سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 53

موضوع: ۩ ╬♥╬ ۩ ناله ها سرميدهدناي وجودم(مرثيه شهادت غريب الغربا٬امام رضا(ع)۩ ╬♥╬ ۩

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    امرداد 1390
    شماره عضویت
    1578
    نوشته
    3,750
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    تشکر
    5,514
    مورد تشکر
    14,644 در 3,862
    وبلاگ
    7
    دریافت
    37
    آپلود
    144

    پیش فرض







    بوي باران و بوي دلتنگي
    مي وزد از حوالي چشمت

    چه شده که شقايق و لاله
    مي چکد از زلالي چشمت

    آسمان هم به گريه افتاده
    هم نفس با نگاه بارانيت

    ناله ناله فرات مي ريزد
    زمزم اشک هاي پنهانيت

    بغض هاي دلت ترک مي خورد
    در همان شام بيقراي که ...

    لاله لاله دل پريشانت
    خون شد از خون آن اناري که ...

    در غروب نگاه محزونت
    آرزويي به جز شهادت نيست

    چه غريبانه اشک مي ريزي
    و به بالين تو جوادت نيست

    خوب شد که نديد فرزندت
    بين آن کوچه دست بر پهلو

    روضه خوان شد نگاه خونبارت
    کوچه، ديوار، لاله، در، پهلو

    سر سپردي به خاک دلتنگي
    گوشه حجره قتلگاهت بود

    گريه گريه مصيبتي اعظم
    جاري از گوشه نگاهت بود

    چه به روز دل تو آوردند
    که عطش شعله مي کشيد از جان

    ذکر لب هاي تشنه ات هر دم

    السلام عليک يا عطشان



    امضاء
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************


  2. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    امرداد 1390
    شماره عضویت
    1578
    نوشته
    3,750
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    تشکر
    5,514
    مورد تشکر
    14,644 در 3,862
    وبلاگ
    7
    دریافت
    37
    آپلود
    144

    پیش فرض






    سزد جاری شود از دیده ام خون
    که در خون غرق گردد قصر مأمون


    چه رخ داده که مأمون ستمکار
    شرار فتنه اش ریزد ز رخسار


    در افکار پلیدش نقشه ای شوم
    به دستش خوشة انگور مسموم

    نشانده در محیط غم فضا را
    کشیده نقشة قتل رضا را

    رضا مانند شمع انجمن ها
    سراپا سوخته تنهای تنها


    نه یاران را ز حال او خبر بود
    نه خواهر، نه برادر، نه پسر بود

    تعارف کرد مأمون ستمگر
    از آن انگور بر نجل پیمبر


    امام هشتم آن مولای مظلوم
    نگه بودش بر آن انگور مسموم


    نفس ها آه می شد در نهادش
    نه خواهر بود بر سر نه جوادش


    سرشک غربتش زد حلقه در چشم
    که مأمون گشت از سر تا به پا خشم


    پی تهدید مولا آن ستمکار
    به یک سو پرده زد با خشم بسیار


    غلامان پشت پرده تیغ در دست
    ستاده مست تر از زنگی مست

    همه آمادة جنگ و ستیزند
    که خون نجل زهرا را بریزند


    عزیز فاطمه گردید ناچار
    گرفت انگور را از آن ستمکار

    ز دل می خواند حی داورش را
    صدا زد جد و باب مادرش را


    تناول کرد از آن خوشه سه دانه
    که از جانش کشید آتش زبانه


    ز جا برخاست با رنگ پریده
    در آن حالت عبا بر سر کشیده


    غریب و بی کس و تنها روانه
    نهان از چشم مردم شد به خانه


    چو شمع سوخته پیوسته می سوخت
    کنار حجرة در بسته می سوخت

    چراغ نور بخش انجمن ها
    به خود چون شعله می پیچید تنها


    نفس در سینه اش گشته شراره
    جوادش را صدا می زد هماره


    که ای فرزند دلبندم کجایی
    فروغ دیده ام داد از جدایی


    بیا تا توشه از رویت بگیرم
    تو را گیرم در آغوش و بمیرم


    دلم تنگ تو و معصومه باشد
    به قلبم داغ آن مظلومه باشد


    هنوزش بود مرغ جان به سینه
    جوادش آمد از شهر مدینه


    به لب لبیک و در دل بود آهش
    به ماه عارض بابا نگاهش

    پریده رنگ، خونین دل سیه پوش
    چو جان بگرفت بابا را در آغوش


    سرشکش ریخت بر سیمای بابا
    دو لب بگذاشت بر لب های بابا

    پدر یک لحظه چشم خویش بگشاد
    جوادش را تماشا کرد و جان داد





    امضاء
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************


  3. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    بر در دوست به امید پناه آمده‎ایم
    همره خیل غم و حسرت و آه آمده‎ایم


    چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان
    لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ‎ایم


    امضاء


  4. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,842
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,739
    مورد تشکر
    177,978 در 52,599
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    هشتمين حجت خدا اينجاست
    قبله هفتمين رضا اينجاست

    هر چه خواهى بخواه از اين درگاه
    منبع رحمت خدا اينجاست

    بنگرى گر به ديده تحقيق
    مظهر ذات كبريا اينجاست

    به كجا ميروى تو اى سائل
    صاحب بخشش و عطا اينجاست

    روى كن جانب امام رئوف
    كه ملاذ شه و گدا اينجاست

    آنكه بودى حريم اقدس او
    عطر اگين كند فضا اينجاست

    بهتر از روضه بهشت برين
    روضه شاه دين رضا اينجاست

    نور چشمان موسى جعفر
    گل گلزار مرتضى اينجاست

    گره افتاده ، اى كه در كارت
    باش اگه گره گشا اينجاست

    آنكه گيرد ز راه لطف و كرم
    دست ما را در ان سرا اينجاست

    كيمياى سعادت ار طلبى
    با خبرباش كيميا اينجاست

    آنكه در شدت مصائب بود
    به رضاى خدا رضاى خدا رضا اينجاست

    آنكه هر سائلى بدرگاهش
    مينهد روى التجا اينجاست

    آنكه گردون به خاك درگه او
    قامتش ميشود دو تا اينجاست

    آنكه در هر بلا و غم گيرد
    دست افتاده اى ز پا اينجاست

    آنكه هر شيعه بهر غربت او
    هست با چشم پر بكا اينجاست

    آنكه هر روز اشك غم ميريخت
    بهر سلطان كربلا اينجاست


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  5. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,842
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,739
    مورد تشکر
    177,978 در 52,599
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    كاش یك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم
    ریزه خوار مشرق خوان دو چشمت می‌شدم

    كـاش یك شب می‌گذشتم از فراز چشم تو
    گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت می‌شدم

    كـاش یـك شب می‌سرودم گنبد زرد تو را
    فارغ از دنیا، غزلخوان دو چشمت می‌شدم

    كاش یك شب می‌نشستم بر ضریح چشم تو
    بـاز هـم پـابـند پیمان دو چشمت می‌شدم

    صحن و ایوان تو را اى كاش جارو می‌زدم
    چـون كـبوترها نگهبان دو چشمت می‌شدم

    ضـامن آهـوست چشمان دو شهد روشنت
    كـاش آهـوى بـیابان دو چشمت می‌شدم

    كاش یك شب معرفت می‌چیدم از چشمان تو
    غـرق در دریاى عرفان دو چشمت می‌شدم

    كـاش یك شب می‌شدم خیس نگـاه سبز تو
    شـاهد اعـجاز بـاران دو چشمت می‌شدم

    كاش یك شب نور می‌نوشیدم از چشمان تو
    مـی‌درخشیدم، چراغان دو چشمت می‌شدم

    سخت شیرین است طعم روشن چـشمان تو
    كاش یك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم
    رضا اسماعیلی



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  6. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,842
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,739
    مورد تشکر
    177,978 در 52,599
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    اى آنكه شبيه تو شه خون جگرى نيست
    در راه غم و غربت تو همسفرى نيست

    يك يار وفادار كنار تو نبوده
    از شيعه مخلص به كنارت اثرى نيست

    آن زهر جفا با دل ناز تو چه كرده؟
    سوزنده‏تر از سوز دل تو شررى نيست

    آن زهر چرا قد تو را كرده كمانى؟
    ز آن قامت رعناى تو ديگر خبرى نيست

    چون مارگزيده به روى خاك فتادى
    آيا به برت خواهر نيكو سيرى نيست

    اى كاش به مأمون ستم پيشه بگويند
    مظلوم كشى در دل غربت هنرى نيست

    هستى تو نماينده زهرا كه به غربت
    واللَّه كه مظلوم‏تر از تو پسرى نيست




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  7. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,842
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,739
    مورد تشکر
    177,978 در 52,599
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین
    آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین

    وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت
    ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین

    این چه زهری است که داری به خودت می پیچی
    گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین

    از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد
    از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین

    دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی
    ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین

    داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه
    دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین

    زهر اول اثرش بر جگر مسموم است
    پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین

    پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید
    طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین

    به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است
    جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین

    جواد حیدری




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  8. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    11,533
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,037 در 11,159
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض










    گرچه از زهر جفا دل پرشرر دارد رضا

    آتشى در دل ز هجران پسر دارد رضا


    در ميان حجره در بسته مى پيچد به خود

    ديدگان بى فروغش را پدر دارد رضا


    تا بيايد از مدينه نور چشمانش تقى

    انتظار ديدن نور بصر دارد رضا


    در غريبى مى دهد جان و در آن حالت هنوز

    انتظار خواهر خود را مگر دارد رضا


    دورى از اهل و عيال و دوستان، خود بس نبود

    كز جفاى خصم دون خون در جگر دارد رضا


    دست ما «خسرو» به دامانش كه در روز جزا

    آبرو پيش خداى دادگر دارد رضا


    محمّد خسرون‍ژاد


    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  9. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    حجّت حق حاکمِ مُلک قضا یا علی موسی الرضا
    جان زهرا و علیِّ مرتضی یا علی موسی الرضا
    شمسِ نورِ ولا دل به تو مبتلا
    مشهدت بهر ما کعبه و کربلا
    سیّدی یا رضا...
    ******

    زهرِ مامونِ لعین از ظلم و کین قاتلِ جانت شده
    کائنات و ما سِوی و کبریا دیده گریانت شده
    در عزای شما محشری شد به پا
    بین حجره چرا می زدی دست و پا
    سیّدی یا رضا...
    ******

    نور چشمت از مدینه آمد و خوش در آغوشت کشید
    دیده ی تو وقت جان دادن دگر روی قاتل را ندید
    وا مصیبت از آن کشته ی بی امان
    تیغِ شمر و سنان خنده کوفیان
    یا حسین یاحسین...


    شاعر : امیر عباسی
    منبع : نوحه




    امضاء


  10. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین
    آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین

    وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت
    ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین

    این چه زهری است که داری به خودت می پیچی
    گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین

    از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد
    از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین

    دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی
    ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین

    داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه
    دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین

    زهر اول اثرش بر جگر مسموم است
    پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین

    پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید
    طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین

    به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است
    جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین

    ***جواد حیدری***


    امضاء


صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی