شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2 سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2
صفحه 26 از 30 نخستنخست ... 16222324252627282930 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 251 تا 260 , از مجموع 295
  1. #251
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1







    تكميل حجج الهى
    ان الله تبارك و تعالى بشر اهل العقل و الفهم فى كتابه فقال : فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه . اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولوالالباب . (560) يا هشام ! ان الله عزوجل اكمل للناس الحجج بالعقول و افضى بالبيان و دلهم على عبوديته بالادلاء. (561)
    خداوند در قرآن شريف به اهل عقل و فهم بشارت داده و فرموده است : مژده بده به بندگان من ، آنانكه سخنان را مى شنوند و از بهترين آن پيروى مى كنند. اينان اند كه خداوند هدايتشان فرموده و صاحبان عقل اند. اى هشام ! خداوند حجج خود را براى مردم به وسيله عقل تكميل نموده و آن را منتهى به بيان فرموده و مردم را به وسيله دلايل بر ربوبيت خود راهنمايى فرموده است .
    خداوند، مصداق واقعى خردمندانى را كه از بهترين سخن پيروى مى كنند در اين آيه بيان فرموده است :
    ربنا اننا سمعنا مناديا ينادى للايمان ان آمنوا بربكم ، فامنا. (562)
    بارالها! ما شنيديم صداى نداكننده اى را كه به ايمان دعوت مى كرد و مى گفت : ايمان بياوريد به پروردگارتان ، بارالها! دعوت او را اجابت نموديم و ايمان آورديم .
    دو شرط براى نيل به هدايت
    براى نيل به هدايت بارى تعالى بايد پيمبر الهى بيايد، اوامر الهى را ابلاغ كند و با مردم سخن بگويد، مردم نيز عقلهاى خود را به كار بندند، در سخنان فرستاده خدا تاءمل و تفكر نمايند، و با بصيرت و بينايى به وى ايمان بياورند. اگر پيمبر بيايد و مردم عقل خود را به كار نبندند هدايت الهى تحقق پيدا نمى كند، اگر مردم ، عقل خود را به كار ببندند بدون راهنمايى الهى به هدايت واقعى نايل نمى شوند، بنابراين هدايت نيازمند به سخنان پيمبران و به كار گرفتن عقل و فكر كردن است ، و به فرموده على (ع ) در مجمع البحرين ، ماده عقل :
    العقل شرع من داخل ، و الشرع عقل من خارج ؛ عقل در آدمى به منزله شرع درونى است و شرع مقدس فرستاده خدا به منزله عقل برونى است براى بشر.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  2. #252
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1






    حجت ظاهرى و باطنى
    عن الكاظم عليه السلام قال : ان الله على الناس حجتين : حجة ظاهرة و حجة باطنة . فاءما الظاهرة فالرسل و الاءنبياء و الائمة ، و اما الباطنة فالعقول . (563)
    امام كاظم (ع ) فرموده : خداوند در بين مردم دو حجت دارد: يك حجت ظاهرى و آشكار و آن ديگر حجت باطنى و پنهان . اما حجت ظاهرى خداوند، رسل و انبيا و ائمه عليهم السلام اند، و اما حجت باطنى خداوند عقلهاى مردم است .
    درك معنوى و اعتراف به زبان
    از آنچه مذكور افتاد اين نتيجه به دست آمد كه اولين مجاهده و كوشش در راه نيل به هدايت بارى تعالى گوش دادن به سخنان پيمبران و به كار بستن عقل در شناخت واقعيت و حقيقت آنان است . اگر آدمى اين مرحله را بگذراند و به نبوت پيمبران الهى باور بياورد يكى از مهمترين مراحل هدايت الهى را گذرانده است .
    شناخت حقيقت و انكار به زبان
    اما مرحله دوم اين است كه پس از دانستن حقيقت و درك واقعيت دعوت پيمبران آن را كه در دل فهميده و با عقل تشخيص داده به زبان بياورد و اعتراف كند، اما اين كار، نيازمند به مجاهده با هواى نفس و غلبه بر تمنيات حيوانى است ، و اگر مجاهده با هوى سنگينتر از مجاهده عقلى نباشد از آن خفيفتر نيست زيرا بسيارى از مردم در مواردى حقيقت را درك مى كنند، اما اسير يك سلسله تعلقات و توهمات اند، گرفتار خودخواهى ، بلند پروازى ، استكبار، تعصب خانوادگى ، تعصب قومى ، لجاجت و عناد، كه قدر جامع همه اينها هواى نفس است . هواى نفس نمى گذارد انسان به واقعيت اعتراف كند و حقيقت را بگويد و در خلال آيات قرآن شريف و روايات مواردى در اين باره آمده كه به مناسبت ، چند مورد آنها براى شاهد ذكر مى شود. كسانى بعد از ديدن معجزات حضرت موسى بن عمران و مطمئن شدن به اين مطلب كه او فرستاده بارى تعالى است حاضر نشدند اطمينان قلب خود و باور و ايمان معنوى خويش را به زبان بياورند. قرآن در اين باره فرموده است :
    و جحدوا بها و استيقنتها انفسهم ظلما و علوا. (564)
    اينان انكار كردند نبوت موسى بن عمران را با اينكه يقين قلبى داشتند و انگيزه اينان در اين انكار بلند پروازى و ستمگرى بوده است ، نتوانستند با روح بلندپروازى و هواى نفس خود در ظلم و ستم مبارزه و مجاهده نمايند.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  3. #253
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1





    كتمان كنندگان حق
    الدين آتيناهم الكتاب يعرفونه كما يعرفون ابناءهم و ان فريقا منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون . (565)
    كسانى كه اهل كتاب اند پيغمبر اسلام را مى شناسند همانند شناخت فرزندان خودشان ، اما گروهى از آنها حق را كتمان مى كنند با آنكه به حق ، عالم و آگاه اند.
    و كذلك ما ارسلنا من قبلك فى قرية من نذير الا قال مترفوها: انا وجدنا آباءنا على امة و انا على آثارهم مقتدون . (566)
    اينچنين است كه ما پيش از تو در هيچ قريه اى پيمبر و نذيرى نفرستاديم مگر آنكه اسرافگران مى گفتند: پدران خود را بر روش و عقيده اى يافته ايم و ما نيز به آنها اقتدا مى كنيم و از پى عقايد آنها مى رويم . ابوجهل درباره پيغمبر گفت :
    تقليدهاى كوركورانه
    و الله انى لاعلم انه صادق و لكن متى كنا تبعا لعبد مناف . (567)
    به خدا قسم مى دانم كه پيمبر اسلام راست مى گويد و فرستاده خداوند است ، اما چه زمان قبيله ما و گروه ما از گروه و قبيله عبدمناف پيروى نموده اند .
    جهاد با نفس و نيل به هدايت
    البته كسانى كه اسير لجاج و عنادند، اسير هواى نفس و بلند پروازى هستند، و اسير تعصب پدران و تصلب و پافشارى در روش اجداد قوم خود هستند و نمى توانند حقايق را درك كنند زيرا اينان قدرت مجاهده با نفس خود و تمنيات خويشتن ندارند. نتيجه اينكه نيل به هدايت بارى تعالى از راه مجاهده و كوشش ميسر است ، كسى كه مى خواهد از اين نعمت بزرگ برخوردار گردد بايد در درجه اول ، عقل خود را به كار بندد و نداى انبيا را با نيروى خرد بررسى كند و ايمان بياورد. ثانيا، بايد هواى نفس خود را واپس ‍ زند، از تعصب و تصلب و لجاج و بلند پروازى ، خويشتن را مصون دارد تا بتواند با مجاهده با هواى نفس ، خود را به حقيقت برساند و از هدايت بارى تعالى برخوردار گردد. جمله اول دعاى امام سجاد (ع ) موضوع سخنرانى امروز ناظر به اين گروه است . در پيشگاه الهى عرض مى كند:
    و لا اضلن و قد امكنتك هدايتى : بارالها! به گمراهى و ضلالت گرايش نيابم با آنكه هدايت من براى تو ممكن است .
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  4. #254
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1






    صراط مستقيم در امور دين و دنيا
    كسى كه عقل خود را به كار بسته و در سخنان پيامبر گرامى اسلام (ص ) دقت نموده و به نبوت آن حضرت پى برده و در باطن ايمان آورده است بعلاوه با هواى نفس خويش مجاهده كرده و باور معنوى خود را به زبان آورده و به گروه مسلمانان پيوسته است ، چنين انسانى حق دارد بگويد: بارالها! مورد حمايت و عنايتم قرار بده به گونه اى كه در صراط مستقيم كمترين انحرافى پيدا نكنم و در باطل قدم نگذارم . اگر اين انسان ، عالم و روحانى عالى قدر است از خدا مى خواهد كه بارالها! در مطالعه قرآن شريف و روايات دچار اشتباه فكرى نشوم ، تو مرا مورد پشتيبانى و لطف خودت قرار ده كه حقايق را آنطور كه هست از كتاب و سنت درك كنم . اگر يك انسان اجتماعى وارد در امور مملكت است بايد بگويد: پروردگارا! مورد عنايت و حمايتم قرار بده كه در سعادت مردم به صراط مستقيم بروم ، دچار انحراف نشوم و به ضرر كشور اسلامى قدمى برندارم . خلاصه هر كس در هر روشى كه قدم مى زند و در هر كارى كه وارد است اگر مشمول هدايت بارى تعالى بشود و خداوند لطف خود را شامل حال او فرمايد از خطر و انحراف مصون مى ماند و سرانجام در هر كارى به سعادت شايسته آن كار نايل مى گردد.
    حضرت زين العابدين (ع ) در جمله دوم دعاى موضوع بحث و سخنرانى امروز به پيشگاه الهى عرض مى كند:
    و لا افتقرن و من عندك و سعى : بارالها! دچار فقر و تنگدستى نشوم با آنكه به فضل و عنايت تو از نعمت گشايش برخوردارم .
    در قرآن شريف و روايات اولياء گرامى اسلام ، كلمه فقر مكرر آمده و به مناسبت هر مقامى معناى مخصوصى از آن ارائه شده است .
    احتياج ممكن به واجب
    يا ايها الناس ! انتم الفقراء الى الله و الله هو الغنى الحميد. (568)
    خداوند در اين آيه شريفه تمام انسانها را در همه قرون و اعصار مخاطب ساخته و فرموده است : اى انسانها! همه شماها فقرا و نيازمندان درگاه مقدس بارى تعالى هستيد و خداوند است كه غنى بالذات و بى نياز از همه موجودات است .
    مقصود از فقر در اين آيه ، تهيدستى و بى چيزى نيست و از غنى در اين آيه ، ثروتمندى و تمكن مالى اراده نشده است ، بلكه مقصود از فقر، احتياج ذاتى ممكن الوجود است به غنى بالذات يعنى حضرت واجب الوجود، و مراد از غنى بى نيازى من جميع الجهات خداوند است از همه موجودات . اين فقر براى ممكن الوجود نه تنها مايه نقص نيست بلكه هر قدر انسانى به نيازمندى خود بهتر توجه كند و فقر خود را در پيشگاه الهى فزونتر بداند قدر و منزلت او بيشتر و بالاتر است ، و بر همين اساس ، رسول اكرم (ص ) فرموده است :
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  5. #255
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1






    افتخار رسول اكرم (ص ) به فقر خود
    الفقر فخرى و به افتخر على سائر انبياء. (569)
    فقر و نيازمندى مايه افتخار من است و من به اتكاى اين فقر براى احساس ‍ نيازمندى خود به ذات اقدس الهى بر ساير پيمبران افتخار مى نمايم .
    البته تمام انبيا و مربيان الهى خود را فقير و نيازمند به ذات اقدس الهى مى دانستند، اما اينكه رسول اكرم (ص ) مى گويد: من فقر خود را مايه مباهات و افتخار خود نسبت به ساير پيمبران مى دانم از اين نظر است كه مراتب ايمان رسول اسلام و اتصال او از نظر معنوى به ذات اقدس الهى به قدرى رفيع و بلند است كه از اتصال ديگر پيمبران بالاتر است . او فقر خود را به خداوند بيش از ساير پيمبران و انقطاع خويشتن را از جميع ماسوى الله بيش از ساير فرستادگان خدا درك مى كند از اين رو به خود اجازه مى دهد كه بگويد: من به اين فقر بر ديگر پيمبران مفتخرم . اين فقر بزرگ و افتخارآميز همان است كه در دعا آمده است :
    فقر واقعى يا بى نيازى از خدا
    اللهم اغننى بالافتقار اليك و لا تفقرنى بالاسغناء عنك (570)
    بارالها! با فقر و نيازمندى به خودت مرا غنى كن و با بى نيازى از ذات اقدس ‍ خودت دچار فقرم منما.
    درباره فقر و غناى مالى روايات بسيارى از اولياى گرامى اسلام رسيده كه در بعضى از آن روايات ، فقر و غنى را ممدوح خوانده اند و در بعضى از آن روايات مذموم ، و در سخنرانى هشتم قسمتى از آن روايات ذكر شده و پيرامون فقر و غنى از نظر مبانى اسلام توضيح داده شده است . اما در اينجا فقط به يك مطلب اشاره مى شود و آن مطلب اين است : فقرى كه مسلما مذموم است و مى تواند آدمى را دچار حداقل مايحتاج زندگى باشد و نتواند به قدر ضرورت ، خود و عائله خود را اداره نمايد. على عليه السلام درباره چنين فقرى فرموده است :
    فقر مايه فساد اخلاق
    العسر يفسد الاخلاق . (571)
    مضيقه زندگى و فقد مالى ، اخلاق آدمى را فاسد مى كند و انسان را از مسير صحيح منحرف مى نمايد.
    درخواست ائمه معصومين عليهم السلام از پيشگاه الهى در گذران زندگى ، تاءمين معاش به قدر كفاف و عفاف بودن و در مقام دعا از خداوند مى خواستند كه فاقد آن نباشند. امام سجاد (ع ) در جمله دوم دعا كه موضوع بحث و سخنرانى امروز است به خداوند عرض مى كند:
    و لا افتقرن و من عندك وسعى ؛بارالها! دچار فقر و تنگدستى نشوم با آنكه تو به فضل خود مى توانى از گشايش زندگى برخوردارم سازى . امام (ع ) در جمله سوم دعا كه موضوع بحث امروز است عرض مى كند:
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  6. #256
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1






    مصونيت از طغيان
    و لا اطغين و من عندك وجدى ؛بارالها! گرفتار طغيان و تجاوز از حق نشوم با آنكه تمام هستى و تمكن من از ناحيه توست .
    حضرت على بن الحسين عليهما السلام پس از درخواست گشايش مالى از طغيان نام مى برد و از خداوند مى خواهد كه در زمينه مال دچار تجاوز از حد نشود و اين درسى است بسيار آموزنده براى پيروان آن حضرت و همچنين براى كسانى كه مى خواهند بر اثر تمكن مالى از مرز انسانيت خارج نشوند و به طغيان و سركشى گرايش نيابند. مالدار شدن از جمله عواملى است كه مى تواند در آدمى اثر بد بگذارد و او را به طغيان و تجاوز از حد وادار نمايد. قرآن شريف در اين باره فرموده است :
    ان الانسان ليطغى ان رآه استغنى . (572) موقعى كه آدمى متمكن مى شود و خود را از نظر مالى بى نياز مى يابد حالت سركشى و طغيان به خود مى گيرد و از مرز حق و عدل فراتر مى رود. علم نيز مانند مال در افرادى كه ظرفيت ندارند. مى تواند اثر نامطلوب بگذارد و آنان را به طغيان وادار نمايد.
    فى الحديث : ان العلم طغيانا كطغيان المال . (573)
    در حديث آمده است كه براى علم طغيانى است همانند طغيان مال ، يعنى افراد تحصيلكرده و درس خوانده مثل مالداران در معرض خطر غرور علمى و طغيان اخلاقى هستند. نه تنها مال و علم بلكه هر برترى و تفوق در انسانهاى نالايق اثر بد مى گذارد و موجب طغيان و تجاوزشان مى گردد.
    بدگهر را علم و فن آموختن
    دادن تيغ است و دست راهزن
    تيغ دادن در كف زنگى مست
    به كه آيد علم ناكس را به دست
    علم و مال و منصب و جاه و قران
    فتنه آرد در كف بد گوهران
    على عليه السلام درباره قلب و عوارض گوناگونى كه بر اثر رويدادهاى مختلف در آن پديد مى آيد مطالبى فرموده از آن جمله در زمينه مال و ثروت است .
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  7. #257
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1






    دل يا كانون تضادها
    لقد علق بنياط هذا الانسان بضعة هى اءعجب ما فيه : و ذلك القلب . و ذلك ان له مواد من الحكمة و اضدادا من خلافها. فان سنح له الرجاء اذله الطمع و ان هاج به الطمع اهلكه الحرص ، و ان ملكه الياءس قتله الاسف ، و ان عرض له الغضب اشتد به الغيظ، و ان اسعده الرضى نسى التحفظ و ان غاله الخوف شغله الحذر، و ان اتسع له الامن استلبته الغرة ، و ان افاد مالا اطغاه الغنى ، و ان اصابته مصيبتة فضحه الجزع . فكل تقصير به مضر، و كل افراط له مفسد. (574)
    در آدمى پاره گوشت معلقى وجود دارد عجيب تر از همه آنچه كه در اوست و آن قلب است . در اين عضو شگفت آور موادى است از حكمت و ضد حكمت . اگر اميدوار شود طمع او را ذليل و خوار مى كند، اگر طمع تهديدش ‍ نمايد موجب هلاكش مى شود، اگر دچار ياءس گردد اندوه و اسف او را مى كشد، اگر غضب آلود و خشمگين شود غيظش تشديد مى گردد، اگر از رضا و خشنودى برخوردار شود پرهيز از عوامل مضر و زيانبار را فراموش ‍ مى كند، اگر دچار خوف شود همش در پرهيز و اجتناب مصروف مى گردد، اگر در گشايش واقع شود غفلت مايه سلب موفقيتش مى گردد، اگر پولى به دست آورد بى نيازى به طغيانش وا مى دارد، اگر با مصيبتى مواجه شود جزع و بيتابى موجب رسواييش مى گردد، پس هر تقصيرى براى وى زيانبار است و هر افراطى براى او مايه فساد و تباهى است .
    تمكن و ياد خدا
    كسانى كه به خداوند توانا ايمان واقعى دارند و همواره به ياد او هستند اگر متمكن و ثروتمند شوند از حدى كه بايد خارج نمى گردند و به سركشى و طغيان نمى گرايند زيرا اينان مى دانند كه مالك واقعى اموال ، خداوند است و آنها امانت دار او هستند، هر وقت اراده فرمايد ثروت را مى گيرد و از آنان خلع يد مى نمايد. قرآن شريف درباره اين گروه باايمان فرموده :
    رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله . (575)
    در بيتهاى رفيع توحيد، مردانى جاى دارند كه تجارت و داد و ستد كه منشاء درآمدهاى مالى است آنان را از ياد خدا غافل نمى كند.
    بى گمان كسى كه مالى در اختيار دارد، خود را امانت دار مى شناسد، و خداوند را مالك واقعى و معطى آن مى داند از خطر طغيان و سركشى مصون خواهد بود. جالب آنكه امام سجاد (ع ) در جمله سوم اين قطعه دعا كه موضوع آخرين قسمت سخنرانى امروز است به گونه اى سخن گفته كه مبين همين مطلب است :
    و لا اطغين و من عندك وجدى ؛ بارالها! گرفتار طغيان و تجاوز از حق نشوم با اينكه تمام هستى و تمكن من از ناحيه توست .
    در گذشته و حال افراد بسيارى وجود داشته و دارند كه جايگاهشان از نظر معنوى درست در نقطه مقابل مردان الهى است ، اينان ثروتى گرد آورده و بر اثر بى ايمانى دچار غرور و طغيان شده و به سركشى و فساد اخلاق گرايش ‍ يافته اند، خود را گم گرده ، اخلاق انسانى را از ياد برده ، مردم را با ديده تحقير و اهانت نگريسته ، و بذر دشمنى و كينه خود را در قلوبشان افشانده اند. قارون ، ثروتمند عصر موسى بن عمران مى گفت :
    قارون و غرور ثروت
    انما اوتيته على علم عندى ؛ (576) من اين ثروت را بر اساس لياقت علمى خود به دست آورده ام و از خداوند و عطيه او اسم نمى برد، اينان نيز همانند قارون سخن مى گويند.
    اگر اموال تا پايان عمرشان باقى بماند در جامعه بر اثر اهانت و تحقير مردم همواره مورد بغض و بدبينى هستند و اگر بر اثر حادثه اى ثروتشان از ميان برود شخصيتشان سركوب شده و مردم آزرده خاطر نيز از سقوطشان مسرورند.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  8. #258
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1





    57 - به حريم آمرزش الهى وارد شدن - عفو خدا را قصد نمودن - به گذشت پروردگاراشتياق داشتن - به فضل بارى تعالى مطمئن بودن
    بسم الله الرحمن الرحيم
    اللهم الى مغفرتك و فدت ، و الى عفوك قصدت ، و الى تجاوزك اشتقت ، و بفضلك وثقت .
    عطاياى خاص الهى
    امام سجاد عليه السلام در اين چهار جمله از دعاى شريف مكارم الاخلاق به پيشگاه الهى عرض مى كند: بارالها! به سوى آمرزش تو آمده ام ، و عفو و بخشش تو را قصد كرده ام ، و به گذشت تو مشتاقم ، و به فضل و احسان تو اعتماد دارم .
    اين قطعه از دعا كه موضوع بحث و سخنرانى امروز است . به خواست خداوند توانا درباره هر جمله شرح و توضيحى به عرض شنوندگان محترم مى رسد. اولين مطلبى را كه علامه سيد على خان در تفسير اين چهار جمله آورده اين است كه مى گويد:
    تقديم الجارة فى الفقرات الاربع للتخليص و معناه : الى مغفرتك و فدت لا الى غيرها وقس على ذلك . (577)
    اگر عبارت دعا اينچنين بود: اللهم وفدت الى مغفرتك ، معناى كلام اين مى شد: بارالها! آمده ام به سوى مغفرتت . اما اينكه الى مغفرتك پيش از وفدت آمده است ، از نظر ادبى ، حاوى معناى اختصاص است ، يعنى : بارالها! فقط به سوى مغفرت تو آمده ام و بس . و در سه جمله بعد نيز تقدم جر به همين معنى دلالت دارد. در جمله اول دعا كلمه و فد و كلمه مغفرت آمده و براى روشن شدن سخن امام (ع ) بايد درباره هر دو كلمه توضيح داده شود.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  9. #259
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1






    معناى وفد و مغفرت
    وفد نام فرد يا هيئتى است كه براى ديدار شخصى با عظمت و بزرگ ، يا زمامدارى توانا و مقتدر، يا فرمانروايى نافذ و مؤ ثر از محل خود حركت مى كنند و نزد وى مى آيند و هدفشان در اين كار يا تكريم و احترام است يا اعلام وفادارى و اطاعت از اوامر اوست ، يا آنكه مردم محل احتياجى دارند و اين جمع را فرستاده اند تا حاجتشان را عرضه كنند و برآوردن آن را درخواست نمايند. كلمه مغفرت از نظر لغت دو معنى است : يكى مستور داشتن معاصى ، و آن ديگر بخشش گناهان است .
    فى اسماء الله تعالى الغفار و الغفور و هما من ابنية المبالغة و معناهما: الساترلذنوب عباده و عيوبهم المتجاوز لخطاياهم و ذنوبهم . (578)
    غفار و غفور در اسماء حضرت بارى تعالى است و اين هر دو بر بسيارى مغفرت حضرت حق دلالت دارد و معناى اين دو كلمه ، پوشاننده معاصى و عيوب بندگان است و همچنين گذشت كننده از خطايا و گناهان آنان است .
    تشبه به خدا با كتمان سر
    پوشاندن قبايح و گناهان مردم از جمله صفات حضرت بارى تعالى است و در دعاهايى كه از ائمه معصومين عليهم السلام رسيده ، اين صفت مكرر ذكر شده است . اولياى گرامى اسلام به مسلمانان اكيدا توصيه نموده اند كه از ذكر قبايح و گناهان دگران لب فروبندند، چه اين عمل ، در اسلام ، از گناهان كبيره است . اگر كسى خويشتن را به اين صفت متصف كند و از ذكر گناهان اين و آن خوددارى نمايد، خود را به صفت بارى تعالى متصف نموده و به كمال تشبه يافته است .
    قال الرضا عليه السلام : لا يكون المؤ من مؤ منا حتى تكون فيه ثلث خصال : سنة من ربه ، و سنة من نبيه ، و سنة من وليه . فاما السنة من ربه فكتمان السر، و اما السنة من نبيه فمداراه الناس ، و اما السنة من ولييه فالصبر فى الباءساء و الضراء. (579)
    حضرت رضا (ع ) فرموده : مؤ من آنطور كه بايد مؤ من نيست مگر آنكه از سه خصلت برخوردار باشد: يك سنت از خداوند خود، يك سنت از پيمبر خود، و يك سنت از ولى خود. سنت از پروردگارش سر را مكتوم داشتن ، سنت از پيمبرش با مردم مدارا برخورد نمودن ، سنت از وليش صبر و بردبارى در شدايد و سختى ها.
    در اين حديث شريف ، به كتمان سر مردم آنقدر اهميت داده شده كه امام (ع ) آن كس را كه پرده درى نمى كند و سر مردم را فاش نمى نمايد متصف به صفت و سنت بارى تعالى خوانده است . عفو و بخشش گناهكار، همانند مكتوم داشتن گناه او از صفات حضرت بارى تعالى است . در قرآن شريف و روايات معصومين عليهم السلام تاءكيد شده است كه مسلمانان مجاهده كنند تا به اين خلق شريف كه از مكارم اخلاق است متخلق شوند و با اتصاف به اين صفت ، از نعمت تشبه به كامل ، يعنى ذات اقدس الهى برخوردار گردند، و در اينجا بعضى از آيات و روايات به عرض شنوندگان محترم مى رسد:
    و ليعفوا و ليصفحوا الا تحبون ان يغفر الله لكم . (580)
    البته عفو و گذشت نماييد، آيا دوست نمى داريد كه خداوند گناه شما را بيامرزد و مشمول عفوتان قرار دهد؟
    در آيه ديگر، اهل تقوى را اينچنين معرفى فرموده است :
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  10. #260
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1






    لغزش ديگران را بخشيدن
    و الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس و الله يحب المحسنين . (581)
    متقين علائمى دارند از آن جمله موقع خشم ، آتش غيظ را در باطن فرو مى نشانند، از كسانى كه با آنان بد كرده اند مى گذرند، عفوشان مى نمايند، بعلاوه از احسان خويش برخوردارشان مى سازند.
    عن النبى صلى الله عليه و آله : قال : تجاوزوا عن ذنوب الناس يدفع الله عنكم بذالك عذاب النار. (582)
    رسول اكرم (ص ) فرموده است : از گناهان مردم بگذريد كه خداوند به پاداش اين عمل ، آتش قيامت را از شما دفع مى نمايد.
    و كان على عليه السلام يقول : متى اشفى غيظى اذا غضبت ؟ احين اعجز عن الانتقام فيقال لى لو صبرت ؟ ام حين اقدر عليه فيقال لى : لو عفوت (583)
    على (ع ) مى فرمود: چقدر غيظم را شفا مى بخشم موقعى كه خشمگين مى شوم ؟ آيا زمانى كه از انتقام گرفتن عاجزم به من گفته مى شود: اگر اغماض نمايى ؟
    امام (ع ) به سؤ ال خود پاسخ نداده ولى مطلب روشن است :مى خواهد بفرمايد شفاى غيظ و آرامش خشم من در موقعى است كه قدرت انتقام گرفتن دارم اما ظالم خود را مى بخشم و از عمل ناروايش مى گذرم . نتيجه آنكه مغفرت ، حاوى دو معنى است : يكى پنهان داشتن معصيت گناهكار و آن ديگر عفو و بخشش او. خداوند مهربان داراى هر دو صفت است ، از طرفى معصيت گناهكار را مكتوم مى دارد و او را بين مردم رسوا نمى كند و از طرف ديگر او را مشمول عفو خود قرار مى دهد و از گناه او مى گذرد. بندگان با ايمان خداوند داراى اين دو صفت عالى هستند و از بارى تعالى پيروى نموده اند و به ذات اقدس او تشبه يافته اند. اگر كسى واجد يكى از اين دو صفت باشد داراى نيمى از اين مزيت است . بدبخت و سيه روز، آن كسى است كه فاقد اين هر دو صفت است ، نه راز مردم را پنهان دارد و نه از لغزشها چشم پوشى مى كند. على (ع ) درباره اين قبيل افراد چنين فرموده است :
    بدترين مردم در نظر امام (ع )
    شر الناس من لا يعفو عن الهفوة و لا يستر العورة . (584)
    بدترين مردم كسى است كه نه از خطاى دگران مى گذرد و نه سر آنان را مى پوشاند.
    حوايج و نيازهاى مردم متفاوت است و افراد الهى و با ايمان براى حل مشكلات و رفع نيازهاى خود دست دعا به سوى پروردگار بر مى دارند و حاجت خود را مى خواهند. بعضى در دعا فقط نام الله را مى برند كه جامع جميع صفات كمال است و عرض حاجت به پيشگاه مقدسش مى نمايند. اما بعضى با توجه به احتياج خود از صفت يا اسمى نام مى برد كه متناسب مقصودش باشد، مثلا اگر در مضيقه معاش است يا رزاق مى گويد، اگر وسعت معاش مى خواهد يا كريم مى گويد، اگر بيمار است از شافى نام مى برد، و از اين قبيل . امام سجاد (ع ) در جمله اول دعا كه موضوع بحث امروز است از مغفرت الهى نام برده و عرض ‍ مى كند:
    اللهم الى مغفرتك وفدت ؛ بارالها! وفود و ورود من به مغفرت توست . به شرحى كه توضيح داده شد غفار و غفور دو معنى دارد: يكى مستور كننده و آن ديگر بخشنده . رسول اكرم (ص ) و ائمه طاهرين عليهم السلام ، همه معصوم اند، منزه از گناه اند، نمى دانيم اداى اين قبيل كلمات از آنان در پيشگاه بارى تعالى به جبران كمبودى است كه خودشان گفته اند:
    ما عرفناك حق معرفتك و ما عبدناك حق عبادتك .
    بارالها! به حق معرفت ، تو را نشناختيم و به حق بندگى ، تو را پرستش ‍ ننموديم .
    يا آنكه معناى دگرى دارد. اما مرحوم محدث قمى رضوان الله عليه سه حديث را از پى هم نقل نموده كه در اينجا ذكر مى شود، ممكن است تا اندازه اى براى اهل دقت راهگشا باشد:
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

صفحه 26 از 30 نخستنخست ... 16222324252627282930 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •