سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: ۩ |♥| ۩بی رحمی انســان نسبت به خودش ۩ |♥| ۩

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ۩ |♥| ۩بی رحمی انســان نسبت به خودش ۩ |♥| ۩



    بی رحمی انسان نسبت به خودش





    انسان گنهکار،
    در پاسخ به مسئولیت خود،
    بی اساس ترین و باطل ترین حجت را دارد، و عذرش از توجیه هر فریب خورده ای بی اساس تر،
    و خوشحالی او از جهل و نادانی اوست.


    ای انسان!
    چه چیز تو را بر گناه جسور کرده است؟!
    و چه چیز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته است؟!
    به چه جهت است که بر نابودی خود علاقه مندی؟!
    آیا بیماری تو را درمان نیست؟!
    چرا آن گونه که به دیگران رحم می کنی، به خود رحم نمی کنی؟!
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكر

    parsa (20-11-1389)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ |♥| ۩بی رحمی انســان نسبت به خودش ۩ |♥| ۩


    «ادخص مَسؤول حجةً، و أقطع مغترًّ معذرهً، لقد أبرح جهالهً بنفسه. یا أیها الانسان، ما جرّأک علی ذنبک، و ما أنّسک بهلکه نفسک؟ أما من دائک بلول، أم لیس من نومتک یقظه، أما ترحم من نفسک ما ترحم من غیرک؟
    فلربّما تری الضاحی من حرّ الشمس فَتُظلّه، أو تری المُبتلی بألم بمضّ جده، فتبکی رحمهً له! فما صبرّک علی دائک، و جلّدک علی مصابک، و عزّاک عن البکاء علی نفسک و هی أعزّ الأنفس علیک! و کیف لا یوقظلک خوف بیات نقمةٌ، و قد تَوَرَّطتَ بمعاصیه مدارج سطواته!»1
    ترجمه:
    انسان گنهکار، در پاسخ به مسئولیت خود، بی اساس ترین و باطل ترین حجت را دارد، و عذرش از توجیه هر فریب خورده ای بی اساس تر، و خوشحالی او از جهل و نادانی اوست.
    ای انسان! چه چیز تو را بر گناه جسور کرده است؟!
    و چه چیز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته است؟!
    به چه جهت است که بر نابودی خود علاقه مندی؟!
    آیا بیماری تو را درمان نیست؟!
    و خواب زدگی تو بیداری ندارد؟!
    چرا آن گونه که به دیگران رحم می کنی، به خود رحم نمی کنی؟!
    چه بسا کسی را در آفتاب سوزان می بینی و برای او سایبان درست می کنی، یا بیماری را می نگری که سخت ناتوان است، از روی دلسوزی بر او اشک می ریزی، اما چه چیز تو را بر بیماری خود بی تفاوت کرده؟!
    و بر مصیبت های خود شکیبا و از گریه بر حال خویشتن باز داشته است؟!
    در حالی که هیچ چیز برای تو عزیزتر از جانت نیست! چگونه ترس از فرود آمدن بلا، شب هنگام تو را بیدار نکرده است؟
    که در گناه غوطه ور و در پنجه قهر الهی مبتلا شده ای؟
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. تشكر

    parsa (20-11-1389)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی