۩ ╫ ۩ ╫ ۩  ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩ ╫ ۩ ╫ ۩  ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩
صفحه 9 از 10 نخستنخست ... 5678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 99
  1. #81
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩ ╫ ۩ ╫ ۩ ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩




    ای شهر نشسته در غم



    ای زمزمه نشسته بر اندوه! ای زمزم گریسته بر خلوت غبار!
    ای ناله ‏های فروخفته در نای لحظه‏ها؛ اندوهتان بلند!
    هان بگویید، اینک این رستخیز نا به هنگام، از پی چیست؟!
    این که بنشانده‏ست بر آیینه دل‏ها، غبار؟!
    این که برده از دل پیروجوان، اینک قرار؟!
    ترجمانِ داغِ عالم سوز کیست؟!
    ای مدینه!
    اینک تو و این سکوت مُصحف!
    اینک تو و این غم مضاعف! ای شهر نشسته در غم یار!
    با رفتن آفتاب مگذار! از خاطره‏ها رود حضورش! آیینه حق نمای نورش!
    ای مدینه!
    بشتاب که می‏رود امیدت!
    امیّد همیشه رو سفیدت!
    بشتاب که می‏شود فراموش!
    در خاطر روزهای عیدت!
    اینک تو و این غم مضاعف!
    ای مدینه!
    سرد است نگاه مسجد امروز!
    آیینه دل نشسته در سوز!
    بغضی به گلوی خسته دارم!
    آتش به دلم بیا، بیافروز!
    اینک تو و این غم مضاعف!
    ای خانه وحی یاری‏ام کن!
    پروانه وحی، یاری‏ام کن!
    سرمایه رحمت جهان رفت!
    آن نورِ زمین و آسمان، رفت!
    آیینه، غبار غم به دامان!
    گرید به هوایِ روی جانان!
    گوید به زبان بی زبانی!
    شاید به اشاره‏ای بدانی.
    ای شهر نشسته در غم یار!
    با رفتن آفتاب مگذار!
    از خاطره‏ها رود حضورش!
    آیینه حق نمای نورش!
    ـ ای خانه وحی، کو محمد صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله‏وسلم ؟
    آیینه حق نمای سرمد!
    فرزند حجاز کو، نیامد!
    آن روح نماز کو، نیامد!
    محراب نهاده سر به زانو!
    گر مرثیه‏خوان و گه سبب جو!
    آکنده دل از غم صدایش!
    گوید به میانِ ناله‏هایش: ای شهر نشسته در غم یار!
    با رفتن آفتاب مگذار!
    از خاطره‏ها رود حضورش! آیینه حق نمای نورش!
    ـ ای خانه وحی، داغ بابا!
    آشفته اگرچه قلب زهرا علیهاالسلام !
    ما را به شراره‏ای بسوزان!
    با مرثیه واره‏ای بسوزان!
    شاید به زبان بیت الاحزان!
    نالیم، که در فراق جانان: ای شهر نشسته در غم یار! با رفتن آفتاب مگذار
    از خاطره‏ها رود حضورش!
    آیینه حق نمای نورش!
    ای زمزمه نشسته بر اندوهم!
    ای کعبه برده از دلم آرامش! ای گریه آسمانی جبراییل علیه‏السلام ! ای ناله نای تنهایی‏ها! بغضی به گلوی خسته دارم!
    آن روز در آن غروب غمگین
    با رفتن آفتاب دیدم.
    در چهره عاشقانِ توحید، غم بود و...

    نوشته‌ی: سید علی اصغر موسوی
    تنظیم : بخش عترت و سیره تبیان


    ۩ ╫ ۩ ╫ ۩  ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩

  2. تشكر

    محب فاطمه (13-11-1389)

  3. #82
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    kabotar پاسخ : ۩ ╫ ۩ ╫ ۩ ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩







    او محمود و من محمد هستم

    رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:

    من شبیه‌ترین مردم به حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) هستم و حضرت ابراهیم شبیه‌ترین افراد به آدم (علیه‌السلام) در خلق و خلقت بود، حق تعالى مرا از بالاى عرش پر عظمت و جلال خود به ده نام نامیده و صفت مرا بیان كرده و به زبان هر پیامبرى بشارت مرا به قوم خود داده و در تورات و انجیل نام مرا بسیار یاد كرده و نام مرا از نام بزرگوار خود مشتق نمود.

    نام او "محمود" است و نام مرا "محمد" نام نهاد و مرا در بهترین قرنها و در میان نیكوترین امت‌ها ظاهر گردانید.

    - در تورات مرا «احید» نامید زیرا كه به توحید و یگانه پرستى خدا مبعوث شده‌ام و جسدهاى امت من بر آتش حرام گردیده است .

    - در انجیل مرا «احمد» نامید زیرا كه من محمودم در آسمان، و امت من حمد كنندگانند.

    - در زبور مرا «ماحى» نامید، زیرا كه به سبب من از زمین عبادت بت‌ها را محو مى‌نماید.

    - در قرآن مرا «محمد» نامید، زیرا كه در قیامت همه امت‌ها مرا ستایش خواهند كرد و كسى در قیامت شفاعت نخواهد كرد مگر به اذن من .

    - در قیامت مرا «حاشر» خواهند نامید زیرا زمان امت من به حشر متصل است .

    - و مرا «موقف» نامید، زیرا كه من مردم را نزد خدا به حساب مى‌دارم .

    - و نیز مرا «عاقب» نامید زیرا كه من بعد از پیامبران آمده‌ام و بعد از من پیامبرى نیست .

    - و من رسول «رحمت» و رسول «توبه» و رسول «ملاحم یعنى جنگ‌ها» و منم «مقفى» كه از قفاى انبیاء مبعوث شده‌ام و منم «قسم» یعنى جامع كمالات .

    پروردگارم بر من منت گذاشت و گفت اى محمد من هر پیامبرى را به زبان امتش فرستادم و بر اهل یك زبان فرستادم و تو را بر هر سرخ و سیاهى مبعوث كردم .
    تو را به ترسى كه بر دل دشمنان تو افكندم یارى دادم و هیچ پیامبر دیگرى را چنین نكردم .
    و غنیمت كافران را بر تو حلال گردانیدم و براى احدى قبل از تو حلال نكرده بودم بلكه مى‌بایست غنیمت‌هایى را كه مى‌گفتند بسوزانند.
    و به تو و امت تو گنجى از گنج‌هاى عرش خود كه آن سوره فاتحة الكتاب و آیات سوره بقره است عطا كردم.

    و من همه زمین را براى تو و امت تو محل سجده و نماز گردانیدم بر خلاف امت‌هاى گذشته كه مى‌بایست نماز را در معبدهاى خود سجده كنند، و خاك زمین را بر تو پاك كننده گردانیدیم و «الله اكبر» را به امت تو دادم و یاد تو را با یاد خدا مقرون كردم كه هرگاه امت تو مرا به وحدانیت یاد كنند تو را هم به پیامبرى یاد كنند.(1)
    «اى محمد خوشا به حال تو و امت تو»

    1- جلاء العیون، ص 31/ علل الشرایع، ص 127/ معانى الاخبار، ص 50 .
    قصص الرسول یا داستان‌هایى از رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، قاسم میرخلف زاده



    ۩ ╫ ۩ ╫ ۩  ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  4. تشكر

    محب فاطمه (13-11-1389)

  5. #83
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ╫ ۩ ╫ ۩ ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩




    پیامبر(ص) و رویارویی با مشکلات همسران

    مشکلات همسران متعدد

    امروزه وقتی مشکلات فردی را که دو همسر دارد، بررسی می‏کنیم و جلو دیدگان خود مجسم می‏نماییم، به راحتی مشکلات فردی را که نُه همسر دارد خواهیم فهمید. گاهی همسران با یکدیگر نزاع می‏کنند، گاهی هر یک با شوهر خود به جنگ می‏پردازد، گاه همسران با یکدیگر متّحد می‏شوند و بر ضد شوهر توطئه‏چینی می‏کنند، گاهی حسادت‏ها، دروغ‏پردازی‏ها و ... خانه و کاشانه را به آتش می‏کشد و گاه سر و صدای حاصل از نزاع‏ها به بیرون از خانه درز می‏کند و آبروی شوهر و خانواده را به خطر می‏اندازد.
    گاهی نزاع‏ها به دادگاه کشیده می‏شود و تقاضای طلاق، پرداخت یا خودداری از پرداخت مهریه مطرح می‏گردد و در این بین اموری از قبیل رعایت نکردن حق همسر، کتک زدن وی و ... مطرح می‏شود.
    شوهرانی که همسران متعدد دارند معمولاً این مشکلات را با شیوه‏های گوناگون حل می‏کنند.
    اما باید دید پیامبر(ص) که همسر، نُه همسر داشته، چه مشکلاتی داشته و برای حل آنها از چه راهکارهایی استفاده کرده است؟
    مشکلات چند همسری پیامبر(ص) از مشکلات چند همسری زمان ما کمتر نبود. زیرا بین آن زنان، عایشه بود که بعدها جنگ جمل به فرماندهی خود برپا کرد که بزرگانی چون طلحه و زبیر و مروان از افراد آن بودند.
    نیز از همسران، ام‏سلمه بود که به تنهایی با بچه کوچکش سوار بر شتر از مکه راهی مدینه شد و اگر عثمان بن‏ابی‏طلحه پید۰ا نمی‏شد، ام‏سلمه به تنهایی این مسیر را طی می‏کرد و شجاعت کم نظیر خود را بر همگان آشکار می‏نمود. همسر دیگر، جوریه دختر حارث، رئیس قبیله بنی‏المصطلق بود یا صفیه دختر حیّی بن‏اخطب و نیز حفصه دختر عمر بن‏خطاب که هر یک برای خود شخصیت و موقعیتی داشتند، بنابراین مشکلات پیامبر بیش از این است که بتوان آنها را برشمرد.

    ۩ ╫ ۩ ╫ ۩  ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #84
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ╫ ۩ ╫ ۩ ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩




    نزاع‏های همسران با یکدیگر

    نقل‏های فراوانی حکایت از اختلاف و درگیری همسران پیامبر(ص) با هم دارد، از جمله:
    ۱ـ در شأن نزول آیات ۱ تا ۴ سوره تحریم گفته‏های متعددی نقل شده است، از جمله اینکه پیامبر اکرم پس از نماز صبح به حجره‏های همسرانش سر می‏زد. نزد یکی از همسران (زینب، سوده، ام‏سلمه و حفصه را نام برده‏اند) ظرف عسلی بود که برایش هدیه آورده بودند. او برای پیامبر از آن عسل شربتی درست می‏کرد. وقتی رسول خدا وارد می‏شد تا سلام کند و برود، پیامبر را نگه می‏داشت تا به او شربت بدهد.
    عایشه حسادت کرد و به همسران دیگر پیامبر گفت: وقتی رسول اللّه‏ نزد شما آمد تا سلام کند، بینی خود را بگیرید و بگویید: دهانت بوی مغافیر می‏دهد، تا پیامبر از این کار دست بردارد و آن زن برای رسول خدا خودشیرینی نکند.
    ۲ ـ در شأن نزول آیه یازده سوره حجرات که مؤمنان را از مسخره کردن یکدیگر باز می‏دارد آمده است:
    این آیه در مورد حفصه و عایشه نقل شده است که ام‏سلمه را مسخره کردند. او با پارچه سفیدی دو کشاله ران خود را می‏بست و دو طرف پارچه از پشتش آویزان بود. عایشه گفت: ببینید چه چیزی مانند زبان سگ از پشت او آویزان است!
    نیز گفته شده که عایشه، ام‏سلمه را به خاطر کوتاهیِ قدش مسخره می‏کرد!
    این دو نمونه از نزاع برخی همسران پیامبر با هم بود، و نمونه‏های متعدد دیگری در تاریخ نقل شده است.
    ۳ ـ ابن‏عباس در ذیل همین آیه نقل کرده است: روزی صفیه گریان نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: عایشه مرا سرزنش کرد و گفت: ای یهودی، فرزند یهودی.
    ۴ ـ در تفسیر قمی ذیل آیه ۶ سوره حجرات آمده است: سبب نزولش این بود که عایشه به پیامبر(ص) گفت: ابراهیم فرزند تو نیست بلکه فرزند جریح مصری است که هر روز نزد ماریه می‏رود و ... .
    اختلافات و نزاع‏ها تا این حدّ بالا بوده است و پیامبر را تا این اندازه آزار می‏دادند که فرزند او را به دیگری منسوب می‏کردند و خادمه حضرت را به روابط نامشروع متهم می‏نمودند.
    ۵ ـ روزی پیامبر(ص) در اتاق عایشه بود که خدمتگزار صفیه، ظرف غذایی را برای رسول خدا آورد، عایشه محکم بر دست خادم زد و کاسه افتاد و دو نیم شد و غذا بر زمین ریخت ... پیامبر کاسه سالمی از اتاق عایشه برداشت و به خدمتگزار داد.
    ۶ ـ در کافی از امام باقر(ع) نقل شده است که زنی از انصار نزد رسول اکرم آمد و عرض کرد: زن هیچ گاه به خواستگاری مرد نمی‏رود ولی من زن بی‏شوهری هستم. آیا نیازی به من داری؟... حفصه به آن زن گفت: چقدر بی‏حیایی! پیامبر فرمود: حفصه! بس کن، او بهتر از تو است! ...
    ۷ ـ در مورد همین زن که خودش را به پیامبر(ص) بخشید نقل شده که عایشه گفت: زنان را چه شده است که خود را بدون مهریه می‏بخشند؟!
    ۸ ـ در یکی از سفرهای حج که همسران پیامبر همراه وی بودند، در بین راه شتر صفیه از رفتن ایستاد و او شروع به گریه کرد ... وقتی صبحگاهان شد پیامبر به زینب دختر جحش گفت: خواهرت صفیه را بر شترت سوار می‏کنی؟ زینب با تعجب گفت: من زن یهودی تو را میهمان کنم؟!
    اینکه یک زن حاضر نشود در سفر و در حال اضطرار به هووی خود کمک کند، حتی درخواست عاطفی پیامبر «آیا خواهرت را بر شترت سوار می‏کنی» بر وی اثر نگذارد دلالت می‏کند که نزاع‏های همسران پیامبر شدید بوده است. در موارد پیشین، بیشتر اسم عایشه مطرح بود و در تاریخ، او بیش از دیگران مطرح است. ممکن است تصور شود نزاع‏ها معمولاً بین عایشه و سایر زنان بوده ولی قصه زینب (که از زنان خوب پیامبر است) با صفیه که او نیز از زنان خوب و مهربان است، نشان می‏دهد که نزاع‏ها عمیق‏تر از آن است که نقل شده، می‏توان گفت برخی از آنان به خون دیگری تشنه بودند!
    ناسازگاری‏های زنان پیامبر گاهی به تهمت‏های شدید، گاه به شکستن ظرف یکدیگر، گاهی به زیر پا گذاشتن سخن پیامبر و آزردن شدید حضرت منجر می‏شد.



    ۩ ╫ ۩ ╫ ۩  ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #85
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ╫ ۩ ╫ ۩ ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩




    نزاع‏های زنان پیامبر با حضرت



    همسران پیامبر(ص) نه تنها با همدیگر بلکه با رسول خدا نیز نزاع می‏کردند:
    ۱ ـ رسول اکرم(ص) هر روز اوقات فراغت را نزد یکی از همسرانش می‏گذراند تا رعایت عدالت بشود. روزی که نوبت حفصه بود، نزد او رفت، ولی حفصه اجازه خواست برای کاری نزد پدرش برود. در نبودِ او، حضرت، ماریه قبطیه ـ که مادر ابراهیم و خدمتگزار حضرت بود و به همین جهت روز مشخصی سهم نداشت ـ نزد خود خواند. حفصه برگشت و وقتی فهمید ماریه نزد پیامبر است بنای ناسازگاری گذاشت و گفت: در روز من و در حجره من و با غیر من؟! هرگز! ... .
    ۲ ـ رازی پیامبر با برخی همسرانش ـ حفصه یا عایشه ـ در میان گذاشت و خواست فاش نشود. از آنان تعهد گرفت سرّ را با کسی در میان نگذارند، ولی سرّ را فاش کردند و خداوند پیامبر را در جریان قرار داد.
    ۳ ـ هنگامی که پیامبر در غزوه خیبر پیروز شد و بر گنج‏هایی دست یافت، همسرانش ـ یا برخی از آنان ـ گفتند: از آنچه به دست آورده‏ای به ما بده. پیامبر فرمود: بین مسلمانان آن طوری که خداوند دستور داده بود تقسیم کردم. زنان غضبناک شدند و گفتند: شاید فکر می‏کنی اگر ما را طلاق دهی، هم‏طرازهایی از قوم خود پیدا نمی‏کنیم که ما را به همسری برگزینند؟
    ۴ ـ آیه چهارم سوره تحریم، مربوط به حفصه و عایشه است و به آنان می‏گوید: «دل‏هایتان از حق بازگشته، اگر توبه کنید، برایتان بهتر است»؛ مفسران از قول ابن‏عباس داستان مفصلی را نقل کرده‏اند، که از عمر بن‏خطاب، پدر حفصه نقل می‏کند: نزد حفصه رفتم و از او پرسیدم: آیا با سخن رسول اللّه‏ مخالفت می‏نمایید و با او صبح تا شب قهر می‏کنید؟ حفصه گفت: بله. گفتم: هر کسی چنین کند، در زیان و خسران است.
    ابن‏عباس نقل کرده است: روزی رسول اللّه‏ با حفصه نشسته بود، بین آنان نزاعی رخ داد، پیامبر فرمود: می‏خواهی بین من و خودت، شخصی را داور قرار دهی؟ گفت: بله. حضرت به دنبال عُمر (پدر حفصه) فرستاد. وقتی عمر آمد، پیامبر به حفصه فرمود: سخن بگو. حفصه گفت: شما بگو، ولی حق را بگو. عمر دستش را بلند کرد و به صورت دخترش زد و دوباره دست بلند کرد و به صورت دخترش زد. پیامبر فرمود: ای عمر، دست نگه دار ... .
    نزاع‏هایی در بیت نبوت که به دیگران کشیده می‏شد
    برای طولانی نشدن بحث فقط به برخی حوادث که به بیرون از خانه پیامبر سرایت کرده است اشاره می‏کنیم:
    ۱ـ نزاع پیامبر و حفصه که حضرت، به دنبال عمر فرستاد تا بین آنان داوری کند و به کتک خوردن حفصه از دست پدرش انجامید.
    ۲ـ ابن‏عباس در ذیل آیه ۴ سوره تحریم داستان مفصلی را نقل می‏کند. قسمتی از آن به نقل از عمر چنین است:
    «منزل من در منطقه عوالی و همسایه‏ام مردی از انصار بود. به طور مرتب روزی او و روزی من خدمت پیامبر می‏رفتیم تا از وحی و اخبار روز و ... آگاه شویم. در آن روزها منتظر حمله قبیله غسّان بودیم که با ما جنگ کنند. روزی همسایه، درِ خانه را زد، بیرون آمدم، گفت: اتفاق مهمی افتاده است. گفتم: قبیله غسّان آمده‏اند؟! گفت: مهم‏تر از آن ... پیامبر همسرانش را طلاق داده است!
    پیش خود گفتم: حفصه زیان کرد. انتظار داشتم چنین اتفاقی بیفتد. پس از نماز آماده شدم و نزد حفصه رفتم، دیدم می‏گرید. گفتم: پیامبر طلاق‏تان داده؟ گفت: نمی‏دانم. اکنون در مشربه ام‏ابراهیم است. حرکت کردم. به خدمتکار پیغمبر گفتم: برای من اجازه ورود بگیر. غلام بازگشت و گفت: پیامبر سکوت کرد و اجازه نداد. به مسجد آمدم. ناگهان افرادی را اطراف خود دیدم که همه می‏گریند. من هم بین آنان نشستم. باز به سراغ غلام رفتم. اذن خواستم و او برگشت و گفت: پیامبر سکوت کرد و چیزی نفرمود. برگشتم. ناگهان غلام مرا خواند و گفت: وارد شو، اجازه داد. وارد شدم و حضرت را دیدم که بر حصیری دراز کشیده بود، گفتم: زنانت را طلاق داده‏ای؟ فرمود: نه. گفتم: اللّه‏ اکبر: ...»
    بله. حادثه بسیار مهمی که از هجوم قبیله غسّان مهم‏تر است، رخداد مهمی که مسجدیان را گریان می‏سازد، حادثه‏ای که عمر چند بار به خاطر آن اجازه ورود می‏گیرد، پیشامدی که پیامبر رحمت و رأفت را چنان ناراحت می‏کند که از همسران خود جدا می‏شود، اوج نزاع‏های برخی زنان پیامبر با او را نشان می‏دهد.


    ۩ ╫ ۩ ╫ ۩  ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #86
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ╫ ۩ ╫ ۩ ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩




    راهکارهای پیامبر برای رویارویی با مشکلات همسران

    مسلّم است پیامبر اکرم(ص) راهکارهای منفی و خلاف اخلاق و انصافی را که امروزه بین برخی مردان متداول است به کار نمی‏برد. هیچ گاه برای رام ساختن همسران خویش، از زدن، آبرو بردن، مهریه را گرو گذاشتن، تهمت زدن و ... استفاده نمی‏کرد. حتی شنیده نشده که از مقام‏های ذاتی یا اعتباری خویش استفاده کند، مثلاً هیچ گاه به یکی از همسران خود نگفت چون پیامبر هستم، مخالفت شما با من، مخالفت با پیامبر خداست، بنابراین به ارتداد منجر می‏شود و احکام خاص مرتد را دارد یا هیچ گاه نگفت: چون حاکم مدینه هستم و در مدینه حکومت اسلامی تشکیل داده‏ام مخالفت شما مخالفت با حاکم اسلام است و حکمش محاربه با خدا و فساد روی زمین است یا هیچ گاه نفرمود چون دارای سن بیشتر و سابقه سیاسی اجتماعی بیشتری هستم یا فرشتگان بر من وحی می‏آورند، از شما آگاه‏ترم و باید از گفته‏های من پیروی کنید یا چون پیامبر خدا و راستگو هستم، پس شک و شبهه در کار و سخن من، شک در صداقت و راستگویی من می‏باشد.
    پیامبر در این زمینه‏ها با همسر مانند دو انسان عادی با هم برخورد داشتند.
    در مفاتیح‏الجنان در فضیلت شب نیمه ماه شعبان آمده است: حضرت صادق(ع) فرمود: شب نیمه شعبانی، رسول خدا نزد عایشه بود. نصف شب، حضرت از رختخواب برخاست و برای عبادت رفت. چون عایشه بیدار شد و فهمید که پیغمبر از رختخواب بیرون رفته، غیرت زنانگی، او را فرا گرفت و گمان کرد حضرت پیش یکی دیگر از زنانش رفته است. برخاست و چادر خود را به خود پیچید و رسول خدا را در حجره‏های زنان دیگرش جستجو می‏کرد. ناگهان نظرش به حضرت افتاد که در سجده است و مثل تکه پارچه‏ای خود را به زمین چسبانده است. نزدیک حضرت شد و شنید که در سجده با خدا نجوا می‏کند. همین که رسول خدا خواست برگردد، عایشه به سرعت خود را به اتاق رساند و خوابید. پیامبر که آمد، دید عایشه نفس نفس می‏زند، فرمود: نفس نفس‏زدن برای چیست؟ آیا ندانسته‏ای که امشب چه شبی است؟ شب نیمه شعبان است که در آن روزی‏ها قسمت می‏شود و اجل‏ها نوشته می‏شود و روندگان به حج معلوم می‏گردند و ... .
    عایشه حتی وقتی حضرت را در سجده می‏بیند، مطمئن نمی‏شود و می‏ایستد سجده‏ها و مناجات‏های حضرت تمام شود اما نه پیامبر بدین سبب بر عایشه ایراد گرفتند و نه دیگران. بلکه با تحمل، مدارا، رفع شبهه نمودن با یک جمله (که امشب چه فضایلی دارد) و با چشم‏پوشی، زندگی خود را اداره می‏کرد.
    پیامبر از راهکارهای مثبت کمال بهره‏برداری را می‏کرد. عطوفت و مهربانی پیامبر همراه با مدیریت خوب حضرت و نادیده گرفتن اشتباه همسران و گذشت، از ایشان موجودی ساخته بود که همه زنانش او را دوست می‏داشتند، به گونه‏ای که وقتی از روی احساسات، طلاق را مطرح کردند و پیامبر موافقت کرد و آیه نازل شد، همه پشیمان شدند و ماندن در بیت ایشان را بر هر چیز دیگر ترجیح دادند. به نمونه‏هایی از این مهربانی‏ها و مدیریت‏ها توجه کنید:
    ۱ـ آنگاه که شتر صفیه در راه حج از رفتن باز ایستاد و صفیه شروع به گریه کرد، پیامبر با دست خویش اشک‏های او را پاک کرد. گریه صفیه شدت یافت و حضرت او را دلداری داد تا آرام شود. ولی بیشتر گریه کرد. حضرت فرمود که گریه نکند و به مردم دستور داد همان جا فرود آیند در حالی که تصمیم به فرود آمدن در آن مکان را نداشت.
    ۲ـ زمانی که حفصه و عایشه بر صفیه فخرفروشی کردند که ما دخترعموهای پیامبر هستیم و از تو برتریم، حضرت به صفیه فرمود: چرا نگفتی چطور شما از من بهترید در حالی که من پدرم هارون، عمویم موسی و شوهرم محمد است؟!
    ۳ـ پس از اهانت زینب به صفیه و سوار نکردن صفیه بر شتر ـ که بیان شد ـ پیامبر به طور موقت با زینب قطع رابطه کرد تا تنبیه شود و به اشتباه خود پی ببرد اما پس از آن پیامبر به اتاق زینب رفت و آنجا را مرتب کرد و این گونه عطوفت و مهربانی خود را نشان داد.
    ۴ـ صفیه نقل کرده: تاکنون نیکوسیرت‏تر از رسول اللّه‏ نیافته‏ام. شبی مرا پشت سر خود روی شترش سوار کرده بود. داشتم خسته می‏شدم. رسول خدا با دستش مرا گرفت تا نیفتم و آسیبی نبینم و گفت: مقداری صبر کن، تحمل کن، کم کم می‏رسیم.
    ۵ـ وقتی پس از فتح خیبر، بلال، صفیه و دخترعمویش را به اسارت گرفته بود، آنان را از کنار کشته‏های یهودیان عبور داد و چشم‏شان به جنازه‏ها افتاد. حضرت، بلال را توبیخ کرد و فرمود: ای بلال! آیا مهربانی از تو رفته است که دو زن را از کنار کشته‏هایشان عبور می‏دهی؟!
    ۶ـ هنگامی که حفصه با پیامبر نزاع کرد و قرار بر داوری شد، رسول خدا به دنبال عمر فرستاد که بخشی از آن گذشت. عمر همین که اهانت و بی‏ادبی دخترش را دید، او را کتک زد! اما پیامبر(ص) عمر را از زدن نهی کرد. عمر رو به دخترش کرد و گفت: ای دشمن خدا! پیامبر، غیر حق نمی‏گوید، سوگند به کسی که او را مبعوث کرد، اگر مجلس او نبود و او مرا منع نمی‏کرد، آنقدر تو را می‏زدم تا بمیری!!
    عمر که پدر حفصه است و برای قضاوت آمده است، سخن ناپسند دخترش را تحمل نمی‏کند اما پیامبر چندین ساله، همه گفتارها، کنایه‏ها، بی‏ادبی‏های او و برخی دیگر از همسرانش را تحمل می‏نماید!
    «فبما رحمه مِن اللّه‏ لِنْتَ لهم و لو کنت فَظّا غلیظ القلب لانفَضّوا مِنْ حولک؛
    پس به [برکت] رحمت الهی، با آنان نرمخو [و پرمهر] شدی و اگر تندخو و سخت‏دل بودی، از پیرامون تو پراکنده می‏شدند.»
    این کار، از عهده هر کسی برنمی‏آید! توان بالای بردباری که بدی را با نیکویی پاسخ دهد، در حیطه قدرت افراد معمولی نیست: «و ما یلقّاها الاّ الذین صبروا و ما یلقّاها الاّ ذو حظ عظیم؛
    این خصلت را جز کسانی که شکیبا بوده‏اند نمی‏یابند و آن را جز «صاحب بهره‏ای بزرگ» (از ایمان و تقوا) نخواهد یافت.»
    امید که اندکی از اخلاق پیامبر در وجود ما پیدا شود تا صف‏های طولانی نزاع و مرافعه در دادگاهها کاهش یابد و کمی طعم شیرین زندگی را بچشیم.



    ۩ ╫ ۩ ╫ ۩  ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #87
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ╫ ۩ ╫ ۩ ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩




    ازدواج‏هاى پیامبر ( ص )
    معاندین اسلام از قدیم و ندیم خواسته‏اند با طرح تعدّد ازدواج‏هاى پیامبر اسلام (ص) آن را دستاویز شدیدترین حملات مغرضانه، و تهمت‏هاى ناروا قرار دهند، و از آن با آب و تاب و رنگ و لعاب افسانه‏ها بسازند، و به پندار خود با این گونه ترفندها و شگردها، به اسلام ضربه بزنند، و گاهى بى شرمى را به جایى رسانده‏اند که آن حضرت را داراى حرم سرا با زن‏هاى متعدد دانسته و وانمود کنند که آن بزرگوار به امور جنسى اهمیت بسیار مى‏داد، و بخشى از زندگیش در این راستا خلاصه مى‏شد. و با القاء چنین شبهه‏اى حریم پاک‏ترین و زاهدترین و کامل‏ترین انسان‏ها را لکه دار سازند، با این که خانه‏هاى محقر گلین، و غالباً اجاره‏اى و غیر قابل سکونت، به هیچ وجه به شیوه حرم سرایى این سازگار نخواهد بود، در اینجا با تبیین و تشریح گوشه هایى از فلسفه تعدد ازدواج‏هاى پیامبر(ص) نظر شما را به بى اساسى این شبهه و مغرضانه بودن آن از سوى دشمنان جلب مى‏کنیم.





    ۩ ╫ ۩ ╫ ۩  ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #88
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ╫ ۩ ╫ ۩ ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩




    ازدواج در بیست و پنج سالگى با بیوه‏اى چهل ساله

    پیامبر اکرم (ص) در میان قوم خود و مردم جزیره العرب، زیباترین، با وقارترین، پاک‏ترین و خوش قامت‏ترین انسان‏ها بود، چنان که پدرش عبدالله و مادرش آمنه، از نظر جمال و کمال زبانزد همه مردم بودند. آن حضرت پانزده سال قبل از هجرت در حالى که بیست و پنج سال از عمرش گذشته بود، با بانویى بیوه به نام خدیجه (س) که بنا به مشهور قبلاً دو شوهر کرده، و از دنیا رفته بودند، و چهل سال از عمرش مى‏گذشت ازدواج کرد، و با توجه به این که حضرت خدیجه (س) در سال دهم بعثت در شصت و پنج سالگى از دنیا رفت، پیامبر (ص) بیست و پنج سال با او زندگى کرد، و تا او بود با هیچ زنى ازدواج نکرد.(۱)
    تاریخ نویسانى مانند: کلبى، واقدى، ابن سعد، یعقوبى، سبط بن جوزى و... بر این مطلب اتفاق نظر دارند.(۲)
    توضیح این که آن حضرت در عنفوان جوانى (از پانزده سالگى تا بیست و پنج سالگى) ازدواج نکرد، و از ۲۵ سالگى با یک زن بیوه، حضرت خدیجه (س) زندگى را ادامه داد، بنابراین تا پنجاه سالگى تنها یک زن داشت. با توجه به این که از نظر کمال و جمال‏و قبیله در سطحى بود، که مى‏توانست بازیباترین و ثروتمندترین دوشیزگان ازدواج نماید. حتى مشرکان به ویژه از قبیله قریش عالى‏ترین پیشنهادها را که جنبه مادى از زرق و برق دنیا داشت توسط ابوطالب عموى پیامبر (ص) به پیامبر(ص) نمودند، مشروط به این که پیامبر(ص) دست از مبارزه با بت‏پرستى و... بردارد، اما پیامبر(ص) در عنفوان جوانى در برابر این پیشنهادها فرمود:
    «اى عمو! اگر مشرکان خورشید را در کف راستم و ماه را در کف چپم بگذارند که دست از کارم بردارم دست بر نخواهم برداشت، تا این که خداوند آن را پیروز سازد، یا در این راه کشته شوم.»(۳)
    به راستى کسى که تا این اندازه در راه پیشرفت اسلام، آرمانى فکر کند، آیا مى‏توان به ساحت مقدس چنین کسى نسبت داشتن حرم سرا، و توجه به امور شهوانى و جنسى داد؟!



    ۩ ╫ ۩ ╫ ۩  ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  11. #89
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ ╫ ۩ ╫ ۩ ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩




    تعدّد همسران پیامبر(ص )
    قبل از آن که به پاسخ شبهه مذکور بپردازیم، شایسته است به طور خلاصه به تعدد ازدواج‏هاى پیامبر (ص) اشاره کنیم. چنان که گفتیم آن حضرت در ۲۵ سالگى با زنى چهل ساله به نام خدیجه(س) ازدواج کرد، و زندگى این دو تا ۲۵ سال ادامه یافت، و پیامبر (ص) در پنجاه سالگى با وفات خدیجه (س) روبرو شد، بنابراین تا این هنگام اصلاً ازدواج با زنى دیگر نکرد. پس از وفات خدیجه (س) که در سال دهم بعثت رخ داد، با این که مى‏توانست در عصر خدیجه (س) و بعد از او تا یک سال ازدواج کند، و هیچ مانعى سر راه آن حضرت براى ازدواج مجدّد نبود. آیا به راستى شخصى که با وجود امکانات، سى پنج سال از شادمانى عمرش را (از ۱۵ تا ۵۰ سالگى) این گونه بگذراند، مى‏توان به ساحت اقدس او نسبت نارواى شهوت خواهى را روا داشت، زهى بى‏انصافى.
    پیامبر (ص) یک سال بعد از رحلت خدیجه (س) در سال یازدهم بعثت با زن بیوه‏اى به نام سوده دختر ذمعه ازدواج کرد، این زن شوهرى به نام سکران بن عمر داشت که در صدر اسلام، مسلمان شده بود، و بر اثر فشار مشرکان، همراه عده‏اى به حبشه هجرت کرد، ولى در حبشه مسیحى شد، سپس در همانجا از دنیا رفت، سوده بى سرپرست ماند، شرایط به گونه‏اى بود که بى سرپرستى این زن آبرومند مهاجر، به شخصیت و کرامت او لطمه مى‏زد، پیامبر(ص) براى جبران این چالش با او ازدواج کرد، و در حقیقت سرپرستى او را بر عهده گرفت، پس از مدتى پیامبر (ص) با عایشه دختر ابوبکر، که وصلت با او یک نوع رابطه خویشاوندى با قبیله تیم مى‏شد، و همین موجب پیشرفت اسلام مى‏گردید، ازدواج نمود، و در میان همسران پیامبر(ص) تنها بانویى که دوشیزه بود(۴)عایشه بود، قابل توجه این که او وقتى که همسر پیامبر(ص) شد بسیار کم سن و سال بود، و سال‏ها گذشت تا توانست یک همسر واقعى براى پیامبر(ص) باشد، این نشان مى‏دهد که ازدواج‏هاى پیامبر انگیزهاى دیگرى، و بیشتر جنبه سیاسى داشته است.
    پیامبر (ص) در راستاى تثبیت اسلام در شرایطى قرار داشت که لازم بود از تمام وسایل براى شکستن اتحاد و نا مقدس دشمنان استفاده کند، که یکى از آنها ایجاد رابطه خویشاوندى از طریق ازدواج با قبایل طوایف مختلف بود، زیرا محکم‏ترین رابطه در میان عرب جاهلى، رابطه خویشاوندى به حساب مى‏آمد، و داماد قبیله را همواره از خود مى‏دانستند، و دفاع از او را لازم، و تنها گذاشتن او را گناه مى‏شمردند. رسوبات این تعصب حتى سال‏ها بعد از اسلام ادامه داشت، تا آنجا که در سال ۶۱ هجرى در ماجراى کربلا، شمربن ذى الجوشن که با امّ‏البنین مادر حضرت ابوالفضل(ع) خویشاوندى داشت، در روز تاسوعا براى حضرت عباس و برادران مادریش، امان نامه آورد، که از طرف آن حضرت به شدّت رد شد.(۵)
    پیامبر (ص) تا در مکه بود همین دو همسر (عایشه و سوده) را داشت، با توجه به این که از هیچ کدام از آنها داراى فرزند نشد. پس از آن که آن حضرت به مدینه هجرت کرد، تا سال چهارم با زنى ازدواج نکرد، در سال چهارم یک حادثه‏اى که بیشتر جنبه عاطفى و رعایت حریم کرامت زن بود، باعث گردید که پیامبر(ص) با زن بیوه‏اى به نام ام سلمه که داراى چند یتیم بود ازدواج کرد. ماجرا چنین بود که ام سلمه (هند دختر امیه مخزومى) دختر عاتکه عمّه پیامبر(ص) بود، او که دختر عمه پیامبر (ص) بود با ابوسلمه بن عبدالاسد ازدواج کرد، ابوسلمه در جنگ احد که در رکاب پیامبر(ص) با دشمن مى‏جنگید به سختى مجروح شد، و پس از گذشت هشت ماه از جنگ احد، بر اثر همان جراحات به شهادت رسید، روزى پیامبر(ص) به عنوان تسلیت به ام سلمه و بچه‏هایش، به خاطر شهادت شوهرش ابوسلمه، به خانه ام سلمه آمد، و او را دلدارى داده و به او تسلیت گفت. و در حق او چنین دعا کرد: «خدایا اندوه ام سلمه را برطرف ساز، و مصیبت او را (در مورد از دست دادن شوهرش) به برتر از آن عوض بده.»
    وقتى که عدّه ام سلمه (چهار ماه و ده روز) تمام شد، عده‏اى از او خواستگارى کردند، جواب منفى داد، تا این که رسول خدا (ص) از او خواستگارى کرد، او که مایل به رسول خدا (ص) بود، گفت: «من یک زن سالمند هستم، به علاوه چند یتیم دارم...» پیامبر(ص) در مورد سن و سال او فرمود: سن من بیشتر از تو است، و در مورد یتیمان، از آنها سرپرستى مى‏کنم، غصه آنها را نخور. سرانجام ام سلمه با پیامبر (ص) ازدواج کرد، و همسر پیامبر(ص) گردید(۶) بنابراین ازدواج پیامبر(ص) با ام سلمه، جنبه عاطفى و سرپرستى، و حفظ کرامت و شخصیت دختر عمه‏اش ام سلمه را داشت.
    یکى از ازدواج‏هاى پیامبر(ص) ازدواج با حفصه دختر عمربن خطاب بود، که در سال سوم یا چهارم هجرت رخ داد، او قبلاً همسر خنیس بن خدانه، هم سوگند و هم پیمان با آل خطّاب بود، با حفصه دختر عمر ازدواج کرد، او از مسلمانان صدر اسلام بود، و همراه مهاجران به حبشه هجرت کرد، سپس همراه همسرش پس از هجرت رسول خدا (ص) به مدینه، هجرت به مدینه کرد، و در جنگ بدر حضور داشت، و در جنگ احد که در سال سوم هجرت رخ داد از مجاهدان پر تلاش بود، مجروح شد، سپس بر اثر همین جراحت جنگى به شهادت رسید.(۷)
    پیامبر (ص) با این زن بیوه نیز ازدواج کرد، ازدواج آن حضرت با حفصه، به عمر بن خطاب آرامش داد، و موجب پیوستگى پیامبر(ص) به دودمان عدى شد، که از نظر سیاسى نقش مهمى در پیشرفت اسلام، و نابودى موانع سر راه آن حضرت گردید.
    طبق نقل بعضى خنیس شوهر حفصه در سال سوم هجرت در مدینه از دنیا رفت، پس از اتمام عدّه حفصه، عمر ازدواج او را به ابوبکر پیشنهاد کرد، ابوبکر جواب منفى داد، سپس به عثمان پیشنهاد کرد، عثمان نیز جواب مثبت نداد، عمر به عنوان شکایت به مجضر پیامبر (ص) آمد، پیامبر(ص) براى آرامش عمر (و جذب او و دودمانش) به او فرمود: «شخصى بهتر از عثمان با حفصه ازدواج مى‏کند.» آنگاه دستور داد تا حفصه را برایش خواستگارى نمودند(۸)بنابراین ازدواج پیامبر (ص) با حفصه نیز جنبه سیاسى عاطفى داشت، و با پیشنهاد و درخواست خود عمر، و براى آرامش او انجام پذیرفت.
    یکى دیگر از ازدواج‏هاى پیامبر(ص) که آن هم جنبه عاطفى و سیاسى داشت، ازدواج آن حضرت با ام حبیبه دختر ابوسفیان بود. توضیح این که ام حبیبه که نامش رمله بود، با این که دختر ابوسفیان و خواهر معاویه بود، در همان سال‏هاى اول بعثت، اسلام را پذیرفت، و با شوهرش عبیدالله که او نیز مسلمان شده بود، بر اثر فشار و آزار مشرکان، همراه گروهى به حبشه هجرت نموده و به پادشاه حبشه به نام نجاشى پناهنده شدند. ولى پس از مدتى شوهرش عبیدالله در حبشه به مسیحیت گروید و مسیحى شد، سرانجام در همان حبشه از دنیا رفت، ام حبیبه بى سرپرست ماند، پیامبر(ص) از بى سرپرستى و رنج‏هاى ام حبیبه در راه اسلام، آگاه شد، و دریافت که او نیاز به سرپرست مهربان دارد، تا چالش رنج‏هاى او جبران گردد، نامه‏اى براى نجاشى شاه حبشه نوشت، و از او خواست که ام حبیبه را برایش خواستگارى کند.
    نجاشى که پادشاه عادل بود و در باطن مسلمان شده بود، به نامه پیامبر(ص) احترام کرد، و ام حبیبه را براى پیامبر(ص) خواستگارى نمود. ام حبیبه با کمال میل پاسخ مثبت داد، و خالدبن سعید یکى از مسلمانان را وکیل نمود که او را به عقد ازدواج پیامبر (ص) در آورد، عقد اجرا شد، و نجاشى در مراسم عقد به مسلمانان مهاجر ولیمه داد. وقتى این خبر به ابوسفیان رسید گفت: «محمد(ص) دامادى است که او را رد نمى‏کنند.»
    جالب این که ام حبیبه به قدرى شیفته اسلام و پیامبر(ص) بود، وقتى که به مدینه به محضر رسول خدا (ص) آمد و به او پیوست، پس از مدتى در ماجراى صلح حُدیبیّه (که در سال ششم هجرت رخ داد) ابوسفیان براى تمدید صلح، به مدینه به خانه پیامبر(ص) آمد، خواست بر روى تشک پیامبر(ص) بنشیند، ام حبیبه از او جلوگیرى کرد، و گفت: «تو مشرک و نجس هستى و نمى‏توانى در این مسند بنشینى، زیرا این مسند جایگاه پاک‏ترین افراد است»(۹)
    آیا به راستى رواست چنین بانویى رها شود و بر گرامتش ضربه برسد، با این که او افتخار مى‏کرد که به چنین موقعیتى رسیده و همسر پیامبر (ص) شده است، به علاوه این ازدواج مى‏توانست زمینه‏اى براى جذب خاندان ابوسفیان به اسلام گردد، و دست‏کم آزار و کارشکنى این خاندان را نسبت به آن حضرت و آیین اسلام کاهش دهد.
    یکى دیگر از ازدواج‏هاى پیامبر(ص) با جُویْریه بود، توضیح این که در سال ششم هجرت به پیامبر(ص) خبر رسید حارث بن ابى ضرار (پدر جویریه) رییس قبیله بنى مصطلق در صدد جمع آورى اسلحه و سرباز، براى یورش به مدینه است، پیامبر اکرم (ص) با یاران خود به سوى آن قبیله براى جلوگیرى از گزند آنها حرکت کرد، و در کنار چاه مریسیع به جنگ با آنها پرداخت، آنها با دادن ده نفر کشته و مقدارى غنائم جنگى و چند اسیر، عقب نشینى کردند.
    در میان اسیران بانویى به نام جویریه دختر حارث به عنوان کنیز، سهمیه یکى از رزمندگان به نام ثابت بن قیس شد. ثابت با جویریه مکاتبه کرد، یعنى قراردادى بست که اگر فلان مبلغ پول به اقساط بپردازد، قیس او را آزاد خواهد کرد. او مقدارى از مبلغ مورد مکاتبه را پرداخت، و از دادن بقیه درمانده شد، به محضر پیامبر مهربان (ص) رسید، و از او تقاضاى کمک براى آزادى کامل خود کرد. حضرت به او قول مساعد داد که هم با دادن بقیه بدهکارى او، وى را آزاد سازد، و پس از آزادى، با او ازدواج کند، او خوشحال شد، و همین پیشنهاد تحقق یافت. مسلمانان وقتى که دیدند جویریه همسر پیامبر(ص) شده به احترام او هر کس سهمیه خود از اسیران طایفه او را آزاد نموده، و در نتیجه صد نفر دودمان بنى مصطلق آزاد شدند، پدر جویریه که براى آزادسازى دخترش به مدینه رهسپار مى‏شد، پس از دیدن معجزه‏اى (که یک خبر غیبى بود) به اسلام گروید، و به طفیل او و دخترش گروهى از طایفه بنى مصطلق مسلمان شدند.(۱۰)
    چنانکه ملاحظه مى‏کنید این ازدواج نیز پربرکت براى مسلمین و دودمان بنى مصطلق بود، همین وصلت باعث گرایش جمعى به اسلام، و رفع و دفع شورش گروهى به اسلام گردید. هم جنبه عاطفى و سیاسى داشت و هم جنبه نظامى و آتش بس و صلح. یکى دیگر از ازدواج‏هاى پیامبر(ص) ازدواج با ماریه قبطیه (به عنوان ملک یمین و کنیز) بود، توضیح این که پیامبر اعظم (ص) در سال هفتم هجرت براى شاهان و رؤساى کشورها نامه نوشت و آنها را دعوت به اسلام نمود، یکى از این نامه‏ها را براى مقوقس رئیس قبطیان که مسیحى بود و در اسکندریه مصر سکونت داشت نوشت، او به نامه پیامبر(ص) و نامه رسان آن حضرت، حاطب بن ابى بلْتعه احترام شایان کرد، ولى براى حفظ سلطنتش، اسلام را نپذیرفت، و به جاى آن هدایاى بسیار نفیس از جمله سه کنیز که یکى از آنها ماریه قبطیه بود به محضر پیامبر(ص) فرستاد، پیامبر(ص) هدایاى او را پذیرفت.(۱۱)
    پیامبر(ص) با ماریه که با برادرش مسلمان شده بود، و افتخار ازدواج با آن حضرت را داشت، ازدواج کرد، و با این ازدواج شخصیت او را بالا برد، و از کنیزى، به عنوان همسر رسول خدا(ص) ارتقاء یافت و در ماه ذیحجه سال هشتم هجرت از آن پسرى به نام ابراهیم شد، ولى ابراهیم یک سال و دو ماه یا یک سال و شش ماه بیشتر عمر نکرد، و در سال دهم هجرت از دنیا رفت.(۱۲) بنابراین ازدواج با ماریه نیز به عنوان کنیز بود، موجب حفظ کرامت ماریه مى‏شد، که از دیار مصر به مدینه آمده بود، و نیاز شدید به پناهگاه مطمئن و آرام بخشى داشت.
    یکى از ازدواج‏هاى پیامبر(ص) با میمونه دختر حارث بن حزن هلالى، خواهر ام الفضل همسر عباس عموى پیامبر(ص) بود. توضیح این که میمونه بیوه‏اى بود که قبلاً دو شوهر کرده بود، و آخرین بانویى بود که در سال هفتم هجرت در حالى که آن حضرت حدود ۵۹ سال داشت، همسر پیامبر(ص) گردید. او در مکه مى‏زیست، و عباس عموى پیامبر(ص) عقد او را براى پیامبر(ص) اجرا نمود. میمونه و خواهرانش از زنان با ایمان بودند، پیامبر(ص) آنها را اهل بهشت معرفى کرد. میمونه از محبان حضرت على (ع) بود و روایاتى در شأن آن حضرت، از پیامبر(ص) نقل کرده است.(۱۳)
    از قرائن و شواهد استفاده مى‏شود که میمونه پس از مرگ شوهران سابقش، بى سرپرست بود، و نیاز به پناهگاهى داشت، عباس عموى پیامبر(ص) او را که خواهر همسرش بود، به عقد ازدواج پیامبر(ص) درآورد، تا زندگیش سروسامان یابد. یکى از همسران پیامبر(ص) که در قرآن در شأن او آیه‏اى نازل شد، ام شریک است، این بانو که در صفاء مى‏زیست، بعد از شوهرش ابوعکر مسلمان شد، ابوعکر به مدینه هجرت کرد، ولى از دنیا رفت، او که تنها مانده بود، و مشرکان فهمیده بودند که ام شریک نیز مسلمان شده، بسیار او را مورد آزار و شکنجه قرار دادند که داستان طولانى است، سرانجام خود را که بیوه‏اى بى سرپرست بود، و نیاز شدید به پناهگاه داشت، به مدینه رسانید، و خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد: «من مدتى است که شوهر ندارم، اینک به محضرت آمده‏ام تا خود را به تو ببخشم.»
    پیامبر(ص) فرمود: «فعلاً صبر کن تا از طرف خداوند دستورى برسد» طولى نکشید که آیه ۵۰ سوره احزاب نازل شد، که بخشى از آن چنین است: «و امْرأهً مؤمنهً انْ وهبتْ نفسها للنّبىّ انْ اراد النّبىُّ انْ یستنْکحها خالصهً من دون المؤمنین ؛ هرگاه زن با ایمانى خود را به پیامبر(ص) ببخشد (و مهرى براى خود قائل نشود) چنانچه پیامبر(ص) بخواهد، مى‏تواند با او ازدواج کند، اما چنین ازدواجى تنها براى تو (اى پیامبر) مجاز است، نه سایر مؤمنان.»
    در پایان آیه مى‏فرماید: «لکیْلا یکون علیک حرج ؛ این براى آن است که (در راه رسالت) مشکلى براى تو (اى پیامبر) نبوده باشد. و بتوانى مسؤولیت‏هاى خود را ادا کنى.» «و دستت براى تأمین نیاز نیازمندان، و جواب شادآفرین به آنها باز باشد، و در این جهت محدودیتى نداشته باشى. البته این موضوع از مختصات پیامبر(ص) است.»
    بدون شک این گونه زنان مى‏خواستند به افتخار معنوى همسرى پیامبر(ص) برسند، و این موضوع تنها براى پیامبر(ص) مجاز شد، که بیشتر جنبه عاطفى و حفظ کرامت زن را داشته است.
    یکى دیگر از ازدواج‏هاى پیامبر(ص) ازدواج با زینب دختر جحش، دختر عمه پیامبر(ص) است، که در قرآن به آن اشاره شده است، او بانویى با جمال و با کمالى بود، همراه پیامبر(ص) از مکه به مدینه هجرت نمود. روزى خواهرش را نزد رسول خدا (ص) فرستاد و توسط او به پیامبر(ص) پیشنهاد ازدواج کرد، ولى پیامبر(ص) زیدبن حازثه غلام آزاد شده خود را براى ازدواج با او پیشنهاد کرد. زینب نخست تمایل به ازدواج با زید را نداشت، ولى پس از نزول آیه ۳۶ احزاب که بیانگر اطاعت از پیامبر(ص) است، زینب پیشنهاد پیامبر (ص) را پذیرفت، پیامبر(ص) او را به عقد ازدواج زیدبن حارثه درآورد. ولى طولى نکشید که زینب که از خاندان قریش بود، با زید که سابقه بردگى داشت، نتوانست زندگى کند، و ناسازگارى بین آنها آشکار گردید. و زید خواهان طلاق او شد، چنان که آیه شریفه «فلمّا قضى زیدٌ منها وطراً؛(۱۴)هنگامى که زید به طور کامل از زینب، کامیاب و سیر شد و بى نیاز گردید.» به این مطلب دلالت دارد.سرانجام زید، زینب را طلاق داد. پس از آن که عده او گذشت، پیامبر(ص) با او ازدواج کرد. قرآن فلسفه ازدواج پیامبر (ص) با زینب را چنین بیان مى‏کند: «زوّجنا کها لکیلا یکون على المؤمنین حرج فى ازواج ادعیائهم...؛(۱۵) او را به همسرى تو در آوردیم تا مشکل براى مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده هایشان هنگامى که طلاق گیرند نباشد.»
    بنابراین با توجه به اینکه زید پسر خوانده پیامبر(ص) بود، و مردم خیال مى‏کردند که پسر خوانده در احکام مانند پسر حقیقى است، و نمى‏توان با زن طلاق داده او ازدواج کرد. پیامبر(ص) براى شکستن این سنّت خیالى جاهلى، با زینب ازدواج کرد، تا سنت‏شکنى کرده باشد.
    در عین حال یهودیان به پیامبر(ص) تهمت زدند که خود مى‏گوید ازدواج زن پسر حرام است، ولى خودش با زینب زن پسر خوانده‏اش ازدواج نموده است، در رد آنها آیه ۴ و ۵ سوره احزاب نازل گردید، که ترجمه‏اش این است: «خداوند فرزند خوانده‏هاى شما را فرزند حقیقى شما قرار نداده است، این سخن شما است که به دهان خود مى‏گویید (سخنى بى پایه و باطل) اما خداوند حق را مى‏گوید و به سوى حق هدایت مى‏کند، آنها را به نام پدرانشان بخوانید، که این کار نزد خدا عادلانه‏تر است...»
    ازدواج‏هاى دیگرى نیز پیامبر(ص) داشته که خداوند به خاطر مصالح و امورى به او چنین اجازه‏اى داده بود، و هیچ کدام به خاطر مسایل جنسى و امور شهوانى نبوده است، بلکه جنبه انسانى، فرهنگى، عاطفى، سیاسى، شکستن سنت‏هاى باطل، و سرپرستى ایتام و ضعیف نوازى و امورى از این قبیل بوده است. حتى در بعضى از تواریخ مى‏خوانیم که پیامبر(ص) با زنان متعددى ازدواج کرد، و جز مراسم عقد، و یا صرف خواستگارى چیزى انجام نشد، و این امور به خاطر آن بود که زنان بى نوا با همین اندازه با پیامبر(ص) احساس افتخار و شخصیت کنند، و روحیه عزّتمندى خود را حفظ نمایند.
    نتیجه و جمع بندى
    از مجموع مطالب یاد شده چنین نتیجه مى‏گیریم که ازدواج‏هاى متعدد پیامبر(ص) بر اثر یکى یا چندى از شرایط و مصالح زیر بوده است.
    ۱- پیامبر (ص) در ۲۵ سالگى با بیوه‏اى ۴۰ ساله ازدواج نمود، و تا آخر عمر او یعنى ۲۵ سال تنها همسرش بود، و پس از پنجاه سالگى که دوران کهولت را مى‏گذراند، با زنان متعدد ازدواج نموده است، و این خود حاکى است که جنبه‏هاى دیگر غیر از امود جنسى مد نظر آن حضرت بوده است.
    ۲- در میان همسرانش تنها یکى از آنها (عایشه) باکره بوده است، و ازدواج با او جنبه سیاسى داشته است.
    ۳- ازدواج او با همسرانى مانند ام حبیبه دختر ابوسفیان، یا حفصه دختر عمر، به خاطر تقویت اسلام، و حمایت قبیله آنها از آن حضرت، و ایجاد اختلاف در بین صفوف دشمنان و تضعیف آنها بوده است.
    ۴- بعضى از ازدواج‏هاى آن حضرت جنبه ترحّم و حفظ کرامت و شخصیت زنان بوده است.
    ۵- و بعضى دیگر به عنوان سرپرستى زن‏هایى که شوهرشان به شهادت رسیده، و بچه‏هایى داشتند، جهت سرپرستى آنها و یتیمانشان بوده است.
    ۶- بعضى افتخار ازدواج با آن حضرت را داشتند، و وضع آنها به گونه‏اى بود، که جواب منفى آن حضرت در آنها عقده حقارت ایجاد مى‏کرد، و از زندگى فلج مى‏نمود، خداوند این محدودیت را از او برداشته بود، و با اجازه به او، موجب رفع مشکلات زنان بى نوا مى‏شد.
    ۷- بعضى از این ازدواج‏ها به خاطر شکستن سنت‏هاى جاهلى بوده است.
    ۸- و بعضى صرفاً در مراسم عفد یا خوستگارى متوقف شده، و همین موجب آثار مثبت براى آن زنان شده است.
    ۹- بعضى از ازدواج‏هاى آن حضرت براى رفع یک سلسله مشکلات و گره گشایى اقتصادى فرهنگى و اخلاقى و سیاسى بوده است، محیط عصر پیامبر(ص)، و سایه افکندن بعضى خرافات جاهلى نیز مى‏طلبید که پیامبر(ص) با سرپنجه تدبیر از جمله ازدواج، به تبدیل محیط جاهلى بپردازد.
    ۱۰- بعضى از ازدواج‏ها، براى کاستن عداوت، و طرح دوستى با اقوام، یا گسترش اسلام و جذب دشمنان بود، چنانکه در ازدواج با جویریه از طایفه بنى مصطلق رخ داد، با توجه به این که در آن عصر، ازدواج‏ها بسیار ساده و خودمانى، و دور از هرگونه تشریفات و دست اندازها انجام مى‏شد، و تعدد زن براى افراد یک امر عادى بود، به طورى که گاهى همسر اول به خواستگارى همسر دوم مى‏رفت.


    ۩ ╫ ۩ ╫ ۩  ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  12. #90
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩ ╫ ۩ ╫ ۩ ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩





    آخرین جمله ای که از لبان پیامبر(ص) تراوید


    اضطراب و دلهره سراسر « مدینه » را فراگرفته بود . یاران پیامبر با دیدگانی اشکبار ، و دلهائی آکنده از اندوه دور خانه پیامبر گرد آمده بودند ، تا از سرانجام بیماری پیامبر آگاه شوند . گزارشهائی که از داخل خانه به بیرون می‌رسید ، از وخامت وضع مزاجی آن حضرت حکایت می‌کرد ؛ و هر نوع امید به بهبودی را از بین می‌برد و مطمئن می‌ساخت که جز ساعاتی چند ، از آخرین شعله‌های نشاط زندگی پیامبر باقی نمانده است .
    گروهی از یاران آن حضرت علاقمند بودند که از نزدیک رهبر عالیقدر خود را زیارت کنند ، ولی وخامت وضع پیامبر اجازه نمی‌داد در اطاقی که وی در آن بستری گردیده بود ؛ جز اهل بیت وی ، کسی رفت و آمد کند .
    دختر گرامی و یگانه یادگار پیامبر ، فاطمه ( علیها السلام ) ، در کنار بستر پدر نشسته بود ، و بر چهره نورانی او نظاره می‌کرد . او مشاهده می‌نمود که عرق مرگ ، بسان دانه‌های مروارید ، از پیشانی و صورت پدرش سرازیر می‌گردد . زهرا ( علیها السلام ) ، با قلبی فشرده و دیدگانی پر از اشک و گلوی گرفته ، شعر زیر را که از سروده‌های ابوطالب درباره پیامبر عالیقدر بود ، زمزمه می‌کرد و می‌گفت :
    وابیض یستسقی الغمام به وجهه * * * ثمال ایتامی عصمة للارامل :
    چهره روشنی که به احترام آن ، باران از ابر درخواست می‌شود ، شخصیتی که پناهگاه یتیمان و نگهبان بیوه زنان است .
    در این هنگام ، پیامبر دیدگان خود را گشود ، و با صدای آهسته به دختر خود فرمود : این شعری است که ابوطالب درباره من سروده است ؛ ولی شایسته است به جای آن ، آیه زیر را تلاوت نمایید : «وَما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللهَ شَیْئاً وَسَیَجْزِی اللهُ الشّاکِرِینَ» ؛ ( 1 ) « محمد پیامبر خدا است و پیش از او پیامبرانی آمده‌اند و رفته‌اند . آیا هرگاه او فوت کند و یا کشته شود ، به آئین گذشتگان خود باز می‌گردید ؟ هرکس به آئین گذشتگان خود بازگردد خدا را ضرر نمی‌رساند و خداوند سپاسگزاران را پاداش می‌دهد . » ( 2 )

    ۩ ╫ ۩ ╫ ۩  ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم الانبياء٬ محمد مصطفي (ص) ۩ ╫ ۩ ╫ ۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 9 از 10 نخستنخست ... 5678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •