سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

موضوع: ۩ |♥|♥| ۩ همگان را دوست بداريم ۩ |♥|♥| ۩

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض ۩ |♥|♥| ۩ همگان را دوست بداريم ۩ |♥|♥| ۩

    عشق و محبت و رحمت ، گنجينه اي است که هر چه از آن ببخشي ، نه تنها کاستي نمي پذيرد که فزوني نيز مي يابد . عشق و دوستي و خيرخواهي ، چشمه اي است که اگر مانع جوشش و فوران آن نشوي ، هر قدر ديگران را سيراب کند ، خودت را نيز تطهير کرده ، شاداب و شاداب تر مي کند. هر چند فطرت بشر، بر محبت و دوستي و حسن ظن سرشته شده ، ليکن شرايط ، آموزه ها ، رفتارها و تربيت هاي ناصحيح ، ما را بدان جا کشانده است که بازگشت به اين اصل ، محتاج تمرين و طي مسيري نه چندان کوتاه است .
    آيا اما مي توانيم همه را ، حتي آنان که ما را دوست ندارند ، حتي آنان را که موجبات ناخشنودي ما را فراهم کرده اند ، حتي آنان را که بدخواه ما هستند و حتي آنان را که هيچ کس دوستشان ندارد ، دوست داشته باشيم ؟
    در جواب اين سؤال مي توان گفت : « بلي! همه را مي توان دوست داشت » و تبيين اين مسئله هم با ذکر چند داستان ، مقدور و ممکن است.
    امضاء

  2. تشكر

    ملکوت (22-11-1389)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ |♥|♥| ۩ همگان را دوست بداريم ۩ |♥|♥| ۩

    داستان اول : ماجراي حضور موسي و برادرش هارون در بارگاه فرعون و نحوه ي برخورد آنها با عصيانگر عصر خويش - که قرآن براي ما گزارش کرده - مهم ترين دليل و مستند ماست. و البته تمامي اقدامات موسي و هارون ، دقيقا به فرمان خدا صورت مي پذيرد ، و چنين است دستور صريح پروردگار : « اي موسي ! همراه برادرت هارون به سوي فرعون برويد ؛ همان که طغيان کرده است. پس با او به نرمي سخن بگوييد » . (1)
    و مولوي ، با اشاره بدين آيات ، گفته است :
    موسيا در پيش فرعون زمن
    نرم بايد گفت قولا لينا
    آب اگر در روغن جوشان کني
    ديگدان و ديگ را ويران کني
    نرم گو ، ليکن مگو غير صواب
    وسوسه مفروش در اين الخطاب . (2)
    از اين آيات دانسته مي شود که اولا شرط پند پذيري ، نه تندي و تيزي ، بلکه با نرمي سخن گفتن است. ثانيا هنگامي که پيامبر معصوم خداوند ، مأمور به نرم سخن گفتن ، آن هم با فرعون طغيانکار باشد، تکليف ما ، که پيامبر و معصوم نيستيم، با ديگران و خودمان ، که فرعون در ميانمان نيست ، آشکار است.
    راه برقراري ارتباط - حتي با فرعون - جز نرمي ، محبت ، رحمت و گذشت نيست. آيا خدا ، فرعون را دوست داشت ؟ و آيا نمي دانست که فرعون ، لياقت خيرخواهي و هدايت را ندارد ؟ خدايي که در نهايت ، قهر و غضبش را نصيب فرعون کرد ، نمي توانست زودتر اين عذاب را به فرعون بچشاند تا فرعون هم اين همه مصيبت درست نکند ؟
    يک اصل ثابت مي شود : اول محبت ، بعد قهر و غضب ، حتي در مورد فرعون .
    امضاء

  5. تشكر

    ملکوت (22-11-1389)

  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ |♥|♥| ۩ همگان را دوست بداريم ۩ |♥|♥| ۩

    داستان دوم : پيامبر اکرم (ص) در مکه مورد انواع و اقسام اذيت ها قرار مي گرفت و سنگ بر سر و روي مبارکش مي زدند. آن گاه که خون از سر و روي مبارکش مي چکيد ، و گرفتار درد و رنج بود ، آن پيامبر رحمت ، رحمتي براي همه عالميان ، پيامبري که بهترين الگو براي همه انسان هاست ، باز هم محبت و دوست داشتن و عطوفتشان را به آن قوم عاصي طاغي و آن مردمان جسور بي ادب نثار مي کند و مي فرمايد: « من براي رحمت مبعوث شده ام. خدايا ! راهنمايي شان کن . اينها نمي دانند چه مي کنند » . (3)
    امضاء

  7. تشكر

    ملکوت (22-11-1389)

  8. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ |♥|♥| ۩ همگان را دوست بداريم ۩ |♥|♥| ۩

    داستان سوم : علي (ع) ، آن امام با صلابت ، در جنگ با معاويه به آن دسته از لشکريان خود که دشمن را سب و لعن مي کردند ، نصيحت مي کند که : به جاي دشنام و نفرين ، براي دشمن ، دعا و خيرخواهي کنيد و بگوييد : « خدايا کاري کن که خون هاي ما و ايشان بر زمين نريزد. خدايا ! بين ما آشتي برقرار کن . اينها را راهنمايي کن تا از گمراهي درآيند» . (4)
    امضاء

  9. تشكر

    ملکوت (22-11-1389)

  10. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ |♥|♥| ۩ همگان را دوست بداريم ۩ |♥|♥| ۩

    داستان چهارم : هنگامي که مردي از خوارج به مولاي متقيان دشنام داد ، مردم برخاستند تا او را بکشند ؛ اما آن حضرت ، مردم را آرام نمود و فرمود : « دشنام را دشنام بايد [ که ما اهل آن نيستيم ] ، يا بخشودن گناه شايد [ که ما اهل آن هستيم ] » . (5)

    امضاء

  11. تشكر

    ملکوت (22-11-1389)

  12. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ |♥|♥| ۩ همگان را دوست بداريم ۩ |♥|♥| ۩

    داستان پنجم : نقل است آن گاه که اميرمؤمنان (ع) بر اثر ضربه ي ناجوانمردانه ي شقي ترين مخلوق خدا ، ابن ملجم مرادي ، در آستانه ي شهادت قرار گرفت ، به تجويز حکيمان براي حضرتش ، شير حاضر کردند. اما اميرمؤمنان (ع) ، در آستانه ي شهادت ، با چهره ي زرد و بدني رنجور که گاه از حال مي رفت و لحظاتي به جهان باز مي گشت ، اشاره مي کند که از اين شير ، به ابن ملجم نيز بنوشانند . و در اين باره ، شهريار ، شاعر نامي ايران ، چه زيبا سروده است: بجز از علي که گويد به پسر که : قاتل من
    چو اسير توست ، اکنون به اسيرکن مدارا

    امضاء

  13. تشكر

    ملکوت (22-11-1389)

  14. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ |♥|♥| ۩ همگان را دوست بداريم ۩ |♥|♥| ۩

    داستان ششم : مالک اشتر ، فرمانده ي تواناي سپاه امام علي (ع) ، در بازار کوفه از طرف مردي جوان ، مورد اهانت و اسائه ي ادب قرار مي گيرد. ديگران که مالک را شناخته بودند ، به آن مرد گفتند : « آيا مي داني که به مالک اشتر ، پهلوان دلير عرب ، توهين کرده اي ؟» . مرد ، پشيمان گشت و به دنبال مالک روان شد و او را در مسجد کوفه در حال نماز گزاردن پيدا کرد . صبر نمود تا نماز مالک تمام شود. نزد او رفت و تقاضاي بخشش کرد. مالک رو به او کرد و گفت : « من فقط به اين علت به مسجد آمدم که نمازي بخوانم و در پايان نماز که وقت استجابت دعاست ، براي تو دعا کنم » .

    امضاء

  15. تشكر

    ملکوت (22-11-1389)

  16. Top | #8

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ |♥|♥| ۩ همگان را دوست بداريم ۩ |♥|♥| ۩

    لغزشگاه لغوي



    حب و ولايت در ريشه ي اصلي لغت هم به معناي دوست داشتن و علاقه مندي است و هم به معناي تأييد کردن ، همفکري ، اطاعت ، طرفداري و پذيرش سرپرستي . اين توسعه ي معنا از لغزشگاه هاي بسيار مهم و جدي دوست داشتن است. مي توان کسي را دوست داشت ، ولي با او همفکر نبود. مي توانيم محبت و عشق خود را نثار کساني کنيم که وضعيت فعلي شان را تأييد نمي کنيم . مي توان براي افرادي خيرخواهي کرد، ولي طرفدارشان نبود . البته چون لفظ « حب » بر هر دو دسته معناي ياد شده اطلاق شده است ، مي توان فرد يا افرادي را بر مبناي معناي اول محبت ، دوست داشت ( يعني خيرخواه او بود ) ، و در عين حال ، بر مبناي معناي دوم « حب» ، به همين فرد ، محبت ( يعني اطاعت ) ارزاني نداشت ؛ يعني ولايت ( سرپرستي ) او را نپذيرفت و همفکر او نبود.
    اين معاني دوگانه موجب شده است که بتوان در متون ديني و اخلاقي ما ، دستورهايي يافت که ما را به نثار محبت بي قيد و شرط به عموم مردم ترغيب کرده اند و از سوي ديگر ، دستورهاي پر تعداد ديگري يافت مي شود که ما را از نثار محبت به بعضي از گروه ها بر حذر داشته اند.
    اين تناقض ظاهري ، معلول توسعه ي معناي محبت است که از لغزشگاه هاي اساسي بحث ماست، و بين دوست داشتن همگان و عدم پذيرش ولايت ( يا همان سرپرستي، جانبداري و همفکري ) بعضي گروه ها ، تناقض و تقابلي احساس نکنيد.
    محبت مورد نظر ما در اين مقاله ، خير خواهي ، دلسوزي ، مهرباني و دوست داشتن است ؛ لذا کليه رفتارها و اعمال و صفاتي که مي توانند از آدمي سر زنند که به نوعي نمايانگر تمايل قلبي و عملي او به خوشبختي ، کمال ، سلامت و شادماني فرد مقابل باشد، در اين گستره مي گنجند.
    امضاء

  17. تشكر

    ملکوت (22-11-1389)

  18. Top | #9

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ |♥|♥| ۩ همگان را دوست بداريم ۩ |♥|♥| ۩

    دوست داشتن بدها ، نه بدي ها



    احتياجي نيست استدلال بياوريم که بايد همه را دوست بداريم . وجود فرهنگ هدايت ، عفو ، چشم پوشي و تغافل در اسلام ، همه ، علامت و اشاره و فرياد است که : بدها را دوست بداريد! اگر براي دوست داشتن بدها ، شرورها و گناهکارها در فرهنگ ديني مان فرياد داريم ، دوست داشتن ديگران ، که اشاره هم نمي خواهد، در قرآن به همگان چنين سفارش شده است: « خوبي و بدي برابر نيست. همواره به گونه اي که خوب تر است مقابله کن، تا کسي که ميان تو و او دشمني است ، چون دوست مهربان شود» . (6)
    و اين کلام پيامبر گرامي اسلام (ص) است که : « دوستي تمام مردم [ ، بي قيد و شرط و بدون محدوديت ] ، علامت عقل است » ؛ (7) « دوستي و خيرخواهي براي همه ، چه نيکوکار و چه بدکار ! » ؛ و « اولين علامت ايمان ، خيرخواهي براي تمامي مردم است » .(8)
    امام سجاد (ع) نيز مي فرمايد : « خدايا ! بر محمد و آل محمد درود فرست ، و مرا وادار با کسي که با من دوريي کرده ، يکرنگي کنم و خيرخواهش باشم، و توفيقم ده تا قدرشناس نيکي هاي ديگران باشم و از بدي هايشان درگذرم » .(9)
    مولاي متقيان علي (ع) نيز مي فرمايد :« شر ديگران را با خيرخواهي پاسخ بده ». « احسان به دشمن بدکار ، او را به صلاح مي آورد » . (10)
    و سعدي گفته و در سفته است : بنده ي حلقه به گوش ار ننوازي برود
    لطف کن لطف که بيگانه شود حلقه به گوش .

    امضاء

  19. تشكر

    ملکوت (22-11-1389)

  20. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۩ |♥|♥| ۩ همگان را دوست بداريم ۩ |♥|♥| ۩

    چرا همگان ؟


    برخي دلايل ضرورت دوست داشتن همگان و لزوم به کار بردن روش هاي محبت آميز را مي توان به قرار زير، برشمرد:
    1. همه از خداييم

    به تعبير پيامبر خدا (ص) : « تمامي مخلوقات ، عائله و اهالي خانواده ي خدا و تحت تکفل خدايند. لذا دوست داشتني ترين بنده در نزد خداوند، آن است که به عائله و افراد تحت تکفل خدا و وابسته به خدا - يعني همه ي مردم - نفع برساند و برايشان شادي و سرور بيفزايد» . (12)پس مي توان خلق خدا را به خاطر نسبتي که با خدا دارند و از روي عشق به خدا و يا دست کم با هدف جلب عنايات الهي و رسيدن به پاداش هاي معنوي و اخروي دوست داشت.
    2. خداگونگي

    در متون ديني فراوان داريم که : « خدا گونه شويد » ، « خود را به اخلاق الهي بياراييد » و « از خدا و صفات او الگو بگيريد» . (13)
    در هر دين و مکتبي منشئي براي کمالات ، وجود دارد . در اديان الهي ، اين کمال مطلق ، جز آفريدگار يگانه نيست ؛ خدايي که خود را بخشنده ، مهربان ، با گذشت ، با لطف و خيرخواه معرفي مي کند. در همه ي اديان الهي به ما فرمان داده اند که براي نيل به کمال ، « خود را به اخلاق الهي بياراييد » . آيا خدا جز از طريق محبت و لطف با بندگانش برخورد کرده است ؟ خداوندي که بي منت و نامحدود ، کليه ي نعمات مادي و معنوي ( اعم از گنجينه ي زمين ، باران آسماني ، هدايت پيامبران و وديعه ي عقل و هزاران هزار نعمت ديگر ) را نامحدود و بي توقع در اختيار يکايک بني بشر قرار داده ، آيا تمايل به قرب او و ادعاي پيروي از او و آراستن خود به اخلاق او ، ما را ملزم نمي کند که ما هم در حد وسع و استطاعت خود، محبت و دوستي مان را از هيچ کس دريغ نکنيم و نسبت به همه ، با گذشت و ايثار و رفق و مدارا برخورد کنيم ؟!
    3. عمل به قرآن

    نگاه ما به قرآن مي تواند تبلوري از نگاه ما به خدا باشد . آن گاه که صحبت از خداگونگي است ، مقصود ، عمل کردن بر اساس آموزه هاي قرآني است و يا آن گاه که درباره ي پيامبر خاتم (ص) و خلق و خو و روش زندگاني اش از امامان ما سؤال مي شود، مي فرمايند که : « روش پيامبر (ص) قرآن بود» .(14)
    قرآن در تقسيم بندي سوره ها به يکصد و چهارده قسمت مي شود. هر چند سوره هاي گوناگون ، موضوعات مختلف را در بر دارند ، ليکن در يکصد و سيزده سوره ي قرآن ، سر فصل و سرآغاز سخن ، ذکر نام خدا و دو صفت « رحمان و رحيم » است . اين همه تکرار « رحمان و رحيم » در سرآغاز سوره ها ، نشانه ي آن است که همه ي صفات خدا، تحت الشعاع اين دو صفت اند . رحمت و محبت ، اصل است و ساير صفات ، فرع اند .
    4. همسويي با هدف خلقت

    در متون ديني و اعتقادي ما ، عبادت ، تقرب به حضرت حق ، سير الي الله ، رشد و فلاح ، و غايت خلقت آدمي معرفي شده اند، و محققان ، يا يکي از موارد فوق را به عنوان غايت خلقت آدمي ذکر مي کنند و يا به نحوي بين اين غايات ، جمع مي کنند.

    ویرایش توسط عهد آسمانى : 22-11-1389 در ساعت 11:33
    امضاء

  21. تشكر

    ملکوت (22-11-1389)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی