_-_-_چه کسی برای ازدواج مناسب است؟_-_-_ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
_-_-_چه کسی برای ازدواج مناسب است؟_-_-_
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    جديد _-_-_چه کسی برای ازدواج مناسب است؟_-_-_





    چه کسی برای ازدواج مناسب است؟



    - مرد! چرا سنگ اندازى مى كنى ؟ هر دختر و پسرى سر انجام باید ازدواج كنند و زندگى مشترك خود را آغاز كنند.
    - سنگ اندازى كدام است زن ؟ هر كه از راه رسید و دخترمان را خواست ، باید بدهیم ؟ مگر تو او و خانواده اش را چقدر مى شناسى كه این همه اصرار مى كنى ؟!
    - شناخت زیادى ندارم ، ولى مگر تو با آنها آشنا نیستى ؟
    - من فقط چند بار در مسجد با او سلام و علیك داشته ام ، همین! ظاهرش ‍ نشان مى دهد كه جوان بدى نیست . زحمتكش است . با زور بازو مخارج خود و مادر پیرش را تامین مى كند.
    - این سه بارى كه با مادرش به خواستگارى آمده بود، از برخوردهایش ‍ فهمیدم كه انسان مؤمن و خوبى است . مادرش مى گفت : اهل محل همه قبولش دارند!
    - نمى دانم . من كه عقلم به جایى قد نمى دهد. جمیله چه مى گوید؟ نظرش ‍ چیست ؟
    - حرفى نزده ، اما با شناختى كه از روحیه ى دخترمان دارم ، مى دانم كه سكوتش نشان رضایتش است ... راستى قرار است مادرش نزدیك غروب براى گرفتن جواب بیاید. در جوابش چه بگویم ؟
    - بگو یك هفته ى دیگر صبر كنند تا خوب فكرهایمان را بكنیم .
    - یك هفته ؟!
    - آرى . باید با امام جواد علیه السلام مشورت كنم . دخترمان را كه از سر راه پیدا نكرده ایم ، ولى مبادا به آن ها درباره ى مشورت چیزى بگویى !
    جمیله در آشپزخانه بود و گفت گوى پدر و مادرش را مى شنید. از شدت اضطراب ناخن هایش را مى جوید. او به خواستگارش علاقه داشت ، از طرفى صحبت هاى پدرش را هم منطقى مى دید.
    یك هفته از ماجرا گذشت . نزدیك ظهر بود كه زن صداى در را شنید. وقتى در را باز كرد، قاصدى نامه اى را كف دست او گذاشت و رفت .
    زن مى دانست كه ابراهیم دوست ندارد نامه هایش باز شود. این بود كه تا عصر صبر كرد. وقتى ابراهیم به خانه آمد، دست و رویش را شست و داخل اتاق شد، زن نامه را جلوى او گذاشت و گفت : امروز رسید.
    چشم هاى ابراهیم برق زد. نامه را برداشت و بوسید. زن گفت :
    - از كیست ؟
    - از امام جواد علیه السلام نظرش را پرسیده بودم و جواب نوشته است .
    - بخوان ، ببینم چه نوشته ؟
    مرد نامه را گشود و بلند خواند، طورى كه جمیله هم در آشپزخانه بشنود:
    اگر خواستگارى براى دختر شما آمد و اخلاق و دیانت او مورد رضایت شما بود، با ازدواج موافقت كنید. اگر چنین نكردید و پسر و دختر مجرد باقى ماندند، در جامعه فتنه و فساد بزرگى به وجود مى آید.
    مرد نامه را بست . رو به زنش كرد و گفت :
    - اگر براى جواب آمدند، بگو مبارك است ان شاء الله !
    جمیله وقتى این حرف را شنید، خیالش راحت شد و در حالى كه از خجالت توى صورتش خون دویده بود، یك لیوان شربت خنك براى پدرش ریخت و جلوى او گذاشت. 1

    حیات پاكان جلد ۴
    مهدى محدثى
    تهیه و تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

    1 - فروع كافى ، ج 5، ص 347،ح 2.



    _-_-_چه کسی برای ازدواج مناسب است؟_-_-_





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكرها 3

    ملکوت (06-11-1389), محامین (10-06-1390), خادم کریمه اهل بیت (06-05-1390)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •