سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: @&@توكل و آثار آن@&@

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    توجه @&@توكل و آثار آن@&@


    مطالب زير از بيانات آيت الله جوادي آملي است
    توكل كه يكى از مراحل سير سالكان الى الله است، همان، «گزينش و پذيرش وكيل» است و «وكيل» كسى است كه از سوى موكل خود، تدبير و سرپرستى كارى را بر عهده مى‏گيرد. هر كس در كارى كه «خبره» آن نيست يا توان آن را ندارد، وكيل مى‏گيرد و چون انسان، بدون علم و قدرتى كه خداى سبحان به او عطا مى‏كند، در كارهاى خود نه خبره است و نه قدرت انجام آن را دارد، پس بايد بر مبدئى كه خبير و قدير است تكيه و اعتماد كند. پس، توكل آن است كه انسان در همه كارها خود را جاهل و عاجز بداند و كار خود را به خداى عليم قدير واگذار كند.
    ما براى انجام كارها و دستيابى به اهداف خود همواره از اسباب و وسايلى استفاده مى‏كنيم و براى رسيدن به مرحله توكل بايد نه تنها همه آن اسباب و وسايل را از خدا و خدا را «مسبب الاسباب» بدانيم، بلكه بايد نه خود مدعى استقلال در برابر خدا باشيم و نه براى اسباب و ابزار فعل، استقلال در سببيت قائل باشيم؛ البته توكل آن نيست كه انسان كار را به خود يا ساير اسباب و علل نسبت ندهد، بلكه بايد خداى سبحان را سبب اصيل و سبب‏ساز هر كارى بداند و همه ماسوا را شئون و مظاهر فاعليت خدا بداند؛ زيرا هيچ سببى در تأثير و سببيت خود مستقل نيست و تنها به ميزانى كه خداى سبحان به آن سببيت بخشيده، قدرت تأثير دارد
    امضاء


  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : @&@توكل و آثار آن@&@


    خداى سبحان بهترين وكيل انسانى است كه از خود هيچ علم و قدرتى ندارد؛ زيرا او تنها وكيلى است كه هر چه را اداره كند خبيرانه و قديرانه مى‏تواند به انجام رساند: «كذلك الله يفعل ما يشاء».
    «ولكن الله يفعل ما يريد». «و من يتوكل على الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لكل شى‏ء قدرا». و هر حكمى بخواهد مى‏كند: «ان الله يحكم ما يريد».
    پس او سبب غير مغلوب و شكست‏ناپذير است و هيچ مانعى نمى‏تواند جلو نفوذ اراده او را بگيرد و او را از رسيدن به مرادش بازدارد و يا به گونه‏اى بين او و هدف فعل او حايل شود: «و الله يحكم لا معقب لحكمه».
    و چون همه علل و اسباب به او منتهى مى‏شود او براى هر متوكلى «كافى» است: «فأعرض عنهم و توكل على الله و كفى بالله وكيلا»

    امضاء


  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : @&@توكل و آثار آن@&@



    مرز توكل و توسل به اسباب
    برخى مى‏پندارند كه مرز «توكل» از مرز «تسبب» (استفاده از اسباب) جداست؛ بدين معنا كه هرگاه ابزارها، اسباب و عوامل كار فراهم است نيازى به توكل نيست و تنها در جايى كه اسباب و عوامل كار فراهم نيست انسان بايد بر خدا اعتماد و توكل كند؛ جداسازى مرز توكل و تسبب پيامش آن است كه تا آن جا كه اسباب دستيابى به هدف فراهم است نياز به توكل نيست و آن جا كه توكل مى‏كند نيازى به استفاده از اسباب ندارد و بايد اسباب را رها كند؛ مثلا در جهاد، بخشى از كار را با توسل به اسباب و «أعدوا لهم ما استطعتم من قوة».
    و بدون توكل انجام دهد و بخش ديگر را با «على الله فتوكلوا». و بدون تمسك به اسباب انجام دهد؛ يعنى هنگامى كه به مرز توكل رسيد اسباب و ابزار فعل را رها كند.
    درباره دعا و توسل نيز چنين پندارى مطرح است كه مرز دعا و توسل از آن جاآغاز مى‏شود كه از اسباب و عوامل عادى و مادى كارى بر نيايد. در حالى كه‏هر دو پندار باطل، و اين مرزبنديها نارواست؛ چنين نيست كه انسان بخشى ازكار را با اسباب عادى بدون توكل انجام دهد و بخش ديگر را با توكل، توسل‏ودعا، بلكه اينها در همه بخشهاى فعل آدمى حضور و ظهور دارد و حتى درجايى كه انسان با وسايل و اسباب كار مى‏كند، بايد بر خدا توكل كند وهمان‏گونه كه گلاب در برگ گل مفروش است توكل، توسل و دعا در همه جاى فعل و همه كارهاى ما جريان داشته باشد. ما حتى در تهيه كردن ابزار و اسباب فعل و همچنين در استفاده از ابزارها بايد اهل دعا و توكل باشيم؛ زيرا از يك‏سو اسباب موجود فعل را خداى «سبب‏ساز» فراهم آورده است و از سوى ديگرممكن است بر اثر علل خاصى همان خداى سبب‏ساز كه «سبب‏سوز» نيزهست، ابزار موجود فعل را از دست ما بگيرد و ميان ما و هدفمان حايلى ايجاد كند.
    حاصل اين كه، توكل همانند دعا و توسل مربوط به خارج از محدوده علل و اسباب ظاهرى و مادى نيست و متوكل بايد در همه شئون هستى و در همه كارهايش و از جمله، در تحصيل اسباب از خدا بخواهد و بر او اعتماد كند و كار خود را به او واگذار كند.
    در احاديث آمده است: «و اعقل راحلتك و توكل».
    هم زانوى شترت را محكم ببند و هم بر خدا توكل كن و اين بدان معنا نيست كه عقال كردن شتر براى حفظ آن، كار بنده خداست و حفظ شتر در غياب او، كار خدا؛ زيرا اين همان مرزبندى و محدود ساختن توكل است، بلكه بدين معناست كه «اعقل متوكلا» ؛ يعنى حتى عقال كردن و بستن زانوى شتر نيز بايد با توكل همراه باشد، چنانكه گفته‏اند: «با توكل زانوى اشتر ببند»
    امضاء


  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : @&@توكل و آثار آن@&@



    آثار توكل
    قرآن كريم براى توكل انسان مؤمن بر خدا، آثار فراوانى بر مى‏شمارد؛ از جمله اين كه متوكل محبوب خداست: «إن الله يحب المتوكلين».
    و چون ذات اقدس خداوند محب و محبوب خود را رها نمى‏كند و آثار هر محبوب به دست محب او ظهور مى‏كند خداوند امور متوكلان را كفايت مى‏كند: «و من يتوكل على الله فهو حسبه». «و كفى بالله وكيلا».
    و چون او وكيلى نفوذناپذير و سنجيده‏كار است: «و من يتوكل على الله فإن الله عزيز حكيم».
    پس بهترين وكيل است:
    «حسبنا الله و نعم الوكيل».
    درباره جنگ احد نيز مى‏فرمايد: با اين كه رزمندگان مسلمان مجروح بودندو عده آنان نيز كم بود، گروهى فرار كرده و گروهى نيز كشته شده بودند؛ اما چون بر خدا توكل كردند بر اثر امداد غيبى زمينه‏اى فراهم شد تا آسيب نبينند و با خوشنامى و سرفرازى برگردند و كفار را نيز بترسانند:
    «الذين قال لهم الناس إن الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم إيمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوكيل فانقلبوا بنعمة من الله و فضل لم يمسسهم سوء و اتبعوا رضوان الله و الله ذو فضل عظيم». توكل بر خدا باعث مى‏شود كه همه ابزارها از كارآيى لازم برخوردار شود و كمبودها نيز به خوبى ترميم و جبران شود.
    امضاء


  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : @&@توكل و آثار آن@&@


    اعتماد به نفس يا توكل بر خدا؟
    يكى از افكارى كه از مغرب زمين به حريم انديشه ناب توحيدى مسلمانان و موحدان نفوذ كرده، اين است كه اعتماد به نفس از فضايل است و بايد ديگران را به آن ترغيب كرد؛ در حالى كه اسلام هرگز اعتماد به نفس را تأييد نكرده است؛ زيرا انسانى كه مالك هيچ شأنى از شئون خود نيست:
    «لا يملك لنفسه نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حياة و لا نشورا».
    [20]

    چگونه مى‏تواند بر خود تكيه كند؟
    آنچه از نظر اسلام فضيلت به شمار مى‏رود و دين به آن بها مى‏دهد اعتماد و توكل بر خداست، چنانكه حضرت امام جواد (عليه‏السلام) فرمودند:
    «الثقة بالله تعالى ثمن لكل غال و سلم إلى كل عال».
    [21] اعتماد به خدا بهاى هر كالاى گرانبها و نردبان صعود به هر درجه بلندى است. تكيه‏گاه مؤمن، قدرت بى‏كران و مستقل خداى سبحان است، نه قدرت خودش و نه قدرت ديگران.
    اما اعتماد به نفس يا اعتماد به ديگران از نظر اسلام رذيلت است؛ زيرا معناى اعتماد به نفس آن است كه انسان به حول و قوه خود اعتماد كند، در حالى كه خداى سبحان در معرفى مؤمنان مى‏فرمايد: آنان در برابر تهاجم بيگانگان مى‏گفتند:
    «حسبنا الله و نعم الوكيل».
    [22]
    آنان نمى‏گفتند قدرت نظامى و توان رزمى ما كافى است.
    انسانى كه در برابر خدا عاجز است و مالك چيزى نيست، بايد بر خدا توكل كند نه بر نفس خود. امام سجاد (عليه‏السلام) در ابتداى دعاى ابوحمزه به خداى سبحان عرض مى‏كند: «من أين لي الخير يا رب و لا يوجد إلا من عندك و من أين لي النجاة و لا تستطاع إلا بك . لا الذي أحسن استغنى عن عونك و رحمتك و لا الذى أساء و اجترء عليك و لم يرضك خرج عن قدرتك... و لولا أنت لم أدر ما انت».
    [23] از كجا خيرى توانم يافت؟ در صورتى كه خير جز نزد تو نيست و از كجا راه نجاتى خواهم جست و حال آن كه جز به لطف تو نجات ميسر نيست... نه نيكوكاران از يارى و لطف و رحمتت بى‏نيازند و نه تبهكاران بى‏باك، از سلطه و قدرت تو بيرونند... اگر بر اثر هدايت تو نبود، نمى‏دانستم تو كيستى.
    امضاء


  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : @&@توكل و آثار آن@&@

    گاهى امر بر انسان مشتبه مى‏شود و «كل بر مردم بودن» را «توكل» مى‏پندارد. در حالى كه بر اساس روايات، بدترين مردم كسى است كه سربار ديگران باشد: «ملعون من ألقى كله على الناس».
    [24] و از اين رو برخى از علماى دين كل بر مردم بودن را حرام دانسته‏اند.
    انسان نبايد در مسافرت و حالات ديگر مزاحم و سربار ديگران باشد و با همراه نداشتن زاد و توشه، به عنوان توكل خود را بفريبد، چنانكه گفته‏اند: برخى در سفر حج بدون زاد و توشه حركت مى‏كردند و بر اين عقيده بودند كه انسان متوكل بر خدا نيازى به زاد و توشه ندارد.
    البته آنچه گفته شد، در باره متوسطان از مؤمنان است و گرنه حساب اوحدى از انسانها از ديگران جداست و ممكن است انسان به جايى برسد كه ره‏توشه او همان توكل بر خدا باشد و اصلا به اسباب عادى اعتنا و اعتماد نداشته باشد، چنانكه حضرت اميرالمؤمنين (عليه‏السلام) در برخى جنگها بدون زره به ميدان مى‏رفتند و يا برخى شبها به تنهايى به گشت‏زنى مى‏پرداختند و هنگامى كه قنبر، غلام آن حضرت، سر آن را پرسيد، فرمودند اين حاصل يقين است:
    «عن أبي عبدالله ( عليه السلام): كان قنبر غلام على يحب عليا ( عليه السلام) حبا شديدا فإذا خرج علي صلوات الله عليه خرج على إثره بالسيف فرآه ذات ليلة، فقال: يا قنبر ما لك؟ فقال جئت لأمشي خلفك يا أميرالمؤمنين. قال: ويحك أ من أهل السماء تحرسني أو من أهل الأرض؟ فقال: لا بل من أهل الأرض. فقال: إن أهل الأرض لا يستطيعون لي شيئا إلا بإذن الله من السماء فارجع فرجع».
    [25]
    گاهى انسان بر اثريقين‏چنان اعتماد و توكلى پيدا مى‏كند كه منطق او «إن معى ربى سيهدين».
    [26] است ولى گاهى در حال عادى به سر مى‏برد و بايد هر يك از «توكل» و «تسبب» رادر جاى خود حفظ كند؛ يعنى، در همه بخشهاى كار و درهمه‏كارهاى‏خود هم اهل توكل بر خدا باشد و هم اسباب لازم فعل را فراهم‏كند.
    امضاء


  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    948
    نوشته
    2,019
    تشکر
    1,335
    مورد تشکر
    4,766 در 1,671
    دریافت
    5
    آپلود
    316

    پیش فرض پاسخ : @&@توكل و آثار آن@&@

    براى روشنتر شدن حد توكل فائده استعانت به توكل، ترغيب قرآن و عترت طاهرين ( عليهم السلام) به توكل، استمرار سنت و سيرت انبيا و مرسلين ( عليهم السلام) بر توكل و مانند آن، چند نكته در پايان مبحث توكل ارائه مى‏شود.
    يكم: توكل بر خدا همراه با اعتقاد توحيدى به حسيب و كافى بودن اوست؛ يعنى، متوكل راستين بر خدا، معتقد است كه تنها مبدأ كفايت او خداوند است، چنانكه از آيه: «فإن تولوا فقل حسبى الله لا إله إلا هو عليه توكلت».
    [27] از جهت تقديم خبر بر مبتدا، حصر حسيب و كافى بودن خداوند استنباط مى‏شود و در چنين فضاى توحيدى، توكل، مطرح مى‏شود، و آن نيز به صورت حصر؛ زيرا از تقديم كلمه، «عليه» بر «توكلت» چنين برمى‏آيد كه تنها تكيه‏گاه موحد ناب همانا خداى حسيب است، از اين رو امام على ( عليه السلام) فرموده‏اند:
    «لا شهيد غيره و لا وكيل دونه».
    [28]
    دوم: چون خداوند تنها حسيب و كافى است، از اين رو در جهاد (اصغر و اكبر) تنها پشتوانه مجاهد نستوه توكل بر خداوند خواهد بود. بر اين اساس حضرت نوح در مصاف و هماوردى با قوم تبهكار خويش دستور يافت تا بگويد:
    «فعلى الله توكلت فأجمعوا أمركم و شركائكم».
    [29]
    و خداوند نيز درباره وارستگان از سلطه وسوسه‏گر و سيطره اغواگر و هيمنه اضلال‏كننده، يعنى ابليس فرمود:
    «إنه ليس له سلطان على الذين آمنوا و على ربهم يتوكلون».
    [30]
    پس مهمترين عامل رهايى از دشمن در جهاد اصغر و اكبر، همان توكل به خداوند در سايه ايمان به او خواهد بود.
    سوم: حضرت امام صادق ( عليه السلام) حد توكل را، مقام يقين، معرفى كرده، چنين فرمودند:
    «ليس شي‏ء إلا و له حد»،
    آنگاه ابوبصير عرض كرد: حد توكل چيست؟ فرمود:
    «ألا تخاف مع الله شيئا».
    [31] يعنى حد يقين كه مرحله نهايى توكل مى‏باشد اين است كه انسان متوكل و متيقن با ادراك همراهى خداوند از هيچ چيز هراسناك نيست، نه از دشمن كوچك و نه از عدو بزرگ؛ زيرا تنها كسانى كه از خداوند مى‏ترسد عالمان الهى هستند: «إنما يخشى الله من عباده العلماء». [32] و اين گروه كه همان مبلغان راستين پيامهاى خداوند هستند، تنها از او مى‏ترسند نه از شخص يا چيز ديگر:
    «الذين يبلغون رسالات الله و يخشونه و لا يخشون أحدا إلا الله».
    [33]
    بنابراين، مستفاد از مجموع اين دو حصر اين است كه، عالمان الهى كه اهل توكل و يقين هستند فقط از خداوند هراسناكند و از هيچ شى يا شخص ديگرى ترس ندارند و چون، يقين به عنوان حد توكل، مطرح است همه مزايا و كمالهاى وجودى كه از لوازم يقين شمرده مى‏شود، بر توكل مترتب خواهد بود؛ زيرا آن كمالها حد توكل است كه مقام توكل به آن فضايل محدود مى‏گردد.
    امضاء


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی