اجمالی از زندگانی امام صادق(ع) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)
صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 68
  1. #51
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    خبر از شهادت برخى یاران
    از ابوبصیر نقل شده است: روزى در محضر امام صادق علیه السلام نشسته بودم كه صحبت از «معلى بن خنیس‏» به میان آمد، ایشان فرمودند: «ابا محمد! مطلب مهمى را در مورد او به تو مى‏گویم، آن را از دیگران مخفى نگه‏دار; او به مقام واقعى خود نمى‏رسد مگر زمانى كه از طرف «داود بن على‏» مورد تعرض قرار خواهد گرفت.»
    پرسیدم: داود با او چه خواهد كرد؟ فرمودند: «او را دعوت كرده، گردنش را مى‏زند و بدن او را به دار مى‏آویزد.»
    عرض كردم: این حادثه در چه زمانى واقع خواهد شد؟ امام فرمودند: «در سال آینده‏» .
    ابوبصیر مى‏گوید: سال بعد داود والى مدینه شد و معلى را به پیش خود فراخواند و از او خواست كه اسامى یاران امام صادق علیه السلام را برایش بنویسد، معلى از این كار امتناع ورزید، داود عصبانى شد و گفت: اگر اسامى آن‏ها را كتمان كنى تو را خواهم كشت، معلى بن خنیس گفت: آیا مرا به كشته شدن تهدید مى‏كنى!؟ به خدا قسم هرگز چنین كارى نخواهم كرد. داود خشمگین شد و او را به شهادت رساند و جسد مطهرش را به دار آویخت. (10)

    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  2. #52
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    آگاهى از غیب
    موارد متعددى در تاریخ نقل شده است كه بیانگر آگاهى و اشراف كامل امام صادق علیه السلام بر امور غیبى است و كلامى را كه ایشان فرموده: «نحن ولاة الامر و خزنة علم الله (11) ; ما والیان امر و خازنان علم خداوند هستیم.» در عمل نشان داده و به اثبات رسانده است. در این نوشتار به ذكر یك نمونه اكتفا مى‏كنیم:
    ابراهیم بن مهزم مى‏گوید: از محضر امام صادق علیه السلام جدا شدم و به منزل رفتم، شب هنگام بین من و مادرم مشاجره‏اى رخ داد، بر سر او فریاد زدم و با تندى با او سخن گفتم، صبح شد، نماز را خواندم و بلافاصله نزد امام آمدم، همین كه داخل شدم فرمود: اى پس مهزم! چرا بر سر مادر خود فریاد زدى؟ آیا نمى‏دانى كه او تو را در شكم خود نگهدارى كرد و در دامان خود پروراند و با شیر خود تو را تغذیه نمود؟ عرض كردم: آرى. ایشان فرمودند: پس هیچ وقت‏با تندى با او سخن مگو. (12)
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  3. #53
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    آتش در اطاعت امام
    یكى از اصحاب امام صادق علیه السلام بنام مامون رقى نقل كرده است كه: در محضر سرور و مولایم امام صادق علیه السلام بودم، سهل بن حسن از شیعیان خراسان وارد شد و سلام كرد و نشست، عرض كرد: اى فرزند رسول خدا كرامت و بزرگى از آن شماست، شما خاندان امامت، چرا بر این حق خود سكوت كرده و قیام نمى‏كنید و حال آن كه هزاران نفر از شیعیان شما آماده شمشیر زدن در ركاب شما هستند.
    امام علیه السلام فرمود: اى خراسانى! لحظه‏اى درنگ كن. پس امر فرمود كه تنور را روشن كنند، هنگامى كه آتش شعله‏ور شد، به سهل فرمود: داخل تنور شو، سهل گفت: اى پسر رسول خدا مرا از این كار معاف بدار، در این هنگام هارون مكى یكى از اصحاب با وفاى امام علیه السلام وارد شد در حالى كه كفش‏هاى خود را در دست گرفته بود، سلام كرد و جواب شنید، امام به او فرمود: كفش‏هاى خود را بر زمین بگذار و داخل تنور شو، او بدون هیچ درنگى وارد تنور شد و در میان شعله‏هاى آتش نشست. امام صادق علیه السلام رو به خراسانى كرد و از حوادث خراسان براى او گفت، انگار امام علیه السلام در آن جا حاضر بوده است، سپس فرمود: داخل تنور را نگاه كن. مامون رقى مى‏گوید: من هم جلو رفتم و داخل تنور را مشاهده كردم، هارون مكى در میان آتش نشسته بود و برخاست و از تنور خارج شد. امام به سهل فرمود: در خراسان چند نفر مانند او مى‏شناسى؟ عرض كرد: به خدا قسم احدى را نمى‏شناسم، امام علیه السلام حرف او را تایید نمود و فرمود: در زمانى كه ما حتى پنج نفر از این گونه یاران نداریم چگونه قیام كنیم؟ (13)
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  4. #54
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    شفا یافتن به دعاى امام
    عمار سه فرزند به نام‏هاى «اسحاق‏» ، «اسماعیل‏» و «یونس‏» داشت، آن‏ها نقل كرده‏اند كه «یونس‏» به مرض بدى مبتلا شده بود، به محضر امام صادق علیه السلام رفتیم، امام با مشاهده وضع یونس، دو ركعت نماز خواند و خدا را حمد كرد و بر نبى اكرم صلى الله علیه و آله و آل او درود فرستاد و ذكرهایى بر زبان جارى ساخت و از خداوند چنین خواست: «واصرف عنه شر الدنیا والاخرة واصرف عنه ما به فقد غاظنى ذلك واحزننى; شر دینا و آخرت را از او دور نما و این مرض را از او بر طرف ساز كه عارضه او مرا ناراحت و غمگین كرده است.»
    آن سه نفر نقل مى‏كنند كه: به خدا قسم از شهر خارج نشده بودیم كه بیمارى او برطرف شد و شفا یافت. (14)

    پی‌نوشت‌ها:

    1) ارشاد شیخ مفید، انتشارات علمیه اسلامیه، ج 2، باب 12 و اصول كافى، كلینى، دارالاضواء، ج 1، ص 472.
    2) الوافى بالوفیات، صلاح الدین الصفدى، ج 11، ص 127; تهذیب الكمال، جمال الدین مزى، مؤسسة الرسالة، ج 5، ص 79; الكامل فى الضعفاء، جرجانى، دارالفكر، ج 2، ص 132.
    3) ارشاد مفید، همان، ص 173.
    4) رجال طوسى، فصل شاگردان امام جعفر علیه السلام.
    5) آل عمران/ 37.
    6) نمل/ 40.
    7) شرح المقاصد، تفتازانى، شریف رضى، ج 5، ص 76.
    8) مدیند المعاجز، بحرانى، مؤسسه معارف اسلامى، ج 5، ص 246; دلائل الامامة، ابن جریر طبرى، مؤسسة البعثة، ص 298; اختصاص، شیخ مفید، جامعه مدرسین، ص 246.
    9) الخرائج و الجرائح، قطب الدین راوندى، مؤسسه امام مهدى، ج 2، ص 742; مدینة المعاجز، همان، ج 6، ص 78; اثبات الهداة، شیخ حر عاملى، ج 3، ص 121; بحارالانوار، همان، ج 47، ص 118.
    10) بحار الانوار، همان، ص 109; الخرائج و الجرائح، همان، ص 647; مدینة المعاجز، همان، ج 5، ص 226; مناقب ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، ج 4، ص 225.
    11) اصول كافى، همان، ص 192.
    12) بصائر الدرجات، صفار قمى، منشورات مكتبة آیت الله النجفى، ص 243; مدینة المعاجز، همان، ج 5، ص 314; اثبات الهداة، همان، ج 3، ص 102; الخرائج و الجرائح، همان، ج 2، ص 729.
    13) مناقب ابن شهرآشوب، همان، ص 237; بحارالانوار، همان، ص 123; مدینة المعاجز، همان، ج 6، ص 114.
    14) مناقب ابن شهرآشوب، همان، ص 232 و مدینة المعاجز، همان، ج 6، ص 109 و بحارالانوار، همان، ص 134.
    منبع:مجله مبلغان
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  5. #55
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    سفرهای صادق آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله






    محمد رضائی
    سفرهای معصومین علیهم‏ السلام از مهم‏ترین فرازهای درخشان زندگی و تاریخ اهل بیت علیهم‏ السلام است. این سفرها در بردارنده حوادث تاریخی و معارف الهی مهمی هستند. هجرت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و اهل بیت از مكه به مدینه، حجة‏الوداع رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، غدیر خم و سفر تاریخی سیدالشهداء به كربلا از سفرهای پر بار تاریخ اسلام هستند.
    امام صادق علیه‏السلام در سال 83 ه ق. تولد یافت و در سال 114 ه ق. به امامت رسید و در سال 148 شهید شد. دوران امامت آن حضرت با دوران ضعف امویان (114 ـ 132 هق.) و با سالیان آغازین حكومت عباسیان (132 ـ 148 ه ق.) همراه بود.
    در عصر امویان، سراسر عمر آن حضرت در مدینه سپری شد. آن حضرت در عهد امامت پدرش همراه وی از طرف هشام بن عبدالملك اموی به شام احضار و از مدینه خارج شد.
    سفرهای امام صادق علیه‏السلام در دوره عباسیان آغاز می‏گردد كه بیانگر اوج تحولات سیاسی در این دوره است.
    خلفای عباسی گر چه با شعار اهل بیت علیهم‏السلام به قدرت رسیدند و در مقایسه با بنی امیه، به اهل بیت علیهم‏السلام و علویان نزدیك‏تر بودند اما در ظلم بر معصومین علیهم‏السلام و علویان از امویان جلوتر و یا همانند آن‏ها بودند.(1)
    یكی از مهم‏ترین ظلم‏ها و آزارهای خلفای عباسی كه نسبت به ائمه علیهم‏السلام روا داشتند اجبار ائمه علیهم‏السلام به سفر از مدینه به مراكز حكومت، به منظور اذیت آن‏ها بود.
    سفرهای اجباری ائمه علیهم‏السلام از عصر امام صادق علیه‏السلام شروع شد و تا شهادت امام عسگری علیه‏السلام تداوم یافت و زمینه ساز غیبت امام زمان علیه‏السلام گردید.
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  6. #56
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    اهداف سفرها
    محمد بن عبداللّه اسكندری، از ندیمان خاص منصور دوانقی می‏گوید: روزی از منصور كه غرق غم و تفكر بود، پرسیدم چرا ناراحتی؟ او گفت: از اولاد فاطمه حدود صد نفر و یا بیشتر را كشتم اما هنوز سید و پیشوای آنان، جعفر بن محمد علیه‏السلام زنده است. گفتم: عبادت جعفر بن محمد او را از توجه به خلافت و ملك باز داشته است. منصور گفت: اما ملك عقیم است و تا از او خلاص نشوم، احساس راحتی نمی‏كنم.(2) همین احساس خطر از موقعیت دینی، علمی و اجتماعی امام صادق علیه‏السلام باعث شد كه وی بارها به سفرهای اجباری به مراكز حكومتی برود.گر چه تعداد این سفرها و احضارها زیاد بود ولی از جزئیات آن‏ها اطلاعات دقیق در دسترس نیست. به ناچار ضمن دو عنوان كلی، به بررسی این سفرها می‏پردازیم.

    الف ـ سفرهای امام صادق علیه‏السلام در دوران خلافت سفاح
    سفاح اولین خلیفه عباسی است كه شهر حیره ـ واقع در نزدیكی كوفه ـ را پایتخت قرار داد. او چهار سال بیشتر حكومت نكرد. سفاح بیشتر دوران حكومتش را به پاكسازی مخالفان و جنگ‏های پراكنده با امویان پرداخت. او به شدت از امام صادق علیه‏السلام بیم داشت. لذا در اواخر حكومت خود، آن حضرت را به حیره احضار كرد.
    كوفه پایگاه تاریخی تشیع بود. حدود 900 راوی حدیث در مسجد كوفه سرود حَدَّثنی جعفر بن محمد(3) می‏سرودند. كوفه پایگاه اصحاب خاص امام صادق علیه‏السلام و پدرش بود، پایگاه زراره، جابر جعفی، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب و... . امام صادق علیه‏السلام هنگام ورود به كوفه با استقبال عظیم‏مردم مواجه شد. یكی از اصحاب آن حضرت در این باره می‏گوید: به خاطر شدت ازدحام مردم نتوانستم خدمت آن حضرت شرفیاب شوم تا این كه در روز چهارم ورود آن حضرت به كوفه، ایشان مرا در میان جمعیت دید و مرا به نزد خود فراخواند.(4)
    سفر امام صادق علیه‏السلام به درازا كشید. آن حضرت در آغاز سفر در فضای آزادتری بودند؛ به گونه‏ای كه ملاقات مسلمانان با آن حضرت اوضاع را كاملا به ضرر حكومت نوپای عباسیان پایان بخشید. متأسفانه اطلاعاتی از این سفر به دست ما نرسیده است. منصور در مجلس سفاح از امام صادق علیه‏السلام پرسید:
    ای ابو عبداللّه، چرا شیعیان به راحتی در بین مردم شناخته می‏شوند؟ امام فرمود: به خاطر حلاوت و شیرینی ایمانی كه در سینه‏های آن‏ها ست، آنرا آشكار ساخته، زود شناخته می‏شوند.(5)
    از ویژگی‏های این سفر این است كه: امام صادق علیه‏السلام در دوره سفاح كه خفقان كم‏تر بود، نیز در تقیه بسیار شدید قرار داشتند. حضرت فرمود: مرا نزد سفاح در حیره بردند او از من پرسید: در باره روزه امروز چه می‏گویی؟ گفتم: شما پیشوای جامعه هستید، اگر روزه بگیری ما هم روزه می‏گیریم و اگر افطار كنی ما هم افطار می‏كنیم. پس او افطار كرد و من هم مجبور به افطار شدم، با این كه به خدا قسم! می‏دانستم آن روز، رمضان بود آن افطار و قضای آن برایم سهل‏تر بود از این كه گردنم زده شود و خدا عبادت نگردد.(6)
    سفاح در اواخر حكومتش امام صادق علیه‏السلام را تحت نظر شدید قرار داد. یكی از شیعیان به حیره آمده بود تا پاسخ سؤالی شرعی را از آن حضرت بپرسد، اما امام تحت نظر شدید بود. و او در مانده بود كه از چه راهی نزد آن حضرت برود . ناگهان چشمش به خیار فروش پشمینه پوش افتاد. با مبلغی قابل توجه همه خیارها را خرید و لباسش را امانت گرفت و بدین ترتیب نزد امام صادق علیه‏السلام رفت.(7) سرانجام سفاح مجبور شد امام را به مدینه باز گرداند، تا ایشان را از مركز شیعه دور كند.
    در تمام موارد احضارهای امام، مأموری در كنار منصور یا در راهروی قصر آماده بودند تا با دیدن علامت منصور و یا قبل از رسیدن امام به مجلس او، آن حضرت را بكشد.
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  7. #57
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    امام صادق علیه‏السلام و زیارت عتبات
    بیشتر زیارت ‏های ائمه علیهم‏السلام به ویژه زیارت امیرالمؤمنین و سیدالشهداء علیهما‏السلام و روایات بسیار در فضیلت زیارت آن‏ها از امام صادق علیه‏السلام نقل شده است. امام صادق علیه‏السلام بارها همراه برخی از اصحاب خاص خود به زیارت مرقد مطهّر امیرالمؤمنین مشرف شد.(8) محدث بزرگوار شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان می‏نویسد: امام صادق علیه‏السلام فرمود:«چون زیارت كنی جانب نجف را، زیارت كنی عظام آدم و بدن نوح علیهما‏السلام و پیكر علی بن ابی طالب علیه‏السلام را. زیرا با این كار زیارت كرده‏ای پدران گذشته و محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خاتم پیغمبران و علی علیه‏السلام و بهترین اوصیا را»(9)
    در مفاتیح الجنان آمده است: سید بن طاووس می‏گوید: صفوان جمال روایت كرده است! «چون با حضرت صادق علیه‏السلام وارد كوفه شدیم آنگاه كه آن حضرت نزد منصور دوانیقی می‏رفتند، فرمود كه ای صفوان شتر را بخوابان كه این نزدیك قبر جدم امیرالمؤمنین علیه‏السلام است. پس فرود آمدند و غسل كردند و جامه را تغییر دادند و پاها را برهنه كردند و فرمودند: تو نیز چنین كن. پس به جانب نجف روانه شدند و فرمودند كه گامها را كوتاه بردار و سر را به زیر انداز كه حق تعالی برای تو به عدد هر گامی كه بر می‏داری صدهزار حسنه می‏نویسد و صدهزار گناه محو می‏كند و... پس آن حضرت می‏رفتند و من می‏رفتم همراه آن حضرت، با آرامش دل و بدن و تسبیح و تنزیه و تهلیل خدا، تا رسیدیم به تلّها (تپه‏های مورد نظر) پس ایشان به جانب راست و چپ نظر كردند و با چوبی كه در دست داشتند خطی كشیدند. پس فرمودند: جستجو نما. پس طلب كردم اثر قبری یافتم. پس آب دیده بر روی مباركش جاری شد و گفت: انا لله و انا الیه راجعون و گفت: السلام علیك ایها الوصی... سپس خود را به قبر چسبانیده و گفتند: بابی انت و امی یا امیرالمؤمنین و... پس برخاست و بالای سر آن حضرت چند ركعت نماز خواند و فرمود:....
    صفوان می‏گوید: به آن حضرت گفتم: اجازه می‏دهید اصحاب خود را خبر دهم از اهل كوفه و نشان دهم به آنها این قبر را. فرمودند: بلی و درهمی چند هم دادند كه من قبر را مرمت و اصلاح كردم.
    همچنین سیف بن عمیره می‏گوید: پس از خروج امام صادق علیه‏السلام از حیره به جانب مدینه، همراه صفوان بن مهران و جمعی دیگر از شیعیان به سوی نجف رفتیم. پس از اینكه از زیارت امیرالمؤمنین علیه‏السلام فارغ شدیم، صفوان صورت خود را به كربلا برگرداند و گفت: از كنار سر مقدس امیرالمؤمنین زیارت كنید حسین علیه‏السلام را كه اینگونه با ایما و اشاره امام صادق زیارت كرد او را. پس صفوان همان زیارت عاشوراء را كه علقمه از امام باقر علیه‏السلام روایت كرده بود، با نمازش خواند و سپس با امیرالمؤمنین علیه‏السلام وداع كرد و سپس به جانب قبر حسین علیه‏السلام اشاره كرد و ایشان را هم وداع كرد به دعاء بعد از زیارت عاشورا.
    پس از ختم دعا به صفوان گفتیم: اما علقمه دیگر این را روایت نكرده بود. صفوان گفت: هر چه انجام دادم و خواندم چیزی است كه امام صادق علیه‏السلام انجام داده بود و مرا به آن سفارش كرده بود.(10)
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  8. #58
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    امام صادق علیه‏السلام در خلافت منصور
    تعداد ملاقات‏های امام صادق علیه‏السلام با منصور را از هفت تا حدود بیست مرتبه شمرده‏اند. كه برخی از آنها در سفر حج منصور بود. منصور چند بار امام صادق علیه‏السلام را به كوفه و بغداد احضار كرد. اینك چند مورد از آن‏ها را ذكر می‏كنیم:
    پس از شهادت محمد و ابراهیم، فرزندان عبدالله بن حسن (عبدالله محض) مردی قریشی به بغداد رفت و به منصور گفت: جعفر بن محمد غلامش، معلی بن خنیس را برای جمع آوری اموال نزد شیعیانش فرستاده است، تا با آن‏ها به یاری محمد بن عبدالله بشتابد. منصور از شدت غضب، به حاكم مدینه دستور داد كه به سرعت امام را به مركز بفرستد و هیچ ملاحظه مقام یا نسبت او را نكند. حاكم مدینه با تهدید امام را مجبور به سفر كرد. صفوان جمال می‏گوید: «امام مرا طلبیده، فرمود: وسایل سفر را آماده كن كه فردا عازم می‏شویم و همان ساعت برخاست در حالی كه همراهش بودم به مسجدالنبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله رفت، چند ركعت نمازخواند و دست به دعا بلند كرد كه: یا من لیس له ابتداء و انقضاء...، و فردایش عازم عراق شدیم و...»(11)
    امام صادق علیه‏السلام درباره این سفر فرمود: پس از شهادت ابراهیم بن عبدالله بن حسن، تمام افراد بالغ از اهلبیت را مجبور به سفر به كوفه كردند. آن‏ها را یك ماه آن جا به گونه‏ای نگه داشتند كه هر روز منتظر قتل خود بودند، تا این كه روزی به آنها گفتند: دو نفر از شما به نمایندگی از بقیه به دیدن خلیفه بیاید، پس من (امام صادق علیه‏السلام ) و حسن بن زید رفتیم و...(12)
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  9. #59
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    دربار منصور
    در تمام موارد احضارهای امام، مأموری در كنار منصور یا در راهروی قصر آماده بودند تا با دیدن علامت منصور و یا قبل از رسیدن امام به مجلس او، آن حضرت را بكشد.(13) این نقشه هیچگاه پیاده نشد. علت آن را چنین نوشته‏اند:
    ربیع خادم و مأمور منصور می‏گوید: روزی منصور مرا مأمور آوردن جعفر بن محمد كرد. من نزد آن حضرت رفته، گفتم: اگر وصیتی یا عهدی داری انجام بده. منصور تو را برای قتل طلبیده است. ایشان را به مجلس منصور بردم. جعفر بن محمد قبل از مواجهه با منصور مشغول ذكر گفتن بود. تا منصور ایشان را دید، بلند شد و احترام عجیبی كرد. آن حضرت را كنار خود نشاند و پس از اندكی صحبت، با احترام ایشان را مرخص نمود. در بازگشت از جعفر بن محمد سرّ این تحول را پرسیدم او فرمود: دعایی خواندم. از ایشان خواستم كه آن دعا را به من هم بیاموزد. آن حضرت هم یاد داد.(14)
    آن حضرت در هر مرتبه احضار، ابتدا به درگاه خداوند متوسل می‏شد و آن گاه نزد منصور می‏رفت. این توسل یا در خانه، قبل از حركت به سوی دربار بود و یا در مسیر راه و یا در راهروِ قصر. در همین زمینه دعاهای كوتاه و بلند و متنوعی از آن حضرت در دفع بلایا و شرور رسیده است كه یك نمونه از آن‏ها را كه به فرموده جدش، امام حسین علیه‏السلام در شدائد خوانده می‏شود، نقل می‏كنیم:
    یا عدتی عند شدتی و یا غوثی عند كربتی؛ احرسنی بعینك التی لاتنام و اكفنی بركنك الذی لایرام.(15) سید بن طاووس در مهج الدعوات تمام این دعاها را آورده است.
    منصور بارها امام صادق علیه‏السلام را به قصرش احضار كرد و اتهاماتی به آن حضرت وارد آورد، همانند این‏كه غائله و فتنه به پا می‏كند،(16) از مردم برای خود بیعت می‏گیرد تا خروج كند،(17) علیه منصور توطئه چینی می‏كند،(18) مدعی است علم غیب می‏داند و...(19)
    منصور در موارد متعددی افراد گوناگونی كه مأمور سعایت یا خبرچینی بودند، را در ضمن اتهاماتش به عنوان شاهد معرفی می‏كرد. بعضی از آن‏ها مأمور رسمی خلیفه بودند و برخی نیز برای تقرب به منصور خبرچینی می‏كردند. امام صادق علیه‏السلام همیشه منكر اتهام‏ها می‏شدند. امام برای این كه حق را اظهار كرده وباطل را معرفی كرده باشد، در این موارد شیوه‏ای بدیع داشتند. امام به مدعی كه قسم خورده بود می‏فرمود: این قسم كافی نیست. در قسم خود ابتدا قسم بخور كه بیرون هستی از حول و قوه الهی و متكی هستی به حول و قوه خود، اگر حرفت دروغ باشد.
    سعایتگران از قسم خوردن امتناع می‏كردند اما با تهدید منصور، مجبور به قسم خوردن می‏شدند. پایان قسم پایان عمر طبیعی آن‏ها بود (خود به خود می‏مردند) و آغاز ترس و وحشت منصور و عذرخواهی از امام كه او را ببخشد.(20)
    در تمام موارد احضار، منصور سرانجام از قتل امام منصرف می‏شد. تحول طبیعی شخص منصور،(21) ترس مأموران از كشتن امام و دچار شدن به فرجام شوم و ندیدن امام(22) كه بر اثر ادعیه كارگشای امام صادق علیه‏السلام بود.
    منصور پس از شكست شیوه‏های فوق به راه دیگر متوسل شد. او یك بار 70 ساحر را از منطقه بابل فراخواند تا از راه سحر حیوانی را تصویر و تصور كنند. سپس امام صادق علیه‏السلام را دعوت كرد تا او را مسخره و رسوا كند اما امام صادق علیه‏السلام تمام سحرها را باطل ساخت.(23) منصور یك بار ابوحنیفه، فقیه معروف اهل سنت را دعوت كرد و از او خواست تا سؤال‏های مشكلی را از امام صادق علیه‏السلام بپرسد. ابوحنیفه 40 مسئله مشكل طرح كرده بود، اما در لحظه نخست رویارویی با امام صادق علیه‏السلام از هیبت امام برخود لرزید. منصور به امام گفت: ای ابوعبدالله! این مرد ابوحنیفه است. امام گفت: او گهگاه نزد ما می‏آید. (بدین گونه منصور و ابوحنیفه رسوا شدند.) منصور به ابوحینفه دستور داد تا سؤالات را از امام بپرسد. امام به یكایك آن سؤال‏ها این گونه جواب می‏داد:
    شما (اهل سنت عراق) چنین می‏گویید: اهل مدینه (اهل سنت حجاز) چنین می‏گویند: و ما چنین می‏گوییم. آن حضرت در پایان به ابوحنیفه می‏فرمود: آیا از ما نشنیده‏ای كه داناترین مردم كسی است كه داناترین فرد به اختلاف (اقوال) مردم باشد.(24)
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

  10. #60
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)




    منصور بارها امام صادق علیه‏السلام را مجبور به سفر طولانی به عراق كرد، به او اتهام زد و اذیت‏ها و اهانت‏ها روا داشت اما هیچ گاه نتوانست نور الهی را خاموش كند.
    او بارها قصد قتل امام را در سر می‏پرورد. اما هیبت امام مانع می‏شد. او سرانجام سعی كرد كه مردم را از محضر آن بزرگوار دور كند و مجلس درس او را تعطیل نماید اما باز هم ناموفق بود و به ناچار اجازه تدریس به آن حضرت داد؛ به شرط این كه تدریس وی در پایتخت حكومت نباشد و فقط برای شیعه باشد (نه جمیع فرقه‏ها).(25)
    این سفرهای امام صادق علیه‏السلام را با داستانی از آنچه كه در مسیر بازگشت آن حضرت از بغداد به مدینه، در كوفه روی داد به پایان می‏بریم :
    سید حمیری، از شعرا و مدیحه سرایان اهل‏بیت علیهم‏السلام اما پیرو فرقه كیسانیه (امامت محمدبن حنفیه) بود. او در بستر بیماری افتاده زبانش بند آمده، چهره‏اش سیاه، چشمانش بی فروغ و... شده بود. امام صادق علیه‏السلام تازه وارد كوفه شده بود و خود را برای عزیمت به مدینه آماده می‏كرد. یكی از اصحاب امام صادق علیه‏السلام شرح حال سید حمیری را به آن حضرت گفت؛ امام به بالین سید آمد، در حالی كه جماعتی هم آنجا گرد آمده بودند. امام سید حمیری را صدا زد. سید چشمانش را باز كرد، اما نتوانست، حرفی بزند، در حالی كه به شدت سیمایش سیاه شده بود. حمیری گریه‏اش گرفت. التماس گرایانه به امام صادق علیه‏السلام نگاه می‏كرد. امام زیر لب دعائی می‏خواند. سید حمیری گفت: خدا مرا فدایتان گرداند. آیا با دوستداران این‏گونه رفتار می‏نمایند؟ امام فرمود: سید! پیرو حق باش تا خداوند بلا را رفع كند و داخل بهشتی كه به اولیائش وعده داده است، شوی. او اقرار به ولایت امام صادق علیه‏السلام نمود و همان لحظه از بیماری شفا یافت.(26)

    پی نوشت :

    1 ـ اگر جنایت عباسیان را با جنایات امویان ـ بدون در نظر گرفتن فاجعه كربلا ـ مقایسه كنیم در بسیاری از موارد عباسیان در مرتبه اول قرار دارند، مثلا شش امام توسط آن‏ها به شهادت رسید، در حالی كه امویان تنها 4 امام را شهید كردند.
    2 ـ بحارالانوار، ج 47، ص 201.
    3 ـ رجال نجاشی، ص 28.
    4 ـ موسوعه الامام الصادق علیه‏السلام ، قزوینی، ج 3، ص 231.به نقل از فرحة‏الغری، ص 59.
    5 ـ بحارالانوار، ج 47، ص 166.
    6 ـ كافی، ج 4، ص 82، حدیث 7.
    7 ـ بحارالانوار، ج 47 ص 171.
    8 ـ كافی، ج 6، ص 347.
    9 ـ مفاتیح الجنان، باب زیارات مخصوصه امیرالمؤمنین.
    10 ـ همان، زیارت سوم مطلقه امیرالمؤمنین و ذیل زیارت عاشورا.
    11 ـ كافی، ج 6، ص 445. c
    12 ـ مقاتل الطالبین، ص 232.
    13 ـ بحارالانوار، ج 47، ص 170.
    14 ـ الخرائج، ج 2، ص 763.
    15 ـ ارشاد مفید، ج 2، ص 182.
    16 ـ ارشاد مفید، ج 2، ص 182.
    17 ـ الخرائج، ج 2، ص 763.
    18 ـ كافی، ج 2، ص 446.
    19 ـ امالی طوسی، ص 461.
    20 ـ الخرائج، ج 2، ص 763 و بحارالانوار، ج 47، ص 201 و 164.
    21 ـ بحارالانوار، ج 47، ص 162.
    22 ـ همان، ص 169.
    23 ـ دلائل الامامه، ص 299 و اختصاص، ص 246.
    24 ـ تهذیب الكمال، المزی، ج 5، ص 79 و الكامل فی ضعفاء الرجال، ج 2، ص 556.
    25 ـ بحارالانوار، ج 47، ص 180.
    26 ـ همان، ص 327.
    اجمالی از زندگانی امام صادق(ع)

صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •