سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: **۞**از شيمي آموختم( متون ادبی)**۞**

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar *""""** من رسماً استعفا می دهم**""""*

    رسماً استعفا می دهم
    بدينوسيله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم
    و مسئوليتهای يک کودک هشت ساله را قبول می کنم.

    می خواهم به يک ساندويچ فروشی بروم
    و فکر کنم که آنجا يک رستوران پنج ستاره است.
    ...
    می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است،
    چون می توانم آن را بخورم!

    می خواهم زير يک درخت بلوط بزرگ بنشينم
    و با دوستانم بستنی بخورم .

    می خواهم درون يک چاله آب بازی کنم
    و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.

    می خواهم به گذشته برگردم،
    وقتی همه چيز ساده بود،
    وقتی داشتم رنگها را،
    جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را
    ياد می گرفتم،
    وقتی نمی دانستم که چه چيزهايي نمی دانم
    و هيچ اهميتی هم نمی دادم .

    می خواهم فکر کنم که دنيا چقدر زيباست
    و همه راستگو و خوب هستند.

    می خواهم ايمان داشته باشم که هر چيزی ممکن است
    و می خواهم که از پيچيدگيهای دنيا بی خبر باشم .

    می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم،
    نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری،
    خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جريمه و ...

    می خواهم به نيروی لبخند ايمان داشته باشم،
    به يک کلمه محبت آميز،
    به عدالت،
    به صلح،
    به فرشتگان،
    به باران،
    و به . . .

    اين دسته چک من، کليد ماشين،
    کارت اعتباری و بقيه مدارک،
    ...مال شما...

    من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم .

    امضاء

  2. تشكرها 5

    parsa (05-11-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (05-11-1389), ملکوت (05-11-1389), نرگس منتظر (08-01-1390), خادمه صدیقه طاهره(س) (05-11-1389)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض **۞**از شيمي آموختم( متون ادبی)**۞**

    از شيمي آموختم

    من از چرخش الکترون ها به دور هسته آموختم که کل جهان به دور مرکز هستی می چرخد و از حرکت پیوسته ذرات چه ارتعاشی چه انتقالی یا دورانی که ثبات و سکون در آفرینش راه ندارد و پیوسته در مسیر تغییر و تحول و تکامل هستیم.
    از شیمی آموختم که هر چه فاصله ما از مرکز افرینش وخالق هستی بیشتر باشد ما و نیستی ما آسانتر خواهد بود همانطوری که جدا کردن الکترون از دورترین لایه اتم آسانتر است.
    از تلاش ذرات بی شعور برای پایدار شدن متعجب شدم و دریافتم که شعوری والا و اندیشه ای برتر در پس پرده هدایت گر نقش ها و طرح هاست از پیوند اتم ها برای پایدارشدن دریافتم که اتحاد در مرز پایداری است و از گازهای نجیب کامل شدن را رمز پایداری یافتم.
    از بحث واکنشهای چند مرحله ای و زنجیری آموختم که ما ذره های حد واسط مراحل زندگی هستیم که در یک مرحله واکنش متولد می شویم و در واکنشی دیگر می میریم و هدف آفرینش و خلقت فراتر از تولید و مصرف ماست.

    از بحث تعادل های شیمیایی و واکنشهای برگشت پذیر آموختم که جهان تعادلی است پویا و دینامیک که گرچه در ظاهر خواص ماکروسکوپی ثابت و یا متغییری دارد اما در درون در تکاپو و فعال است


    ... و از شیمی آموختم که از دست دادن فرصت ها واکنش های برگشت ناپذیری هستند که تکرار انها میسر نخواهد بود.
    از شبکه بلور جامد های یونی آموختم که با وجود تضادها می توان چنان گرد هم آمد و پیوستگی ایجاد کرد که شبکه ای مقاوم در مقابل دماهای ذوب بالا بوجود آید..

    نوشته :ا- عظيمي دانشجوي ارشدشيمي
    امضاء

  5. تشكر

    نرگس منتظر (08-01-1390)

  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,616 در 52,433
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : *""""** من رسماً استعفا می دهم**""""*



    روزگار کودکي برنگردد دريغا


    قيل و قال کودکي برنگردد دريغا




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  7. تشكرها 3


  8. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض ╬ *♫*╬ دادگاه حضرت آدم ╬ *♫*╬

    دادگاه حضرت آدم!

    *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*




    نامت چه بود؟ آدم
    فرزند؟ من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت


    محل تولد؟ بهشت پاک


    اینك محل سكونت؟ زمین خاك

    آن چیست بر گرده نهادی؟ امانت است


    قدت؟ روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك

    اعضاء خانواده؟ حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك

    روز تولدت؟ روز جمعه، به گمانم روز عشق


    رنگت؟ اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه


    چشمت؟ رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان


    وزنت ؟ نه آنچنان سبك كه پرم در هوای دوست نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك

    جنست ؟ نیمی مرا ز خاك ، نیمی دگر خدا

    شغلت ؟ در كار كشت امیدم


    شاكی تو ؟ خدا

    نام وكیل ؟ آن هم خدا


    جرمت؟ یك سیب از درخت وسوسه

    تنها همین ؟ همین!!!!

    حكمت؟ تبعید در زمین

    همدست در گناه؟ حوای آشنا

    ترسیده ای؟ كمی

    ز چه؟ كه شوم اسیر خاك

    آیا كسی به ملاقاتت آمده؟ بلی


    كه؟ گاهی فقط خدا


    داری گلایه ای؟ دیگر گلایه نه؟، ولی ...

    ولی چه ؟ حكمی چنین آن هم یك گناه!!؟

    دلتنگ گشته ای ؟ زیاد


    برای كه؟ تنها خدا


    آورده ای سند؟ بلی


    چه ؟ دو قطره اشك


    داری تو ضامنی؟ بلی


    چه كسی ؟ تنها كسم خدا



    در آ خرین دفاع؟ می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا



    تهیه و تنظیم برای تبیان: زهره سمیعی - بخش ادبیات تبیان
    امضاء

  9. تشكر

    نرگس منتظر (08-01-1390)

  10. Top | #5

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    633
    نوشته
    2,257
    تشکر
    3,017
    مورد تشکر
    8,481 در 2,450
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    !i! عشق را تجربه کن......... !i!

    گل من! قلبت را به خداوند سپار...

    آن همه تلخی و غم،این همه شادی و ایمانت را...

    گاهی از عشق گذر کن و دلت را بسپار به خداوندی که

    خوب می داند گل من! سهم تو از دل چیست....

    گاه دلتنگ شوی،گاه بی حوصله و سخت و غریب

    و زمانی را هم،غرق شادی و پر از خنده و عشق...

    همه را ای گل ناز،به خداوند سپار...

    خاطرت جمع عزیز! که عدالت،خصلت مطلق اوست...
    گل نازم! این بار چشم دل را وا کن!

    دست رد بر دل هر غصه بزن...حرفهایت را

    گرم و آرام و بلند،به خداوند بگو...

    عشق را تجربه کن!
    حرف نو را این بار،از لب شاد چکاوک بشنو!

    قطره آبی بچکان بر کویر دل و بر بایر این عاطفه ها...!

    گل من! در این سال که پر از روز و شب است

    و پر از خاطره هایی تازه!
    چشم دل را نو کن

    و شبیه شب و شبنم غرق موسیقی باش!

    لحظه ها میگذرندـتند و بی فاصله از هم...

    مثل آن روز که انگار،گلم! هرگز از راه نرسید...!

    ...آری ای خوب قشنگ!

    زندگی آمدن و رفتن نیست....

    خاطره ها هستند،گاه شیرین و گهی تلخ و غریب!

    بهتر آن است که در روز جدید

    فکر را نو بکنیم،عشق را سر بکشیم

    و دل تار غمین را بنشانیم سر سفره نور

    خانه اش را بتکانیم و سپس

    هر در و پنجره را،سوی چشمان خدا وا بکنیم...
    روز نو آمده است! و بهار هم امسال

    مثل هر سال از آغوش خدا می روید!

    کاش این بار گلم!

    ..با دل گرم زمین عهد ببندیم،دگر

    قدر بودنها را، خوبتر می دانیم...

    و خدا را هر روز،از نگاه همگان می خوانیم...!
    فاصله بسیار است بین خوبی و بدی...می دانم!!!

    ولی ای ماه قشنگ!

    آنچه در ما جاری است،این همه فاصله نیست!

    چشمه گرم وصال است و عبور...

    زندگی...میگذرد،تند و آسان و سبک...!

    عاشق هم باشیم،عاشق بودن هم-

    عاشق ماندن هم،عاشق شادی و هر غصه هم...

    روز نو،هر روز است!

    فکر را نو بکنیم...!

    ...عشق را سر بکشیم...!

    زندگی، میگذرد....!تند،آسان و سبک!!!

    امضاء

  11. تشكرها 6

    **موعود** (15-12-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (15-12-1389), نرگس منتظر (08-01-1390), آسیه سادات (15-12-1389), بهار (16-12-1389), عهد آسمانى (16-12-1389)

  12. Top | #6

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    اسفند 1389
    شماره عضویت
    1104
    نوشته
    13
    تشکر
    43
    مورد تشکر
    67 در 13
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : !i! عشق را تجربه کن......... !i!

    بهار,بهار,چه اسم آشنایی ! آیا می دانید که طبیعت ,تنها یک بار می تواند بهار ی باشد,اما انسان ها همیشه وهمه جا,می توانند بهاری باشند و بمانند؟
    ویرایش توسط عهد آسمانى : 16-12-1389 در ساعت 01:37
    امضاء
    بهار,بهار,چه اسم آشنایی ! آیا می دانید که طبیعت ,تنها یک بار می تواند بهار ی باشد,اما انسان ها همیشه وهمه جا,می توانند بهاری باشند و بمانند؟

  13. تشكرها 3

    **موعود** (15-12-1389), نرگس منتظر (08-01-1390), عهد آسمانى (16-12-1389)

  14. Top | #7

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    اسفند 1389
    شماره عضویت
    1104
    نوشته
    13
    تشکر
    43
    مورد تشکر
    67 در 13
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    توجه امروزکسی باش که واقعا دوست د اری!

    "امروز کسی باش که واقعا ارزو داری"
    مهربان وبا گذشت؛ساده وشفاف؛پاک وخالص؛با انعطاف ومددرسا ن رنج ونگرانی را کنار بگذار؛به لحظات زندگی چنان ارزش بده که آرزو داری امور از این پس همانطور به پیش بروند؛درک کن که با خود خواهی وخود پسندی دردجسمانی ورنج روانی را برای خود تدارک میبینی.
    فقط یک روز بی ضررباش وبرای همگان مفید باش؛حقیقت رادریاب؛نیت کلام وگفتار کردارت راآرامش بده؛اگر باورت نکردند نهراس.
    برناتوانی خود برای رسیدن به خواسته های مهرآمیزت غلبه کن؛همین امروز از بخشش آکنده شو؛کس نمی داند فردا چه در راه است؛زندگی کوتاه است.درگذشته هانمان؛نگران آینده نباش؛فقط یک روز لحظه های امروزت رابا امیدواشتیاق به سمت مسیری تازه وسپیدببر.
    درتاریکی به دنبال چه می گردی؟چرانور رانمی جویی؟لااقل یک روز کسی باش که واقعا آرزو داری.


    ویرایش توسط عهد آسمانى : 16-12-1389 در ساعت 07:03
    امضاء
    بهار,بهار,چه اسم آشنایی ! آیا می دانید که طبیعت ,تنها یک بار می تواند بهار ی باشد,اما انسان ها همیشه وهمه جا,می توانند بهاری باشند و بمانند؟

  15. تشكرها 3

    seyed yasin (16-12-1389), نرگس منتظر (08-01-1390), عهد آسمانى (16-12-1389)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی