شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2 سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2
صفحه 24 از 30 نخستنخست ... 14202122232425262728 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 231 تا 240 , از مجموع 295
  1. #231
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2





    شكر نعمت و اداى حق آن
    و عنه عليه السلام قال : احسنوا جوار النعم ، قال الشكر لمن انعم بها و اداء حقوقها. . (511)
    و نيز فرموده است : در مورد نعمتهاى خداوند، حسن مجاورت نعمت را رعايت كنيد، سپس توضيح داده است كه شكرگزار منعم باشيد و حقوق نعمتها را ادا نماييد.
    در سخنرانى سى و يكم راجع به شكر منعم و شكر كسى كه واسطه ايصال نعمت بوده توضيح داده شد، در اينجا نيز به اختصار درباره هر دو قسمت شرح كوتاهى به عرض شنوندگان محترم مى رسد. نعمتهايى را كه پروردگار حكيم در نظام خلقت براى تاءمين زندگى انسانها آفريده و همچنين قوا و نيروهايى كه خالق توانا در ساختمان درونى و برونى بشر به كار برده و به وى اعطا فرموده است به قدرى زياد است كه در قرآن شريف آمده :
    پيشرفت علوم و شناخت نعمتها
    و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها. (512)
    اگر بخواهيد نعمتهاى خداوند را شماره كنيد از عهده بر نمى آييد. در ساختمان خورشيد، تابش آفتاب ، گردش زمين ، و گردش هواى مجاور آن و ديگر مطالبى از اين قبيل ، نعمتهاى بزرگى براى ادامه زندگى انسان وجود دارد. دانشمندان ديروز از اين نعمتها بى خبر بودند و دنياى امروز بر اثر پيشرفت علوم از آنها آگاهى يافته اند .دانشمندان فردا نيز بر اثر گسترش علم به نعمتهاى دگرى واقف مى شوند كه بشر امروز از آنها اطلاع ندارد. با توجه به اينكه در اداى شكر، معرفت قلبى نسبت به نعمت اعطايى منعم لازم است ، انسان بى اطلاع از نعمتهاى خداوند چگونه مى تواند شكرگزار او باشد. يك روايت به اين پرسش پاسخ گفته و احصاى نعمتها را به علم الهى محول نموده است .
    امام و دستور شكر نعمت
    عن ابيعبدالله عليه السلام قال : اذا اصبت و امسيت فقل عشر مرات : اللهم ما اصبحت بى من نعمة او عافية فى دين او دنيا فمنك وحدك لا شريك لك ، لك الحمد و لك الشكر بها على يا رب حتى ترصى و بعد الرضا، فانك اذا قلت ذلك كنت قد اديت شكر ما انعم الله به عليك فى ذلك اليوم و فى تلك الليلة (513)
    امام صادق (ع ) فرمود: وقتى روز را به شب و شب را به روز مى آورى ده بار بگو: بارالها! نعمت و عافيتى كه در امر دين و دنيا با خود به صبح آوردم ، همه از تو و متعلق به توست و در آن براى تو شريكى نيست ، بارالها! حمد براى تو شريكى نيست ، بارالها! حمد براى تو و شكر براى براى توست تا راضى شوى و همچنين پس از رضايتت ، سپس امام فرمود: اگر اينچنين در پيشگاه الهى سخن گفتى شكر او را نسبت به آن روز و آن شب ادا نموده اى .
    حضرت صادق (ع ) در اين روايت به پيروان خود دستور داده كه روزى ده بار اين جملات را در پيشگاه عرض كنند و در واقع با ذكر اين عبارت ، كمبود علم خود را به نعمتهاى الهى جبران نمايند. نقص ديگرى كه در بشر وجود دارد اين است كه قادر نيست نعمتهاى شناخته شده خداوند را آنطور كه بايد و شايد شكر نمايد و على (ع ) در اين باره فرموده است :
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  2. تشكر

    ملکوت (12-12-1389)

  3. #232
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2





    شكر خدا در توفيق شكر نعمت
    من شكر الله سبحانه وجب عليه شكر ثان اذ وفقه لشكره و هو شكر الشكر. . (514)
    كسى كه خداوند را شكر نمود بر او شكر دومى واجب مى شود زيرا منعم ، او را به اداى شكر موفق نموده و توفيق الهى ، خود نعمتى است و بايد شكر شكر را بجا آورد.
    به موجب حديثى كه در اين باره رسيده اگر كسى توفيق شكر نعمت خداوند را نعمت جديدى از حضرت بارى تعالى بداند حق شكر الهى را ادا نموده است .
    اداى حق شكر
    عن ابيعبدالله عليه السلام قال : فيما اوحى الله عزوجل الى موسى عليه السلام : يا موسى ! اشكرنى حق شكرى . فقال : يا رب ! و كيف اشكرك حق شكرك و ليس من شكر اشكرك به الا و انت انعمت به على ؟ قال يا موسى ! الآن شكرتنى حين علمت ان ذلك منى . (515)
    امام صادق (ع ) فرمود: از جمله وحى الهى به موسى اين بود كه كه حق شكر مرا بجاى آور. عرض كرد بارالها! من چگونه حق شكرت را ادا كنم با آنكه هيچ شكرى نيست كه من در پيشگاهت بجاى آورم مگر آنكه تو آن را به من اعطا فرموده اى . خطاب آمد: موسى ! الآن حق شكر مرا بجاى آوردى كه دانستى نعمت شكر گفتنت نيز از من است .
    امام سجاد (ع ) در قسمت اول اين قطعه از دعاى شريف مكارم الاخلاق كه موضوع سخنرانى امروز است از پيشگاه الهى درخواست نموده : و شكرا لنعمتك ؛بارالها! شكر نعمتت را به زبان من جارى نما.
    شكر واسطه نعمت
    به آنچه در توضيح معناى شكر از نظر لغت و بعضى از روايات مربوط به شكر حضرت بارى تعالى كه در شرح عبادت دعاى امام مذكور افتاد اكتفا مى شود، و چون شكر وسايط نعمت خداوند كه ايصال كننده فيض و عطاى او هستند در شرع مقدس اهميت زياد دارد و در كنار شكر بارى تعالى شكر وسايط نعمت او نيز مورد محاسبه قرار مى گيرد، در اينجا يك روايت تقديم شنوندگان محترم مى گردد:
    شكر گزارترين مردم
    عن عمار الدهنى قال : سمعت على بن الحسين عليهما السلام يقول : ان الله تعالى يحب كل قلب حزين و يحب كل عبد شكور. يقول الله تبارك الله و تعالى من عبيده يوم القيامة : اشكرت فلانا؟ فيقول بل شكرتك يا رب . فيقول لم تشكرنى اذلم تشكره . ثم قال : اشكركم لله اشكر للناس . . (516)
    عمار دهنى از حضرت زين العابدين (ع ) حديث نموده كه فرمود: پروردگار دوستدار هر قلب حزين و هر عبد بسيار شاكر است . خداوند در قيامت به يكى از بندگانش خطاب مى كند: آيا فلانى را شكر نمودى ؟ عرض مى كند: بارالها! من تو را شكر گفتم . خطاب مى رسد: تو مرا شكر نگفتى زيرا از آن شخص ، شكرگذارى ننمودى . سپس امام (ع ) فرمود: شكرگزارترين افراد براى خداوند كسى است كه شكرگزارتر نسبت به مردم باشد.
    حضرت زين العابدين (ع ) در قسمت دوم اين قطعه از دعاى شريف مكارم الاخلاق كه موضوع سخنرانى امروز است به پيشگاه الهى عرض مى كند: و اعترافا باحسانك ؛بارالها! اعتراف به احسانهاى خودت را به زبانم جارى بفرما.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  4. تشكر

    ملکوت (12-12-1389)

  5. #233
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1







    معناى احسان
    الاحسان هو فعل ما ينفع غيره بحيث يصير الغير حسنا به كاطعام الجائع او يصير الفاعل به حسنا بنفسه . (517)
    احسان عبارت از كارى است كه غير را منتفع مى كند به گونه اى كه حال آن غير بر اثر آن كارى كه واقع شده نيكو مى گردد، مثل غذا دادن به گرسنه ، يا آنكه فاعل آن كار، خود، به سبب عملى كه انجام داده است نيكو مى شود.
    فرق عدل و احسان
    الاحسان فوق العدل و ذاك ان العدل هو ان يعطى ما عليه و ياءخذ ما له و الاحسان ان يعطى اكثر مما عليه و ياءخذ اقل مما له . فالاحسان زائد على العدل فتحرى العدل واجب و تحرى الاحسان ندب و تطوع . (518)
    راغب مى گويد: احسان بالاتر از عدل است زيرا عدل عبارت از اين است كه شخص ادا كند آن را كه در عهده دارد و دريافت كند آن را كه حق دارد، و احسان عبارت از اين است كه در مقام پرداخت ، بيش از آنچه به عهده دارد عطا نمايد و در مقام دريافت ، كمتر از مقدارى كه حق اوست بگيرد، پس ‍ احسان بالاتر از عدل است . طلب عدل امرى است واجب و طلب احسان كارى است مستحب
    عدد احسانهاى خداوند مانند نعمتهاى او آنقدر زياد است كه شمارش آنها ميسر نيست ، ولى افراد باايمان ، همان طور كه مكلف اند شكر نعمتهاى بى حساب او را بجا آورند لازم است به احسانهاى نامحدود بارى تعالى نيز اعتراف نمايند و از اين وظيفه مقدس دينى غفلت نكنند. حضرت زين العابدين (ع ) در دعاى بيست و يكم از صحيفه سجاديه به پيشگاه خدا عرض مى كند:
    غافل نبودن از احسان الهى
    اللهم صل على محمد و آله و لا تجعلنى ناسيا لذكرك و لا غافلا لاحسانك .
    بار الها! بر محمد و آلش درود فرست و مرا آنچنان قرار مده كه فراموشكار تو و غافل از احسان تو باشم .
    ائمه معصومين عليهم السلام در خلال دعاهاى خود از احسانهاى الهى نام مى بردند و از عنايات الهى نام مى بردند و از عنايات بارى تعالى حقشناسى مى نمودند و در ضمن با اين عمل به پيروان خويش اعتراف به احسانهاى خداوند را درس مى دادند. على (ع ) در دعاى كميل عرض مى كند:
    اللهم مولاى ! كم من قبيح سترته و كم من فادح من البلاء اقلته و كم من عثار وقيته و كم من مكروه دفعته و كم من ثناء جميل لست اهلا له نشرته . .
    مولاى من ! چه مقدار زشتى ها را پوشانده اى ! چه بسيار از بارهاى سنگين بلا را كاسته اى ! چه بسيار از لغزشها كه مرا از آنها حفظ نموده اى ! چه بسيار ناملايمات را دفع كرده اى ! و چه بسيار مدح و ثنايى را كه من شايسته آن نبوده ام بين مردم نشر داده اى !
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  6. #234
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1






    امام و شمارش احسانهاى خداوند
    حضرت على بن الحسين عليهما السلام در زمينه احسان حضرت بارى تعالى كلمه اعتراف را به كار برده و در پيشگاه مقدسش عرض ‍ نموده است :
    و اعترافا باحسانك ؛براى مزيد اطلاع شنوندگان محترم لازم مى داند در اينجا نكته اى تذكر داده شود. اولياى گرامى اسلام در خلال روايات تربيتى و اخلاقى دو كلمه را مكررا آورده اند: يكى اعتراف است و آن ديگر اقرار، و اين هر دو گاه براى عذرخواهى از گناه و طلب عفو و بخشش از خالق يا مخلوق به كار برده شده و گاه در مورد حقشناسى از احسان منعم و شكرگزارى از خالق يا مخلوق ، و در اينجا براى تبيين مطلب ، بعضى از روايات به عرض مى رسد:
    عن ابيجعفر عليه السلام قال : والله ما ينجو من الذنب الا من اقربه . (519)
    امام باقر (ع ) فرموده است : قسم به خدا از عذاب گناه خلاص نمى شود مگر آن كس كه به گناه اقرار نمايد.
    اثر اقرار به گناه
    اعتراف به گناه در پيشگاه الهى عذرخواهى از معصيت است ، كسى كه به گناه اقرار مى كند خويشتن را از فشار روحى و شكنجه درونى آزاد مى سازد.
    عن على عليه السلام قال : الندم استغفار، الاقرار اعتذار، الانكار اصرار. . (520)
    على (ع ) فرموده : پشيمانى از گناه طلب عفو است ، اقرار نمودن به گناه عذر خواستن از معصيت است ، انكار گناه اصرار داشتن در گناه و عصيان است .
    در مواردى كه گناه فقط سرپيچى از امر الهى است و حقى از مردم در آن تضييع نشده باشد، مانند شرب خمر، گناهكار، فقط در پيشگاه بارى تعالى اعتراف مى كند، اما اگر گناهى است كه علاوه بر تخلف از امر الهى به حق مخلوق نيز تجاوز شده است ، مانند تهمت ، گناهكار با اعتراف در پيشگاه خداوند بايد نزد كسى كه مورد تهمتش قرار ده نيز اعتراف نمايد، از وى عذر خواهى كند، و موجبات رضايت خاطرش را فراهم آورد.
    اعتراف مسيحى گناهكار در مقابل كشيش
    پيروان آيين كليسا براى بخشش گناه نزد كشيش مى روند، در كنار او مى نشينند، به معصيت خود اعتراف مى كنند، و بخشش گناه را از وى مى خواهند. اينكار از نظر اسلام ، عملى است بسيار نادرست ، گناهكار از امر خداوند تخلف نموده است و اوست كه مى تواند گناهكار را ببخشد و مشمول عفو خود قرار دهد.
    قرآن شريف در اين باره فرموده است :
    و من يغفر الذنوب الا الله ؛ (521) جز خداوند كيست كه گناهان را مى بخشد؟
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  7. #235
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1






    اعتراف مسلمان گناهكار در مقابل خدا
    كشيش مانند گناهكار، يك مخلوق است و شايد در پاره اى از مواقع ، كشيش ‍ آلوده تر از گناهكارى باشد كه براى اعتراف آمده است . چگونه يك مخلوق به خود اجازه مى دهد كار خدايى كند و گناه گناهكاران را ببخشد. اعتراف به گناه در اسلام فقط در پيشگاه الهى جايز است و بس و هيچ كس حق ندارد پرده خود را بدرد، آبروى خود را ببرد، و گناه خويش را براى دگران نقل نمايد. تنها در مقابل كسى مى تواند به گناه خود اعتراف كند كه به وى ستم كرده و به حقش تجاوز نموده است . مثلا اگر به بى گناهى تهمت زده و برخلاف وجدان اخلاقى به او نسبت ناروا داده و بر اثر اين عمل خلاف انصاف ضد انسانى دچار شكنجه درونى و فشار روحى گرديده و ملامتهاى نفس لوامه ، زندگيش را تلخ و ناگوار ساخته است نزد شخص مورد تهمت مى رود تا با اعتراف خويش از وى عذرخواهى كند، مراتب شرمسارى خود را ابراز دارد،، و با جلب رضايت او عقده درونى خويشتن را بگشايد و از فشار شكنجه وجدان خلاص شود نتيجه آنكه اقرار به گناه در پيشگاه خالق و در پاره اى از مواقع نزد مخلوق راه عذرخواهى از معصيت است . اين عمل موجب مى شود كه مغفرت الهى شامل حال گردد و زمينه ساز عفو و بخشش صاحبان حق شود. كسانى كه در دنيا به اين كار بزرگ موفق مى شوند در قيامت منازل سخت را به آسانى طى مى كنند و حسابشان با سهولت پايان مى پذيرد.
    مقام دوام اعتراف كه ضمن بعضى از روايات و ادعيه اولياى دين آمده اقرار به احسان محسن است و اين امر محتواى قطعه دوم دعاى حضرت زين العابدين (ع ) موضوع سخنرانى امروز است . امام در پيشگاه خداوند عرض ‍ مى كند:
    و اعترافا باحسانك ؛بارالها! اعتراف به احسان خودت را در زبانم جارى نما و آن را جايگزين سخنان ناروا قرار ده .
    اقرار به نعمت و معصيت
    عن ابيجعفر عليه السلام قال : ما اراد الله من الناس الا خصلتين : ان يقروا له بالنعمة فيزيدهم و بالذنوب فيغفرها لهم . . (522)
    امام باقر (ع ) فرموده : خداوند در زمينه اعتراف دو امر را درباره مردم اراده فرموده است : يكى آنكه به نعمت الهى اعتراف كنند تا آن را افزايش دهد، و آن ديگر به گناه اقرار كنند تا از عفو و مغفرتش برخوردار گردند.
    گرچه مخاطب امام سجاد (ع ) در اين قطعه دعاى مكارم الاخلاق ذات اقدس الهى است و از نعمت و احسان او سخن مى گويد ولى مسلمانان واقف به تعاليم اسلام مى دانند كه شكر مخلوق همانند شكر خالق در روايات تاءكيد شده تا جايى كه در حديث حضرت زين العابدين عليه السلام كه ضمن همين سخنرانى مذكور افتاده آمده است : خداوند در قيامت به يكى از بندگان خود مى گويد: فلانى را شكر نمودى ؟ عرض مى كند بارالها! تو را شكر گفتم . خطاب مى رسد: مرا شكر ننمودى چه شكر او را به جا نياوردى .
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  8. #236
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1






    اثر شكر نعمت مخلوق
    خلاصه مجموع روايات روشنگر اين حقيقت است كه شكر مخلوق در كنار شكر خالق و اعتراف به احسان مخلوق در كنار احسان خالق بايد مورد كمال توجه مسلمين باشد، همان طور كه شكر نعمت مخلوق موجب تشويق معطى نعمت مى شود همچنين اعتراف به احسان مخلوق كه خود، شكر محسن است مايه دلگرمى و تشويق وى مى گردد و در اينجا به طور نمونه يك مورد از عمل رسول اكرم صلى الله عليه و آله و اثر مفيد آن به عرض شنوندگان محترم مى رسد: پيغمبر اسلام غنايم جنگ حنين را بين قريش تقسيم نمود و به بعضى از آنان كه مى خواست قلوبشان را به اسلام و علاقه مند نمايد سهم زيادترى داد. گفته شده است كه از آن غنايم مقدار ناچيزى به انصار رسيد. بر اثر اين تقسيم ، بعضى از انصار خشمگين شدند و خبر آن به پيمبر اكرم (ص ) رسيد. دستور داد منادى ندا در دهد كه انصار گردهم آيند، همه جمع شدند، فرمود بنشينيد و كسى جز انصار بين آنان نباشد. آنگاه حضرت رسول و على بن ابيطالب صلوات الله عليهما وارد مجلس شدند و در وسط انصار نشستند. آنگاه پيمبر اكرم (ص ) فرمود: من مطالبى را از شما سؤ ال مى كنم به من جواب بدهيد. عرض كردند: بفرماييد. حضرت فرمود: آيا شما گمراه نبوديد و خداوند به وسيله من هدايتتان نمود؟ عرض كردند: بلى يا رسول الله . فرمود: آيا شما بر لب پرتگاه آتش ‍ نبوديد و خداوند به وسيله من شما را نجات داد؟ عرض كردند: بلى يا رسول الله . فرمود: آيا شما جمعيت كمى نبوديد و خداوند به وسيله من شما را تكثير كرد؟ عرض كردند: بلى يا رسول الله . فرمود: آيا شما با هم دشمن نبوديد و خداوند به وسيله من دلهاى شما را با هم ماءلوف و مهربان نمود؟ عرض كردند: بلى يا رسول الله .
    پيامبر (ص ) و احصاء خدمات انصار
    ثم سكت النبى صلى الله عليه و آله هنيئة ، ثم قال : الا تجيبونى بما عندكم . قالوا: بما نجيبك ؟ قد اجبناك بان لك الفضل و المن و العطاء علينا. قال : اما لو شئتم خائفا فامناك ، و جئتنا مكذبا فصد قناك . فارتفعت اصواتهم بالبكاء و قام شيوخهم و ساداتهم اليه و قبلوا يديه و رجليه . (523)
    سپس رسول اكرم (ص ) چند لحظه سكوت كرد، آنگاه فرمود: آيا به من جواب نمى دهيد به آنچه نزد شماست . عرض كردند به چه چيز جواب بگوييم ؟ ما كه جواب داديم برترى و منت و عطا از آن توست . حضرت فرمود: اگر مى خواستيد مى گفتيد: تو نزد ما آمدى موقعى كه مردم مكه شما را رانده بودند ما مسكن و ماءوايت داديم ، نزد ما آمدى در حالى كه خائف بودى ما موجبات ايمنى خاطرت را فراهم آورديم ، نزد ما آمدى در حالى كه مورد تكذيب بودى ، ما تو را تصديق نموديم ، گرچه در ظاهر رسول اكرم (ص ) از زبان انصار سخن گفت اما در واقع به احسانهاى انصار اعتراف نمود. اين جملات كه حاكى از حقشناسى پيشواى اسلام بود آنچنان در روحيه انصار اثر عميق گذاشت كه از شدت هيجان به صداى بلند گريستند، سپس پيرمردان و بزرگان انصار از جا برخاستند و دست و زانوى پيمبر اسلام را بوسيدند و عرض كردند: ما به عمل شما راضى هستيم ، حتى حاضريم اموال خود را هم در اختيارات قرار دهيم تا به هر كس كه مى خواهى اعطا نمايى . اگر بعضى از افراد ما در تقسيم غنايم گله نمودند نه از عمل شما بود بلكه از سخطى بود كه نسبت به قريشيان داشتند، زيرا اينان قبل از هجرت به شما آزار بسيار دادند. سپس به عرض رساندند كه گله مندان ما از لغزش خود پشيمان شده اند و در پيشگاه الهى استغفار نموده اند، اميد است كه مشمول عفو و رحمت و دعاى شما نيز قرار گيرند.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  9. #237
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1







    اعتراف به احسان يا حقشناسى
    نتيجه آنكه اعتراف به احسان خالق كه در كلام امام سجاد (ع ) آمده شكرگزارى از ذات اقدس الهى است و همچنين اعتراف به احسان مخلوق ، نيز حقشناسى از محسن و اداى وظيفه انسانى است و به شرحى كه توضيح داده شد اولياى گرامى اسلام در زمينه معصيت ، اقرار به گناه را اكيدا توصيه نموده اند و در زمينه احسان نيز اعتراف به زبان را كه قدرشناسى از محسن است سفارش كرده اند.
    امام سجاد عليه السلام در قطعه سوم دعا كه موضوع آخرين قسمت سخنرانى امروز است به پيشگاه الهى عرض مى كند:
    و احصاء لمننك ؛بارالها! تعداد نعمتهاى بزرگ خود را به زبانم جارى نما و آن را جايگزين سخنان زشت شيطانى قرار ده .
    معناى منت
    المنة النعمة الثقيلة و على ذلك قوله تعالى : لقد من الله على المؤ منين . (524)
    راغب مى گويد: منة به معناى نعمت وزين و سنگين است و بر همين اساس ، خداوند در قرآن شريف ، بعثت رسول گرامى را منت و نعمت بزرگ خوانده كه به اهل ايمان اعطا فرموده است . هر يك از نعمتهاى بارى تعالى هر چند به نظر كوچك بيايد در جاى خود لازم و مفيد است و ارزش آن در فقدان آن نعمت روشن مى شود. اما قدر و منزلت نعمتهاى بزرگ الهى آنقدر مهم است كه نمى توان آنها را با ارزش بعضى از نعمتهاى متوسط مقايسه نمود، مثلا عقل در وجود آدمى يك نعمت است و هر يك از انگشتان پا نعمت ديگر، آدمى با وجود انگشتان پا بسهولت راه مى رود و با فقد آنها راه رفتن بسى دشوار و مشكل مى شود. اما نيروى عقل آنقدر مهم است كه اگر امر داير شود بين آنكه تمام انگشتان پا برود و عقل بماند يا عقل برود و انگشتان پا بماند هر انسانى وجود عقل را بر وجود تمام انگشتهاى پا ترجيح مى دهد و خواسته اش اين است كه كه حتما عقل ، باقى و برقرار باشد.
    منزلت اعضاى كريمه
    در لغت عرب ، اعضا و جوارح مهم بدن را كريمه مى گويند، چشم بينا، گوش شنوا، و زبان گويا از گروه اعضاى كريمه هستند، وجود اين اعضا در ايام زندگى انسان بسيار مهم است ، از اين رو على (ع ) در پيشگاه بارى تعالى عرض مى كند:
    اللهم اجعل نفسى اول كريمة تنزعها من كرائمى ، و اول وديعة ترتجعها من ودائع نعمك عندى . (525)
    بارالها! جان مرا اولين كريمه اى از كرايم من قرار ده كه آن را قطع مى كنى ، و اولين وديعه از ودايع نعمتهاى تو باشد كه آن را باز مى ستانى ، يعنى خداوندا! وضع على به گونه اى نشود كه زنده باشد اما نابينا، زنده باشد اما ناشنوا، زنده باشد اما فاقد قدرت تكلم .
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  10. #238
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1






    تفاوت قدر نعمتها
    قدر و منزلت نعمتهاى خارج از ساختمان بدن انسان نيز، كه در طول زندگى همواره مورد نياز است با هم تفاوت دارند و در بعضى از روايات ، اين مطلب براى آگاهى مردم با ايمان خاطر نشان گرديده است .
    عن على عليه السلام قال : الا و ان من النعم سعة المال و افضل من سعة المال صحة البدن و افضل من صحة البدن تقوى القلب . (526)
    آگاه باشيد كه از جمله نعمتهاى الهى گشايش مالى است و برتر و بالاتر از گشايش مالى صحت بدن است و افضل از صحت بدن تقواى قلب است .
    مى دانيم كه تقواى قلب سرمايه رستگارى و سعادت است ، تقواى قلب محصول بعثت نبى اكرم (ص ) است ، خلاصه تقواى قلب نتيجه نعمت وزين و سنگين رسالت پيشواى اسلام است كه خداوند در قرآن شريف آن را منت خوانده و به مؤ منين اعطا فرموده است . بعضى از افراد ناآگاه در اسلام آوردن خود دچار اشتباه گرديده و تصور نمودند كه اسلام پذيرى آنان نعمت وزين و سنگينى است كه در اختيار پيمبر اسلام (ص ) گذارده اند. خداوند در قرآن شريف خطاى فكرى آنان را تذكر داد و خاطر نشان فرمود كه هدايت الهى نعمت بزرگ است كه به مؤ منين راستين اعطا فرموده است .
    هدايت منت الهى
    يمنون عليك ان اسلموا قل لا تمنوا على اسلامكم بل الله يمن عليكم ان هديكم للايمان ان كنتم صادقين . . (527)
    پيمبر گرامى ! اينان اسلام آوردن خود را نعمت و منت مى پندارند و به حساب تو مى گذارند. به آنان بگو: بر من منتى نداريد بلكه خداوند از جهت اعطاى ايمان به شما منت دارد اگر راست بگوييد و به حقيقت ايمان آورده باشيد.
    تذكر منت براى قدرشناسى
    از آنچه مذكور افتاد اين نتيجه به دست آمد كه منت خداوند بر مردم به صورت الفاظ و كلمات نيست بلكه منت الهى عمل اوست ، يعنى وقتى منعم واقعى نعمت وزين و گرانقدرى را به مردم اعطا مى كند آن را منت مى خواند و اگر لازم باشد دريافت كنندگان نعمت را از عطيه بزرگ خود آگاه مى سازد تا قدر آن را بشناسند و كفران نعمت ننمايند. حضرت زين العابدين (ع ) به پيشگاه خداوند عرض مى كند:
    و احصاء لمننك ؛بارالها! شمارش نعمتهاى بزرگ خود را به زبان من جارى نما.
    مقصود امام از اين درخواست مى تواند دو امر مهم باشد: اول آنكه عطاياى بزرگ الهى همواره در خاطرش بماند و از يادش نرود، دوم آنكه با شمارش ‍ منتها و نعمتهاى بارى تعالى از آنها قدردانى كند و مالك نعمت را شكر گويد. اگر افراد متمكن براى خشنودى خداوند به تهى دستان خدمت كنند و عملا آنان را از نعمتهاى ارزشمند خود برخوردار سازند بدون آنكه به زبان بياورند عمل مقدسشان نزد بارى تعالى محفوظ است و در روز جزا ماءجور خواهند بود. اما اگر با زبان بر آنان منت گذارند و خدمتى را كه انجام داده اند
    به رخشان بكشند و تحقيرشان نمايند خدمت خود را با گفته هاى خويش ‍ ابطال مى كنند و اين مطلب صريحا در قرآن شريف خاطرنشان گرديده است :
    عاملابطال صدقات
    يا ايها الذين آمنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمن و الاذى . (528)
    اى اهل ايمان ! صدقات خود را با منت گذاردن و آزار دادن مستمندان ابطال ننماييد و از ميان نبريد.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  11. #239
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1






    55 - درخواست دفع ستم ديگران - درخواست ستم نكردن به ديگران
    بسم الله الرحمن الرحيم
    اللهم صل على محمد و آله ، و لا اظلمن و انت مطيق للدفع عنى ، و لا اظلمن و انت القادر على القبض منى .
    ستم نديدن و ستم نكردن
    امام سجاد عليه السلام در اين قطعه از دعاى شريف مكارم الاخلاق از پيشگاه الهى درخواست مى كند: بارالها! بر محمد و آلش ‍ درود فرست و موجباتى را فراهم آور كه من مورد ستم دگران واقع نشوم كه تو قادرى آن را از من بگردانى ، بارالها! چنين كن كه از من نيز به ديگران ستمى نرسد كه تو مى توانى مرا از آن بازدارى . مدلول اين عبارت بايد مورد تمناى درونى همه مسلمانان باشد و در باطن هموازه از خدا بخواهند موجباتى را فراهم آورد كه نه از ديگرى به آنان ستم برسد و نه آنان به دگران ستم نمايند.
    به خواست خداوند توانا اين دو جمله از دعا موضوع بحث و سخنرانى امروز است . راغب در معناى ظلم مى گويد:
    الظلم عند اهل اللغة و كثير من العلماء وضع الشى ء فى غير موضع المختص به اما بنقصان او بزيادة . (529)
    ظلم ، نزد اهل لغت و بسيارى از دانشمندان ، قرار دادن چيزى است در غير موضع خودش و تحقق اين قرار دادن نابجا، گاهى براى كم گذاردن و تفريط است و گاهى به سبب زياده روى و افراط.
    ظلم به آزادى
    مثلا آزادى از نعمتهاى بزرگ خداوند است كه به مردم اعطا فرموده و بايد آنان با اندازه گيرى صحيح و دور از افراط و تفريط از آن برخوردار باشند. پس اگر حكومتى مانند بعضى از زمامداران كشورهاى غرب امروز در زمينه آزادى به افراط گرايش يابند و به نام آزادى ، ناپاكى ها و بى عفتى ها را مجاز اعلام نمايند با اين عمل به آزادى و ملت خود ستم نموده اند و نسل جوان كشور را به سقوط و تباهى سوق داده اند. همچنين اگر حكومتى از آزادى صحيح و عاقلانه جلوگيرى كند و در مملكت اختناق به وجود آورد مانند بعضى از حكام مستبد كه دست نشانده غربى هاى استثمار گرند او نيز با اعمال استبدادى خويش به آزادى و به مردم ظلم نموده و سد راه تعالى جامعه شده است .
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  12. #240
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1





    ظلم بر اثر جهليا هوى پرستى
    دو عامل مهم و اساسى در جوامع بشرى وجود دارد كه منشاء ظلم است و نمى گذارد اشياء در موضع واقعى خود استقرار يابند و از افراط و تفريط مصون بمانند: يكى جهل بشر از شناخت موقع حقيقى آنهاست و آن ديگر اطاعت انسانهاى ظالم از هواى نفس و بيرون بردن اشياء از جاى خود به منظور اقناع شهوات و ارضاى تمايلات است . تنها كسى كه حد واقعى اشياء را آنطور كه هست مى داند و از موضع واقعى آنها آگاه است ، ذات اقدس ‍ الهى است و اين مطلب در قرآن شريف با عبارتى كوتاه و جامع آمده است :
    الا يعلم من خلق و هو الطيف الخبير. (530)
    آيا كسى كه عالم را آفريده است از مخلوق خود آگاهى ندارد با اينكه او به تمام حقايق درون و برون اشياء واقف و خبير است .
    پروردگار حكيم به منظور هدايت انسانها و تعليم سعادت آنان موضع و حدود تمام اشيائى را كه مبتلا به بشر است با اندازه گيرى صحيح و دور از افراط و تفريط تعيين نموده و در هر زمان به وسيله پيمبران به جوامع بشرى ابلاغ كرده است . حدودى را كه خداوند حكيم براى مردم تعيين نموده قطعا به صلاح و سعادت واقعى آنان است و بايد از آن پيروى نمايند و ضمنا در قرآن كريم خاطرنشان فرموده :
    ظلم يا تجاوز از حدود الهى
    و من يتعد حدود الله فاولئك هم الظالمون . (531)
    آن كس كه از حدود خداوند تجاوز كند و به تندروى يا كندروى گرايش يابد ظالم و ستمكار است .
    بعضى از افراد راه خود را از راه الهيون جدا كردند، مسير ماديگرى را در پيش گرفتند، نداى پيمبران را غير واقعى تلقى نمودند، نخواستند به دستور الهى در شناخت اشياء و موضع واقعى آنها واقف شوند و مانند كمونيستها دهها سال راه باطل را پيمودند و سرانجام پس از زيانهاى جانى و مالى بسيار به گمراهى خويش پى بردند. بعضى از افراد در صف الهيون قرار گرفتند، دعوت پيمبران را پذيرفتند ولى در خلال عمل دچار بدعتها شدند، يا بر اثر پاره اى از رويدادها دين حق را با نظريات شخصى خود به غلط تفسير نمودند و تصور غير واقعى خويش را راه سعادت و رستگارى پنداشتند، در بيراهه مى رفتند و گمان داشتند صراط مستقيم مرضى خدا را مى پيمايند. قرآن شريف ، اينان را زيانكارترين مردم خوانده و درباره آنها فرموده است :
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

صفحه 24 از 30 نخستنخست ... 14202122232425262728 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •