه خود را سوا کند


    آری کسی که کشته او این بود سزاست
    خود را اگر به کشته خود خون بها کند


    باللّه‏ اگر نبود خدا خون بهای او
    عالم نبود در خورِ نعلین پای او

    (حجة‏الاسلام نیّر تبریزی)




    ‍۩~*~۩   اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩

  3. تشكرها 5


  4. #73
    عضو وفادار
    سالک آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 294      تشکر : 4,241
    2,176 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سالک آنلاین نیست.

    پیش فرض






    کاروان می رسد از راه‌، ولی آه
    چه دلگیر چه دلتنگ چه بی تاب
    دل سنگ شده آب، از این نالۀ جانکاه
    زنی مویه کنان، موی کنان
    خسته، پریشان، پریشان و پریشان
    شکسته، نشسته‌، سر تربت سالار شهیدان
    شده مرثیه خوان غم جانان
    همان حضرت عطشان
    همان کعبۀ ایمان
    همان قاری قرآن، سر نیزۀ خونبار
    همان یار، همان یار، همان کشتۀ اعدا
    کاروان می رسد از راه، ولی آه
    نه صبری نه شکیبی
    نه مرهم نه طبیبی
    عجب حال غریبی
    ندارند به جز ماتم و اندوه حبیبی
    ندارند به جز خاطر مجروح نصیبی
    ز داغ غم این دشت بلا پوش
    به دل هاست لهیبی
    به هر سوی که رفتند
    نه قبری نه نشانی
    فقط می وزد از تربت محبوب
    همان نفحۀ سیبی
    که کشانده ست دل اهل حرم را
    ×××
    کاروان می رسد از راه
    و هر کس به کناری
    پر از شیون و زاری
    کنار غم یاری
    سر قبر و مزاری
    یکی با تب و دلواپسی و زمزمه رفته
    به دنبال مزار پسر فاطمه رفته
    یکی با دل مجروح
    و با کوهی از اندوه
    به دنبال مه علقمه رفته
    یکی کرب و بلا پیش نگاهش
    سراب است و سراب است
    دلش در تب و تاب است
    و این خاک پر از خاطره هایی ست
    که یک یک همگی عین عذاب است
    و این بانوی دل سوختۀ خسته رباب است
    که با دیدۀ خونبار و عزا پوش
    خدایا به گمانش که گرفته ست
    گلش را در آغوش
    و با مویه و لالایی خود می رود از هوش:
    «گلم تاب ندارد
    حرم آب ندارد
    علی خواب ندارد»
    یکی بی پر و بی بال
    دل افسرده و بی حال
    که انگار گذشته ست چهل روز
    بر او مثل چهل سال
    و بوده ست پناه همه اطفال
    پس از این همه غربت
    رسیده ست به گودال
    همان جا که عزیزش
    همان جا که امیدش
    همان جا که جوانان رشیدش
    همان جا که شهیدش
    در امواج پریشان نی و دشنه و شمشیر
    در آن غربت دلگیر
    شده مصحف پرپر
    و رفته ست سرش بر سر نیزه
    و تن بی کفن او، سه شب در دل صحرا
    رها مانده خدایا
    چهل روز شکستن
    چهل روز بریدن
    چهل روز پی ناقه دویدن
    چهل روز فقط طعنه و دشنام شنیدن
    چه بگویم؟
    چهل روز اسارت
    چهل روز جسارت
    چهل روز غم و غربت و غارت
    چهل روز پریشانی و حسرت
    چهل روز مصیبت
    چه بگویم؟
    چهل روز نه صبری نه قراری
    نه یک محرم و یاری
    ز دیاری به دیاری
    عجب ناقه سواری
    فقط بود سرت بر سر نی قاری زینب
    چه بگویم؟
    چهل روز تب و شیون و ناله
    ز خاکستر و دشنام
    ز هر بام حواله
    و از شدت اندوه
    و با خاطر مجروح
    جگر گوشۀ تو کنج خرابه
    همان آینۀ فاطمه
    جا ماند سه ساله
    چه بگویم؟
    چهل روز فقط شیون و داغ و
    غم و درد فراق و
    فراق و ... فراق و ...
    چه بگویم؟
    بگویم، کدامین گله ها را؟
    غم فاصله ها را؟
    تب آبله ها را؟
    و یا زخم گلوگیرترین سلسله ها را؟
    و یا طعنۀ بی رحم ترین هلهله ها را؟
    و یا مرحمت دم به دم حرمله ها را
    چهل روز صبوری و صبوری
    غم و ماتم دوری و صبوری
    و تا صبح سری کنج تنوری و صبوری
    نه سلامی نه درودی
    کبودی و کبودی
    عجب آتش و خاکستر و دودی و کبودی
    به آن شهر پر از کینه و ماتم
    چه ورودی و کبودی
    در آن بارش خون رنگ
    سر نیزه تو بودی و کبودی
    گذر از وسط کوچۀ سنگی یهودی و کبودی
    و در طشت طلا گرم شهودی و چه ناگاه
    چه دلتنگ غروبی، چه چوبی
    عجب اوج و فرودی و کبودی
    خدایا چه کند زینب کبری!
    شاعر : یوسف رحیمی
    ‍۩~*~۩   اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩


  5. #74
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    جابر در زمین مقدس وقوف کن
    کاینجا نکوتر از عرفات است و مشعر است

    اینجاست گلبنی که به دامان سرخ آن
    از حمله خزان صد و ده لاله پرپر است

    بالای سر میا که سری نیست در بدن
    پایین پا بیا که تن پاک اکبر است

    بر حنجر بریده او نام زینب است
    در سینه دریده او قبر اصغر است

    جابر به دور قبر بگرد و نظاره کن
    دور از تمامی شهدا قبر دیگر است

    بوی حبیب می‎وزد از خاک آن مزار
    آری حبیب نور دو چشم مظاهر است

    جابر بیا به جانب گودال قتلگاه
    کانجا به گوش ناله زهرای اطهر است

    این سنگ‎ها که در دل گودال ریخته
    یادآور جنایت خصم ستمگر است

    جابر ز قتلگاه بیا سوی علقمه
    کانجا حسین را سرو سردار و لشکر است

    از جان مزار حضرت عباس را ببوس
    چون با سرشک فاطمه خاکش مخمر است

    عباس کیست آن که به رزم و به حلم و صبر
    گاهی حسین گاه حسن گاه حیدر است

    عباس کیست سرو روان دو فاطمه
    عباس کیست چشم و چراغ دو مادر است

    "میثم" سلام بادبه جابر که بر لبش
    در روضه حسین سلام مکرر است




    ‍۩~*~۩   اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  6. #75
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ای برافروخته از عشق رخت اختر ما
    خاطراتی است ز دریای غمت دفتر ما

    از سرت بر سر نی سرّ خدا سر می زد
    ای حسین ای اثر بندگی ات بر سر ما

    آتشی بر دل هر خشک وتر انداخته است
    ماجرای لب خشک تو و چشم تر ما

    ز شهیدان به خون خفته کویت ما راست
    خاطراتی که نخواهد رود از خاطر ما

    کاش می سوختم از سوز غمت تا شاید
    ببرد باد به صحرای تو خاکستر ما

    به سراپای تو ای مظهر ایثار قسم
    که غمت شعله فکنده است ز پا تا سر ما

    دیگران را غم محشر بود و ما را نیست
    چون که آغاز به نام تو شود محشر ما

    سر پرواز به کویت همه داریم ولی
    بسته اند ای پسر فاطمه بال و پر ما



    ‍۩~*~۩   اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  7. #76
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    عذار نیلی و قدّ خم و چشم تر آوردم
    گلاب اشک بهر لاله های پرپر آوردم


    زجا برخیز ای صد پاره تر از گل! تماشا کن
    که از جسم شهیدانت، دلی زخمی تر آوردم


    تمام یاس هایت را به شام از کربلا بردم
    چو برگشتم برایت یک چمن نیلوفر آوردم


    مسافر از برای یار سوغات آورد اما
    من از شام بلا داغ سه ساله دختر آوردم


    اگر چه سر نداری یک نگه بر سیل اشکم کن
    که با چشمان خود آب از برای اصغر آوردم


    تو بر من از تن بی سر خبر ده ای عزیز دل!
    که من برتو خبرهای فراوان از سر آوردم


    چهل منزل سفر کردم به شهر شام و برگشتم
    خبر ازچوب و از لعل لب و طشت زر آوردم


    زاشک چشم و سوز سینه ی مجروح وخون دل
    همانا مرهمت بر زخم های پیکر آوردم


    قد خم، موی آشفته، تن خسته، رخ نیلی
    به رسم هدیه میراثی بود کز مادر آوردم


    زسیل اشک دریا کرده ام چشم محبان را
    به آهم شعله ها از سینه ی میثم برآوردم


    ‍۩~*~۩   اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩


  8. #77
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    باز آوای جرس بر جگرم آتش زد
    اشک آتش شد و بر چشم ترم آتش زد
    ناله آتش شد و بر برگ و برم آتش زد
    سوز دل بیش تر از پیش ترم آتش زد
    پاره های دلم از چشم تر آید بیرون
    وز نیستان وجودم شرر آید بیرون


    دوستان با من و دل ناله و فریاد کنید
    آه را با نفس از حبس دل آزاد کنید
    اربعین آمده تا از شهدا یاد کنید
    گریه بر زخم تن حضرت سجاد کنید
    مرغ دل زد به سوی شهر شهیدان پر و بال
    پیش تا از حرم الله کنیم استقبال


    جابر این جا حرم محترم خون خداست
    هر طرف سیر کنی جلوة مصباح هداست
    غسل از خون جگر کن که مزار شهداست
    سر و دست است که از پیکر صد پاره جداست
    پیرهن پاره کن و جامة احرام بپوش
    اشک ریزان به طواف حرم الله بکوش





    ‍۩~*~۩   اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩


  9. #78
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    جابرا هم چو ملک پر بگشا بال بزن
    ناله با سوز درون علی و آل بزن
    بر سر و سینة خود در همه احوال بزن
    خم شو و سجده کن و بوسه به گودال بزن
    چهره بگذار به خاکی که دهد بوی حسین
    ریخته بر روی آن خون ز سر و روی حسین


    جابرا اشک فشان ناله بزن زمزمه کن
    گریه با فاطمه از داغ بنی فاطمه کن
    در حریم پسر فاطمه یاد از همه کن
    روی از گوشة گودال سوی علقمه کن
    اشک جاری به رخ از دیدة دریایی کن
    دست سقا ز تن افتاده، تو سقایی کن


    گوش کن بانگ جرس از دل صحرا آید
    ناله ای سخت جگر سوز و غم افزا آید
    پیشباز اسرا دختر زهرا آید
    به گمانم ز سفر زینب کبرا آید
    حرمی روی به بین الحرمین آوردند
    از سفر نالة ای وای حسین آوردند





    ‍۩~*~۩   اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩


  10. #79
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    بلبلان آمده گل ها همه پرپر گشتند
    حرم الله دوباره به حرم برگشتند
    زائر پیکر صد پارة بی سر گشتند
    همگی دور مزار علی اکبر گشتند
    گودی قتلگه و علقمه را می دیدند
    هر طرف اشک فشان فاطمه را می دیدند


    آب بر سینة خود دید چو تصویر رباب
    عرق شرم شد و سوخت از شرم شد آب
    جگر بحر ز سوز جگرش گشت کباب
    شیر در سینه مادر، علی اصغر در خواب
    یاد شش ماهه و گهوارة او می افتاد
    به دو دستش حرکت های خیالی می داد


    نفس دخت علی شعلة ماتم می شد
    قامت خم شده اش بار دگر خم می شد
    تاب می داد ز کف طاقت او کم می شد
    پیش چشمش تن صد پاره مجسم می شد
    حنجر غرقه به خون در نظرش می آمد
    یادش از بوسة جد و پدرش می آمد
    باز هم داغ روی داغ مکرر می دید
    باغ آتش زده و لالة پرپر می دید
    لحظه لحظه تن صد چاک برادر می دید
    فرق بشکستة عباس دلاور می دید
    رژه می رفت مصائب همه پیش نظرش
    داغ ها بود که شد تازه درون جگرش




    ‍۩~*~۩   اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩


  11. #80
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    گریه آزاد شده بغض گلو را بسته
    کرده فریاد درون حنجره ها را خسته
    داغداران همه فریاد زنند آهسته
    ذکرشان یا ابتا یا ابتا پیوسته
    اشک اطفال دل فاطمه را آتش زد
    گریة زینب کبری همه را آتش زد


    گفت ای همدمم از لحظة میلاد حسین
    ای سلامم به جراحات تنت باد حسین
    از همان روز که چشمم به تو افتاد حسین
    آتش عشق تو زد بر جگرم باد حسین
    من و تو در بغل فاطمه با هم بودیم
    همدم و یار به هر شادی و هر غم بودیم


    حال بر گو چه شد از خویش جدایم کردی
    در بیابان بلا برده رهایم کردی
    گاه در گوشة گودال دعایم کردی
    گاه بر نوک سنان گریه برایم کردی
    چشمم افتاد سر نیزه به اشک بصرت
    جگرم پاره شد از خواندن قرآن سرت





    ‍۩~*~۩   اربعين در دفتر سرخ شاعران ‍۩~*~۩


صفحه 8 از 9 نخستنخست ... 456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •