حضرت آیت الله آقا رحیم ارباب سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
حضرت آیت الله آقا رحیم ارباب
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 12 , از مجموع 12
  1. #11
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حضرت آیت الله آقا رحیم ارباب




    بسم الله
    با تشکر از کاربر محترم هدیه فاطمی
    بنده خاطره ای از عارف بالله آقا رحیم ارباب در ذهن دارم که تمایل داشتم در اینجا بیان دارم.
    نقل شده روزی ایشان با چهار نفر از دوستان در اصفهان سوار بر درشکه ای می شوند و زمان پیاده شدن از آن
    آقا رحیم کرایه چهار نفر را به درشکه چی پرداخت می کند!
    درشکه چی به آفا می گوید حاج آقا شما پنج نفرید چرا کرایه چهار نفر را می دهید آقا رحیم ارباب می گوید خیر ما چهار نفریم!
    و گویی اصلا خودشان را نمی دیدند و به حساب نمی آوردند و خودی نمی شناختند.
    این است مقام اولیاء خدا و گرنه کشف و مقامات چنان حظی ندارد چه اینکه می بینیم مرتاض های هندی هم دارای کراماتی هستند ولی چقدر منیت و انانیت در آنهاست و تمام کراماتشان در همین جهت و باطل است
    حضرت آیت الله آقا رحیم ارباب
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  2. تشكرها 4

    ملکوت (13-11-1389), مدير اجرايي (08-11-1390), خادمه صدیقه طاهره(س) (13-11-1389), صافات (08-11-1390)

  3. #12
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    حاج آقا رحیم ارباب





    - ولادت: 1297 ق.
    - محل ولادت اصفهان
    - وفات: 1396 ق.
    - محل دفن: اصفهان
    - محل تحصیل: اصفهان، نجف
    - اساتید: حضرات سید محمدباقر درچه‏ ای، جهانگیرخان قشقایی، ملا محمد کاشی و...

    - شاگردان: جلال ‏الدین همایی و...

    - تالیفات: رساله ‏ای در علم هیئت و...

    ایشان با لطف و لحنی پدرانه به ما گفت: «من نیز در جوانی چنین قصدی کردم اما برای پیدا کردن ترجمه صحیح به مشکل برخوردم و لابد شما آن را حل کرده‏ اید» و آرام آرام ما را متوجه ساخت که ترجمه ما دقیق نیست

    در خانواده ‏ای اهل شعر و ادب و تاریخ پرورش یافت. بیشتر اشعار حافظ و مولانا و شعرای عرب را از طریق شنیدن از زبان پدر و عمویش حفظ کرده بود. جذبه معنویتش، کوچک و بزرگ را به تعظیم و تکریم وا می‏داشت. یکی از استادان دانشگاه می‏گوید: «در جوانی با عده ای از دوستان تصمیم گرفتیم نماز را به فارسی بخوانیم، والدین ما این موضوع را با یکی از روحانیون در میان گذاشتند و او ما را کافر و نجس خواند. این کار ما را مصمم‏تر ساخت تا اینکه ما را نزد مرحوم ارباب بردند ایشان با لطف و لحنی پدرانه به ما گفت: «من نیز در جوانی چنین قصدی کردم اما برای پیدا کردن ترجمه صحیح به مشکل برخوردم و لابد شما آن را حل کرده‏ اید» و آرام آرام ما را متوجه ساخت که ترجمه ما دقیق نیست. ما معذرت‏ خواهی کردیم. ولی ایشان فرمود: «من نگفتم نماز را عربی بخوانید فقط مشکلات آن را گفتم»، و با لطافت ما را به اشتباه‏مان واقف ساخت».

    از اساتید و بزرگان گذشته و حال بسیار با احترام یاد می‏ کرد، گویی هنوز در برابر آنها ایستاده است. یک بار شخصی درباره یکی از اساتید به ایشان گفت: «شنیده‏ ام که فلان آقا گاهی عصبانی می‏شد و الفاظ تند و درشت به زبان می‏ آورد.» در پاسخ فرمود: «از این بابت چیزی نمی‏‏ دانم ولی شما آیا از بزرگی مقام و علم ایشان چیزی نشنیده ‏اید؟!»

    عرض کرد: «چرا»
    آقای ارباب فرمود: «پس از آنها حرف بزنید!»
    محضرش بسیار سودمند و لذت‏بخش بود، به احترام صغیر و کبیر بر می‏ خاست و نسبت به مردم با محبت و احترام برخورد می‏ کرد. روزی در مجلس او یکی از حضار گفت: «فلانی تارک الصلوة است.» مرحوم ارباب از این سخن چنان بر آشفت که بر خلاف معمول، به شدت گوینده را مورد عتاب قرار داد و فرمود: «آیا شما تمام ساعات و دقایق روز و شب با او بوده‏ اید که این طور قاطعانه در مورد او قضاوت می‏ کنید؟!»

    یکی از شاگردانش به او گفت: «خوب است شما درس اخلاق هم بگویید.» ایشان پاسخ داد: «اخلاق علم حال است و علومی که ما می‏‏خوانیم علم قال.»
    او توحید تمام بود و زبانش جز حمد و شکر خداوند چیزی نمی‏ گفت، یکی از بستگان ایشان می‏ گوید: «در همه عمر حتی یک بار سخنی که بوی ناشکری و نارضایی از آن به مشام برسد نشنیدم، انسانی کامل بود که به یقین رسیده بود.»

    در یازده سال آخر عمر که نابینا و گرفتار بیماری سختی بود حتی در سخت‏ترین مراحل که از شدت درد عرق می‏ ریخت، جز شکر نعمت‏های باری تعالی چیزی بر زبان نمی‏ راند.



    حسین عسگری - دین و اندیشه
    حضرت آیت الله آقا رحیم ارباب

  4. تشكر

    مدير اجرايي (08-11-1390)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •