شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2 سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2
صفحه 23 از 30 نخستنخست ... 13192021222324252627 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 221 تا 230 , از مجموع 295
  1. #221
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2





    پرتگاه سقوط
    سباب المؤ من كالمشرف على الهلكة . (478)
    كسانى كه فحاش اند و به مسلمانان دشنام مى گويند بدانند با اين عملى كه انجام مى دهند در پرتگاه تباهى و هلاكت قدم گذارده اند.
    يعنى اگر به خود نيايند و روشى را كه در پيش گرفته اند ترك نگويند و همچنان به عمل ناپسند خود ادامه دهند، سقوط مى كنند و سرانجام پرونده اعمالشان در زندگى دنيا به بدبختى و سيه روزى بسته مى شود.
    مراقبت همه جانبه از زبان
    نتيجه آنكه امام سجاد (ع ) در اين قطعه دعاى مكارم الاخلاق از شش گناه زبان نام برده كه در سخنرانى امروز راجع به هر يك از آنها توضيح مختصرى داده شد. اما پس از ذكر شش مورد به پيشگاه الهى عرض مى كند و ما اشبه ذلك يعنى نظاير اين شش مورد.
    امام (ع ) با اين عبارت از خداوند استمداد همه جانبه مى نمايد و درخواست مى كند زبانش را نه فقط از اين شش جهت بلكه از تمام جهات محافظت مى فرمايد و ضمنا به مسلمانان مى فهماند كه گناه زبان منحصر در شش مورد ذكر شده نيست و افراد متشرع بايد از جميع جهات مراقب حفظ زبان خود باشند.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  2. #222
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2






    53: - ستايش بارى تعالى - مدح شايسته خداوند - بيان مجد و عظمت پروردگار
    بسم الله الرحمن الرحيم
    و ما اءجرى على لسانى ... نطقا بالحمد لك ، و اغراقا فى الثناء عليك ، و ذهابا فى تمجيدك .
    سه كلام شايسته پروردگار
    به شرحى كه در سخنرانى قبل توضيح داده شد، امام سجاد عليه السلام شش كلام گناه را كه شيطان به زبان مردم جارى مى كند به عرض بارى تعالى رساند. سپس از پيشگاهش درخواست نموده كه شش سخن پاك و منزه را به زبانش جارى نمايد و اين شش كلمه مقدس را جايگزين آن سخنان گناه آلود سازد. سه كلام از شش كلام مورد درخواست حضرت زين العابدين (ع ) به اين شرح است : اول حمد خداوند، دوم اثناى او، سوم تمجيد از ذات اقدسش . به خواست حضرت بارى تعالى موضوع سخنرانى امروز، بحث درباره سه مطلب اول از شش خواسته امام عليه السلام است .
    حمد در فارسى به معناى ستايش و سپاس است و در لغت عرب به معناى ثنا و شكر، و همچنين به معناى تعظيم مطلق آمده است . حمد بارى تعالى با آنكه شكر گزارى از تمام نعمتهايى است كه اعطا نموده ، معذلك خود عبادتى است بزرگ كه حمد كننده در پيشگاه مقدس او انجام مى دهد.
    فرق احسان خالق و مخلوق
    تعظيم مطلق در مقابل احسان و اعطاى نعمت ، شايسته آفريدگار جهان است و به ذات اقدس او اختصاص دارد زيرا همه نيكوكاران جهان آفريده بارى تعالى هستند و احسانشان يا به منظور جذب نفع مادى يا معنوى براى دفع ضرر مادى يا معنوى است و احسانى اينچنين در واقع معامله اى است به صورت احسان . اما ذات اقدس الهى كه منزه از جلب منفعت يا دفع ضرر است ، احسانش براى نيل به هيچ يك از اين دو نيست و چنين محسن بى همانندى شايسته تعظيم مطلق است و احسان كننده ديگرى واجد چنين شايستگى و صلاحيت نيست . نكته ديگرى كه در اعطاى خداوند وجود دارد و احسان او را از همه احسانهاى نيكوكاران جدا مى كند و شايسته تعظيم مطلقش مى نمايد اين است كه مالك واقعى تمام موجودات عوالم هستى ذات اقدس الهى است ، همه انسانها مملوك او هستند و كليه نعمتهايى را كه در اختيار دارند متعلق به ذات اقدس اوست ، پس هر انسانى كه احسان نمايد بدين معنى است مملوك خداوند در ملك او تصرفى كرده و قسمتى از داده او را به ديگرى احسان نموده است .
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  3. #223
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2





    تمام حمدها به خدا اختصاص دارد
    اگر شخصى كه مورد احسان واقع شده از احسان كننده شكرگزارى نمايد، در واقع شكرش از مالك واقعى انسان محسن و مالك آن چيزى است كه در اختيار او بوده و احسان نموده است . از اين رو اهل تحقيق مى گويند: الحمدلله رب العالمين بدين معنى است كه جنس حمد هميشه و همه جا از هر كس و براى هر نعمت كه باشد به ذات مقدس آفريدگار كه مالك عوالم هستى است اختصاص دارد، و اوست كه بر اثر اين كمال بزرگ شايسته تعظيم مطلق است .
    عن على عليه السلام قال : لا يحمد حامد الا ربه . (479)
    على (ع ) فرموده : هيچ حمد كننده اى زبان به حمد و ثنا نمى گشايد مگر آنكه پروردگار خود را حمد مى كند.
    حمد و قدر و ارزش آن
    شكر منعم و اداى حق نعمت يكى از خصال حميده و از جمله صفات بسيار ممدوح انسانى و انسانهاست .كسى كه مى خواهد اين وظيفه مقدس ‍ را به شايستگى انجام دهد، در مرحله اول موظف است ذات اقدس الهى را كه مالك واقعى نعمت است حمد نمايد و سپس آن كس را كه واسطه ايصال آن نعمت بوده ، شكر گويد. در اين سخنرانى حمد بارى تعالى مورد بحث است و شكر وسايط نعمت كه در اخبار و روايات تاءكيد شده ، به خواست خداوند در سخنرانى بعد توضيح داده خواهد شد. اولياى گرامى اسلام درباره حمد و اهميت و ارزش آن از جهات متعدد سخن گفته اند و براى مزيد آگاهى بعضى از آن روايات در اين سخنرانى به عرض مى رسد.
    عن ابيعبدالله عليه السلام قال : ما انعم الله على عبد بنعمة صغرت او كبرت فقا ل الحمدلله الا ادى شكرها. (480)
    امام صادق (ع ) فرموده است : هر نعمتى را كه خداوند به بنده خود اعطا فرمايد، خواه آن نعمت بزرگ باشد يا كوچك ، اگر دريافت كننده نعمت الحمدلله بگويد، اداى شكر آن نعمت را نموده است .
    برترى حمد از نعمت
    و عنه عليه السلام قال : ما انعم الله على عبد مؤ من نعمة بلغت ما بلغت فحمد الله تعالى عليها الا كان حمد الله افضل و اوزن من تلك النعمة (481)
    معمر بن خلاد از حضرت ابوالحسن (ع ) حديث نموده كه فرموده است : كسى كه براى نعمتى خداوند را حمد كند شكر او را به جاى آورده و حمدى را كه ادا نموده از آن نعمت برتر و افضل است .
    حمد الهى يا حق شكر
    روى ان الصادق عليه السلام قد ضاعت دابته فقال لئن ردها الله لا شكرن الله حق شكره . قال الرواى فما لبث ان اتى بها. فقال الحمدلله .فقال قائل : جعلت فداك ، اليس قلت : لا شكرن الله حق شكره ؟ فقال ابو عبدالله عليه السلام اءلم تسمعنى قلت الحمدلله ؟ (482)
    روايت شده كه مركب سوارى امام صادق (ع ) گم شد. حضرت فرمود: اگر خداوند آن را به من برگرداند حق شكر او را به جاى مى آورم . راوى مى گويد: طولى نكشيد كه مركب گمشده را حضورش آوردند. حضرت گفت : الحمدلله . مردى عرض كرد: مگر نفرموده بودى كه حق شكر را بجا مى آورم ؟ حضرت فرمود: مگر نشنيدى كه گفتم : الحمدلله ، يعنى الحمدلله گفتن اداى حق شكر حضرت بارى تعالى است .
    شايد بعضى تصور كنند كه حمد خداوند فقط در موقعى بايد انجام شود كه از طرف ذات اقدس او به ما نعمتى برسد و غافليم از اينكه اگر خود ما موفق مظلومى را حمايت نماييم ، دست افتاده اى را بگيريم ، گرسنه اى را سير كنيم ، برهنه اى را بپوشانيم ، و خلاصه به بندگان خداوند خدمتى نماييم بايد بدانيم كه اين موفقيت ، خود از نعمتهاى گرانقدر الهى است و بايد او را در اعطاى اين نعمت توفيق ، حمد نماييم ، و اين مطلب در خلال سخنان اهل بيت عليهم السلام آمده است .
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  4. #224
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2







    حمد براى توفيق احسان
    عن ابيعبدالله عليه السلام قال : اذا احسنتم فاحمدو الله . (483)
    امام صادق (ع ) فرموده : موقعى كه به احسانى موفق شديد خداوند را حمد نماييد.
    حمد خدا در شادى و اندوه
    افراد با ايمان ، حمد خداوند را در زمينه اعطاى نعمت كه موجب مسرت است انجام مى دهند و آن را وظيفه دينى خود مى دانند اما در زمينه ناملايمات و رويدادهايى كه موجب تاءلم و آزردگى خاطر است صبر مى كنند و صبر در مصائب از صفات بسيار گرانقدر و ارزنده در تعاليم اسلام است و اشخاص صابر در پيشگاه الهى ماءجورند. اما اگر تسليم و رضاى شخص با ايمان در مقابل قضاى الهى به اوج خود برسد نه تنها در ناملايمات صبر مى كند بلكه در همان حال از حمد و ستايش بارى تعالى غافل نيست .
    كان رسول الله صلى الله عليه و آله اذا ورد عليه امر يسره قال : الحمد الله على هذه النعمة و اذا ورد عليه امر يغتم به قال الحمد لله على كل حال . (484)
    روش پيشواى بزرگ اسلام اين بود كه وقتى با امرى مواجه مى شد كه خوشحالش مى نمود خداوند را در اعطاى آن نعمت حمد مى كرد و اگر با رويدادى مواجه مى گرديد كه مغموم و اندوهگينش مى نمود مى گفت : حمد براى خداوند است در تمام احوال .
    ستايش حضرت بارى تعالى عبارت از حمد گفتن ذات اقدس اوست به زبان . امام سجاد (ع ) نيز در زمينه حمد او كلمه نطق را به كار برده و از پيشگاه خداوند درخواست نموده است : و ما اجرى على لسانى نطقا بالحمد لك ؛بار الها! آنچه از گناهان زبان است و شيطان مى خواهد به لسان من جارى نمايد تو به فضل و رحمتت زبانم را از آن مسير بگردان و نطق حمدت را جايگزين آن فرما.
    حمد تمام عطاياى الهى
    بجاست اين نكته تذكر داده شود كه حمد نمودن بارى تعالى شكر نعمتهاى اوست . اگر كسى بگويد الحمد لله على ما انعم وظيفه سپاس را به جاى آورده و او را حمد نموده است ، اما اگر كسى نعمتهاى خداوند را به زبان آورد و از عطاياى الهى يك يك نام ببرد و قدردانى نمايد، مثلا بگويد: خداوندا: به من چشم بينا، گوش شنوا، زبان گويا، بدن سالم و فرزندان شايسته و ديگر نعمتها عطا فرموده اى ، با اين عمل و احصاى نعمتها شكر دگرى را به جاى آورده است . دستور نام بردن از نعمتها را خداوند در آيه قرآن شريف : و اما بنعمة ربك فحدث (485) به پيمبر گرامى خود داده است .
    قال الصادق عليه السلام : معناه : فحدث بما اعطاك الله و فضلك و رزقك و احسن اليك و هداك . (486)
    امام صادق (ع ) فرموده : نعمت پروردگارت را براى مردم حديث كن يعنى عطاياى الهى را كه به تو ارزانى داشته است بگو، ترا برترى داده ، رزق داده ، به تو احسان نموده ، و از هدايت برخوردارت ساخته است . اين فيضها را به مردم بگو و آنان را از عطاياى الهى آگاه ساز.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  5. #225
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2






    شكر خدا و ازدياد نعمت
    حمد خداوند و شكر گزارى در پيشگاه مقدس او موجب ادامه فيض و ازدياد نعمت است ، و كفران نعمت عذاب شديد الهى را در پى دارد. كسانى كه از عنايات بارى تعالى متنعم اند براى آنكه همواره مشمول فيض او باشند بايد شكرش را از ياد نبرند و از حمد ذات مقدسش هرگز غافل نباشند.
    عن على عليه السلام : من جعل الحمد ختام النعمة جعله الله سبحانه مفتاح المزيد. (487)
    على (ع ) فرموده : كسى كه حمد را پايان نعمت قرار دهد خداوند آن را كليد افزايش نعمت قرار مى دهد.
    در جمله دوم اين قسمت از دعاى شريف مكارم الاخلاق امام سجاد (ع ) در پيشگاه الهى عرض مى كند: و اغراقا فى اثناء عليك : بارالها! مرا مشمول رحمت و فيض خود قرار ده ، زبانم را از سخنان گناه آلود كه القاى شيطانى است مصون بدار، و ثناى ذات اقدس خود را در حد اعلاى ممكن از زبان من جارى فرما.
    ثناى شايسته و ممدوح
    ثناء در لغت به معناى مدح و ذكر جميل است و گاه به معناى ذم نيز به كار برده مى شود. كسى كه ثنا مى گويد بايد كلام خود را در مدح يا ذم اندازه گيرى نمايد و به زياده روى گرايش نيابد، بنابراين ثناى به معناى مدح اگر در حدى القا شود كه ممدوح ، واجد صفات و مزاياى تمجيد باشد آن ثناگويى روا و صحيح است ، و اگر از ممدوح بيش ‍ از حد شايستگى و صلاحيت ، مدح شود سخنان مدح كننده چاپلوسى و تملق و نشانه پستى و فرومايگى اوست ، و اين مطلب در كلام حضرت مولى الموحدين آمده است .
    عن على عليه السلام قال : الثناء باكثر من الاستحقاق ملق . . (488)
    على (ع ) فرموده : ثناگويى بيش از حد شايستگى و صلاحيت ، چاپلوسى و تملق است .
    على (ع ) فرموده : ثناگويى بيش از حد شايستگى و صلاحيت ، چاپلوسى و تملق است .
    ثناى افراد صالح به منظور تشويق
    رسول اكرم (ص ) و ائمه معصومين عليهم السلام خودشان در مقام بيان صفات كمال حضرت بارى تعالى و در مقام دعا و نيايش ، ذات اقدس الهى را ثنا مى گفتند و به ذكر جميل ، او را ياد مى كردند و به مسلمانان نيز آموخته اند كه از نظر حقشناسى و انجام وظايف بندگى ، آفريدگار جهان را به عظمت ياد كنند و او را ثنا گويند. همچنين به پيروان خود اجازه داده اند كه در مواقع مقتضى افراد شايسته و خدمتگزاران اسلام و مسلمين را با ثناگويى تشويق كنند و از آنان قدرشناسى نمايند و بعلاوه با تقدير و تمجيد آنان دگران را به راهشان سوق دهند و اين مطلب در خلال بعضى از روايات خاطر نشان گرديده و در اينجا به دو مورد اشاره مى شود. على عليه السلام در عهدنامه مالك اشتر راجع به امراى ارتش و فرماندهان على مقام كه همانند سد آهنين در مقابل دشمنان اسلام مقاومت مى نمايند بسيار توصيه نموده ، از آن جمله فرموده است :
    فاقسح فى آمالهم و واصل فى حسن الثناء عليهم و تعديد ما ابلى ذو و البلاء منهم . (489)
    تمنيات مشروعشان را با وسعت نظر مورد توجه قرار ده ، پيوسته آنان را با ذكر جميل و ثناگويى تشويق كن ، و خدمات ارزنده اى را كه انجام داده اند و مصايبى را كه تحمل نموده اند با شماره و تعداد بيان نما.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  6. #226
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2







    تلافى عمل معروف يا تمجيد آن
    فى الحديث : من اتى اليه معروف فليكاف عليه ، فان عجز فليثن و ان لم يفعل فقد كفر النعمة . . (490)
    در حديث آمده است : كسى كه درباره اش خدمتى انجام مى شود موظف است آن را به گونه اى شايسته تلافى كند، و اگر قدرت تلافى كردن ندارد بايد اعطاكننده معروف را ثنا گويد و از احسانش قدردانى نمايد، و اگر از ثنا گفتن وى خوددارى كند كفران نعمت نموده است .
    تنزه از چاپلوسى و اندازه گيرى ثنا
    بشر در هر مرتبه و مقامى كه باشد آفريده خالق است و همواره نيازمند و محتاج به ذات مقدس اوست ، هر قدر در كسب كمال بكوشد و مدارج تعالى را بپيمايد و خويشتن را از جهت سجاياى انسانى و مكارم اخلاق به شايستگى بسازد همچنان موجودى است محدود و در كمالات معنوى و خصال انسانى اندازه معينى دارد .بنابراين اگر ثناگويى بخواهد ستايش و مدحش از تملق منزه باشد بايد گفته هاى خود را با دقت اندازه گيرى نمايد و از مرز واقع گويى و بيان حقيقت فراتر نرود. اولياى گرامى اسلام براى آنكه پيروان خود را به شايستگى هدايت نمايد و از هر جهت آنان را به مسير صحيح راهنمايى كنند در اين باره نيز سخن گفته و تذكرات لازم را به مسير صحيح راهنمايى كنند در اين باره نيز سخن گفته و تذكرات لازم را به مادح و ممدوح داده اند.
    عن على عليه السلام قال : اياك ان تثنى على احد بما ليس فيه فان فعله يصدق عن وصفه و يكذبك . (491)
    على (ع ) فرموده : بپرهيز از اينكه مدح كنى كسى را به چيزى كه در وى نيست ، چه آنكه عمل شخص ممدوح وصف او را گواهى مى دهد و ترا تكذيب مى نمايد.
    اگر ثناگويى ، شخص بى علمى را عالم بخواند، ممسكى را سخن معرفى كند، و ترسويى را شجاع بداند، و آنان را به اين اوصاف ثناگويد سخنان جاهلانه آن انسان بى سواد، و امساك آن فرد بخيل ، و ترس آن فرد جبون ، صفات آنان را تبيين مى نمايد و گفته ثناگو را تكذيب مى كند.
    نادانترين مردم
    و عنه عليه السلام قال : اجهل الناس المغتر بقول مادح متملق يحسن له القبيح و يبغض اليه النصيح . (492)
    و نيز فرموده است : جاهلترين مردم كسى است كه به سخن ثناگوى متملق مغرور مى شود، بدى ها را در نظر او خوب جلوه مى دهد و ناصح خيرخواه رامبغوش مى سازد.
    امامان معصوم و نهى از تملق
    رسول اكرم (ص ) و ائمه معصومين عليهم السلام انسانهايى كامل بودند و از جميع جهات تعالى و فضيلت نسبت به همه مردم برترى داشتند، با اين حال اجازه نمى دادند كسانى لب به تملقشان بگشايند و در مقام ثنا و مدح آنان زياده روى نمايند و گاهى با صراحت متملق را طرد مى نمودند.
    قال ابوالحسن الثالث عليه السلام لرجل و قد اكثر من افراط الثناء عليه اقبل على شاءنك فان كثرة الملق يهجم على الظنة و اذا حللت من اخيك فى محل الثقة فاعدل عن الملق الى حسن النية . (493)
    مردى حضور امام هادى (ع ) شرفياب شد و در مدح و ثناى آن حضرت زياده روى كرد. امام به وى فرمود: برخيز از پى كارت برو چه آنكه زياده روى در ثناگويى موجب بد گمانى مى شود. سپس نصيحتش نمود و فرمود كه هر وقت در محل مطمئنى با برادر دينيت مواجه شدى از تملق گويى به حسن نيت عدول نما.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  7. #227
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2





    مبارزه با غلو
    زياده روى و افراط اشخاص نادان از جهت دينى درباره رسول اكرم (ص ) و ائمه معصومين عليهم السلام مشكل ديگرى بود كه اولياى دين با آن مواجه بودند و كسانى نسبت به مربيان الهى راه غلو در پيش مى گرفتند و آنان را از حد واقعى خود بالاتر مى بردند و ائمه معصومين همواره با گروه غلات مبارزه مى كردند، طردشان مى نمودند، و راهشان را باطل و مايه تباهى و هلاكت اعلام مى كردند.
    عن على عليه السلام قال : هلك فى رجلان : محب غال و مبغض قال . (494)
    على (ع ) فرموده : دو گروه از مردان درباره ام گرفتار هلاكت شده اند، گروه اول كسانى هستند كه در ابزار علاقه نسبت به من راه افراط پيموده و در دين خدا به غلو گرايش يافته اند، و گروه دوم كسانى هستند كه به دشمنى من همت گمارده و بغض مرا در دل گرفته اند.
    تبرى پيامبر (ص ) از غلات
    روايات بسيارى از ائمه معصومين عليهم السلام درباره بطلان غلو و تبرى از غلات رسيده و در اينجا فقط به ذكر يك حديث اكتفا مى شود.
    قال الماءمون لمولانا الرضا صلوات الله عليه : بلغنى ان قومك يغلون فيكم و يتجاوزون فيكم الحق . فقال الرضا عليه السلام : حدثنى ابى عن آبائه قال : قال رسول الله صلى الله عليه و آله : لا تعرفونى فوق حقى فان الله تبارك و تعالى اتخذنى عبدا قبل ان يتخدنى نبيا الى ان قال : و انا لنبرء الى الله عزوجل ممن يغلوفينا فيعرفنا فوق حقنا. (495)
    ماءمون به حضرت رضا (ع ) عرض كرد: به من خبر رسيده است كه علاقه مندان درباره شما غلو مى كنند و از حقى كه داريد بالاتر مى برند. حضرت فرمود: پدرم از پدرانش از رسول اكرم (ص ) حديث نموده كه فرمود: مرا از حق و حدم بالاتر نبريد كه خداوند مرا به بندگيش گزيد پيش از آنكه به پيمبرى مبعوثم فرمايد، سپس آيه اى را از قرآن شريف تلاوت نمود و فرمود: ما تبرى مى جوييم به سوى خداوند از كسى كه درباره ما غلو مى كند و ما را از حدمان بالاتر مى برد.
    ثناى نامحدود براى كامل مطلق
    نتيجه آنكه هر مخلوقى هر قدر واجد كمال باشد چون مخلوق است ناچار محدود است و كمالش حد و اندازه اى دارد، ثناگو در مقام مدحش نبايد مبالغه كند و از حد واقعيش تجاوز نمايد، تنها ذات اقدس الهى است كه كامل مطلق است و كوچكترين حد و حصرى ندارد. بنابراين ثناگوى خداوند هر قدر در مدحش مبالغه كند نمى تواند به شايستگى ، حق خداوند را ادا نمايد، فقط با مبالغه در ثنا هر فردى به قدر قدرتى كه دارد وظيفه بندگى خويش را انجام مى دهد. از اين رو امام سجاد (ع ) در جمله مورد بحث از دعاى مكارم الاخلاق از پيشگاه بارى تعالى درخواست مى كند: و اغراقا فى الثناء عليك ؛بارالها! بر من منت بگذار و بالاترين مراتب مدح خود را به زبان من جارى بفرما .
    اولياى گرامى اسلام براى آنكه عجز بشر را از ثناى شايسته بارى تعالى به پيروان خود بفهماند با تعبيرهاى مختلفى در اين باره سخن گفته و در روايات خاطر نشان ساخته اند، از آن جمله در مقام دعا گفته اند:
    انت كما اثنيت على نفسك . (496)
    بارالها! تو آنچنان هستى كه خودت خويشتن را ثنا گفته اى .
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  8. #228
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2






    عجز بشر از ثناى الهى
    مجمع البحرين اين جمله را چنين معنى نموده است : و هو اعتراف بالعجز اى لا اطيق ان اثنى عليك كما تستحقه و تحبه ؛ اين جمله ، اعتراف به عجز و ناتوانى است ، يعنى : بارالها! من قدرت ندارم ترا مدح كنم به گونه اى كه تو استحقاق دارى و دوستدار آن هستى .
    در قرآن شريف آيات متعددى آمده است كه خداوند خويشتن را در آن آيات توصيف فرموده و از قدرت خود نام برده است .
    آقايان مفسرين خاصه و عامه درباره آن آيات مطالبى را در كتب تفسير ذكر كرده اند، آيا آنان با تفسير خود به عمق كلام الهى واقف شده اند و به حقيقت امر پى برده اند يا آنكه در فهم اين قبيل آيات بايد بشر اظهار عجز كند و همان كلام امام معصوم را كه در مقام به پيشگاه الهى عرض كرده بگويند: انت كما اثنيت على نفسك بارالها! تو آنچنان هستى كه خودت خويشتن را ثنا گفته اى و بشر قادر نيست ترا به شايستگى مدح گويد و قدرت نامحدودت را تبيين نمايد. در اينجا براى نمونه ، بعضى از آيات ذكر مى شود و اهل مطالعه و تحقيق به كتب تفاسير مراجعه فرمايند و ببينند آنچه مفسرين در كتب آورده اند قانع كننده است ؟ آيه اول :
    الله نور السموات و الارض . (497) آيه دوم :
    هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن (498) آيه سوم :
    الم تر الى ربك كيف مد الظل و لو شاء لجعله ساكنا ثم جعلنا الشمس ‍ عليه دليلا. . (499)
    جايى كه اولياى بزرگ الهى در پيشگاه بارى تعالى بگويند: ما عرفناك حق معرفتك و ما عبدناك حق عبادتك ، وضع نارسايى و قصور ساير مردم واضح و روشن است .
    امام سجاد (ع ) در قطعه سوم دعاى مكارم الاخلاق موضوع آخرين قسمت سخنرانى امروز به پيشگاه الهى عرض مى كند:
    و ذهابا فى تمجيدك ؛بارالها! تمجيد و بزرگى خودت را در زبان من به جريان انداز.
    عظمت نامحدود الهى
    راغب در مفردات قرآن در ماده مجد مى گويد:
    المجد السعة فى الكرم و الجلال : مجد عبارت از توسعه در كرم و جلالت قدر است ، يعنى يك انسان كه واجد كرامت نفس و بزرگوارى طبع است و همچنين از قدر و منزلت اجتماعى برخوردار است مى گويند او داراى مجد و عظمت است ، ولى كلمه مجد كه درباره ذات اقدس الهى به كار برده مى شود داراى معناى بسيار وسيع و گسترده اى است . قرآن شريف در وصف بارى تعالى مى گويد:
    انه حميد مجيد. (500) پس اگر كلمه مجد درباره انسانى به كار برده شود بايد گفت مجد او نسبى است نه مطلق زيرا انسان ، خود مخلوق است و محدود، عمرش محدود است و نعمتهايى كه در اختيار دارد محدود و معين است . بنابراين وسعت كرامتش و گستردگى جلال و عظمتش نيز محدود خواهد بود، اما مجد بارى تعالى حد و حصر ندارد، چه ذات اقدس ‍ الهى نامحدود است ، قدرت و عظمتش نامحدود است ، بنابراين كرامت و جلالتش حد و حصر ندارد، او مجيد مطلق است و كريم و عظيم نامحدود. جالب آنكه امام سجاد (ع ) در دعاى خود كلمه ذهاب را با حرف فى به كار برده است . علامه سيد على خان در شرح اين عبارت چنين گفته :
    ذهب يذهب ذهابا: سار و مضى ، ثم استعير للاستغراق فى الشى ء و التوغل و الامعان كانه سار فيه و مضى و لم يقف . (501)
    ذهب ذهابا يعنى فلانى سير كرد و رفت و با افزودن حرف فى آن را استعاره مى آورند براى داخل شدن چيزى به طور فراگير.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  9. #229
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2





    درخواست استمرار در تمجيد الهى
    امام (ع ) مى خواهد در پيشگاه الهى عرض كند: بارالها! اينكه درخواست مى كنم مجد خود را به لسانم جارى نمايى مقصودم اين نيست كه يك يا چند بار عظمت تو را به زبان آورم ، بلكه مقصودم اين است كه غرق درياى بزرگى و كرامتت گردم ، آنچنان شوم كه همواره به ياد تو سخن گويم و از اين افتخار گرانقدر به طور مستمر برخوردار باشم .
    مجيد وصف خدا و قرآن
    بموقع است در پايان بحث امروز به مناسبت كلمه مجد چند جمله درباره قرآن شريف به عرض شنوندگان محترم برسانم . همان طور كه خداوند درباره ذات اقدس خود كلمه مجيد را به كار برده و فرموده است :
    انه حميد مجيد. (502) همچنين درباره قرآن شريف اين كلمه را آورده و فرموده است :
    قرآن و القرآن المجيد. (503) به طورى كه مذكور افتاد راغب در مفردات قرآن گفته : المجد السعة فى الكرم و الجلال : مجد به معناى بسط و توسعه كرامت و جلالت است و خداوند هر دو وصف را براى آن كتاب آسمانى ذكر نموده است . درباره كرامت قرآن فرموده :
    انه لقرآن كريم . (504) - درباره جلالت و عظمتش فرموده است :
    و القرآن عظيم . (505) - به موجب اين دو صريح كلام الهى ، قرآن شريف ، مجيد است و داراى كرامت و عظمت . اين كتاب آسمانى هادى و راهنماى انسانها به سعادت واقعى است :
    رمز كرامت قرآن عظيم
    ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم ؛ (506) قرآن كريم استوارترين راه تعالى و تكامل را به مردم ارائه مى كند، آيا كرامت و عظمتى بالاتر از اين براى يك كتاب تصور مى شود كه اگر اهل جهان از آن پيروى كند و تعاليمش ‍ را عملا به كار بندد مى تواند راه فلاح و رستگارى را به بشريت ارائه كند، مردم را انسان بسازد، از درنده خويى و فساد اخلاقشان برهاند، عدل و داد را در سراسر جهان حاكم سازد، و موجبات تعالى و تكامل انسانها را در طول قرون و اعصار فراهم آورد. على (ع ) در يكى از خطبه هايى كه القا فرموده درباره بعثت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و همچنين درباره قرآن شريف سخنانى گفته و تذكراتى را داده ، از آن جمله درباره قرآن فرموده است :
    الا ان فيه علم ما ياءتى و الحديث عن الماضى و دواء دائكم و نظم ما بينكم . (507)
    آگاه باشيد كه قرآن شريف علومى را كه انسانهاى آينده براى تاءمين هدايت و سعادت خود به آنها نيازمندند دربردارد، و همچنين اخبار خوب و بد گذشتگان را كه مى تواند موجب آگاهى يا مايه عبرت نسلهاى بعد شود بيان مى كند. آگاه باشيد كه قرآن حاوى داروى بيمارى شما و نظم و انظباطى است كه بايد در جامعه مسلمين حاكم باشد.

    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  10. #230
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2





    54 - شكر نعمتهاى الهى - اعتراف به احسان خداوند - شمارش عطاياى بزرگ پروردگار
    بسم الله الرحمن الرحيم
    و شكر لنعمتك ، و اعترافا باحسانك و احصاء لمننك .
    سه خصلت ممدوح
    امام سجاد عليه السلام شش كلام گناه را كه شيطان به زبان مردم جارى مى كند ذكر نمود و از پيشگاه الهى درخواست كه شش كلام پاك و منزه را جايگزين آن شش كلام گناه آلود بنمايد. سه كلام مورد درخواست امام در سخنرانى قبل توضيح داده شد و سه كلام ديگر همان است كه در عنوان بحث امروز مذكور افتاد: اول شكر نعمتهاى خداوند، دوم اعتراف به احسان او، سوم شمارش منتهاى ذات مقدسش . به خواست خداوند توانا موضوع سخنرانى امروز اين سه مطلب از درخواست حضرت زين العابدين عليه السلام است .
    راغب مى گويد: الشكر تصور النعمة و اظهارها .(508) شكر، عبارت از اين است كه شخص شاكر اولا، نعمت را در ضمير خود تصور كند و درباره آن بينديشد و ثانيا، تصور خود را آشكار نمايد، با زبان ، منعم را سپاس گويد و با جوارح از خدمت منعم به گونه اى مناسب قدرشناسى كند.
    حمد و شكر حضرت بارى تعالى دو عبادت ارزشمند در شرع مقدس است و اولياى گرامى اسلام به پيروان خود اكيدا درباره آن دو توصيه فرموده اند. حمد و شكر حضرت بارى تعالى به معناى سپاس گويى و ستايش گويى ذات اقدس الهى است با اين تفاوت كه حمد از نظر لغت تعظيم و تكريم منعم به زبان و انجام وظايف حقشناسى با تمام جوارح است .
    ان الحمد اللغوى هو الوصف الجميل على جهة التعظيم و التبجيل باللسان وحده و العرفى هو فعل ينبى عن تعظيم المنعم لكونه منعما اعم ان يكون فعل اللسان و الجنان و الاركان . (509)
    تفاوت حمد و شكر
    حمد لغوى عبارت از وصف جميل به منظور تعظيم و تكريم است ، تنها با زبان ، اما حمد عرفى عبارت از عملى است كه حاكى از تعظيم منعم باشد براى اينكه منعم است ، خواه به زبان و خواه در ضمير و خواه با اعضا و جوارح .
    ولى شكر نعمت ، از نظر لغت ، همان طور كه راغب در مفردات گفته ، شامل تصور نعمت در ضمير و اظهار قدردانى از منعم به وسيله زبان و جوارح است . اين تفاوت بين حمد و شكر از محتواى پاره اى از روايات اولياى دين نيز استفاده مى شود. در روايتى حمد، عمل زبان خوانده شده و در مورد شكر از معرفت قلبى سخن به ميان آمده است ، و در روايت ديگر حسن جوار نعم را به آن دانسته كه شكر منعم ادا شود و نعمتها هريك در جاى خود مصروف گردد، يعنى به زبان شكر گويد و يا جوارح هر نعمتى را در جاى خودش به كار برد.
    عن ابيعبدالله عليه السلام قال : ما انعم الله على عبد من نعمة فعرفها بقلبه و حمد الله ظاهرا بلسانه فتم كلامه حتى يؤ مر له بالمزيد. . (510)
    امام صادق (ع ) فرمود: نعمتى را خداوند به بنده خود عطا مى كند اگر آن را به قلب خود بشناسد و در ظاهر به زبان ، حمد منعم گويد چون كلامش تمام شود، خداوند درباره او فرمان افزايش نعمت مى دهد.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

صفحه 23 از 30 نخستنخست ... 13192021222324252627 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •