-
1389/11/6 09:14 قبل از ظهر #1
تاریخ عضویت: 1389/2/27
شماره کاربر: 399
نوشته : 6,094 تشکر : 10,957
8,963 بار در3,082 پست تشکر شده
دریافت : 0 آپلود : 0
**۞**شعر شهید، شعر شهادت **۞**
-
تشكرها 2
نرگس منتظر (1389/11/6),بيرق ظهور (1390/10/17)
-
1389/11/6 09:14 قبل از ظهر
آیه های انتظار
لیست موضوعات تصادفی این انجمن
-
1389/11/6 09:26 قبل از ظهر #2
تاریخ عضویت: 1389/2/27
شماره کاربر: 399
نوشته : 6,094 تشکر : 10,957
8,963 بار در3,082 پست تشکر شده
دریافت : 0 آپلود : 0
پاسخ : **۞**شعر شهید، شعر شهادت **۞**

دیشب دوﺑﺎره خواب دیدم کربلارا کرب و ﺑﻼی ﭘﺎک و خوب جبهه ھ ﺎ را دیشب دوﺑﺎره ﺟﺎن ﻣﺎ پرواز میکرد ﺑﺎ روح سبز شهدا همراز میکرد دیشب تمام جبهه ھﺎبوی جنون داﺷت اندر کنام عشق ﺟﺎری جوی خون داﺷت دیشب سبو از دﺳت ﺳﺎقی میگرفتم ﺑﺎ جبهه ای ھﺎی خدا معنی گرفتم دیشب ﮐﻼس عشق بود و تست مردی غیرت ﮐﻼم اول و ھم ﭘﺎیمردی دیشب میام جبهه مجنون می شدم من کل خلایق لیلی و مفتون شدم من دیدم که جان را بر سر میخانه دادن اول ﮐﻼم عشق و دل بر دوﺳت دادن 
-
تشكرها 2
نرگس منتظر (1389/11/6),بيرق ظهور (1390/10/17)
-
1389/11/6 09:37 قبل از ظهر #3
تاریخ عضویت: 1389/2/27
شماره کاربر: 399
نوشته : 6,094 تشکر : 10,957
8,963 بار در3,082 پست تشکر شده
دریافت : 0 آپلود : 0
پاسخ : **۞**شعر شهید، شعر شهادت **۞**
لباس خاکی ها

نديدم آينهاي چون لباسخاكيها
همان قبيله كه بودند غرقِ پاكيها
به عشق زنده شدن، «عند ربِّهم» بودن
شده ست حاصل آنها ز سينه چاكيها
دليل غربتشان، اهلِ خاك بودنِ ماست
نه بي مزار شدنها، نه بي پلاكيها
به آسمان كه رسيدند رو به ما گفتند:
زمين چقدر حقير است، آي خاكيها!

-
تشكرها 3
نرگس منتظر (1389/11/6),بيرق ظهور (1390/10/17),جمعه سبز (1390/6/31)
-
1390/10/16 11:29 بعد از ظهر #4
تاریخ عضویت: 1390/5/17
شماره کاربر: 1628
محل سکونت: تبریز
نوشته : 933 تشکر : 2,236
3,527 بار در888 پست تشکر شده
دریافت : 0 آپلود : 0
بسمه رب الشهدا
دو بچه ی بسیجی
یه روز دوتا بسیجی نمی دونم کجا بود
تو فکه یا دوهیجی تو فاو یا شلمچه
تو کرخه یا موسیان مهران یا دهلران
تو تنگه ی حاجیان تو اون گلوله بارون
کنار هم نشستند دست توی دستای هم
با هم جناق شکستن با هم قرار گذاشتن
قدر همو بدونن برای دین بمیرن برای دین بمونن
با هم قرار گذاشتن که توی زندگیشون
رفیق باشن ولیکن اگه یه روز یکیشون
پرید واز قفس رفت اون یکی کم نیاره
به پای این قرارداد زندگیشو بزاره
سال هاگذشت واما بسیجی های با هوش
نمی زاشتن که اون عهد هرگز بشه فراموش
یه روز یکی از اون هایه مهر به اون یکی داد
اون یکی با زرنگی مهر و گرفت و گفت یاد
روز دیگه اون یکی رفت و شقایقی چید
بردوداد به رفیقش صورت اون رو بوسید
گل رو گرفت وگفتش بسیجی دست مریزا
قربون دست داداش گل رو گرفت وگفت یاد
عکس های یادگاری جوراب های مردونه
سربند های رنگارنگ انگشتری و شونه
این میداد به اون یکی اون یکی میدادبه این
اما هرکی میگرفت میخندیدو می گفت یاد
ای روزا و هفته ها از پی هم می گذشت
تا که یه روز صدایی این طور پیجید توی دشت
یکی نعره می کشید عراقی ها اومدن
ماسکاتونو بذارین شیمیایی زدن
از اون دوتا یکیشون در صندوق رو گشود
ماسک خودش بود اما ماسک رفیقش نبود
دستشوبردتوصندوق ماسک گازشوبرداشت
پریدروی صورت دوست قدیمیش گذاشت
هم سنگرقدیمیش دست اونوگرفتش
هول داد به سمت خودش نعره کشیدو
گفتش چرامی خوای ماسکتورو صورتم بزاری
بزار که من بپرم تو دوتا دختر داری
ولی اون این جوری گفت تو رو به جان امام
حرف منو قبول کن نگو ماسکو نمی خوام
زدزیرگریه وگفت اسم امامونبر
ماسکوبه صورت بزن آبرو ما رو بخر
زدزیرگوششو گفت کشکی قسم نخوردم بچه
چرا حالیت نیست اسم امامو بردم
اون یکی با گریه گفت فقط برای امام
ولی بدون بعد تو زندگی رو نمی خوام
ماسکو رفیقش گرفت گاز توی سنگر اومد
وقتی می خواس بپره رفیقشو بغل زد
لحظه های آخرین وقتی می رفتش از هوش
خندیدو گفت برادریادم تو را براموش
التماس دعا
-
تشكرها 4
مدير اجرايي (1390/10/19),نرگس منتظر (1390/12/1),بيرق ظهور (1390/10/17),عهد آسمانى (1391/6/2)
-
1390/11/22 11:53 بعد از ظهر #5
كاربر عادي
تاریخ عضویت: 1390/11/12
شماره کاربر: 2261
نوشته : 1 تشکر : 0
3 بار در 1 پست تشکر شده
دریافت : 0 آپلود : 0
شهیدان بندگی کردند ولی ما داریم زندگی میکنیم
فرق است است بین بندگی و زندگی که آن یکرنگی است و این چند رنگی
-
تشكرها 3
مدير اجرايي (1391/5/15),نرگس منتظر (1390/12/1),عهد آسمانى (1391/6/2)
-
1391/5/15 02:36 قبل از ظهر #6
تاریخ عضویت: 1391/3/17
شماره کاربر: 2988
محل سکونت: تهران
نوشته : 3,619 تشکر : 10,092
11,798 بار در3,409 پست تشکر شده
دریافت : 0 آپلود : 0
خون شهيدان را ز آب اولي تر است
اين خطا از صد صواب اولي تر است
در درون کعبه رسم قبله نيست
چه غم ار غواص را پاچيله(11) نيست
تو ز سر مستان قلاووزي(12) مجو
جامه چاکان را چه فرمايي رفو
ملت عشق از همه دين ها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست(13)
-
تشكرها 3
مدير اجرايي (1391/5/15),ساجده (1391/5/15),عهد آسمانى (1391/6/2)
-
1391/5/15 03:28 قبل از ظهر #7
تاریخ عضویت: 1391/3/17
شماره کاربر: 2988
محل سکونت: تهران
نوشته : 3,619 تشکر : 10,092
11,798 بار در3,409 پست تشکر شده
دریافت : 0 آپلود : 0
بياعاشقي رارعايت کنيم
بيا عاشقي را رعايت کنيم
ز ياران عاشق حکايت کنيم
از آن ها که خونين سفر کرده اند
سفر بر مدار خطر کرده اند
از آن ها که خورشيد فريادشان
دميد از گلوي سحر زادشان
غبار تغافل ز جانها زدود
هشيواري عشقبازان فزود
عزاي کهنسال را عيد کرد
شب تيره را غرق خورشيد کرد
حکايت کنيم از تباري شگفت
که کوبيد درهم، حصاري شگفت
از آن ها که پيمانه «لا» زدند
دل عاشقي را به دريا زدند
ببين خانقاه شهيدان عشق
صف عارفان غزلخوان عشق
چه جانانه چرخ جنون مي زنند
دف عشق با دست خون مي زنند
سر عارفان سرفشان ديدشان
که از خون دل خرقه بخشيدشان
به رقصي که بي پا و سر مي کنند
چنين نغمه عشق سر مي کنند:
«هلا منکر جان و جانان ما
بزن زخم انکار بر جان ما
اگر دشنه آذين کني گرده مان
نبيني تو هرگز دل آزرده مان
بزن زخم، اين مرهم عاشق است
که بي زخم مردن غم عاشق است
بيار آتش کينه نمرود وار
خليليم! ما را به آتش سپار
که پروانه برد با دو بال حريق»
در اين عرصه با يار بودن خوش است
به رسم شهيدان سرودن خوش است
بيا در خدا خويش را گم کنيم
به رسم شهيدان تکلم کنيم
مگو سوخت جان من از فرط عشق
خموشي است هان! اولين شرط عشق
بيا اولين شرط را تن دهيم
بيا تن به از خود گذشتن دهيم
ببين لاله هايي که در باغ ماست
خموشند و فريادشان تا خداست
چو فرياد با حلق جان مي کشند
تن از خاک تا لامکان مي کشند
سزد عاشقان را در اين روزگار
سکوتي از اين گونه فريادوار
بيا با گل لاله بيعت کنيم
که آلاله ها را حمايت کنيم
حمايت ز گل ها گل افشاندن است
همآواز با باغبان خواندن است
-
تشكرها 3
مدير اجرايي (1391/5/15),ساجده (1391/5/15),عهد آسمانى (1391/6/2)