اجمالی از زندگانی امام صادق(ع) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)
صفحه 2 از 7 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 68
  1. #11
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    اخلاق

    علم الاخلاق، در ابتدا دانش مدون و مرتبى نبوده است؛ فقط در زمینه‏هاى اخلاقى به برخى آیات كریمه از قرآن حكیم و سخنان سرور پیامبران و وصى و خلیفه او و فرزندان بزرگوارشان (درود خدا به روان همه شان) استناد مى‏شده است. نخستین تألیف در دانش اخلاق به دست علماى شیعه در اواخر قرن دوم هجرى صورت گرفته و اسماعیل بن مهران فرزند ابونصر سكونى كه از اصحاب و یاران امام هشتم على بن موسى الرضا (ع) و از راویان موثق بشمار مى‏رود، كتابى تحت عنوان «صفة المؤمن و الفاجر» به ریشه تحریر درآورده است و پس از او، ابوجعفر احمد بن محمد بن خالد برقى كه پدر و پسر هر دو از روایان مورد وثوق و از اصحاب امام رضا (ع) و از علماى قرن سوم هجرى بوده‏اند، كتاب «المحاسن» را نوشته است این كتاب از بهترین كتابها است و نویسنده‏اش به سال 274 و یا 280 ق. در قم وفات یافته است .

    از دیگر علما و دانشمندان این قرن كه در زمینه اخلاق دست به نگارش كتاب زده‏اند، حسن بن على بن شعبه است كه كتاب «تحف العقول» را تألیف كرده و این كتاب هم از نفیس‏ترین كتب شیعه و مشتمل بر حكمتها و پندهائى است كه از یكایك ائمه اهل بیت روایت گردیده است.

    در قرون بعد تألیف و تصنیف درباره اخلاق دامنه پیدا كرد كه بهترین آنها كتاب «اصول كافى» از ثقة الاسلام كلینى است كه به سال 329 ق. درگذشته است. او سالها در تألیف این كتاب زحمت كشیده و گزیده‏اى از روایات و اخبار را در آن گردآورده است و هرگاه نظرى گذرا به صفحات آن بیفكنیم و فصول و ابواب آن را بررسى كنیم، خواهیم دانست كه اخلاق نیكو یعنى چه و دانش و علم امام صادق و اهل بیت علیهم السلام پیرامون اخلاق بر چه پایه بوده است !

    از ملاحظه مطالب اخلاقى كه از امام صادق (ع) در این نوشته آورده‏ایم، معلوم مى‏شود كه منبع و سرچشمه اخلاق در مرحله نخست قرآن مجید است و بعد سخنان حكمت‏آمیز رسول اسلام - دارنده خلق عظیم - و سپس بیانات فرزندان گرامى آن حضرت - وارثان علم و دانش ایشان - بویژه جعفر بن محمد صادق (ع).
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  2. #12
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    تفسیر

    در میان روایاتى كه به دست ما رسیده است، بخش اعظم آن به تفسیر قرآن مربوط مى‏شود و حتى برخى مفسران اساس كارشان را بر احادیث قرا داده‏اند و اگر شما بخواهید روایات امام صادق (ع) را پیرامون تفسیر آیات بشناسید، باید به «تفسیر مجمع البیان» مراجعه كنید كه بسیارى از احادیث جعفرى در مورد تفسیر، در این كتاب آمده است. مؤلف این كتاب گاهى كه مى‏خواهد به نظر اهل بیت اشاره كند؛ آن را طى ذكر حدیثى خاطر نشان مى‏سازد. بعلاوه بعضى از دانشمندان شیعى مصنفات متعددى در زمینه آیات الاحكام نگاشته و به شرح و تفسیر آنها پرداخته‏اند، كه در این صدد از روایات و احادیث اهل بیت مایه گرفته‏اند.

    نظر به اینكه مطابق حدیث منقول از رسول خدا (ص) از چندین طریق و چندین مورد: «انى تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتى...» قرآن و عترت ازیكدیگر جدا نیستند، از این معنى در مى‏یابیم كه دانش قرآن نزد اهل بیت است و در هر عصرى تنى از ایشان باید باشند كه عالم قرآننند و در این زمینه علاوه بر حدیث ثقلین، احادیث دیگرى هم وجود دارند كه با یكدیگر هماهنگند. از جمله امام صادق (ع) مى‏فرماید: به خدا سوگند من دانش قرآن را از اول تا آخر مى‏دانم و تمام مطالب این كتاب گویا در میان مشت من است و در آن خبر آسمان، خبر زمین، خبر گذشته و خبر آینده وجود دارد كه خداى عزوجل گوید: فیه تبیان كل شى‏ء.8

    و در مورد دیگر، امام انگشتان دستش را گشود و برسینه‏اش نهاد و فرمود: به خدا قسم، همه دانشهاى قرآن در این سینه من است .9

    پس ناگزیر در هر عصر و زمانى باید كسى باشد كه عالم به تفسیر قرآن باشد و شاهد بر این، حدیث ثقلین است. وانگهى قرآن رهبر ساكت و بى زبانى است و در آن آیات محكم و متشابه، مجمل و مبین، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقید وجود دارد كه بیشتر این مفاهیم براى مردم نامعلوم است. از سوى دیگر هر گروهى از گروههاى اسلامى مدعى‏اند كه عقاید خود را از قرآن گرفته‏اند و مى‏پندارند تنها آنانند كه به مفاهیم قرآن دست یافته‏اند و در این مقام شواهدى هم ذكر مى‏كنند.

    پس قرآن مصدر و اساس عقاید همه گروهها و فرقه‏هاى اسلامى است . پس چه مرجعى وجود دارد كه این اختلافها را فیصله بخشد و شبهات این گروه‏ها را برطرف سازد وپندارهاى این فرقه‏ها را رفع نماید؟

    بنابر مضمون حدیث ثقلین، عترت پیامبر، دانایان به قرآنند، و عالم به قرآن در هر عصر و زمانى فقط از این خاندان است و بس. بنابراین در عصر امام جعفر صادق (ع) نیز اگر آن حضرت عالم به قرآن نبوده، پس چه كسى بوده است؟!

    بدون تردید، هیچكس مدعى آن نبوده كه در میان اهل بیت به روزگار امام صادق (ع)، فردى داناتر از او به تفسیر و دیگر علوم بوده باشد.
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  3. #13
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    علم كلام

    مقصود ما از علم كلام، آن دانشى است كه از هستى و وحدانیت خدا و صفات او و دیگر موضوعات اعتقادى (و باصطلاح ایدئولوژیكى) مانند نبوت، امامت، معاد، عدل و غیره سخن مى‏گوید؛ آن هم نه هر نوع سخنى، بلكه سخنى بر پایه عقل و منطق صحیح. و هرگز منظور ما از علم كلام آن سلسله بحثهائى نیست كه با جدال و نزاع و كشمكش همراه است و بسیارى از انسانها در آن مباحث گمراه مى‏شوند؛ زیرا بر پایه ذهنیات محدود و به قصد غلبه و برترى جوئى و خودنمائى به بحث و سخن مى‏پردازند، نه به هدف حقیقت جوئى و بهره جستن از سرچشمه راستین و اصیل علم و دانش.

    پس اگر ما مى‏بینیم كه در برخى از احادیث، از علم كلام سرزنش شده، منظور آن سلسله بحثها و مشاجرات و مجادلاتى است كه فقط به نیتهاى آلوده و به قصد خودنمائى و غلبه، نه به قصد روشن شدن حقایق، و بر پایه توهمات و حدسیات، نه بر مبناى دلیل مسلم قطعى عقلى و منطقى صورت مى‏گیرد؛ زیرا دانشمندانى كه مباحث كلامى را بر پایه و اساس عقلى دنبال مى‏كنند و آنها را از سرچشمه اصلى‏اش مى‏گیرند، بى شك زبانهاى گویاى حق و مدافعان راستین حیقیت و راهنمایان شایسته به سوى ایمانند. اولین كسى كه در زمینه هستى و لوازم آن، به برهان توسل جسته و به ادله عقلى و حسى هر دو توجه كرده، امیرالمؤمنین على (ع) بوده است. حتى برخى از آنان كه مقام علمى حضرت ابوالحسن على بن ابى طالب (ع) را دانسته یا ندانسته منكر مى‏شوند و در انتساب اینگونه مباحث (كلامى و فلسفى) به آن حضرت تردید مى‏كنند، آن هم فقط به این دلیل كه دانشى بر این پایه‏ها و اصول در آن روزگار شناخته نبوده است، غافلند از اینكه حضرت على (ع) از دانش بیكران لدنى بهره‏مند بوده و از پستان وحى شیر خورده و با منبع و سرچشمه دانش در ارتباط مستقیم بوده است. مگرنه آن است كه پیامبر درباره او فرمود: «انا مدینه العلم و على بابها»؟ و پس از او نیز فرزندان بزرگوارش راه او را پیش گرفتند و از دانش فراوان خود درباره هستى و هستى بخش به مردم فیض رساندند.

    آنان در بحثهاى عقیدتى خود براى مردم اثبات كردند كه خدائى را كه نمى‏شناسند، پرستش نمى‏كنند و از پیامبرى كه آشنایش نیستند، پیروى نمى‏نمایند و از امام و رهبرى كه مقام و منزلتش را نمى‏شناسند، اطاعت نمى‏كنند. بنابراین (در مكتب اهل بیت) شناخت و معرفت پیش از هر دانش و بهتر از هر علم است. چنانكه امام صادق (ع) فرمود: با فضیلترین عبادت، شناخت خداست .10

    پس منقول (از این جهت كه منقول است) در پى ریزى این اصول و قواعد نقشى ندارد؛ زیرا در نزد خردمندان، تقلید در معقولات روا نباشد.

    البته گاهى در میان ادله نقلى، مطالبى درباره هستى‏شناسى آمده است كه بدون شبهه ارشاد به حكم عقل و یا برانگیختن و هشدار وجدان و فطرت مى‏باشد.

    مثلاً آیه «افى الله شك فاطر السموات و الارض؟»و امثال این آیه در قرآن مجید نمى‏خواهد اعتقادى را بر انسان تحمیل كند، بلكه با بیدار باشى، وجدان را به سوى خدا و آثار هستى او متوجه مى‏سازد. همچنین است سخنان منقول ازرسول خدا و عترت پاك او در همین زمینه‏هاى اعتقادى و فكرى كه همگى ارشاد به حكم عقل است و آنان در بسیارى از احادیث خود به ارزش عقل و هدایت و راهنمائیهاى آن توجه دارند؛ از جمله امام صادق (ع) فرموده است:

    «العقل دلیل المومن» و «دعامة الانسان العقل» و«لایفلح من لایعقل.» 11

    و اگر شما، حدیث امام كاظم (ع) را در پیرامون ارزش خرد و خردمندان كه با هشام بن حكم در میان گذاشته است بخوانید، پى خواهید برد كه امامان چگونه ارزش حقیقى عقل و تعقل را شناخته و مردم را به استفاده از راهنمائیهاى آن دلالت كرده‏اند.

    به هر حال در لابلاى احادیث ائمه اهل بیت از این نوع استدلال عقلانى فراوان آمده و همین «نهج البلاغه» جامع شكننده‏ترین برهانها و دلیلهاست كه عقلاى جهان و خردمندان با وجدان را به حیرت وا مى‏دارد؛ همچنان كتب دیگرى نیز اینگونه احتجاجات و مباحثات بر پایه اصول عقلى را گردآورده‏اند كه از جمله آنها مى‏توان از «احتجاج» طبرسى، «اصول كافى»، «توحید»، صدوق و مجلداتى از «بحارالانوار» نام برد و نیز برخى كتابهاى مرحوم مجلسى كه طى آنها به شرح حال امامان و نقل احادیث حكمت‏آمیز آنان پرداخته شده است و اینك ما بخشى از این احادیث و مباحث عقلانى را كه از امام صادق (ع) به دست ما رسیده است، مورد بررسى قرار مى‏دهیم.
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  4. #14
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    هستى‏شناسى و یگانه پرستى

    فصولى از احادیث و سخنان امام صادق (ع)، پیرامون هستى‏شناسى و وحدانیت خدایتعالى است، كه از آن جمله است «توحید مفضل»، و آن سلسله درسهائى است كه امام آنها را بر مفضل بن عمرجعفى كوفى یكى از اصحاب و یاران عالم و عامل خویش القاء فرموده و دیگرى رساله‏اى است به نام «هلیله» كه آن نیز از همین مفضل روایت شده است، با این تفاوت كه مفضل رساله نخست را مستقیماً و از دو لب مبارك امام شنیده اما رساله دوم را بطور غیر مستقیم و كتباً از امام روایت نموده است.

    طب و پزشكى‏

    خداوند متعال قرآن را فرو فرستاده و آن را بیان همه چیز قرار داده است. در این كتاب، دانش پزشكى طى دو سه جمله آمده است : «كلوا و اشربوا و لا تسرفوا» . پس جاى شگفتى نیست كه دانایان به علوم قرآن یعنى ائمه اهل بیت، دانایان به طب و پزشكى هم باشند. بعلاوه آنان در بیان طبیعت اشیاء و فواید و مضار آنها و خواص مزاجها آنقدر مطلب گفته‏اند كه نشانگر اطلاعات گسترده آنها نسبت به این دانش است .

    یكى از دانشمندان گذشته كلمات امامان را در مورد طب گردآورى كرده و آن را «طب الائمه» نامیده و من گمان دارم این كتاب از بین رفته است ؛ اما مجلسى در «بحارالانوار » و شیخ حر عاملى در «وسائل الشیعه» گاهگاهى از این كتاب، حدیث روایت كرده‏اند.

    در علم و آگاهى امام صادق (ع) به علم طب و پزشكى ، كافى است مطالبى را كه او در رساله «توحید مفضل» در بیان طبیعت اشیاء و فواید دواها و فیزیولوژى و شناخت وظایف الاعضاء كه موضوع علم تشریح است، فرموده ، در نظر بگیریم و نیز بحثى كه امام با پزشك هندى داشته و مناظره و گفتگوئى كه با او انجام داده، نشانه وسعت اطلاع و آگاهى امام ششم نسبت به علم پزشكى است .

    سخنان امام در امور بهداشتى و پزشكى در لابه‏لاى كتب حدیثى پخش است و گاهى امام مطالبى را فرموده كه تازه دانش پزشكى به آنها دست یافته است و اگر نویسنده‏اى بخواهد در این زمینه كتابى تألیف كند و در آن مطالبى را كه امام طى آنها خواص و فواید اشیاء را مطرح كرده و درمان انواع دردها و بیماریها را ذكر فرموده است، گردآورد كاملاً كارى آسان و در عین حال ابتكارى خواهد بود.

    از جمله مطالبى كه امام در مورد بهداشت و طبابت بیان كرده و دانش جدید پزشكى از برخى از آنها پرده برداشته ، مطالبى است كه امام درباره درمان تب بوسیله شستشوى با آب بیان فرموده است . هنگامى كه شخصى راجع به تب با آن حضرت صحبت مى كند، امام در پاسخ مى فرماید كه ما خانواده با ریختن آب سرد بر بدنمان تب را معالجه مى‏كنیم.
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  5. #15
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    و در مورد شستن میوه پیش از خوردن فرمود:

    ان لكل ثمرة سمّاً فاذا اوتیتم بها فامسوها الماء و اغمسوها فى الماء.12

    روى هر میوه‏اى ممكن است سمى (میكرب ) باشد . پس هر موقع خواستید میوه‏اى را تناول كنید، آب روى آن باز كنید و آن را در میان آب بگذارید.

    كه اصولاً بكار بردن دو كلمه «مس» و «غمس» خالى از نكته نیست .

    علم شیمى

    بسیارى از دانشمندان اعتراف كرده‏اند كه امام صادق (ع) علم شیمى را مى‏دانسته و جابربن حیان صوفى طرطوسى نزد او تلمذ مى كرده و این دانش را از وى فرا گرفته است و پانصد رساله در یكهزار برگ در همین مایه تألیف كرده كه آنها در واقع متضمن و در بردارنده رساله‏هاى امام جعفر صادق (ع) مى‏باشند.13

    خاورشناسان قدیم و جدید درباره جابر سخن بسیار گفته‏اند و ابن ندیم در «الفهرست» 14 بطور مفصل پیرامون شخصیت او داد سخن داده و كتب زیادى را از وى یاد كرده است كه جابر در زمینه دانشهاى مختلف بویژه شیمى ، پزشكى ، فلسفه و كلام داراى تألیفات بوده است و عادتاً یك انسان معمولى با عمرى طبیعى گنجایش این همه كار، تألیف و تحقیق را ندارد جز نوابغى از بشر و یگانه‏هائى از انسانهائى كه هوشى سرشار و استعدادى فوق‏العاده دارند و زندگیشان در تألیف ، كتاب و تحقیق خلاصه مى‏شود.

    ابن ندیم تألیف كتابهائى بر مذهب شیعه را به جابر نسبت داده و از همین جا تشیع او را استنباط نموده است و شاید همین زانو زدن او در حضور امام به قصد تعلم و یادگیرى و همچنین اعتماد امام به او در آموزش این علم، شاهد روشنترى است بر تشیع جابر.

    مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانى در «الذریعه» او را از مؤلفان شیعه شمرده و از كتب او «ایضاح» در شیمى را نام برده است . 15

    تحقیق در جزوه‏ها و رساله‏هائى كه كراوس خاورشناس انتشار داده روشن مى‏سازد كه جابر از شیعیان امام صادق (ع) بوده و او را امام مفترض الطاعه براى خود مى شناخته و علاوه بر شیمى، دانشهاى دیگر را نیز از امام فرا گرفته است .

    خلاصه اینكه مؤلفان و تراجم نگاران اسلامى، جابر را عالمى بلند مرتبه دانسته و او را در عداد مفاخر جهان اسلام بر شمرده‏اند.

    جابر غیر از فلسفه و كلام، پیرامون علوم و فنون مختلف اعم از نظرى و طبیعى كه بحث و تحقیق درباره آنها نیازمند وقت و فرصت فراوانى است ، بیش از سه هزار نسخه كتاب و رساله تألیف كرده و شخصیتى با این ویژگى ، براستى شایسته تجلیل و بزرگداشت است و از مفاخر و ذخایر گرانبهاى ملت مسلمان تواند بود.

    البته پذیرش این امر براى خاورشناسان سنگین است كه یك مسلمان عرب زبان در قرن دوم هجرى امتیاز دانستن این آراى استوار علمى را داشته باشد و نظریات او پایه‏هاى كل علم شیمى جدید و قدیم محسوب شود؛ از این رو در بررسى كتب و رسائل علمى جابر دچار خبط شده و همچون آدمى كه در تاریكى شب به گردآورى هیزم بپردازد، گرفتار خطا و اشتباهات فراوانى گشته‏اند. گاهى اصلاً در وجود خارجى جابر در آن عصر تردید كرده‏اند و گاهى در عصر و زمانى كه او در آن مى زیسته است، شك نموده‏اند و در مرحله سوم، در صحت نسبت این كتب و رساله‏ها به او شبهه نموده‏اند و در چهارمین مرحله، درصحت مطالبى كه از او امام صادق (ع) روایت كرده است ، حرف داشته‏اند و بالاخره پنجمین شك و شبهه آنان در شیوه آنان در شیوه نگارش و فصل بندى و ترتیب موضوعى كتابها و رساله‏هاى جابر است كه بزعم مستشرقان، در آن اعصار ناشناخته بوده است .

    البته برخى از این شبهه‏ها را اسماعیل مظهر نویسنده و صاحب امتیازمجله «العصور» در مقاله‏اى كه در مجله «المقتطف» نشر داده، مورد انتقاد قرار داده است 16 و نیز احمد زكى صالح در سلسله مقالاتى كه در مجله «رساله مصر» سال هشت نوشته، درصدد نقد و بررسى علمى و حكیمانه آن شبهات برآمده است . 17

    این نویسنده بارها به تشیع جابر تصریح كرده و در نقد و بررسى نظر استاد كراوس چنین گفته است : نزد همه كسانى كه علم الكلام و مباحث آنرا مورد بررسى قرار داده‏اند، واضح و آشكار است كه شیعیان فعالترین و پر جنب و جوش ترین فرقه‏هاى اسلامى بوده‏اند و از اولین پایه گذاران مباحثات مذهبى براساس فلسفه شمرده مى شوند و حتى برخى مكتب فلسفى ویژه‏اى به امام على بن ابى طالب (ع) نسبت مى‏دهند . و این حرف احمد زكى براى اثبات صحت آراء و نظرات فلسفى وكلامى منتسب به جابر است .18

    و خلاصه سخن آنكه تشیع جابر و پیشرو بودن او در بسیارى از علوم بویژه كلام، فلسفه، پزشكى ، شیمى و طبیعى از واضحات و بدیهیات است و بدون تردید نظرات او پایه‏هاى اساسى دانش شیمى است و این نیست جز آنكه جابر علم شیمى را از منبع و سرچشمه اصلى آن یعنى امام صادق (ع) فرا گرفته است.
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  6. #16
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    دانشهاى دیگر

    مقصود ما از علوم و دانشهائى كه به برخى آنها اشاره كرده و توضیح دادیم كه مردم آنها را از امام صادق (ع) آموخته‏اند آن نیست كه علوم و دانشهاى حضرتش منحصر به همانها بوده است، بلكه امام به عقیده شیعه امامیه همه چیز را باید بداند و داناترین مردم در همه علوم و فنون و زبان و لغت باشد و این حكم عقل است . 19

    و اگر به دلیل نقلى نظر افنكنیم بى آنكه مسأله امامت و رهبرى الهى رابراى امام اثبات نمائیم ، به این نتیجه مى‏رسیم كه در هر عصرى در میان عترت، داناى به كتاب و سنت وجود داشته و دارد ، و این مفاد حدیث ثقلین است. و نیز مى فهمیم داناى به كتابى كه خود بیان و توضیح همه چیز است (تبیاناً لكل شى‏ء) باید به همه چیز عالم و دانا باشد، مادامى كه این كتاب وجود دارد و در میان بشر است . پس وجود عالم و دانشمندى از اهل بیت و عترت پیامبر تا روز قیامت قطعى و مسلم است و در عصر مورد بحث، این عالم و دانشمند چه كسى جز امام صادق (ع) بوده است ؟

    بنابراین در زمان آن حضرت در میان اهل بیت كسى داناتر از او نبوده وآثار علمى بر جاى مانده از امام، بهترین شاهد است .

    پس صادق آل محمد (ع) عالم اهل بیت در عصر خویش و داناى به كتاب و جامع علوم و فنون گوناگون بوده است و لذا از ذكر بقیه دانشهائى كه امام مى دانسته و شواهد فراوانى كه در این زمینه داریم، صرف نظر مى كنیم و از نظر مإ؛ّّ هیچ جاى تعجب نیست كه امام صادق (ع) با اهل هر لغت و زبانى به زبان آنان صحبت مى كرد؛ مثلاً با فارسى زبان، فارسى صحبت مى فرموده و با اهل هر علم و فنى بااصطلاح خودشان بحث مى كرده است، مانند بحثهائى كه امام با ستاره شناسان و علماى نجوم و طبیعى و پزشكى و غیر اینها انجام داده كه همه اینها طى احادیث و روایاتى به دست ما رسیده است .

    پى‏نوشتها:

    1- شرح نهج‏البلاغه ابن ابى الحدید ، ج 1، ص 18.

    2- بحار الانوار ، ج 1، ص 213 - 215.

    3- بحار الانوار ، ج 1، ص 213 - 215.

    4- بحار الانوار ، ج 1، ص 213 - 215.

    5- بحار الانوار ، ج 1، ص 213 - 215.

    6- البقره /269.

    7- بحارالانوار ، ج 2، ص 82.

    8- اشاره به آیه 89 از سوره النحل، است : «و نزلنا علیك الكتاب تبیانا لكل شى‏ء»

    9- اصول كافى، ج 1، ص 229 ، حدیث پنجم.

    10- بحارالانوار ، ج 1، ص‏215 ، حدیث 21.

    11- اصول كافى ، ج 1، ص 26، حدیث 29.

    12- در این زمینه نگاه كنید به كتاب «اطعمه و اشربه» از وسائل الشیعه ، ج 17، طبع جدید «مترجم».

    13- مراجعه كنید به تاریخ ابن خلكان (وفیات الاعیان، ج 1، ص 327) چاپ دارالثقافه بیروت.

    14- نگاه كنید به صفحات 498 و 503 ، آن كتاب.

    15- ج 2، ص 491 طبع دارالاضواء بیروت.

    16- شماره 68 : صفحات 551 - 544 و 617 - 625 آن مجله.

    17- نگاه كنید به صفحات 1204 تا 1206 و 1235 تا 1237 و 1268 تا 1270 و 1299 تا 1302.

    18- همان مجله ، ص 1299.

    19- ما در رساله‏اى به نام «شیعه و امامت» این معنى را توضیح داده‏ایم، مراجعه فرمائید.

    منبع: صفحاتى از زندگانى امام جعفر صادق (ع) ، ص 227 ، از سایت بلاغ
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  7. #17
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    غیبت امام زمان علیه‏السلام در اندیشه امام صادق علیه‏السلام







    فرصت طلایى

    عصر امام صادق علیه‏السلام از نظر اجتماعى، فرهنگى و سیاسى، فرصتى استثنایى براى ترویج فرهنگ اهل بیت علیهم‏السلام بود كه آن حضرت نیز به خوبى از این موقعیت استفاده كرد و علوم مختلف و گوناگون را به شاگردانش تعلیم داد. از جمله مسائلى را كه به بخوبى بیان و تثبیت نمود، مسئله غیبت امام مهدى علیه‏السلام و مسائل مربوط به مهدویت بود.



    آنچه پیش‏رو دارید، نگاهى است به غیبت امام زمان علیه‏السلام در اندیشه بلند امام به حق ناطق، حضرت صادق علیه‏السلام .

    الف. تثبیت اصل مهدویت



    اصل مهدویت و ظهور امامى كه جهان را پر از عدل و داد كند، از مسلّمات دین اسلام و اتفاق بین همه مسلمین است. براى به وجود آمدن چنین اتفاقى، تلاشهاى فراوانى توسط شخص پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و جانشینان بعد از او از جمله حضرت صادق علیه‏السلام انجام گرفت كه به دو نمونه اشاره مى‏شود:



    1. ابان بن عثمان از امام صادق علیه‏السلام نقل نموده كه پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در حدیثى به على علیه‏السلام فرمود: «كانَ جَبْرَئِیلُ علیه‏السلام عِنْدِى آنِفا وَاَخْبَرَنِى اَنَّ الْقائِمَ الَّذِى یَخْرُجُ فِى آخِرِ الزَّمانِ فَیَمْلاَءُ الاَْرْضَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ ظُلْما وَجَوْرا مِنْ ذُرِّیَتِكَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ؛ جبرئیل علیه‏السلام همین الآن نزد من بود و به من خبر داد قائمى كه در آخر الزمان قیام مى‏كند و زمین را پر از عدل مى‏كند همچنان كه از ظلم و ستم پر شده، از نسل تو از فرزندان حسین علیه‏السلام است.»
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  8. #18
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    2. معاویة بن عمّار از امام صادق علیه‏السلام از رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل نموده كه آن حضرت فرمود: «اِنَّ جَبْرَئِیلَ علیه‏السلام أَتانِى فَأَقْرَأَنِى مِنْ رَبِّىَ السَّلامَ وَقالَ یا مُحَمَّدُ... وَمِنْكُمُ الْقائِمُ یُصَلِّى عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ خَلْفَهُ اِذا اَهْبَطَهُ اللّهُ اِلَى الاَْرْضِ مِنْ ذُرِّیَّةِ عَلِىٍّ وَفاطِمَةَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ علیه‏السلام ؛ همانا جبرئیل علیه‏السلام نزد من آمد و سلام پروردگارم را به من رساند و فرمود: اى محمد!... قائم از شماست كه عیسى بن مریم علیه‏السلام پشت سر او نماز مى‏گذارد؛ آن زمانى كه خداوند او را [از آسمان] به سوى زمین فرود آورد. [او] از نسل على و فاطمه و از فرزندان حسین علیهم‏السلام مى‏باشد.»

    ب. حكم منكران مهدى علیه‏السلام



    با همه اتفاقى كه بین مسلمین درباره حضرت مهدى علیه‏السلام وجود دارد، بوده‏اند و هستند كسانى كه گاه مسئله مهدویت و اقرار به امامت آن حضرت را انكار مى‏كنند. حضرت صادق علیه‏السلام قبل از ولادت حضرت مهدى علیه‏السلام حكم منكران او را بیان كرده است: صفوان بن مهران از امام صادق علیه‏السلام نقل نموده است كه آن حضرت فرمود: «مَنْ اَقَرَّ بِجَمِیعِ الاَْئِمَّةِ وَجَحَدَ الْمَهْدِىَّ كانَ كَمَنْ اَقَرَّ بِجَمِیعِ الاَْنْبِیاءِ وَجَحَدَ مُحَمَّدا نُبُوَّتَهُ؛ كسى كه به همه امامان اقرار كند و مهدى را انكار كند، مانند كسى است كه به همه پیامبران اقرار كند و نبوت محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را انكار كند.»



    درروایت دیگرى غیاث از امام صادق علیه‏السلام از رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل كرده كه آن حضرت فرمود: «مَنْ اَنْكَرَ الْقائِمَ مِنْ وُلْدِى فِى زَمانِ غَیْبَتِهِ ماتَ مِیتَةً جاهِلِیَّةً؛ كسى كه قائم از فرزندان مرا در زمان غیبتش انكار كند، به مرگ جاهلى مى‏میرد.» یعنى نامسلمان از دنیا مى‏رود؛ چنان‏كه نشناختن امام هر زمان، طبق روایت معروف بین فریقین: «مَنْ ماتَ وَلَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مِیتَةً جاهِلِیَّةً» باعث مرگ جاهلى است.



    نكته اضافه در روایت فوق، انكار آن حضرت در دوران غیبت است كه دامن جمع زیادى را مى‏گیرد؛ همانهایى كه اصل ظهور و آمدن آن حضرت را قبول دارند، امّا تولد و حیات و غیبت او را انكار مى‏كنند.
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  9. #19
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    ج. تأكید بر وقوع غیبت



    از مسائلى كه سخت تلاش شده قبل از ولادت حضرت، شیعه را براى آن آماده كنند، مسئله دوران غیبت امام زمان علیه‏السلام است. از شخص پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله گرفته تا امامان بعدى بر روى این مسئله تأكید نموده‏اند؛ اما حضرت صادق علیه‏السلام با توجّه به فرصتى كه براى او پیش آمد، بیش از امامان دیگر مسئله غیبت و طولانى بودن و سخت بودن آن را گوشزد فرموده است:

    1. غیبت حتمى است



    زراره از امام صادق علیه‏السلام نقل كرده كه فرمود: «اِنَّ لِلْقائِمِ غَیْبَةً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ قُلْتُ وَلِمَ قالَ اِنَّهُ یَخافُ وَاَوْمَأَ بِیَدِهِ اِلى بَطْنِهِ یَعْنِى الْقَتْلَ؛ به راستى براى قائم غیبتى است قبل از اینكه قیام كند. عرض كردم: چرا [غائب مى‏شود]؟ فرمود: به خاطر ترسى كه دارد. و با دستش به شكم خویش اشاره كرد؛ یعنى [به خاطر[ كشته شدن.» البته منظور این نیست كه حضرت از مرگ ترس دارد كه بر اولیاى الهى چنین ترسى راه ندارد؛ بلكه ترس از این دارد كه با كشته شدن او، داستان عدل جهانى و آرزوى همیشگى بشریت تحقق نیابد.

    2. غیبت، امتحان سنگین



    مفضّل بن عمر از امام صادق علیه‏السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود: «اَما وَاللّهِ لَیَغِیبَنَّ اِمامُكُمْ سِنِینا مِنْ دَهْرِكُمْ وَلَتُمَحَّصُنَّ حَتّى یُقالَ ماتَ قُتِلَ هَلَكَ بِأَىِّ وادٍ سَلَكَ وَلَتَدْمَعَنَّ عَلَیْهِ عُیُونُ الْمُؤْمِنِینَ وَلَتُكْفَؤُنَّ كَما تُكْفَأُ السُّفُنُ فِى اَمْواجِ الْبَحْرِ؛ به خدا سوگند! امام شما سالیانى از روزگارتان غیبت كند و حتما مورد آزمایش واقع شوید تا آنجا كه گفته شود: او مرده [یا] كشته [و یا] هلاك شده [و] به كدام وادى رفته است؟ و چشمان مؤمنان بر او بگرید و واژگون شوید، چنانكه كشتیها در امواج دریا واژگون شوند.»



    «فَلا یَنْجُوا اِلاَّ مَنْ اَخَذَ اللّهُ مِیثاقَهُ وَكَتَبَ فِى قَلْبِهِ الاِْیمانَ وَاَیَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ لَتُرْفَعَنَّ اِثْنَتا عَشْرَةَ رایَةً مُشْتَبِهَةً لا یُدْرى اَىٌّ مِنْ اَىٍّ قالَ فَبَكَیْتُ؛ و نجات نیابد [از این امتحان]، مگر كسى كه خدا از او پیمان گرفته و در قلبش ایمان را نقش كرده و او را با روحى از جانب خود مؤیّد كرده باشد. و دوازده پرچم مشتبه بر افراشته شود كه هیچ یك از دیگرى باز شناخته نشود. [راوى] گوید: من گریستم.»



    آن‏گاه حضرت فرمود: چرا گریه مى‏كنى؟ گفتم: چگونه نگریم در حالى كه شما مى‏گویید: دوازده پرچم مشتبه كه هیچ‏یك از دیگرى باز شناخته نشود، وجود دارد. پس ما چه كنیم؟ راوى گوید: امام به پرده آفتاب كه به داخل صفه تابیده بود، نگاه كرد و فرمود: اى ابا عبد اللّه! آیا این آفتاب را مى‏بینى؟ گفتم: آرى. فرمود: به خدا سوگند! امر ما از این آفتاب روشن‏تر است.»



    هانى تمّار مى‏گوید: امام صادق علیه‏السلام فرمود: «اِنَّ لِصاحِبِ هذا الاَْمْرِ غَیْبَةً الْمُتَمَسِّكُ فِیها بِدِینِهِ كَالْخارِطِ لِلْقَتادِ... ثُمَّ قالَ اِنَّ لِصاحِبِ هذا الاَْمْرِ غَیْبَةً فَلْیَتَّقِ اللّهَ عَبْدٌ وَلْیَتَمَسَّكْ بِدِینِهِ؛ به راستى براى صاحب این امر، غیبتى است كه پایبند به آن مانند كسى است كه دستش را بر روى شاخه درخت خار كشد... آن‏گاه فرمود: براى صاحب این امر غیبتى است و بنده باید تقواى الهى پیشه سازد و متمسك به دینش باشد.»
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  10. #20
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    3. غیبت خواب را از متدینان مى‏گیرد



    دوران غیبت به قدرى سخت و دشوار است كه خواب و آرامش را از متدیّنان مى‏گیرد و شب و روز باید ناله بكنند. حضرت صادق علیه‏السلام در حالى كه هنوز امام مهدى علیه‏السلام متولد نشده، براى دوران غیبت او این چنین ناله مى‏زند: «سَیِّدِى غَیْبَتُكَ نَفَتْ رُقادِى وَضَیَّقَتْ عَلَىَّ مِهادِى وَابْتَزَّتْ مِنِّى راحَةَ فُؤادِى سَیِّدِى غَیْبَتُكَ أَوْصَلَتْ مُصابِى بِفَجائِعِ الاَْبَدِ؛ آقاى من! غیبت تو خواب را از دیدگانم ربُوده وبسترم را بر من تنگ ساخته و آسایش قلبم را از من سلب نموده است. اى آقاى من! غیبت تو اندوه مرا به فجایع ابد پیوند داده است.»



    سدیر مى‏گوید: در چنین حالى كه امام صادق علیه‏السلام را آن‏گونه دیدیم، عقل از سرمان پرید و از شدّت جزع قلوبمان چاك‏چاك گردید... و گفتیم: اى فرزند بهترین خلایق! چشمانت گریان مباد! از چه حادثه‏اى اشكتان روان و سرشك از دیدگان ریزان است؟ حضرت صادق نفس عمیقى كشید كه بر اثر آن [غم] درونش برآمد و هراسش افزون شد، آن‏گاه فرمود: «نَظَرْتُ فِى كِتابِ الْجَفْرِ صَبِیحَةَ هذا الْیَوْمِ... وَتَأَمَّلْتُ فِیهِ مَوْلِدَ قائِمِنا وَ غَیْبَتَهُ وَابْطاءَهُ وَطُولَ عُمْرِهِ وَبَلْوَى الْمُؤْمِنِینَ فِى ذلِكَ الزَّمانِ وَتَوَلُّدَ الشُّكُوكِ فِى قُلُوبِهِمْ مِنْ طُولِ غَیْبَتِهِ؛ صبح امروز به كتاب جفر نگریستم... و تأمّل كردم در آن درباره میلاد قائم ما و غیبت او و تأخیر آن و طول عمرش و گرفتارى مؤمنان در آن زمان و پیدایش شكوك در قلوب آنها بر اثر طول غیبتش.»



    گفتنى است كه جفر علمى است كه ابن خلدون، جرجانى و صاحب كشف الظنون به صحّت آن و وجود كتاب جفر اعتراف كرده‏اند و تصریح كرده‏اند كه امام صادق علیه‏السلام و حضرت رضا علیه‏السلام حوادث آینده را طبق این كتاب خبر داده‏اند و آن‏چنان كه خبر داده‏اند، واقع شده است.
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

صفحه 2 از 7 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •