اجمالی از زندگانی امام صادق(ع) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 68
  1. #31
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    امام صادق علیه السلام و تكریم شاگردان

    محمدجواد طبسى

    اشاره:
    نوشتار حاضر، سیرى گذرا و اجمالى در سیره علمى امام صادق علیه السلام و


    گوشه‏اى از برخوردهاى آن حضرت را در تكریم اصحاب و یاران و شاگردان خود -

    آن گونه كه در تاریخ ثبت‏شده است - نشان مى‏دهد.

    چهره مقدس و ملكوتى امام جعفر صادق علیه السلام آن قدر روشن و تابناك

    است كه هرگز نیازى به تعریف و تمجید دیگران ندارد، بلكه این دیگران بودند كه

    با درك محضر آن حضرت و استفاده از وجود پرفیضش به عالى‏ترین مراتب

    كمال مى‏رسیدند.

    دوران 34 ساله امامت ایشان فرصتى طلایى بود تا كام تشنگان معارف ناب

    الهى را از زلال سرچشمه وحى سیراب سازد. از این رو تمام برخوردهاى وى با

    افراد و گروهها حتى دگر اندیشان خود باخته، آموزنده بود. در این میان یاران و

    شاگردان آن حضرت بیشترین استفاده را بردند و درسهاى ارزنده‏اى را براى

    آیندگان به یادگار گذاشتند. او سالها بر كرسى درس و منبر پیامبر قرار گرفت

    و هزاران شاگرد را در مكتب خود تربیت كرد.

    سلوك علمى امام صادق علیه السلام طى این سى و چند سال، برخورد

    شایسته یك استاد را با شاگردان خود به زیباترین وجه ترسیم مى‏كند.


    الف) تشویق و تكریم شاگردان شایسته

    تاریخ زندگى برخى یاران و شاگردان امام صادق علیه السلام و تعبیرات بسیار

    زیبایى كه آن حضرت در حضور و یا در غیاب آنها مى‏فرمود، به خوبى نشانگر آن

    است كه امام تا چه حد آنان را مورد تشویق و احترام قرار مى‏داد. اكنون

    نمونه‏هایى از رفتار احترام‏آمیز آن حضرت را در حق شاگردان خود ذكر مى‏كنیم.

    1- ابان بن تغلب

    ابان بن محمد بن ابان بن تغلب گوید: از پدرم شنیدم كه مى‏گفت‏به اتفاق پدرم

    ابان بن تغلب خدمت امام صادق علیه السلام رسیدیم; همین كه نگاه امام به

    پدرم افتاد دستور داد بالش براى پدرم نهادند و با پدرم مصافحه و معانقه كرد و

    به او خوش آمد گفت. (1)

    2- فضیل بن یسار

    هرگاه امام فضیل بن یسار را مى‏دید مى‏فرمود: بشر المخبتین، سپس

    مى‏فرمود: هركه دوست دارد به سوى مردى از اهل بهشت نظر كند، به او

    نگاه كند. و آنگاه مى‏افزود: فضیل از اصحاب پدر من است و من دوست مى‏دارم

    كسى را كه دوست‏بدارد یاران پدرش را. (2)


    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  2. تشكر

    طباطبايي (02-09-1388)

  3. #32
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    3- هشام بن محمد:
    امام علیه السلام نسبت‏به هشام بن محمد السائب كلبى بسیار عنایت داشت‏به گونه‏اى كه هرگاه بر حضرت وارد مى‏شد، امام صادق او را در نزد خود مى‏نشانید و با او با گشاده‏رویى و انبساط سخن‏مى‏گفت. (3)
    4- حمران:
    بكیر بن اعین در ایام حج ‏بر امام صادق وارد شد. حضرت سراغ حمران را از او گرفت. بكیر گفت: امسال نتوانسته به حج‏بیاید با آنكه شوق شدیدى داشت كه به حضور شما شرفیاب شود، لكن به شما سلام رساند. حضرت فرمود: بر تو و بر او سلام باد ... حمران مؤمن است و از اهل بهشت مى‏باشد... . (4)
    5- چهار نفر از نیكان:
    امام صادق علیه السلام درباره چهار نفر از یاران وشاگردان خود فرمود: استوانه ‏هاى زمین و پرچمهاى دین چهار نفرند: محمد بن مسلم، برید بن معاویه، لیث‏بن البخترى مرادى و زرارة بن اعین. (5)
    همچنین در باره این چهار نفر فرمود: همانا یاران پدرم افتخار ما هستند چه در حیات و چه پس از مرگشان كه آنها زراره، محمد بن مسلم، لیث مرادى و برید عجلى مى‏باشند. قیام كنندگان به عدل و داد و صدق و راستى با آنانند، آنها پیشتازان پیشتازانند و آنان مقربان درگاه حق تعالى مى‏باشند. (6)
    6- احترام شاگرد جوان و پرتلاش:
    در میان یاران امام صادق علیه السلام شاگردان جوانى هم حضور داشتند. یكى از این جوانان هشام بن الحكم بود كه به گفته شیخ مفید آنچنان در نزد ابى‏عبد الله علیه السلام مقام و منزلت داشت (7) كه گاهى برخى را به شگفتى وا مى‏داشت. وى مى‏نویسد: روزى هشام بن الحكم در منى بر آن حضرت وارد شد در حالى كه تازه جوانى بیش نبود و در آن مجلس، بزرگان شیعه همانند حمران بن اعین و قیس ماصر و یونس بن یعقوب و ابوجعفر احول و غیر آنها حضور داشتند. در حالى كه از تمامى حاضران كوچكتر بود، امام صادق علیه السلام او را بر همگان مقدم داشت. همین كه امام دریافت كه احترام به هشام بر حضار گران آمده است، فرمود: هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده; (8) «این با قلب و زبان و دستش یارى كننده ماست.»
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  4. #33
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    ب) انس با شاگردان:
    امام صادق علیه السلام شاگردان و یاران خود را دوست مى‏داشت و به هنگام دیدارشان شادى و خوشحالى مى‏كرد و بارها این سرور و شادمانى از آن حضرت دیده شد. اینها نمونه‏هایى از آن است:
    عنبسه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم كه مى‏فرمود من از دست مردم مدینه و تنهایى خودم به خدا شكایت مى‏كنم تا اینكه شما بر ما وارد شوید و شما را ببینم و از دیدنتان شادمان شوم. اى كاش این طاغیه - ابوجعفر منصور - مرا آزاد مى‏گذاشت كه خانه‏اى بگیرم و در آن سكونت كنم و شما را نیز همراه خود در آن جاى دهم. (9) روزى آن حضرت شخصى را به دنبال ابوحمزه فرستاد و او را طلبید. چون وارد شد، حضرت فرمود: انى لاستریح اذا رایتك. (10) اى ابوحمزه وقتى كه تو را مى‏بینم قلبم آرام مى‏شود.
    ممكن است گفته شود امام صادق با یاران و شاگردانى كه در كوفه داشته بسیار مانوس بوده است. دو حدیث‏یاد شده نیز دلالت‏بر همین مطلب مى‏كند. یاران و شاگردان آن حضرت در كوفه معرفت ‏بسیار بالایى نسبت ‏به امام داشته‏اند و بدین جهت ‏حضرت نیز متقابلا از حضور آنها شاد مى‏گشته و اگر روزى یكى از آنها را نمى‏دیده است، وى را مورد تفقد قراد مى‏داده است و نسبت ‏به برخى افراد همانند ابو حمزه، تقاضا مى‏كنند تا به حضورشان شرفیاب شود. در پاسخ مى‏گوییم اگر چه ممكن است واقعیت امر همین باشد اما تكرار این ماجرا نسبت‏ به برخى دیگر از یاران و شاگردان امام ، این احتمال را كه احترام آن حضرت مخصوص یاران و شاگردانشان در كوفه باشد ، كم‏رنگ مى‏كند. به همین دلیل است كه مى‏بینیم روزى كه نگاه امام صادق علیه السلام به عقبة بن خالد كه به همراه معلى بن خنیس و عثمان بن عمران بر حضرتش وارد شده بودند، افتاد ; حضرت فرمود:
    خوش آمدید! خوش آمدید! چهره‏هایى است كه ما را دوست مى‏دارند و ما آنها را دوست مى‏داریم. سپس فرمود: جعلكم الله معنا فی الدنیا و الآخرة. (11) «خداوند شما را در دنیا و آخرت همراه ما قرار دهد.»

    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  5. #34
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    ج) اجازه سخن:
    با اینكه در بسیارى از موارد هیبت امام صادق علیه السلام به هیچ كس اجازه نمى‏داد تا به خود جرئت‏سخن گفتن در محضر آن حضرت را بدهد و تمام یاران و شاگردان امام به گوش جان سپرده بودند اما این امام بود كه به برخى از یاران دستور مى‏داد تا سخن گویند.
    روایت‏شده است كه عده‏اى در محضر آن حضرت مناظره و گفتگو مى‏كردند و حمران بن اعین ساكت ‏بود. حضرت به او فرمود: اى حمران چرا تو ساكتى و سخن نمى‏گویى؟
    حمران گفت: اى آقاى من! سوگند یاد كرده‏ام كه در مجلسى كه شما در آنجا حضور دارید هرگز سخن نگویم. حضرت فرمود: من به تو اذن دادم، حال سخن بگو. (12)

    د) بهره‏گیرى از افراد توانا و آموزش در حین كار
    امام صادق علیه السلام با ارزیابى قابلیتها و توانمندیهاى شاگردان خود، برخى از آنها را براى پاره‏اى از مسائل و پیشآمدها و پاسخ به سؤالات و گفتگوهاى علمى پرورش داده بود. مثلا در مباحث كلام و مباحث اعتقادى بویژه مسائل امامت، زبدگانى همانند حمران بن اعین و هشام بن سالم و محمد بن النعمان احول و قیس ماصر و هشام بن الحكم و غیر آنها را تربیت كرده بود و بموقع از آنها استفاده مى‏كرد.
    یونس بن یعقوب گوید: در خدمت امام صادق علیه السلام بودم كه مردى از اهل شام بر آن حضرت وارد شد و اظهار داشت من مردى هستم صاحب كلام و فقه و فرایض; اكنون آمده‏ام تا با یارانت‏بحث و گفتگو و مناظره كنم. حضرت فرمود: این علم كلامى كه تو از آن دم مى‏زنى از كلام رسول خداست‏یا ساخته ذهن خود تست؟
    مرد گفت: بخشى از كلام رسول خدا و بخشى از خودم است. امام فرمود: پس تو شریك رسول خدا هستى؟ گفت: نه. حضرت فرمود: پس به تو وحى رسیده است؟ گفت: نه. حضرت فرمود: پس اطاعت تو واجب است همان گونه كه اطاعت از پیامبر واجب مى‏باشد؟ گفت: نه.
    اینجا بود كه حضرت به من رو كرد و فرمود: اى یونس! این مردى است كه پیش از آنكه سخن گوید خود را محكوم كرده است. سپس فرمود: اى یونس اگر كلام را خوب مى‏دانستى، با او مناظره مى‏كردى. یونس گفت: بسى جاى حسرت است ولى ما از شما شنیدیم كه از كلام نهى كردید ... حضرت فرمود: من گفتم واى بر مردمى كه سخن مرا ترك گویند و به سوى آنچه كه خود مى‏خواهند بروند.
    سپس فرمود: اكنون بیرون رو و ببین چه كسانى از صاحبان كلام را مى‏یابى; آنها را نزد من بیاور. گوید: بیرون رفتم و حمران بن اعین و محمد بن النعمان احول و هشام بن سالم و قیس بن ماصر را دیدم، كه همه آنها از متكلمین بودند. پس آنها را به حضور امام بردم وقتى كه در چادر امام نشستیم، آن حضرت سر خود را از خیمه بیرون برده بود، گویا انتظار كسى را مى‏كشید. نگاهمان به شتر سوارى افتاد كه از دور نمایان بود. حضرت فرمود: سوگند به خداى كعبه هشام است كه مى‏آید.
    ما خیال كردیم هشام مردى از اولاد عقیل است كه امام بسیار او را دوست مى‏داشت. ناگهان هشام بن الحكم كه در آن روز جوانى بود و تازه مو بر صورتش بیرون آمده بود از در وارد شد. امام پس از خوش آمد گویى، جایى براى او باز كرد و فرمود: ناصرنا بقلبه و لسانه و یده. سپس به حمران فرمود: با مرد شامى سخن بگو. حمران سخن را آغاز كرد و در گفتگوى خودبر او غالب شد. سپس به ابوجعفر احول فرمود: اى طاقى با او مناظره كن. او نیز به دستور امام با شامى سخن گفت و بر او غالب گشت. آنگاه هشام بن سالم را فرمود و او نیز به بحث و گفتگو پرداخت و غالب گشت. سپس به قیس ماصر دستور سخن داد و در پایان در حالى كه از طرز سخن گفتن آنان و چیرگى‏شان بر شامى خوشنود بود و تبسم مى‏كرد، به او گفت‏با این جوان (هشام بن الحكم) گفتگو كن ... (13)
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  6. #35
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    ه) تقدیر از تلاشهاى علمى
    بسیارى از شاگردان امام صادق علیه السلام در حفظ آثار اهل بیت تلاشهاى فراوانى كردند و تقریبا در تمام ابواب فقهى و دیگر زمینه‏هاى عقیدتى و اخلاقى و غیر آن از حضرتش حدیث و روایت نقل كرده‏اند. زرارة بن اعین و ابو بصیر و محمد بن مسلم و برید بن معاویه از همان چهره‏هاى محترم و شاگردان مكتب آن حضرت صادق علیه السلام هستند. بدین جهت امام علیه السلام این تلاشهاى صادقانه را مورد تقدیر قرار داده و در باره زراره فرموده است: «رحم الله زرارة بن اعین، لولا زرارة لا ندرست آثار النبوة و احادیث ابى; (14) «خداى رحمت كند زرارة بن اعین را. اگر زراره نبود آثار نبوت و احادیث پدرم از بین مى‏رفت.»
    همچنین در باره وى و محمد بن مسلم و برید بن معاویه و لیث‏بخترى فرمود: اینان از نجبا هستند و از امناى الهى در حلال و حرام خدا مى‏باشند; اگر ایشان نبودند آثار نبوت منقطع مى‏شد و از بین مى‏رفت. (15)
    نیز به سلیمان بن خالد فرمود: هیچ كس احادیث پدرم را زنده نكرد مگر زراره و ابو بصیر و لیث مرادى و محمد بن مسلم و برید بن معاویه عجلى و ... ; اینان حافظان دین و امناى پدرم بر حلال و حرام خدا هستند ... (16)
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  7. #36
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    و) ارجاع مردم به شاگردان خود
    از دیگر نشانه‏هاى روابط بسیار خوب امام و شاگردان خود آن است كه بسیارى از مردم را كه دور از مدینه به سر مى‏بردند و دسترسى به آن حضرت نداشتند، به برخى از شاگردان عالم و فقیه خود كه پاسخگوى نیازهاى دینى و اعتقادى مردم بودند ارجاع مى‏داد; مثلا:
    1- به فیض بن مختار فرمود: هر وقت‏خواستى بر حدیث ما دست‏بیابى، آن را از این شخص كه اینجا نشسته است‏بگیر; و با دست‏خود به زراره بن اعین اشاره فرمود. (17)
    2- به شعیب عقرقوقى كه به امام جعفر صادق علیه السلام گفته بود بسا مى‏شود به برخى از مسائل نیاز پیدا مى‏كنیم; آنها را از چه كسى بپرسیم؟ فرمود: بر تو باد بر اسدى یعنى ابوبصیر. (18)
    3- به مسلم بن ابى حیه كه پس از مدتى شاگردى در خدمت امام صادق علیه السلام مى‏خواست‏به وطنش برگردد و توصیه‏اى از آن حضرت درخواست كرده بود، فرمود: نزد ابان بن تغلب برو، زیرا وى احادیث زیادى از من شنیده است; پس هر چه از من براى تو روایت كرد، تو آنها را از من روایت كن. (19)
    4- عبد الله بن ابى یعفور گوید: به حضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرض كردم ممكن نیست همیشه خدمت‏شما برسم و بسا مى‏شود برخى سؤال مى‏كنند و جواب آن را آماده ندارم; در این گونه مواقع چه كنم؟
    حضرت فرمود: چرا با محمد بن مسلم تماس نمى‏گیرى; زیرا كه او از پدرم گرفته و نزد او وجیه بوده است. (20)
    5- در زمان حضرت صادق علیه السلام مردى شامى براى بحث و گفتگو با امام به مدینه آمده بود كه حضرت او را به حمران ارجاع داد. آن مرد شامى گفت: من براى مناظره با تو به اینجا آمده‏ام نه با حمران!
    حضرت فرمود: اگر بر حمران غلبه كردى مثل آن است كه بر من غالب شده‏اى. پس آن مرد از حمران سؤال مى‏كرد و او پاسخ مى‏گفت چندانكه آن مرد شامى خسته شد. حضرت به وى فرمود: اى شامى! حمران را چگونه یافتى؟ گفت: بسیار حاذق است زیرا هر چه از او پرسیدم جواب مرا مى‏گفت. (21)
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  8. #37
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    ز) درخواست گزارش از فعالیتهاى تبلیغى
    یونس بن یعقوب گوید: من و جمعى دیگر در محضر امام صادق علیه السلام بودیم و هشام بن حكم حضور داشت. حضرت رو به هشام نمود و فرمود: داستان خود را با عمرو بن عبید براى دوستانت نقل كن. هشام عرض كرد: شنیده بودم كه عمرو بن عبید در بصره براى خود محلى در مسجد ترتیب داده و مردم اطراف او را مى‏گیرند و او مردم را گمراه مى‏كند. این مطلب بر من خیلى گران آمده بود. بدین جهت‏به سوى بصره سفر كردم. اتفاقا روز جمعه بود كه وارد بصره شدم. به مسجد رفتم و او را دیدم كه با كمال وقار و بزرگى نشسته و مردم اطراف او حلقه زده‏اند و پیوسته از او سؤال مى‏كنند.
    من خود را در كنار آن مردم جاى دادم. آنگاه رو به او كردم و گفتم: اى دانشمند! من از تو سؤالى دارم. گفت: بگو. پرسیدم: آیا چشم دارى؟ گفت: اى پسرك این چه سؤالى است كه مى‏كنى؟ مگر نمى‏بینى كه چشم دارم؟ ! گفتم: سؤال من در همین حد است. گفت: بپرس، اگر چه سؤال تو احمقانه است. باز سؤال كردم: آیا چشم دارى؟ گفت: آرى. گفتم: چه استفاده‏اى از آن مى‏كنى؟ گفت: مردم را مى‏بینم و رنگها را تمیز مى‏دهم. گفتم: بینى دارى؟ گفت: آرى. گفتم: چه بهره‏اى از آن مى‏برى؟ گفت: بوها را استشمام مى‏كنم. گفتم: دهان دارى؟ گفت: آرى. گفتم: از آن چه فایده‏اى مى‏برى؟ گفت: غذاها را به آن وسیله مى‏چشم. گفتم: آیا قلب دارى؟ گفت: آرى. پرسیدم: با او چه مى‏كنى؟ گفت: آنچه را كه اعضا و جوارح بدنم لمس كنند خصوصیات آن را با قلب تمیز مى‏دهم. گفتم: با آنكه این اعضا و جوارح، صحیح و سالم هستند چه نیازى به قلب است؟ گفت: قلب رئیس بدن است آنچنانكه هر چه انسان بشنود و در آن حیرتى باشد به وسیله قلب و تامل كردن در آن مى‏توان خصوصیات و واقعیت آن را كشف كرد.
    گفتم: پس قلب به منزله رئیس و فرمانده اعضا و حواس انسان است و بدن از وجود چنین فرمانروایى مستغنى و بى‏نیاز نیست؟ گفت: آرى.
    آنگاه گفتم: اى ابا مروان! خداوندى كه براى اعضا و جوارح انسان رئیس و امامى قرار داده كه در وقت جهل و حیرت خود به او رجوع كنند، چگونه ممكن است این امت را حیران و سرگردان در جهل خود فرو گذارد و براى آنان امام و رئیسى قرار ندهد تا در موارد حیرت و نادانى خود به او رجوع كنند؟ عمرو چون این كلام را از من شنید رو به من آورد و گفت: اهل كجایى؟ گفتم: اهل كوفه. گفت: پس یقین دارم كه تو هشام هستى. بى‏درنگ از جاى برخاست و مرا در آغوش گرفت و در جاى خویش نشانید و تا وقتى كه من در آن مجلس بودم هیچ سخن نگفت تا آن زمان كه برخاستم.
    حضرت صادق علیه السلام از این جریان خندید و فرمود: اى هشام! این مناظره را از كجا یاد گرفتى؟
    هشام گوید: عرض كردم یابن رسول الله بر زبانم جارى شد. حضرت فرمود: اى هشام به خدا سوگند این مطالب در صحف ابراهیم و تورات موسى نگاشته شده است.
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  9. #38
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    ح) راهنمایى و تذكر
    هر دانشمندى هر چند كه از نظر دانش، توانا باشد معمولا داراى ضعفهایى نیز هست كه باید آنها را به قوت مبدل كند و اگرنقاط قوتى دارد باید بر آنها تكیه زند تا بهتر مورد استفاده قرار گیرد.
    امام صادق علیه السلام در ضمن جلسات درسى و یا در ملاقاتها و نشستهاى علمى كه با شاگردان خود داشت، هرگاه به نقاط ضعف یا قوت آنان برخورد مى‏كرد هرگز از یادآورى آن خوددارى نمى‏كرد.
    امام پس از آنكه عده‏اى از شاگردان خود را براى بحث و گفتگو با یك مرد شامى فرا مى‏خواند، در پایان به نقاط مثبت و منفى كه در آنها دیده است اشاره مى‏كند. در باره حمران مى‏فرماید: اى حمران! تو در بحث، سخنى را دنبال مى‏كنى و به نتیجه مى‏رسانى.
    به هشام بن سالم فرمود: مى‏خواهى بحث را دنبال كنى و به نتیجه برسانى اما توانایى ندارى و به احول فرمود: در بحث و مناظره بسیار قیاس مى‏آورى و حیله‏گرى مى‏كنى; باطل دیگران را به باطل جواب مى‏دهى و خرد مى‏كنى; جز اینكه باطل تو گویاتر و آشكارتر از باطل اوست. و به قیس ماصر فرمود: به هنگام گفتگو به حق نزدیك مى‏شوى اما از اخبار و احادیث پیامبر بسیار فاصله مى‏گیرى و حق را به باطل مى‏آمیزى، اما بدان كه سخن حق اگر چه كم باشد تو را از باطل بسیار بى‏نیاز خواهد ساخت. سپس افزود: تو و احول در بحث و مناظره جنب و جوش خوبى دارید و بسیار حاذق و هوشیار هستید.
    یونس گوید: یك لحظه با خود گفتم كه شبیه همین سخنان را حضرت به هشام بن الحكم خواهد گفت اما دیدم كه حضرت وى را مخاطب قرار داد و فرمود: اى هشام تو پیش مى‏روى اما همین كه مى‏خواهى به زمین بخورى ناگهان پرواز مى‏كنى و همانند تو باید با مردم سخن گویند. از لغزش بپرهیز كه امداد شفاعت در پشت‏سر تو خواهد بود. (22)
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  10. #39
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    ط) ابراز خشم از اسائه ادب بر شاگردان
    جمیل بن دراج گوید روزى به قصد دیدار امام صادق علیه السلام به خانه ایشان روانه شدم. پیش از ورود، شخصى از اهل كوفه را دیدم كه از محضر امام بیرون رفت.
    وقتى بر آن حضرت وارد شدم، حضرت فرمود: آن كس را كه هم‏اكنون از نزد من بیرون رفت ملاقات كردى؟ عرض كردم: آرى، او مردى از یاران ما و از كوفیان است. حضرت فرمود: خداى روح او را و هر كه همفكر اوست پاك نگرداند. او از كسانى یاد كرد و عیب جویى نمود كه پدرم آنها را بر حلال و حرام خدا امین شمرده بود و جایگاه علم پدرم بودند و امروز در نزد من چنین هستند. اینان جایگاه سر من مى‏باشند.
    از یاران حقیقى پدرم بوده‏اند و اگر اهل زمین در اثر گناه، مستحق عذاب الهى باشند، خداوند به واسطه همین چهره‏ها سوء و عذاب را از آن مردم برطرف مى‏كند.
    اینان ستارگان شیعیانم هستند چه زنده باشند و چه مرده. اینان كسانى هستند كه یاد پدرم را زنده كرده‏اند. سپس گریه كرد. عرض كردم: اینان چه كسانى هستند؟
    حضرت فرمود: كسانى هستند كه مشمول صلوات و رحمت‏خداوند مى‏باشند چه زنده باشند و چه مرده; آنان برید عجلى و زراره و ابوبصیر و محمد بن مسلم هستند. (23)

    ى) تاثر از فوت یاران و اظهار همدردى
    امام صادق علیه السلام با دریافت‏خبر رحلت غم‏انگیز برخى از یاران و شاگردان سخت متاثر مى‏شد و با صاحبان عزا اظهار همدردى مى‏كرد. چنانچه نقل گردیده وقتى كه ابان بن تغلب از دنیا رفت و خبر وفات او به امام صادق علیه السلام رسید، حضرت بر او رحمت فرستاد و سوگند یاد كرد كه مرگ ابان دل مرا به درد آورد. (24)

    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  11. #40
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    ك) ترحم و طلب آمرزش
    از آن حضرت سخنان بسیار مهم و ارزشمندى در باره برخى شاگردان كه از دنیا رفته بودند شنیده شده است. در این سخنان زیبا نه تنها بر عدالت و وثاقت آن بزرگ مردان صحه گذاشته شده، بلكه به ثبات ایمان و اهل بهشت‏بودنشان نیز اشاره گردیده است. بهترین مصداق سخن آن حضرت افرادى همانند حمران بن اعین و عبد الله بن ابى یعفور و یونس بن ظبیان و بكیر بن اعین هستند.
    1- امام صادق علیه السلام پس از فوت یونس بن ظبیان فرمودند: رحمه الله و بنى له بیتا فی الجنة كان و الله مامونا على الحدیث .. . (25)
    خداى رحمت كند او را و خانه‏اى برایش در بهشت‏بنا كند. به خدا سوگند كه اونسبت‏به ضبط و نقل حدیث امین بود.
    2- آن حضرت پس از فوت حمران بن اعین فرمود: مات والله مؤمنا (26)
    به خدا سوگند كه وى به حالت ایمان از دنیا رفت.
    3- امام پس از فوت بكیر بن اعین فرمود: والله لقد انزله بین رسوله و امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیهما (27) به خدا سوگند كه پروردگارش جایگاه او را بین پیامبر و امیرمؤمنان قرار داد.
    4- و پس از وفات عبد الله بن ابى یعفور، نامه‏اى به مفضل بن عمر نوشت و چنین یادآور شد: خداوند او را قبض روح كرد در حالى كه نیكنام بود، تلاشش مورد تقدیر، خودش آمرزیده و مورد رضایت‏خدا و پیامبر و امامش بود ... در زمان ما كسى مطیع‏تر از او براى خدا و رسول و امامش یافت نمى‏شد و بر همان حال بود تا خداوند روحش را به سوى خود گرفت و به بهشت روانه‏اش ساخت. (28)
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •